Kayhan کیهانبرای همه  ایرانیان

کیهان رسانه اندیشه هایی است که اگرچه نیروی قدرتمندی را در جنبش کنونی ایران تشکیل می دهند، ولی صدایشان کمتر شنیده می شود. کیهان رسانه کسانی است که خود را نه تنها به حکومتها بلکه به اپوزیسیون نیز نمی فروشند...

کیهان لندن

تأسیس در تهران سوم خرداد 1321

تأسیس در لندن اول ژوئن 1984

Kayhanonline-London

تاریخچه شیر و خورشید

     احمد کسروی

«باید گفت شیر و خورشید چون پدیدآورده عشق است، چه بهتر از اینکه بهره ایران، سرزمین شاعران گردیده زیرا نقش مزبور شعر و داستانش هم شعر است...»

Kayhanonline - London 2 September 2010

درباره کیهان        اشتراک        آگهی        تماس

کیهان آنلاین - لندن  پنج شنبه 11 شهریور 1389

 
برای ایرانی آزاد و آباد و سربلند
 



نظر شما
برای ما مهم است
اینجا نظر بدهید
اینجا نظرها را بخوانید

فارسی را درست بنویسیم

زیر ستون کیهان لندن

امروز

 به پستچی سر نزدید؟

عکس یادگاری

میرحسین و مموتی

و

حالا اگر گفتید

اگر جام جهانی 2010 در نظام مقدس جمهوری اسلامی برگزار می شد، چی می شد؟!

>> و نقطه مقابل آن خواهران پایینی: من کی هستم؟

>> و راه حل موقت برای این خواهران پایینی

>> این خواهران واقعا مطمئن اند موضوع فقط «خیانت به قرآن» است؟!

>> اگر انقلاب نشده بود

>> استعفای عزراییل و شیطان به درگاه پروردگار سابق (نماینده ولی فقیه در آسمان)

 به اضافه:

طرفداران ساندیسی رژیم را در خارج  کشور بشناسید و بشناسانید! «اعتراض سبز» وبلاگی برای افشای ساندیسیها!

و

ساندیس خورهای 1500 یورویی خارج کشور و پیشنهاد پستچی به ساندیس خورهای داخل کشور!

و

رفقا، برادران!

لطفا نچپانید! موسوی در اعتراض به اعدام های 67 استعفا نککککرد!!

و

طرفداران زشتگو و نادان آن فقید!

و

نظر چند مذهبی و غیرمذهبی درباره مذهب و ربط آن با امامزاده بیژن!

همین پایین، طبقه همکف

یادتان نرود:

اول: کیهان لندن

دوم: پستچی کیهان آنلاین

سوم: کافه کیهان هم اضافه شد

چهارم: چیزهای دیگر.... 


□□□ پاورقی... 

>> سی سال سینما در جمهوری اسلامی

پژوهش و گزارش: بصیر نصیبی


>> بررسی و تحلیل جریان روشنفکری در دهه چهل خورشیدی

گفتگوی سیروس علی نژاد با دکتر محمد صنعتی


>> مهمان پسران شاطرنانوا

نگاهی به یادداشت های یک زندانی سیاسی دو رژیم م. آ. به آذین

تنظیم: ایرج هاشمی زاده


>> رویدادهایی از مشروطه

نوشته احمد احرار


Bahman Chardehi بهمن چهاردهی 
 یک زن هلندی پس از 41 سال پدر ایرانی اش را پیدا کرد!
بهمن چهاردهی

□□□ شوخی... 

>> ب. امامزاده: حیف که این امام رو موش نخورد و مُرد

منوچهر هنرمند: احمدی نژاد و رازهای شتر درونگرای تومبوکتو

>> ه. لیله کوهی: باز هم ما عوضی ها...

>> پویان انصاری: بالاخره باید چه کار کرد؟!

>> ه. لیله کوهی: چگونه یک تظاهرات باتربیت و خوب راه بندازیم

>> عبید سن خوزانی: اوباش سالاری، بهترین گزینه

>> ایسنا: اشکال در طراحی قطعات «خودرو ملی» سایپا!

>> وزیر دفاع اصلاحات: تا سال 90 [یعنی فقط تا ده ماه دیگر!] در معرض هیچ تهاجم نظامی نیستیم!

>> عطاالله  مهاجرانی: جنبش سبز خواهان حفظ ولایت فقیه است!


□□□ عکس و مکث... 

