کیهان آنلاین

آگهی می پذیرد

 

با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد

تأسیس در تهران سوم خرداد 1321

تأسیس در لندن اول ژوئن 1984

kayhanonline-London

با کیهان آنلاین همکاری کنید

برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید

نظر خود را با ما در میان بگذارید

نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را

 در کیهان لندن بخوانید

کیهان لندن را مشترک شوید

تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد

فروردین 1389

با پستچی و ستون پست

 کیهان لندن مکاتبه کنید

بگویید و بشنوید

 بپرسید و پاسخ بگیرید

postchi@kayhanlondon.com


به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد


Albion College


بازارچه اصفهان


گالریا رستوران


دکتر ابراهیم محجوبی


مدرسه ایرانی رستم


Utupia Modern Persian Bar Resturant


به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد




به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد

 

تنظیم: ایرج هاشمی زاده

 

مهمان پسران شاطرنانوا

نگاهی به یادداشت های یک زندانی سیاسی از دو زندان در دو رژیم قبلی و فعلی: م. آ. به آذین

محمود اعتمادزاده م. آ. به آذینمحمود اعتماد زاده که با نام مستعارش «م. آ. به آذین» شهرت دارد، از چهره های سرشناس ادبی- سیاسی چپ ایران در دوره قبل و بعد از انقلاب به شمار می رود.

او که سه سال قبل (10 خرداد 1385) درگذشت، دو دفتر خاطرات  از خود بر جای نهاده است و فضای عمومی زندان سیاسی را در هر دو دوره بر اساس مشاهداتش تصویر می کند.

دفتر خاطرات به آذین از زندان پیش از انقلاب «مهمان این آقایان» نام دارد و خاطراتش را از زندان بعد از انقلاب «بار دیگر، و این بار...» نام نهاده است.

ایرج هاشمی زاده، از این دو دفتر بخش هایی را در معرض مطالعه شما قرار می دهد و عقیده دارد که در شرایط کنونی این یادآوری ضروری است (نسخه پی دی اف).

کیهان لندن

 

بخش اول: مهمان پسران شاطر نانوا!    1       2

نخستین روزهای زندان و گفت و گو با یک مارکسیست انقلابی که عقیده داشت راه انقلاب را باید با تصفیه بقایای پوسیده حزب توده هموار کرد

 

بخش دوم: در زندان شاه برای زندانیان از شیوه های مبارزه سیاسی و ادبی سخن می گفتم

افسر نگهبان مرا احضار کرد و مؤدبانه گفت: آقا، اینجا زندانه، ما وظایفی داریم، امیدواریم درک کنید!

 

بخش سوم: در زندان سیاسی زمان شاه، آسایش را مدیون زندانبانان و نظم را مرهون زندانیان بودیم

وقتی وکیل تسخیری من آن دفاع آبکی و «دادگاه پسند» را قرائت کرد، برخاستم و گفتم آنچه  او می گوید برای خود می گوید

 

بخش چهارم: و من که چهل سال انقلاب را آرزو کرده و در راه آن رنج برده بودم اکنون در زندان انقلاب نشسته ام!

هنوز سخنم را تمام نکرده بودم که مشتی سنگین حواله صورتم شد: «پدرسوخته! داری زیرآب ولایت فقیه را می زنی»؟!

 

بخش پنجم: «چریک پیر» در زندان انقلاب «تعزیر» شد!

همه جا دشنام بود و تهدید، مشت بود و لگد... و ضربات شلاق که بر کف پایم فرود می آمد

«برادران» به یاری «بازجو» می آمدند و با کوفتن شیلنگ بر کف پای من کسب ثواب می کردند

 

بخش ششم: به آذین هم در زندان انقلاب به اسلام روی آورد و نمازخوان و روزه گیر شد!

مگر کوریم؟ شور نوجوانی دارد این اسلام...

 

بخش هفتم و پایانی: احسان طبری از دیدگاه به آذین: مردی با دانسته های بسیار و باری سنگین از خودخواهی و دورویی!

او در ژرفای دل و اندیشه به هیچ چیز ایمان ندارد و حریصانه به زندگی دل بسته است

 

 

 

 

□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی

□□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید

 

© Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London