|
کیهان رسانه اندیشه هایی است که اگرچه نیروی قدرتمندی را در جنبش کنونی ایران تشکیل می دهند، ولی صدایشان کمتر شنیده می شود. کیهان رسانه کسانی است که خود را نه تنها به حکومتها بلکه به اپوزیسیون نیز نمی فروشند... |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 Kayhanonline-London |
احمد کسروی «باید گفت شیر و خورشید چون پدیدآورده عشق است، چه بهتر از اینکه بهره ایران، سرزمین شاعران گردیده زیرا نقش مزبور شعر و داستانش هم شعر است...» |
|
■ Kayhanonline - London 29 July 2010 |
■ کیهان آنلاین - لندن پنج شنبه 7 مرداد 1389 |
>> ب. امامزاده: حیف که این امام رو موش نخورد و مُرد منوچهر هنرمند: احمدی نژاد و رازهای شتر درونگرای تومبوکتو >> ه. لیله کوهی: باز هم ما عوضی ها... >> پویان انصاری: بالاخره باید چه کار کرد؟! >> ه. لیله کوهی: چگونه یک تظاهرات باتربیت و خوب راه بندازیم >> عبید سن خوزانی: اوباش سالاری، بهترین گزینه >> ایسنا: اشکال در طراحی قطعات «خودرو ملی» سایپا! >> وزیر دفاع اصلاحات: تا سال 90 [یعنی فقط تا ده ماه دیگر!] در معرض هیچ تهاجم نظامی نیستیم! >> عطاالله مهاجرانی: جنبش سبز خواهان حفظ ولایت فقیه است!
کیهان لندن امتداد «روزنامه وقایع اتفاقیه» است
شما با آگهی در
تنها
کالا و خدمات خود را معرفی نمی کنید بلکه یک کار فرهنگی انجام می دهید:
کیهان، کیهان خودتان، کیهان لندن را زنده نگاه می دارید! با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید به بازار اطمینان نکنید رقبا زیاد هستند
کیهان آنلاین مانند
عصرها منتشر می شود
کیهان آنلاین که از پنجم تیرماه 88 در شبکه سراسری قرار گرفت مهمترین خبرها و متنوع ترین نظرها را در اختیار شما قرار می دهد خبر می خواهید؟ نظر می خواهید؟ خبر همه جا هست و چقدر زیاد! نظر هم همه جا هست و چقدر زیاد! اما مهمترین خبرها را همراه با گزیده نظرهای متنوع فقط در کیهان آنلاین پیدا می کنید! نگذارید بمباران شوید! نگردید! پیدا نمی کنید! تنها آرشیو ماهانه مهمترین خبرهای ایران در کیهان آنلاین
چای و قهوه تان
را آماده کنید
برای گپ های کوتاه و خودمانی همان قدر برای گفتن، که برای شنیدن قدم همه کسانی که حرفی برای گفتن و گوشی برای شنفتن دارند، روی چشم!
فردا دیر بود!
فردا برای تمامی کسانی که تا
کنون در این رژیم اعدام شدند،
دیر بود. چگونه می توان
رسیدن
به فردایی را تسریع کرد که در
آن از اعدام به طور کلی و از
اعدام زندانیان سیاسی اثری
نباشد؟
|
باز اعدام: حکم اعدام جعفر
کاظمی تأیید شد
![]() فردا دیر است! ![]()
![]() بسته تحریمی به جای بسته پیشنهادی ![]() خرخاکی ها در جنازه ات به سوء ظن می نگرند... احمد شاملو وزارت اطلاعات رژیم آرامگاه جانباختگان دهه شصت را تخریب می کندس
>> باز اعدام: حکم اعدام جعفر کاظمی تأیید شد >> بسته تحریمی به جای بسته پیشنهادی >> وزارت اطلاعات رژیم آرامگاه جانباختگان دهه شصت را تخریب می کند >> کدام توافق؟ اعتصاب بازار گسترش یافت >> رژیم ایران در برابر جامعه و جهان: سال مبارزه و تحریم مضاعف پشت پرده خبر را در سرویس سیاسی کیهان لندن و تفسیر نویسندگان آن بخوانید
کارت قرمز برای حکومت ایران
![]() مجله اکونومیست شماره 12 ژوئن 2010 (22 خرداد 89)
|
احمد احرار، الاهه بقراط ، ایرج پزشک زاد، برزو پناهی هادی خرسندی، خیراندیش، شاهین فاطمی، ناصر محمدی علیرضا نوری زاده، داریوش همایون و دهها مطلب خواندنی دیگر... ■ پنجشنبه 7 مرداد 1389
توسل به راه حلهای جنون آسا از سوی خودکامگان، هنگامی که در آستانۀ
شکست و یا بنبستهای خطرناک قرار میگیرند، نمونههای مختلف تاریخی
دارد. برخی از آنها دست به خودکشی میزنند و برخی دیگر کشور را نیز با
خود به سوی پرتگاه میبرند. در تاریخ معاصر، آدولف هیتلر نمونۀ گروه
اول و صدام حسین نمونۀ گروه دوم بود.
رژیم تهران، این روزها خود را با شرایطی روبرو میبیند که رژیم بعثی
عراق بر اثر لجاجت در برابر جامعۀ جهانی گرفتار آن شد و راه مقابله را،
همانند صدام حسین، تهدید متقابل تشخیص داده است. سیاستی که حتی
وابستگان رژیم از عاقبت آن به سختی نگرانند و اختلافات داخلی آنها
بازتاب این نگرانی است. ■ یادداشت هفته: پیش لرزه های یک زلزله
وکلای سیستان و بلوچستان، در پی حادثه اخیر زاهدان تصمیم به استعفا
گرفتند و حرفشان این بود که دولت از عهده حفظ امنیت منطقه بر
نمیآید و مردم امنیت ندارند. متقابلاً، معاون امنیتی ـ انتظامی
وزارت کشور گفت «ما نباید این مسأله را به نبود شرایط امنیتی مطلوب
تعمیم دهیم. من به عنوان یک کارشناس، بحث نبود امنیت در این استان
را قبول ندارم چرا که کارهایی که تا کنون انجام شده، از بُعد آمار،
ارقام، کیفیت و کمیّت قابل ارائه است». ■ دو قرن فراز و نشیب مطبوعات در ایران (136)
احمد احرار
استعفای دولت بهدنبال جلسۀ پر تشنج مجلس شورای ملی و برخورد تند وزیر
مالیه (مصدقالسلطنه) با لیدر سوسیالیستها (سلیمان میرزا) صورت گرفت. ■ هیچ کس به اندازه این شاهزاده «لال» شفاف سخن نگفته است! الاهه بقراط
جنبش سبز همان گونه که زمینه را برای آزمون حرف و عمل بسیاری از مدعیان
فراهم ساخت، امکان سنجش رضا پهلوی را نیز در اختیار مخاطبان وی نهاد.