«نیش»

از سایت «سکولاریسم نو»


کیهان لندن

 امتداد «روزنامه وقایع اتفاقیه» است

شما با آگهی در Kayhan کیهان

تنها کالا و خدمات خود را معرفی نمی کنید بلکه یک کار فرهنگی انجام می دهید:
کیهان، کیهان خودتان، کیهان لندن را زنده نگاه می دارید!

 با پستچی و ستون پست

 کیهان لندن مکاتبه کنید

بگویید و بشنوید

 بپرسید و پاسخ بگیرید

postchi@kayhanlondon.com


به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد


Albion College


بازارچه اصفهان


گالریا رستوران


دکتر ابراهیم محجوبی


مدرسه ایرانی رستم


Utupia Modern Persian Bar Resturant



 


کیهان آنلاین مانندKayhan کیهانکه همیشه روزنامه عصر بوده 

کیهان لندن 

عصرها منتشر می شود


توصیه به دوستدارانی

که مقاله می فرستند

اگر برای خودتان نمی نویسید و

می نویسید تا دیگران بخوانند پس:

 کوتاه بنویسید!

دنباله دار ننویسید!

ساده و بی آلایش بنویسید!

آنچه را فکر می کنید بنویسید، نه آنچه را می خواهید دیگران فکر کنند!

و از همه مهم تر به غیر از خبر و مقاله و اینترنت:

مطالعه کنید! مطالعه کنید!

مطالعه کنید!


کیهان آنلاین  که از پنجم تیرماه 88 در شبکه سراسری قرار گرفت

مهمترین خبرها و متنوع ترین نظرها را در اختیار شما قرار می دهد


خبر می خواهید؟

نظر می خواهید؟

خبر همه جا هست و چقدر زیاد!

نظر هم همه جا هست و چقدر زیاد!

اما مهمترین خبرها را همراه با گزیده نظرهای متنوع فقط در کیهان آنلاین پیدا می کنید!

نگذارید بمباران شوید! 


نگردید!

پیدا نمی  کنید! 

تنها آرشیو ماهانه

مهمترین خبرهای ایران در

 کیهان آنلاین


 

ندا نماد مخالفت با استبداد، چهره سال، چهره ایران

ایران ندا: ما چه می خواهیم؟

فردا دیر است!

خرخاکی ها در جنازه ات
به سوء ظن می نگرند... احمد شاملو
وزارت اطلاعات رژیم آرامگاه جانباختگان دهه شصت را تخریب می کند


س
آرشیو خبر   

□□□ خبر...

>> ایران ندا: ما چه می خواهیم؟

>> بیش از دو هزار نفر در زندان مشهد در انتظار اعدام

>> نیروگاه اتمی بوشهر: چشم  انداز جنگ؟

>> محبوبیت بیشتر  علی کریمی به دلیل روزه خواری

>> صیغه یا فحشای اسلامی به عنوان منبع درآمد

>> وزارت اطلاعات رژیم آرامگاه جانباختگان دهه شصت را تخریب می کند


پشت پرده خبر را در سرویس سیاسی کیهان لندن و تفسیر نویسندگان آن بخوانید


گفتگوی ناصر محمدی با دکتر بهروز بهبودی

 بنیانگذار و مدیر «شبکه بین المللی واشنگتن»

دکتر بهروز بهبودی

ناصر محمدیحدود ده ماه قبل که «شبکه بین المللی واشنگتن» به عنوان یک شبکه تلویزیونی مستقل آغاز به کار کرد، من که به یُمن دستگاه GLWIZ به شبکه های فارسی داخل و خارج دسترسی دارم، از صمیم قلب شادمان شدم و احساس غرور کردم از اینکه به معدود شبکه های ماهواره ای مستقل فارسی در خارج از کشور، شبکه جدیدی اضافه شده است. در جوامع آزاد، اکثر رادیوها و تلویزیون ها متعلق به بخش خصوصی است که دولت و حکومت در اداره آنها نفوذ و نقشی ندارد. به خصوص در آمریکا همه رسانه ها خصوصی است. اینها، چه خوب چه بد، رسانه های «مردمی» هستند، بازتاب صدای جامعه هستند. این رسانه ها، چه مطبوعات و چه رادیو و تلویزیون، در واقع رکن چهارم دموکراسی هستند که ضمن اطلاع رسانی به مردم، وظیفه نظارت بر سه قوه قضاییه، مقننه و مجریه را هم به دوش می کشند.

هفته پیش در لندن فرصتی دست داد تا با دکتر بهبودی بنیانگذار و مدیر «شبکه بین المللی واشنگتن» به گفتگو بنشینم و ضمن آشنایی با این شخصت خوشنام اقتصادی، پرسش های خود را با وی در میان بگذارم. آنچه می خوانید فشرده این گفتگوی مفصل است.

نظر شما...


گزارش جفری رابرتسون درباره کشتار زندانیان ایران در سال 1367


شاه و مصدق چه کسی کودتا کرد؟
شاه یا مصدق یا هر دو؟


نگاهی  دیگر پس از پنجاه سال

نوشته الاهه بقراط ، مرداد 1383 
 
 شاه و مصدق هر دو میهن دوست بودند. هر دو منافع ملی ایران را در نظر داشتند. هر دو بر این باور بودند که هر یک بهتر از دیگری می تواند این منافع را حفظ کند. هر دو خود را نماینده «اراده ملت» می دانستند. از همین رو مصدق «عزل» خود را از نخست وزیری، کودتایی نامید که با دستگیری سرهنگ نصیری رییس گارد شاهنشاهی ناکام ماند و شاه در مصدق رقیبی را  دید که  اگرچه به حفظ سلطنت او سوگند خورده بود، ولی جاه طلبی های «خطرناک» خود را داشت. مصدق فرمان عزل را نپذیرفت و ماند. شاه از مقابله دست برداشت و رفت. مصدق با اطمینان به پشتیبانی مردم کودتا کرد و شکست خورد (25 مرداد). شاه با اطمینان به حمایت خارجی با کودتا برگشت و پیروز شد (28 مرداد).  
شاه و مصدق هر دو نمی توانستند پیروز شوند.  ولی به سود ایران و ایرانی می بود اگر هر دو می توانستند با یکدیگر کنار بیایند. ولی آنها ترجیح دادند یک نفر از این کودتا پیروز بیرون آید و آن شاه بود. بهترین منبع برای بررسی 28 مرداد سخنان همین دو نفر است. از سخنان این دوست که می توان دریافت هر دو اشتباه کردند و هر دو زمینه را برای انجام کودتا  علیه خود آماده ساختند. این دو پیش از آنکه با خارجیان (آمریکا و انگلیس) به توافق برسند، می بایست نخست با خود به توافق می رسیدند و مصالح ملی را فراتر از منافع و موقعیت شخصی و عامه پسند بودن خود می دانستند. شاه و مصدق دو روی یک سکه ناب و در میان دولتمردان منطقه چهره هایی برجسته بودند. آنکه این سکه را باخت، ملت بود و آنکه آن را به خرج حکومتی جهنمی زد، خمینی بود.

تازه ها در «نظر ...»

اسماعیل هوشیار: جنگ یعنی چه؟

حسین باقرزاده: بزرگترین جلاد جهان

سهیلا وحدتی: «لایحه» حمایت از خانواده یا «حمایت از تجاوز به دختربچه ها»

محمود فرجامی: حقارت تا کجا، آقای دانشمند؟!

امین حصوری: این «ما» کجا ایستاده است؟!

انجمن علمی انسان شناسی دانشگاه تهران: جوک های قومیتی در فضای مجازی

حمیدرضا قوچانی: انتخابات آزاد خشونت را مهار می کند

البرز پدرام: نیروگاه بوشهر و سرنوشت آلودگی صنایع هسته ای در ایران

فرزان فرامرزی: با تو هستم ای هموطن! ادعانامه یک ایرانی بهایی

در ستون «نظر ...» پایین همین صفحه


گفتگوی حسین مُهری و علیرضا میبدی با رضا پهلوی
گفتگوی حسین مُهری و علیرضا میبدی با شاهزاده رضا پهلوی
| 1 |   | 2 |   | 3 |   | 4 |   | 5 |   | 6 |   | 7 |   | 8 |

بوی خوش کتاب
«به کسی مربوط نیست» کتاب هفته

کتابگزاری از گلناز غبرایی: به کسی مربوط نیست کتاب «به کسی مربوط نیست» نوشته جومپا لاهیری نویسنده بنگالی با ترجمه گلی امامی از سوی انتشارات چشمه در پاییز 88 در تهران به چاپ رسید.