با این جنبش برخی که اصرار میورزند وی باید به خاطر دیکتاتوری پدرش
مسئولیت بپذیرد و چه بسا «توبه» کند و از درگاه ملت «پوزش» بخواهد،
خیلی زود در برابر یک تناقض قرار گرفتند: چگونه آنها از رضا پهلوی به
دلیل عملکرد پدرش پاسخ میخواهند ولی همزمان به پشتیبانی از میرحسین
موسوی و مهدی کروبی میپردازند که باید پاسخگوی عملکرد خودشان در زمان
زمامداریشان در نظامی باشند که اقداماتش در فرهنگ و عرف جهانی، نامی
جز جنایت علیه بشریت ندارد!
ایرج پزشک زاد
ایرج پزشکزاد، در مراسم سومین سالگرد انجمن فرهنگ آزاد در پاریس، زیر
عنوان بالا صحبت کرد و بهعنوان شاهد مثال، یکی از آثار خود را که
حکایتی در ارتباط با این موضوع است خواند. متن سخنان و همچنین حکایت را
در این شماره کیهان ملاحظه میفرمایید.
برزو پناهی
من از آن پنجرهای که
محمد رضا شاه پهلوی در
واپسین زندگانیاش در قاهره به رود ِ نیل
نگریست، نیل را دیدهام. دیدهام نیل روان را. دیدهام، رود
هزاران ساله را
که شاهد بوده است برآمدگان و رفتگان بسیار فاتحان و شکست خوردگان را.
نیل را دیدهام با پرسشی
برخاسته از جان که «او»
در واپسین نگاههایش به جهان به چه میاندیشید؟ ■ پیژامه شاعر بزرگ (نسخه پی دی اف) هادی خرسندی
خیراندیش
خبر بعدی هم حکایت از آن داشت که دولت در مقابل بازاریان عقبنشینی
کرده و اعتصاب خاتمه یافته است. و اما سایت «الف» وابسته به احمد توکلی وزیر پیشین کار و نمایندۀ کنونی مجلس اسلامی، روایت تازهای بهدست میدهد. شاهین فاطمی
انسان با امید زنده است، با سختیها دست و پنجه نرم میکند و هر
ناکامی را به امید دستیابی به پیروزی بزرگتری پشت سر میگذارد. شکست
برای انسان سالم و امیدوار وجود خارجی ندارد. برای او پیشامدهای ناگوار
در مسیر زندگی میعادگاههایی هستند ضروری که برای رسیدن به سرمنزل
مقصود باید آنها را پشت سر نهاد. نقش امید در زندگی جوامع و ملتها نیز
از وضعی مشابه برخوردار است. ■ انتشار دوره جدید مجله فردوسی به سردبیری عباس پهلوان ناصر محمدی
عباس پهلوان نویسنده و روزنامه نگار صاحبنام
به تازگی
انتشار دوره جدید مجله فردوسی را پس از یک وقفه سی و یک ساله، این
بار در آمریکا و در فضایی متفاوت، در جامعه غربتنشین ایرانی آغاز
کرده است. کاری است کارستان که تنها شوق و عشق پشتوانه آن است و
فقط هم از دلباختگان شوریدهای مانند پهلوان بر میآید. و براستی
که جای یک مجله هفتگی پر و پیمان دیگر در اندازههای حرفهای در
جامعه خارج از کشور خالی بود.■ یک هفته با خبر علیرضا نوری زاده
ده سال پس از خروجش از حصار تن، حالا دیگر کسی تردید ندارد که نگاه «الف. بامداد» به فردای میهنش و روزگار اهالی خانه پدری، نگاهی صواب و کلامش اعتباری پیامبرگونه داشته است. گزافه نمیگویم، کدام کس از جمع مجذوبان و سحرشدگان میتوانست چنان او در آغاز ظلمتی که صبحش پنداشته بودیم از عساکر خدایگان معمم بگوید که دهانت میبویند / تا که مبادا گفته باشی دوستت دارم. داریوش همایون
رهبری آن گونه که در جامعههای واپسمانده میشناسیم رهبری فرهمند
charismatic
وبری است ــ شخصیتی که همان نامش بس است که تودهها را به حرکت
درآورد؛ کسی که سرنوشت ملت یا امری را تعیین میکند. در جامعههای
مدرن آن گونه رهبری ناممکن است. پیچیدگی و تنوع جامعه سیاسی چنان
است که هیچ کس نمیتواند شخصیت و باورهای خود را بجای نیروهای
اجتماعی بگذارد.
□□□ گزیده مطالب کیهان لندن عصر پنج شنبه آنلاین می شود ولی هم خواندن روزنامه مزه دیگری دارد و هم در صورت اشتراک خیلی زودتر آن را به اضافه دهها مطلب خواندنی دیگر دریافت می کنید □□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی □□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید
■
ای میل همکاران کیهان لندن:
برای مراجعه به سایت ناشر روی عکس کلیک کنید |
| □□□ نظر ... |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| □□□ هنر و ادبیات ... |
|
|
|
|
|
گفتار و گفتگو و خاطره درباره کیهان ما، کیهان شما در ردّ یک روایت غلط: بسیار تکرار می شود که «کیهان» نام خود را از روزنامه فرانسوی «لوموند» الهام گرفته است. این روایت غلط است. لوموند به معنای «دنیا» و «جهان» است نه کیهان. معادل فرانسوی کیهان «اونیورUnivers» است. از سوی دیگر، روزنامه کیهان (1942) دو سال پیش از روزنامه لوموند (1944) منتشر شد. نام «کیهان» به گفته دکتر مصطفی مصباح زاده پیشنهاد زنده یاد عبدالرحمن فرامرزی نخستین صاحب امتیاز «کیهان» بود. |
|
|
|
|
□□□ آرشیو ... |
■ آرشیو کیهان لندن ■ آرشیو خبر ■ آرشیو نظر ■ آرشیو گزارش ■ آرشیو گفتگو ■ آرشیو هنر و ادبیات ■ آرشیو بوی خوش کتاب ■ آرشیو در هیاهوی اینترنت ■ پستوی پستچی
کیهان و مطالب متنوع شماره های پیش را از دست دادید؟ به آرشیو کیهان سر بزنید!