هیچ کس نتوانسته اینطور زندگی ما تبعیدیان و مهاجران را به تصویر بکشد. خانم جومپا لاهیری زندگی نسل دوم مهاجران بنگال را در امریکا به تصویر می کشد.  آنها چون ما به اجبار مملکت شان را ترک نکرده اند و تفاوتشان با ما در همین است. می توانند بر گردند و بسیاری هم این کار را می کنند. بچه ها اما در همه حال در کشور میزبان می مانند. می مانند تا به هیچ جا متعلق نباشند. تا کشورشان را فقط در قصه های والدین، در طعم و بوی غذایی ناآشنا که گاهاً میلی هم به خوردنش در خود نمی بینند، در مهمانی های آخرهفته که مادر برایش حسابی مایه می گذارد، در مسافرین گاه و بیگاه که می آیند و برای مدتی آهنگ زندگی را عوض می کنند و بعد بدون آنکه تاًثیر چندانی بر گذر زندگی آنها داشته باشند ناپدید می گردند، ببینند. 

>> کتابگزاری: به کسی مربوط نیست (نوشته گلناز غبرانی)


آرشیو بوی خوش کتاب


در هیاهوی اینترنت http://www... 
خاوران مجازی وبسایت هفته

سایت خاوران مجازی «خاوران مجازی» بخشی از سایت «بیداران» است که در شرایطی که جمهوری اسلامی به هر شکلی، از جمله  تخریب مزار جانباختگان کشتار دسته جمعی دهه شصت،  تلاش می کند هرگونه آثار جنایات خود را از بین ببرد، نام و یاد قربانیان رژیم را ثبت می کند تا مبادا غبار فراموشی بر آن بنشیند. گردانندگان «خاوران مجازی» با یاری خواستن از همه کسانی که اطلاعاتی در این مورد دارند،  درباره تلاش خود چنین توضیح می دهند: «در فراخوانی که در بهمن ماه 1387 بعد از تخریب خاوران در «بیداران» مطرح کردیم، دو هدف مدّ نظرمان بود: جمع آوری اسامی و مشخصات جانباختگانی که در این گورستان آرمیده اند، و تهیه نقشه مجازی خاوران.» 

برای گشت و گذار در «خاوران  مجازی» روی عکس کلیک کنید.


آرشیو در هیاهوی اینترنت


کیهان لندن

 امتداد «روزنامه وقایع اتفاقیه» است

شما با آگهی در Kayhan کیهان

تنها کالا و خدمات خود را معرفی نمی کنید بلکه یک کار فرهنگی انجام می دهید:
کیهان، کیهان خودتان، کیهان لندن را زنده نگاه می دارید!

چای و قهوه تان را آماده کنید
پاتوق آنلاین شما
برای گپ های کوتاه و خودمانی
همان قدر برای گفتن، که برای شنیدن
قدم همه کسانی که حرفی برای گفتن
و گوشی برای شنفتن دارند، روی چشم!
در فیس بوک 
فردا دیر بود!
فردا برای تمامی کسانی که تا کنون در این رژیم اعدام شدند، دیر بود.  چگونه می توان رسیدن به فردایی را تسریع کرد که در آن از اعدام به طور کلی و از اعدام زندانیان سیاسی اثری نباشد؟

کلیک کنید، گپ بزنید!

فقط:

کافه را به هم نریزید!


توصیه به دوستدارانی که مقاله می فرستند

اگر برای خودتان نمی نویسید و می نویسید تا دیگران بخوانند

پس:

 کوتاه بنویسید!

دنباله دار ننویسید!

ساده و بی آلایش بنویسید!

آنچه را فکر می کنید بنویسید،

نه آنچه را می خواهید دیگران فکر کنند!

و از همه مهم تر به غیر از خبر و مقاله و اینترنت:

مطالعه کنید!  مطالعه کنید!  مطالعه کنید!

شماره 1322 کیهان لندن منتشر شد

احمد احرار، صدرالدین الهی، الاهه بقراط ،  هادی خرسندی خیراندیش، شاهین فاطمی، علیرضا نوری زاده

داریوش همایون و دهها مطلب خواندنی دیگر...

پنجشنبه  11 شهریور 1389

کیهان لندن شماره 1322 شهریور 1389

□□□ در کیهان این هفته می خوانید...

سرویس سیاسی کیهان

Kayhan کیهان

اسفندیار رحیم مشایی همچنان خبرساز است.

به دنبال سخنان جنجال برانگیز مشایی درباره مکتب اسلام و مکتب ایرانی، بسیاری از «روحانیون» حامی دولت و اعضای فراکسیون موسوم به «اصولگرایان» در مجلس اسلامی به وی تاختند. برخی از آنها خواستار برکناری مشایی شدند و برخی دیگر به احمدی‌نژاد توصیه کردند حساب خود را از مشایی جدا کند.