|
□□□ پستچی... |
|
■ صندق پستچی هر روز پر است. آنچه هم در این ستون می آید باید خیلی زود جای خود را به مطالب دیگر بدهد. برای خواندن پست های قبلی به پستوی پستچی سر بزنید. این هم ای میل مستقیم پستچی کیهان آنلاین: postchikayhan@aol.com کار پستچی زیر و رو کردن خبرهاست بنا براین لطف کنید و ای میل های گروهی و چیزهایی که همه از آن باخبرند نفرستید. |
|
نظر چند مذهبی و غیرمذهبی درباره مذهب و ربط آن با امامزاده بیژن! این همه هی دارید درباره دین و مذهب می شنوید. حالا به حرف چند اندیشمند وسیاستمدار مشهور و نامشهور مذهبی و غیر مذهبی در مورد دین گوش کنید که بدون هر گونه «قرائت» و تلاش برای تطبیق دین با «دوموکراسی» و حقوق بشر و غیره رک و پوست کنده درباره دین حرف می زنند. بعد هم ببینید ربطی بین این حرفها با این امامزاده بیژن پیدا می کنید یا نه:
دنیس
دیروت:
رابرت گرین
اینگرسول:
ناپلئون
بناپارت:
جومو
کیانتا
سوزان
ارتس:
مارک
تواین:
نیچه:
جرج
کارلین:
آرتور سی کلارک:
بنجامین دیزرائیلی
کائوچیو:
و
این هم از گل سرسبد دوران روشنگری و خرد، وُلتر، که به هیچ
دینی اعتقاد نداشت: نخستین روحانی جهان، اولین شیادی بود
که به اولین ابله رسید.
حالا
به این امامزاده بیژن نگاه کنید. آیا ربطی بین حرف های
بالا و عکس پایین می بینید؟!
راست گفته اند تا ابله و احمق و نادان و... در جهان است، مفلسی مانند جمهوری اسلامی در نمی ماند! ضمنا به آن ران و سینه مرغ هم بر سردر مغازه توجه کنید که چقدر با اهداف این امامزاده کامبیز، ببخشید، امامزاده بیژن، مطابقت دارد! خبر بدون شرح خبرگژاری های ژومهوری اشلامی: نژام مقدش ژومهوری اشلامی پش اژ این شیگاری ها را در وژارتخانه ها اشتخدام نمی کند. این هر دو جناح... کورش از تهران که گاهی نظر خود را با شما در میان می گذارد، این بار درباره یک حزبی «شدن» جمهوری اسلامی می نویسد که این تازگی ندارد و این نظام همیشه یک حزبی بوده است:
«سلام، اخیراً آقای کروبی و آقای خاتمی به سخنان محمود احمدی نژاد
اعتراض نموده ای بی ادب، دمت گرم، تو هم این کار را نکن!
«بی
ادب» را یادتان می آید؟ همان اوایل کارش در همین ستون
به آن لینک داده شد.
این هم یک لینک دیگر! بی ادب در
تازه ترین بی ادبی اش به پستچی کیهان آنلاین گیر داده
که چرا به جُندالله گفته نکنید این کار را! ترور نکنید!
خودتان را به آتش نکشید! به عکس برگردان رژیم تبدیل نشوید!
مطلب پستچی را که همین بغل خواندید. بی ادب هم نوشته:
«ای
جندالله، دمتون گرم به حرف پستچی گوش نکنید
دیروز یک چیزی در کیهان لندن خوندم که حالم حسابی گرفته
شد. به نظر من کیهان لندن تنها روزنامه درست و حسابی
ایرانی هست ولی خوب روزنامه های خوب هم هر از گاهی کس شعر
مینویسن.
پستچی محترم روزنامه کیهان در مطلبی خطاب به جندالله
مینویسه
دست از ترور و عملیات انتحاری بردارید چون ترور و خشونت
همون شیوه ای هست که جمهوری اسلامی ازش استفاده میکنه و در
نتیجه اگر شما از
ترور و خشونت استفاده کنید میشین مثل جمهوری اسلامی
پستچی محترم بعد هم خیلی ملایم جندالله رو عامل بیگانه
میکنه و به کنایه به جندالله مینویسه که
اگر به فرض وعده پشتیبانی از خارج بهتون دادن باور نکنید،
خارجی ها از یک طرف شما رو گوشت دم توپ میکنن و از طرف
دیگه با آخوندها
لاس میزنن
دست آخر هم پستچی به جندالله پیشنهاد میکنه که
با جنبش مدنی مردم سایر نقاط
ایران همگام بشن
من با احترام زیاد باید به پستچی عزیز بگم که شما هم خوش
خیال هستی هم قیاس به نفس میکنی، شما فکر میکنی چون خودت
برای مردم بلوچستان احترام قائلی، شصت ملیون شیعه چهارده
امامی هم همینجوری فکر میکنن. شما چون برای خودت فارس و
کرد و بلوچ فرق نمی کنه فکر میکنی همه دیگه هم همینطور فکر
میکنن
حالا چندتا سئوال
در این یک سال گذشته همه نشریات اپوزیسیون، همه رادیو ها و
تلویزیونها در مورد شکنجه زندانی ها و اعتراف اجباری نوشتن
و گفتن. آخوندهای قم فتوا دادن که این اعترافها ارزشی
نداره. وقتی اون آخوند ابطحی کون گشاد ریقو اعتراف کرد همه
داد و فریاد راه انداختن که به این قرص دادن، تو انفرادی
نگهش داشتن و از این حرفا. وقتی این حضرات مثلا اصلاح طلب
پشت سر هم توبه کردن و گناه رو انداختن گردن همدیگه، باز
همه نشریات اپوزیسیون گفتن این اعترافا بی ارزش هست
حالا شما جناب پستچی یک نگاهی به همین نشریات بنداز ببین
چندتاشون به شکنجه عبدالمالک ریگی اعتراض کردن و چندتاشون
گفتن که این اعترافات بی ارزش هست؟ شما نگاه کن ببین
صدایی، حرفی، اعتراضی، چس ناله ای از موسوی و کروبی و
کدیور و مهاجرانی و فرخ نگهدار و مسعود بهنود و امثال اینا
دراومد یا نه
در همین یک سال گذشته چند تا کمپین بوده برای متوقف کردن
اعدام و سنگسار مردم، بعضی هاش موفق بود و اعدام وسنگسار
متوقف شد و بعضی هاش نه. ولی شما نگاه کن ببین چندتا
روزنامه و نشریه و جریان سیاسی چیزی نوشتن که از اعدام
عبدالمالک ریگی و برادرش جلوگیری کنن
شما نگاه کن ببین چند نفر یا چندتا نشریه اصلاح طلب و
اپوزیسیون اعدام ریگی و برادرش رو محکوم کردن؟ یک سری هم
تازه مثل کدیور و مهاجرانی از دستگیری و اعدام ریگی ابراز
رضایت و خوشحالی هم کردن
اصلا برگردیم عقب تر، شما بگرد ببین این مثلا اپوزیسیون و
این مثلا اصلاح طلبا چند تا مقاله یا نوشته یا از این چیزا
در مورد درد و بدبختی مردم بلوچ نوشتن؟ سی سال هست که این
رژیم دمار از روزگار بلوچ بنده خدا در آورده از هیچ کس صدا
در نمیاد. این همه کشته و زندانی و فقر و بدبختی و ستم
دینی و ستم ملی هیچ کس هیچی نمیگه چون برای این اپوزیسیون
کشته و زندانی هم فقط وقتی به حساب میاد که شیعه باشه و
ساکن تهرون
حالا اگر بعد از این همه ستم و بدبختی یکی جون به لبش رسید
و زد ، درست یا غلط، چند تا پاسدارکشت اونوقت رگ ضد
تروریستی همه باد میکنه و پاسدارا میشن مردم بیگناه واون
بابا هم میشه عامل بیگانه
پستچی عزیز، من والا نه بلوچ هستم نه سنی نه طرفدار جدا
شدن بلوچستان نه طرفدار جدا نشدنش منهم مثل شما قبول دارم
که همه باید آزاد و راحت زندگی کنن
ولی این که شما میگی که مردم بلوچ و جندالله با جنبش مدنی
مردم ایران همراه بشن یعنی چی؟ یعنی هر کاری که رهبری جنبش
مدنی در تهران گفت بلوچ ها همون کار رو بکنن، بماند که
جنبش ظاهرا رهبری هم نداره. یک مثلی هست که میگه برای یکی
بمیر که لااقل برات تب کنه. حالا جنبش اپوزیسیون و اصلاح
طلبی شیعی چه کار تو این سی سال برای بلوچها کرده که حالا
بلوچ بخواد باهاش همگام بشه و به حرفش گوش بده»
پستچی بدون اینکه وسط حرف بی ادب بپرد، مطلبش را برای
مطالعه شما کپی کرد.
حالا چند تا سؤال:
آیا منظور از گیر دادن به توصیه پستچی خطاب به جُندالله
این است که: بکنید این کار را؟! ترور کنید؟! خودتان را به
آتش بکشید؟! به عکس برگردان رژیم تبدیل شوید؟!
کیهان لندن به عمد و آگاهانه با انتشار عکس عبدالحمید و عبدالمالک ریگی در صدر سایت خود، خبر اعدام آنها را با اعتراض به آن منتشر کرد. هر دو را می توانید در اینجا و اینجا بخوانید. اعدام، اعدام است. وقتی با آن مخالفت می شود، دیگر نظارت «استصوابی» ندارد که اعدام چه کسی بزرگ و با عکس و تفصیلات محکوم بشود و اعدام چه کسی یواشکی خبرش پخش شود. کیهان لندن سالهاست بسی فراتر از مدعیان آزادی بیان راست و چپ و مذهبی و اصلاح طلب و انقلابی و ملی و ملی-مذهبی و غیره عمل می کند. بیخود نیست که بر سردر سایت آن نوشته شده: «کیهان رسانه کسانی است که خود را نه تنها به حکومتها بلکه به اپوزیسیون نیز نمی فروشند...»
گیر دادن به پستچی و کیهان لندن و سایت اش نه تنها هیچ عیبی ندارد، بلکه خیلی هم خوب است. اگر ایرادی وجود داشته باشد، از راه همین گیر دادن ها معلوم می شود. اشکال گیر دادن بی ادب اینجاست که کار دیگران را با کار پستچی و کیهان قاطی می کند و از پستچی جواب می خواهد. پستچی مسئول سکوت و دودوزه بازی و پشتک وارو زدن دیگران نیست که پاسدار را «مردم بیگناه» و ریگی ها را «عامل بیگانه» معرفی کردند. پستچی اما مسئول این حرف خودش هست: « اگر به فرض، وعده و پشتیبانی ای از «خارج» هست، فریب آن را نخورید. آنها از شما به عنوان گوشت دم توپ استفاده می کنند و سود خود را می برند. از یک سو شما را به میدان نبردی نابرابر می فرستند و از سوی دیگر با رژیم جمهوری اسلامی لاس می زنند.» برای این حرف هم دلیل دارد. دست که سهل است، هر بیست انگشت دست و پای «بیگانه» در همه جای جهان و در همین تاریخ معاصر ایران همیشه در کار بوده است. همین الان هم هست. عبدالمالک ریگی چطوری دستگیر شد؟ از کدام کشور به کدام کشور می رفت که در هوا او را دزدیدند؟ کدام کشور از رفت و آمد او با خبر بود که او را به پاسداران و جمهوری اسلامی فروخت؟! معنی حرف پستچی از «اگر به فرض، وعده و پشتیبانی ای از «خارج» هست، فریب آن را نخورید» همین است که اتفاقا پیشاپیش هم ثابت شد: با دستگیری عبدالمالک ریگی! انگشت «خارج» در بغل گوش مقام معظم رهبری و بیت اش هم در کار است. در سپاه و برنامه اتمی اش هم هست: شهرام امیری! انگشت «خارج» در میان اصولگرا و اصلاح طلب و چپ و راست هم هست. ببینید چطور اصولگرایان الان به روسیه که دبه درآورده فحش می دهند. آن طرف تر هجوم ملخ وار اصلاح طلب ها را به رسانه های مثلا مستقل خارج کشور ببینید. تازه اینها چیزهایی است که آشکار است. آنها را که خبر نداریم، بعدها معلوم خواهد شد و چه بسا هم هرگز نشود!