در چنین حال و هوا، تعیین مشایی به عنوان نماینده ویژۀ رئیس جمهوری در امور خاورمیانه جنجال تازه‌ای آفریده است. اما این بار تنها مسأله مشایی و رابطۀ شخص او با احمدی‌نژاد مطرح نیست. مسأله این است که احمدی‌نژاد تا کجا می‌خواهد بتازد و به کجا نظر دوخته است.

نظر شما...


یادداشت هفته: واکنش عیان و واکنش نهان

Kayhan کیهان

بحثی که با دو کلمۀ اسفندیار رحیم مشائی مطرح شد، یا به‌عبارت دیگر از پرده بیرون افتاد، دو واکنش متفاوت برانگیخته است: واکنش عیان و واکنش نهان.

واکنش عیان، خشم و خروش آیت‌الله‌ها و آیت‌الله‌زاده‌هاست که بی‌پروا بروز می‌دهند و بدون سانسور در رسانه‌ها منعکس می‌شود؛ از سخنان دایناسورهای حوزه گرفته تا بیانات خطبای نماز جمعه و وکلای دارالشورای اسلامی.

فریاد «وااسلاما» و «دین از دست‌رفت»، نشانگر نگرانی عمیق «روحانیت» است از خطر شکل‌گیری نوعی جنبش ناسیونالیستی (ولو ساختگی) به محوریت احمدی‌نژاد و به کارگردانی مشائی و همفکرانش در برابر «اسلام ناب محمدی» و مآلاً به در شدن قدرت از دست آخوندها و آخوندزادگان.

 نظر شما...


دو قرن فراز و نشیب مطبوعات در ایران (141)

احمد احراراحمد  احرار

روایتی هم عباس خلیلی در خاطرات سیاسی خود از ماجرای شلاق خوردن عزیز کاشی و امیرزاده خانم به‌دست داده است بدین قرار:

«عزیز کاشی شهرتی در جمال و طرب داشت و همان جمال مایۀ جمع مال شده بود. در خیابان صفی علیشاه کاخی بس بلند و دستگاهی ارجمند داشت. همکاری هم به‌نام امیرزاده داشت. شهرت عزیز کاشی در آن زمان موجب اشتیاق بعضی از اجانب شده بود. مثلا اعضای سفارت انگلیس که خود را مؤثر در همه چیز می‌دانستند و در عین تأثیر و نفوذ، مصون بودند میل تمتّع به جمال و هنر زنان ایرانی داشتند. هاوارد و اسمارت و بریجمن با شوق و ذوق آمادۀ بهره‌مندی از آن مایه شدند. مجلس انس در خانه یا قصر عزیز کاشی مهیا شد. 

نظر شما...


یادداشت های بی تاریخ (پی دی اف)

صدرالدین الهی

صدرالدین الهی

در آمریکا غوغایی در گرفته است بر سر اینکه مسلمانان می خواهند دو خیابان آن طرفتر از «نقطه فنا» جایی که 9 سال پیش فاجعه برج های نیویورک روی داد، یک مرکز اسلامی و مسجدی بزرگ و مجلل بسازند. مخالف و موافق به جان هم افتاده اند و این بحث در گرفته است که با اسلام و مسجد و مناره ساز چه باید کرد؟ به همین جهت مجله تایم این هفته روی جلد را به این موضوع اختصاص داده و درباره «اسلام هراسی» به تفصیل نوشته است که ما به اختصار به آن می پردازیم.

سیمین خانم بهبهانی نامه ای برایم فرستاده که هر توضیح و توجیهی بر آن زائد به نظر می رسد و دو شعر همراه این نامه است از احوال «زن ایستاده» این سالهای شعر فارسی، هم نامه غم انگیز و هم شعرها شورانگیز.

و...

نظر شما...


تا دیرنشده باید انتخاب کرد: حکومت یا مردم؟!

الاهه بقراط

الاهه بقراط

آزادی چه کسانی؟ عدالت برای کی؟ حقوق کدام ملت؟ پاسخ حکومت روشن است: آزادی یعنی آزادی مریدانش. عدالت نیز برای همان‌هاست. ملت‌‌اش نیز همان‌ها هستند. پاسخ مدافعان دمکراسی و حقوق بشر نیز روشن است: آزادی یعنی آزادی دیگران. عدالت برای هر آن کسی که حقی از او پایمال شده است و ملت یعنی همه ایرانیان حتی آنها که با دمکراسی و حقوق بشر مخالفند. ولی در لابلای انبوه سخنان آزادی‌خواهانه و عدالت‌جویانه «سران جنبش سبز» نمی‌توان فهمید آیا از آزادی و عدالت و حقوق برای خودی‌های خودشان حرف می‌زنند و یا برای خود و همه دیگران؟!