نه بی ادب عزیز، برای هر جان بلوچ و
کرد و عرب و فارس و ترک و لُر و ترکمن و گیلک و ... درست
بر عکس جمهوری اسلامی، باید ارزش قائل شد.
اگر منظور از ترور، انتقام و دل خنک کردن باشد که آن حاکمان بی غیرت عین خیالشان نیست. ده بیست تا پاسدار کشته شدند؟ چه فرقی به حال آنها می کند. سی چهل تای دیگر به منطقه می فرستند. به «مقام معظم رهبری» و کسانی که مانند کفتار و لاشخور به جان ایران افتاده اند و آن را به ویرانه تبدیل کرده اند که از آب و هوای آن عفونت و آلودگی می بارد و دروغ و فساد و چاپیدن آن چنان فراگیر و همگانی شده که داد بعضی از خودی هایشان نیز در آمده، هیچ زیان اساسی نمی رسد. با ترور فقط می توان مقدمات از بین رفتن خود را فراهم آورد. بحث دیگر اینکه، مبارزه و جنبش مدنی و آزادی خواهی ایران در حال حاضر هیچ رهبری ندارد، که در تهران نشسته باشد. اگر منظور موسوی و کروبی است، آنها نشان دادند که در همراهی با مردم هم چندان چالاک و چابک نیستند و لنگ می زنند چه برسد به آنکه بخواهند آنها را رهبری کنند. نقش آنها به این دلیل مهم است که از درون خود رژیم آمده اند و گند و کثافت آن را بیرون می ریزند. حرف پستچی این است: ترور چاره درد نیست. هیچ وقت نبوده. بلکه بیشتر بر درد و عفونت اضافه می کند. حتی در سیستان و بلوچستان هم می توان مبارزه مدنی کرد. با ترور فقط می توان به خبر درشت رسانه های ایران و جهان تبدیل شد اما نمی توان دستاورد درشتی داشت و مردم را به آزادی و آسایش و امنیت رهنمون شد. حال خود دانی، ای بی ادب، که چه به مخاطبان خود توصیه کنی! پستچی با تو هم عقیده نیست حتی اگر تو عقیده اش را «کس شعر» بخوانی! به قول شاعر: در بی ادبی بسی ادب هست... حالا اگر گفتید این نظام چیه؟! مهدي كروبی: كشتي نظام ، يك قايق است. کلهر: نگرانم جوانان سوار اتوبوسی غیر از اتوبوس نظام شوند! کروبی: قطار جمهوری اسلامی از مسیر اصلی منحرف شده است. میرحسین موسوی: می گویند از کشتی
نظام پیاده شده اید. پستچی کیهان آنلاین: ماشین مشتی ممدلی، نه بوق داره نه صندلی! اگر گفتید بی سواد کیست؟ آلوین تافلر نویسنده ای که نظراتش درباره جوامع جدید متکی بر تکنیک ارتباطات، غوغا آفرید، معتقد است: بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند ودوباره بیاموزند. پیام مهم محمدرضا شاه به ملت ایران
محمدرضاشاه پهلوی پیام مهمی از مسجد الرفاعی در قاهره برای ملت
ایران فرستاده است: ملت بزرگوار ایران، اگر فقر می خواستید، اگر درد می خواستید، اگر نکبت می خواستید، اگر اعدام می خواستید، اگر تجاوز می خواستید، اگر کوفت می خواستید، اگر تحریم می خواستید، اگر توهین می خواستید، اگر بیکاری می خواستید، اگر گرانی می خواستید، اگر بدبختی می خواستید، اگر شکنجه می خواستید، اگر بدهی جهانی می خواستید، اگر کشتار عزیزانتان را می خواستید، اگر واگذاری دریای خزر را می خواستید، اگر بی اعتباری و خفت جهانی می خواستید، اگر سلطه چین و شوروی را می خواستید، اگر واگذاری سرمایه ملی به عربها را می خواستید، اگر حجاب و تو سری برای زنان می خواستید، اگر دزدی اموال ملی و خروج ثروتهای نفتی می خواستید، چرا به خودم نگفتید؟ خطر روی دروازه ایران و نقش کنفدراسیونی ها از زبان روشن زاده
حبیب روشن زاده و عطا بهمنش دو مفسر ورزشی محبوب ایران سایت «خواندنیها» در ویدئویی که منتشر کرده از زبان روشن زاده، مفسر ورزشی ایران در پیش از انقلاب اسلامی، زمان شکل گیری «خطر روی دروازه ایران» و نقش کنفدراسیونی ها را در آن نشان می دهد. ویدئو را در اینجا ببینید.
طرح ضربتی جمهوری اسلامی باور احمدی نژاد: حل مشکلات جهان در دولت یازدهم!
این حرف از دهان کسی که خودش به یک مشکل بزرگ نه تنها سیاسی، بلکه روانی مردم ایران تبدیل شده، آدم را به یاد حکایات گلستان سعدی می اندازد که پستچی هوس کرده یکی از آنها را از باب چهارم «در فواید خاموشی» با شرایط این «رییس» که خواب مادام العمر شدن می بیند تعریف کند: احمدی نژادی برای حل مشکلات جهان به دولت نهم و دهم و یازدهم و ... در آمد. یکی مردم بیگانه با خود را دید با قدرت او و رهبرش در آویخته. دشنام و سقط گفت از کرسی خود تکان نخورد و «فتنه» و آشوب خاست. پستچی که برین واقف بود گفت: تو از مشکلات جهان چه دانی چیست که ندانی مشکل دولت و قدرت ات چیست! که تازه اصلا معلوم نیست این دوره رو تموم بکنی یا نه! این هم پشت صحنه آن همه هارت و پورت! حالا باور کنید که واقعا هیچ غلطی نمی تواند بکند!