نظر شما...


تحلیل های حوزوی، تهدیدهای تروریستی

محمدرضا حمیدی

محمدرضا حمیدی

دور و بری‌های علی خامنه‌ای می‌گویند معلومات سیاسی و اقتصادی آقا، توصیه‌ها و ابتکارات او در عرصه‌های مختلف، همواره باعث بی‌اثر شدن توطئه‌ها و تحریم‌ها و جلوگیری از فروپاشی جمهوری اسلامی بوده است.

«رهبر هر جا که موجودیت جمهوری اسلامی را در خطر می‌بیند وارد صحنه می‌شود، شرایط آشفته سیاسی و بحرانهای اقتصادی را با هوشیاری مدیریت و نارسایی‌ها را درمان می‌کند.»

کارشناسان و استادان علوم سیاسی و اقتصادی اما می‌گویند راه حل‌ها و دستورات رهبر فرزانه برای رفع مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به‌همان اندازه شاهکار است که سروده‌های آیت‌الله خمینی از نظر شاعران و شعرشناسان. به‌عبارت دیگر، اظهار نظرهای رهبر کنونی در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی همان قدر ضعیف و ابتدایی است که اشعار آیت‌الله خمینی از نظر صنایع شعری. پس نتیجه می‌گیریم نقطه‌نظرهای آقا هم مانند اشعار سلف او،  شعر ناشیانه است.

نظر شما...


ای خلق بجنبیم که لولو ممه را برد (نسخه پی دی اف)

 هادی خرسندی

هادی خرسندی

ای خلق بجنبیم که لولو ممه را برد

گفتیم که یکخرده ببر، او همه را برد

گفتیم که یک قاشق از این آش بفرما

این مرد طمعکار گدا قابلمه را برد

گفتیم که یک بره از این گله تو بردار

با هنگ و سپاه آمد و کلا مه را برد

نظر شما...


از جنگ زرگری تا جنگ واقعی

خیراندیش

 میرحسین موسوی می‌گوید طرح مکتب ایرانی و مکتب اسلام جنگ زرگری است. دکتر مهدی خزعلی نیز همین عقیده را دارد و در وب‌سایت خود می‌نویسد «دیگر جوان و خام نیستیم. دعوای امروز احمدی‌نژاد و مشائی و شریعتمداری و مصباح و توکلی و لاریجانی و غیره و ذلک، جنگ زرگری است. مقصود کلاه من و جیب شماست. من کلاهم را سخت می‌چسبم، شما هم جیبتان را سخت مراقب باشید»!

دربارۀ جنگ زرگری قبلا توضیح داده بودیم که معنایش جنگ و دعوای ساختگی برای اغفال دیگران و ربودن کلاه آنهاست.

«صائب» می‌گوید، و چه خوش می‌گوید که

نمی‌خواهد میانجی جنگهای زرگری، ورنه

نزاع از کفر و دین و سبحه و زُنّار بردارم

نظر شما...


یک هفته با خبر

علیرضا نوری زاده

علیرضا نوری زادهشبی خوش است بدین قصه درازش کنید!

لابد آن روز که تیمسار علی را روی زانویش نشانده بود و برای او از سرزمینی حکایت میکرد که جان و دلش سرشار از عشق به آن بود و زلزله انقلاب ناگهان اورا از آغوش پر مهرش به غربت افکنده بود، هرگز باور نداشت دیدارش با خانه پدری به قیامت خواهد افتاد. همانگونه که در ذهنش تصور اینکه نواده عزیزش روزی که او دیگر نیست به یادش دیده از اشک تر کند، آنهم در زیباترین شب زندگیش، همان شبی که کم از صبح پادشاهی نیست، جائی نداشت.

 چند هفتهای بود که کشکول من سرشار از افسوس بود و اندوه، درسوگ رفیقانی که یکان یکان گفتند فسانهای و در خواب شدند. این بار اما حدیث عشق سر میدهم و از زندگی میگویم. روبرویم علی ایستاده است و پسرم نیما که ساقدوش اوست دست بر شانهاش دارد.

نظر شما...