خبرگزاری فارس که این عکس را منتشر کرده، هیچ توضیحی درباره آن نداده است. در فیس بوک آمده شخصی که با خامنه ای تقریبا دست به یقه شده، محسن یحیوی نماینده اصولگرای مجلس هفتم است که با ترابی سالها در عراق اسیر بود. سایت جوان آنلاین وابسته به سپاه پاسداران نیز این عکس را منتشر کرده و نوشته : کسانی که آقا را این چنین خشمگین کرده اند، باید شرمنده باشند. در عکس دقت کنید: سمت راست سر سید حسن خمینی، رفسنجانی و شاهرودی را می بینید که ماجرا را تماشا می کنند. بالای عکس در وسط هم عده دیگری دست به یقه شده اند. این عکس درست مثل عکس پایینی خیلی زود از روی سایت فارس حذف شد، ولی دیگر دیر شده بود. واقعا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند!
خامنه ای در نماز جمعه 14 خرداد 89 این عوعو سگان شما نیز بگذرد... سیف الدین محمد فرغانی شاعر اواخر قرن هفتم و آغاز قرن هشتم هجری است. وی این غزل را در پاسخ به کشتار و یکه تازی های قوم مغول در ایران سروده است: هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق ِ زمان ِ شما نیز بگذرد وین بوم ِ محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت ِ آشیان ِ شما نیز بگذرد
باد ِ خزان ِ نکبت ِ ایام، ناگهان
آب ِ اجل که هست گلوگیر ِ خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
چون داد ِ عادلان به جهان در، بقا
نکرد
در مملکت چو غرّش ِ شیران گذشت و
رفت
آنکس که اسب داشت، غبارش فرو نشست بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت هم بر چراغان ِ شما نیز بگذرد
زین کاروانسرا بسی کاروان گذشت ای مفتخر به طالع ِ مسعود ِ خویشتن تأثیر ِ اختران ِ شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان
رسید بیش از دو روز بود از آن ِ دگرکسان بعد از دو روز ِ از آن ِ شما نیز، بگذرد
بر تیر ِ جورتان ز تحمل سپر کنیم در باغ ِ دولت ِ دگران بود مدتی این گل ز گلستان ِ شما نیز بگذرد آبیست ایستاده در این خانه ِ مال و جاه این آب ِ ناروان ِ شما نیز بگذرد ای تو، رمه سپرده به چوپان ِ گرگ ِ طبع این گرگی ِ شبان شما نیز بگذرد
پیل ِ فنا که شاه ِ بقا، مات ِ حکم
ِ اوست ای دوستان ِ خوب، به نیکی، دعای سیف یک روز بر زبان شما نیز بگذرد |
سیل بیعت از سراسر ایران و جهان و کهکشان برای «التزام» و «اطاعت» از «رهبر»! اختصاصی پستچی به محض اینکه دیروز خبر پاسخ به استفتای یکی از بندگان «امام» خامنه ای جانشین پیامبر اسلام منتشر شد که وی در آن همه را به «التزام» به خود و «اطاعت» از وجود مبارک فرا خوانده بود، از سراسر ایران و جهان و حتی کهکشان و راه شیری، پست و اس ام اس و ای میل و تلفن و فکس است که جهت بیعت با «امام» می رسد. در زیر فقط چند نمونه برای نشان دادن ابعاد الهی این بیعت تاریخی و اطاعت از رهبر شیعیان و همه ادیان جهان:
از طرف مردم ایران به شکل و شیوه کاملا ملی و میهنی و اسلامی
ای جُندُالله، این کار را نکنید! به عکس برگردان رژیم تبدیل نشوید! حتما خبر عملیات انتحاری گروه جندالله را در زاهدان شنیدید و خواندید. گزارش و تفسیر مربوط به آن را در کیهان لندن خواهید خواند. اما پستچی کیهان آنلاین به عنوان کسی که از این گروه و خانواده دردمند ریگی ها یکی دو پیراهن بیشتر پاره کرده است، به آنها می گوید: نکنید این کار را! به عکس برگردان جمهوری اسلامی تبدیل نشوید! همان کاری را نکنید که رژیم با صرف میلیون ها تومان ثروت این مردم، از جمله ثروت شما هموطنان سیستان و بلوچستانی، در فلسطین و لبنان و افغانستان و دیگر نقاط جهان پیش می برد تا به اهداف خیالی خود برسد. هیچ کس حتی گروه هایی قدرتمندتر از شما نتوانسته اند با ترور و ترویسم و با به آتش کشیدن جان خود و دیگران به اهداف خود برسند. به همین جمهوری اسلامی نگاه کنید. این همه هزینه، این همه زندگی از دست رفته، تنها نتیجه ای که برای رژیم داشته، این بوده که آن را به رژیمی تروریست و منفور که باید با آن مبارزه کرد، تبدیل کند. درد و رنج همه مردم ایران که زیر ستم های بی بدیل و گسترده جمهوری اسلامی بسر می برند، به ویژه دردمندی و رنج های اقلیت های قومی و مذهبی و استان های همیشه محروم ایران، از دل و جان قابل درک است. اما درمان آن نه تنها در ترور و تروریسم نیست، بلکه ترور به رژیم این امکان را می دهد تا بر شدت تروریسم دولتی و سرکوبگر خود بیفزاید. باز هم جان های بیشتری از شما بستاند و باز هم به نیازمندی های برحق شما بیش از پیش بی اعتنایی کند. جان ارزشمند خود را حفظ کنید تا بتوانید نقشی در مبارزه آزادی خواهانه ایران بر عهده بگیرید و در فردای ایران آزاد، در آبادی و سربلندی آن بکوشید. شما با ترور، خود را در داخل و خارج منزوی ساخته و خود بر مردم خویش ستم می کنید. اگر به فرض، وعده و پشتیبانی ای از «خارج» هست، فریب آن را نخورید. آنها از شما به عنوان گوشت دم توپ استفاده می کنند و سود خود را می برند. از یک سو شما را به میدان نبردی نابرابر می فرستند و از سوی دیگر با رژیم جمهوری اسلامی لاس می زنند. بر مردم خود تکیه کنید و خود را و آنها را بر باد ندهید. چه کسی توانسته با نابودی خود به دست خویش، زندگی بیافریند، جز اینکه تنها آبی بر آتش انتقام خویش ریخته باشد؟ رژیم به اندازه کافی مزدور دارد که چند برابر آنهایی را که کشته اید، به منطقه شما گسیل کند. با مبارزه مدنی مردم در دیگر نقاط ایران همگام شوید و جان و زندگی خود را برای روز مبادا حفظ کنید. ایران و همه استان هایش به تک تک شما نیاز دارند. عجب شور و شوقی از سر و ریخت این بدبخت های «جامعه هنری» جمهوری اسلامی می بارد
حیف پرویز فنی زاده و بهرام بیضایی و رگبار و جایزه اش. در همه جای دنیا هنرمندان پیشرفت می کنند، اینها پس پسکی می روند. این خواهر پروانه معصومی که به گفته خودش با تب 39 درجه چادر و چاقچور کرده و از بستر بیماری بدو بدو خود را به محضر «مقام معظم رهبری» رسانده، بهتر بود به جای «رگبار» بیضایی در «گاو» مهرجویی بازی می کرد. برای آشنایی بیشتر با وضعیت این «هنرمندان» و امکان کار «هنری» در جمهوری اسلامی به پاورقی «سی سال سینما در جمهوری اسلامی» از بصیر نصیبی مراجعه کنید. نوشته منوچهر هنرمند سردبیر «خواندنیها» را نیز در اینجا بخوانید. عکس های دیدار «هنرمندان» با «رهبر» حکایت «رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ درون» است:
تکذیب و برائت خداونت از بندگانش می گویند خداوند متعال در یک ای میل 14 ماده ای وجود خود را تکذیب و از همه آنها که نادانی و خرابکاری های خود را به اسم او می نویسند، اعلام برائت نمود. متن این ای میل به پستچی هم رسیده که برای اطلاع شما، بندگان، منتشر می گردد: «1- من اصلا وجود ندارم ؛ برويد مثل آدم زندگی تان را بکنيد و اين قدر داستان و شعر درست نکنيد. خودتان مرا درست کرديد که کاسبی کنيد و سر همديگر کلاه بگذاريد ، چرا پای مرا وسط می کشيد؟! 2- اگر من خدايم چرا موسي را بفرستم بگويم شنبه را تعطيل کند و عيسی را بفرستم بگويم يک شنبه را و محمد را بفرستم بگويم جمعه را؟ 3- چرا کاری کنم که عيسوی شرابش را در کليسا بنوشد و مسلمان به جای شراب شلاق بخورد؟ 4- اگر من وجود می داشتم و اين قدر مهربان می بودم که همه دين ها می گويند چرا بيشتر تلفات تاريخ و جنگ ها در تاريخ با نام دين و انجام تکليف دينی و هدايت مردم و بردن مردم به بهشت و به اسم من گرفته است؟ 5- اگر من خدا هستم، پس چرا اين همه آدم کج و معوج به اسم من روی زمين خدايی می کنند و کليد بهشت می فروشند و این دنيا را برای مخلوقات من جهنم کرده اند؟ 6- خدايی که به عبادت محتاج باشد ، خدايی که قسم بخورد جهنم اش را از نافرمانان پر می کند ، خدايی که فقط محبان علی را به بهشت راه بدهد و بقيه پيامبرانش بشوند زرشک، خدايی که بگوید زمين آزمايشگاه است و آدم ها موش آزمايشگاهی و وعده تمام آن چه را در زمين حرام کرده، در بهشت وعده بدهد، بابا، من نيستم! من این خدا نیستم. 7- برويد مغزتان را به کار بیندازید و بيخود بی عرضگی هايتان را به اسم اين که من چيزی مي دانم که شما نمي دانيد نگذاريد. 8- اگر نمی توانيد از پس گردن کلفت هايتان بر بيائيد چرا پای مرا وسط می کشيد ؟ نخير، اصلا قرار نيست من در آن دنيا حساب لات و لوت های این دنيا را برسم. 9- اگر عرضه داريد خودتان از خجالت شان در بيائيد و الکی خودتان را لوس نکنید که شاید جواز عبور به بهشت بگیرید. از این خبرها نیست. 10- يعني چه دست روی دست می گذاريد و منتظرید که یکی از راه برسد؟ من که قرار نیست کسی را بفرستم. حالیتان شد؟ به نام من دکان باز کرده اند. من اصلا شماره ثبت اين دکان ها را نمی شناسم. نیستم که بشناسم. نبوده را که از بوده آگاه نيست. 11- همه شماها چند ميليارد سلول خاکستری در آن مغزهايتان داريد. همان ها را به جای تسبیح و استخاره به کار بیندازید. از مغزتان استفاده کنید تا فاسد نشود. 12- اگر خودتان در قدرت طلبی و فريبکاری روی «قلعه حيوانات» را هم سفيد کرده ايد و به همه دنيا گند زده ايد، چرا هی می گوئيد قضا و قدر من است؟ يعنی اگر من خدا می بودم به اندازه این مدير گوگل عرضه نداشتم يک دم و دستگاه درست و حسابی راه بندازم که هم کارمندش راضی باشد و هم مصرف کننده اش؟!شما يک بار در اين تارنما ها Sign In می کنيد تا دو هفته برایتان بس است و لازم نيست روزی چند بار جلويش خم و راست بشويد و هزار خواهش و تمنا کنيد تا سرويس هايش مثل ساعت کار کند. 13- وضع دعا و نفرين هايتان هم از همه بدتر است! بهتان گفته باشم که 99/99 درصد اين دعاها Spam است و اصلا در Mail Box من ظاهر نمی شود (تازه اگر باشم !) خیالتان راحت شد؟ آخر يعني چه که هی می گویید: خدايا همه را خوشبخت کن! اگر قرار باشد همه خوشبخت باشند و شما هم فکر می کنید بهشت و جهنم وجود دارد، پس چه کسی جهنم را رفت و روب کند؟ ديدید حالا عقل تان را به کار نمی برید؟ 