□□□ گزیده مطالب کیهان لندن عصر پنج شنبه آنلاین می شود ولی هم خواندن روزنامه مزه دیگری دارد و هم  در صورت اشتراک خیلی زودتر آن را به اضافه دهها مطلب خواندنی دیگر دریافت می کنید

□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی

□□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید


آرشیو کیهان لندن


ای میل همکاران کیهان لندن: 

layout@kayhanlondon.com
elahi@aol.com

ebog@gmx.de
layout@kayhanlondon.com
hadikhorsandi@aol.com
shaheenfatemi@gmail.com
nassermohammadi@aol.com
contact@nourizadeh.combr> Info@d-homayoun.net

احمد احرار
صدرالدین الهی
الاهه بقراط  
محمدرضا حمیدی
هادی خرسندی
شاهین فاطمی
ناصر محمدی
علیرضا نوری زاده
داریوش همایون



Sakhavarz سخاورز

کاریکاتور از احمد سخاورز


فارسی را درست بنویسیم

اینترنت سودهای فراوانی در گسترش آگاهی، فرهنگ، هنر و ارتباطات دارد. ولی یکی از زیان های انکارناپذیر آن در زمینه فرهنگ و ادبیات، رواج غلط های آشکار نگارشی و دستوری است به ویژه در میان ایرانیان که به دلیل نابسامانی های موجود، هر کس برای خود یک «فرهنگستان» است. 

در این ستون غلط های رایج  نگارشی ردیف می شود تا شاید تأثیری داشته باشد. حکایت «جدانویسی» که خود ماجرای غم انگیز و گاه خنده دار دیگریست. شما هم اگر به این نوع غلط ها از جمله در همین کیهان خودتان برخوردید، برای پستچی کیهان آنلاین:

postchikayhan@aol.com

بفرستید تا در این ستون یادآوری شود.

غلط درست
برخواستن
برخواسته
خواستگاه
توجیح
حاظر
معظل
زمیمه
ایزا- عملیات ایزایی
نفوز
برخاستن
 برخاسته
خاستگاه
توجیه
حاضر
معضل
ضمیمه
ایذا - عملیات ایذایی
نفوذ

آرشیو نظر

□□□ نظر ...  
>>  حسین باقرزاده: بزرگترین جلاد جهان حسین باقرزاده
>>  اسماعیل هوشیار: جنگ یعنی چه؟
>>  محمود فرجامی: حقارت تا کجا، آقای دانشمند؟! محمود فرجامی
>>  سهیلا وحدتی: لایحه «حمایت از خانواده» یا «حمایت از تجاوز به دختربچه ها» سهیلا وحدتی
>>  انجمن علمی انسان شناسی دانشگاه تهران: جوک های قومیتی در فضای مجازی
>> امین حصوری: این «ما» کجا ایستاده است؟
>>  البرز پدرام: نیروگاه بوشهر و سرنوشت آلودگی صنایع هسته ای در ایران
>> حمیدرضا قوچانی: انتخابات آزاد خشونت را مهار می کند حمیدرضا قوچانی
>>  پرویز دستمالچی: لغو مجازات اعدام در جمهوری اسلامی ایران؟ شوخی سیاسی یا توهم؟ پرویز دستمالچی
>>  فرزان فرامرزی: با تو هستم ای هموطن!
ادعانامه یک ایرانی بهایی
فرزان فرامرزی

آرشیو هنر و ادبیات  

   □□□ هنر و ادبیات ...  
>> ده سال پس از شاملو...
گفتگوی حمید جعفری با آیدا به مناسبت دهمین سالگرد غروب «بامداد»

احمد شاملو و آیدا

>> الاهه بقراط: مردان عفیف
سرگذشت یک داستان و نویسنده اش (تولستوی و همسرش سوفی)


سوفی تولستایا و تولستوی
>> حشمت امید: مرگ صلح، موریانه، شیشه ی دودی، درد حشمت ا مید
 >> رضا مقصدی: ققنوس در آتش
به قامت ِ بلند ِ حماسه و عشق
احمد شاملو و رضا مقصدی

با رضا دقتی از خُتَن تا قونیه
یک گزارش و یک گفتگو از «هفته»