14- شما هيولایی از من ساخته ايد که اصلا وجود ندارد. مثل آدم زندگی کنید و هی خرابکاری هایتان را به من نسبت ندهید که من نیستم! رهبر قلابی رهبر قلابی تازی تبار چرت گوید پرت گوید بی شمار خویش را داند علی روزگار جیره خواران درکنارش با شعار سید علی گوید علی مولای اوست لیک کردارش نه چون رفتاراوست آن علی گویند عادل بوده است سید علی دانیم قاتل بوده است آن علی می خورد خرما و خیار سید علی قرقاولان با خاویار آن علی گویند بوده ژنده پوش سید علی را صد عبا هست و روپوش آن علی حق را حمایت می نمود سید علی قاضی ظالم می ستود آن علی چون رای مردم را شنید گوشه گیری را به جان و دل خرید سید علی" نه " را چو ازملت شنید دست و پا و سینه ی مردم درید آن علی در باغِ نخلش کار کرد سید علی هی خورد و پول انبار کرد آن علی در کار خود اخلاص داشت سید علی مداح وعمر وعاص داشت آن علی دنیا به هیچ انگاشتی سید علی قصر تزاران داشتی سید علی باشد نشانی از خدا؟؟؟ او چو شیادی ست پر رنگ و ریا ارزش دین، سید علی بر باد داد شک بی حد در دل مومن نهاد قصه کوته، سید علی بی آبروست زیرِ خاکِ پای ملت جای اوست مزدک که این سروده را فرستاده است این را هم نوشته که همه مطالب گفته شده در مورد حضرت علی از دیگر آخوند ها نقل قول شده و حاصل پژوهش تاریخی و علمی نیست. ای بابا، آقای کدیور! دروغ به این بزرگی؟! هم غزه، هم لبنان؟! به چه دلیل آخه؟ اصلا مگر کدام حق و حقوق غزه و لبنان مورد تجاوز جمهوری اسلامی قرار گرفته بود که مردم به خیابان بریزند و شعار بدهند: هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران! آیا «هم غزه، هم لبنان» با قسمت بعدیش که دهان کجی به نظام شماست، جور در می آید؟! یا این که خواستی از صدای آمریکا برای «برادران بسیجی» شعار تعیین کنی؟ پس این چیه؟ خوب اینجا گوش کن! مردم چی میگن؟ میگن: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! واقعا که! شما «اتاق فکر» نیستید! اتاق حرفید! حرف مفت... این هم نظر کورش از تهران درباره افاضات آقای کدیور:
«با درود
اول، ایشان سعی می کند جمهوری اسلامی را به دو دوره مجزا تبدیل کند
و مثلا دوران آقای خمینی را متفاوت از وضعیت کنونی ارزیابی کند که
به نظرم یک جعل کاری آشکار است.
پنجم، این موضوع که از درون متون دینی و نظریات فقهی بتوان
دمکراسی،پارلمانتاریسم،آزادی عقیده و برابری حقوق افراد را استخراج
کرد، نظریه ای است شکست خورده و در عمل ابطال شده. «راه سبز» در دست ساختمان
طرح از محمد فاضل شجریان: اگر لازم بود برای این زمان چیزی بخوانم، می خوانم، که خواندم: تفنگ ات را زمین بگذار!
y
سخنان محمدرضا شجریان در گفتگو با آزاده انصاری در سی ان ان: «هنر در ذات خود یک نوع اعتراض است. و این است که حکومت ها موقعی که هنر پا به عرصه تقابل می گذارد، از آن وحشت دارند. و من به آن اجازه نمی دهم که از ابزار من علیه خود من استفاده کند و این بود که من اعتراض کردم و گفتم شما حق ندارید چنین کاری بکنید. این [آوازها] مال این زمان نیست. مال یک زمان دیگری بوده. اگر لازم بود برای این زمان چیزی بخوانم، می خوانم، که خواندم: تفنگ ات را زمین بگذار! با مردم نمی شود هرز رفتار کرد. با مردم باید حرف زد. وقتی که مرور می کنم، می بینم که حتی یک هفته نبوده که من در این سی و یک سال احساس خوشحالی بکنم که در چنین شرایطی زندگی می کنم. حتی یک روزش هم برایم پیش نیامده. همیشه آن سایه تلخ مرا آزار داده. من هر جای دنیا بروم، وقتی می بینم که مردم شاد و خوشحالند آنقدر دوست دارم و خوشم می آید. این به من لذت می دهد. اما وای به آن روزی که در مملکت خودم ببینم که یک روزی یک زنی که فرض کنید پشتیبان ندارد، کنار خیابان نشسته و دارد سیگار می فروشد.» وی در اینجا در حالی که سر تکان می داد و تلاش می کرد تا بر احساس خود و اشکی که از چشمانش جاری بود مسلط شود، گفت: «این چیزها را من نمیتوانم ببینم». گفتگو را در اینجا ببینید و بشنوید.
|
||||||||||||
|
□
لندن (دفتر مرکزی):
Kayhan Publishing Ltd.
275-281 King Street, London W6 9LZ,
U.K
Tel: 0044-20-87 48 53 00
Fax: 0044-20-87 48 42 89 |
□ پاریس: م. شیرازی 668Rue du Leman, 78990, Elancourt, France
Tel: 00331-30 51 82 80
Fax: 00331-30 50 26 80 |
□ کلن: منوچهر دستوری
Tel:0049-221-37 33 14
Fax: 0049-221-38 69 39 |
□ هامبورگ:
Tel: 0049-40-419 10 220
Fax: 0049-40-419 10 223 |
|
□ برلین: سیروس
Tel&Fax: 0049-30-32 42 187
Mob:0160-49 26 671 |
□ دوسلدورف: ف. شهناز
Ader Str. 48, 40215 Düsseldorf
Tel: 0049-211-38 25 66
Fax: 0049-211-37 91 57 |
□ اسلو: رنگین کمان Rangin Kaman P.O.Box 4751 Sofienberg, 0506Oslo,Norway Tel: 004722361084 |
□ گوتبرگ: آ. صالحی P.O.Box 47140, 40259 Goteborg, Sweden Tel&Fax: 0046-31-15 71 59 Mob: 0730 370 384 |
|
□ ژنو: مطبوعات بین المللی، نقیب زاده International Presse,Rue Luasanne 52, 1201 Geneva Tel&Fax: 0041-22-73 27 859 |
□ شرق آمریکا: P.O.Box 3603, Mc Lean, VA 22103, 3603, USA Tel&Fax: 001-703-44 23 469 |
□ غرب آمریکا (لس آنجلس): شرکت کتاب Ketab Corp. 1419 Weswood Blvd, Los Angeles, CA. 90024 Tel: 001-310-477-7477 Fax: 001-310-444-7176 E-Mail:ketab1@ketab.com www.ketab.com |
□ نیویورک:
1 Balint Drive, Suite 771, Yonkers,
N.Y. 10710, USA
|
|
|