عکس از رضا دقتی

من خودم را عکاس نمی دانم، یعنی کار من عکاسی نیست. عکاسی تنها وسیله بیان افکارم در سطح بین الملل است. در حقیقت مسئله من مسئله انسان است. مسئله انسان و تلاش او برای زندگی بهتر در سراسر جهان. کار من مبارزه علیه تمام کسانی است که به نوعی جلوی تلاش برای زندگی بهتر را می گیرند. آنها کسانی هستند که من با دوربین با آنها می جنگم. متاسفانه دوران بربریت و وحشی‌گری هنوز در دنیا ادامه دارد و این را، هم می‌توان در جنگ خواهان دید و هم درمستبدانی که با استبداد به مردم فشار می آورند، مردم را زندانی و شکنجه می کنند. متاسفانه تمامی اینها نام انسان را برروی خود گذاشته‌اند؛ اما در نهایت به غیر از دیو و دد کس دیگری در درونشان نیست. من تمام تلاشم بر پایه این امید استوار است که روزی بشر باید به یک صلح جهانی برسد. این صلح جهانی زمانی امکان پذیر است که آثار و تخریب‌های جنگ به طور کامل از بین برود. آثارمخرب جنگ را نه تنها در کشورها می‌توان یافت، بلکه میرضا دقتی از خُتن تا قونیه توان آن را در روابط انسانی و روح انسانها هم به راحتی یافت. تا این آثار مخرب از بین نرود، هرفردی که خود را علاقه مند به بشریت می داند نمی‌تواند ساکت بنشیند. هنرمندی که امروز در مورد این مسایل صحبت نکند، من او را هنرمند نمی‌دانم،‌ بلکه آنان را «هنربند»انی می دانم که به نوعی به هنر بند شده‌اند تا کار خود را انجام دهند. چرا که شما نمی‌توانید مسایل انسانی را مطرح کنید ولی بر روی زجر انسانها چشم خود را ببندید.

گزارش: گستره فرهنگی ایران، با رضا دقتی از خُتَن تا قونیه

گفتگو: مسئله من، مسئله انسان است

کیهان در تبعید، کیهان لندن

کیهان دکتر مصباح زاده

گفتار و گفتگو و خاطره

درباره کیهان ما، کیهان شما

در ردّ یک روایت غلط: بسیار تکرار می شود که «کیهان» نام خود را از روزنامه فرانسوی «لوموند» الهام گرفته است. این روایت غلط است. لوموند به معنای «دنیا» و «جهان» است نه کیهان. معادل فرانسوی کیهان «اونیورUnivers» است. از سوی دیگر، روزنامه کیهان (1942) دو سال پیش از روزنامه لوموند (1944) منتشر شد. نام «کیهان» به گفته دکتر مصطفی مصباح زاده پیشنهاد زنده یاد عبدالرحمن فرامرزی نخستین صاحب امتیاز «کیهان» بود.


در دادگاه قاتلان بختیار
پری سکندری
 

دکتر شاپور بختیارعلی وکیلی‌راد، یکی از آدمکشان اعزامی برای کشتن دکتر شاپور بختیار که اخیراً از زندان آزاد و از فرانسه اخراج شد، در تهران مورد استقبال رسمی قرار گرفت. معاون وزارت امور خارجه به گردن او گل آویخت و مقامات رسمی رژیم بر بیگناهی او اشک ریختند. در منتهای وقاحت گفته شد علی وکیلی‌راد بی‌گناه به زندان رفت و نوزده سال از عمر عزیز خود را در زندان فرانسه گذراند. خود او هم مدعی شد که از جهنم نجات یافته و به بهشت بازگشته است. برای اثبات «بی‌گناهی» این جلاد، مدرکی بهتر از اوراق پرونده و صورتجلسه دادگاه محاکمۀ متهمان به قتل بختیار وجود ندارد. از کتاب «در دادگاه قاتلان بختیار» بخش کوچکی از این پرونده را برای مطالعه شما برگزیده‌ایم.

کروبی:

نترسید! به خیابان بروید!

کروبی و بدنارتز از اشپیگل اردیبهشت 89

این دولت تا می‌تواند به نارضایتی مردم دامن می‌زند. به همین دلیل مردم با وجود همه نگرانی‌ها، در 25 خرداد بر ضد سیاست خارجی تهاجمی و سیاست اقتصادی فلاکت‌بار اعتراض خواهند کرد. من از اینکه باز هم قربانی خواهیم داد متأسفم. شما نمی‌توانید تصور کنید که من تا چه اندازه از این بابت متأثرم. ولی آخر چه کار کنیم؟ تسلیم شویم؟ نه! اگر ما از مردم بخواهیم که در خانه بمانند، در این صورت به شدت مأیوس خواهند شد. مردم می‌خواهند که ما به آنها دل و جرأت بدهیم و بگوییم: نترسید! به خیابان بروید!

مهدی کروبی در گفتگو با دیتر بدنارتز از شورای سردبیری اشپیگل آنلاین

رضا پهلوی:
ایران همیشه یک طعمه فریبندهویژه نامه مجله آلمان اشپیگل درباره ایران ژانویه 2010 برای بیگانگان است

رضا پهلوی

به پدرم ايراد می ‌گرفتند که بودجه  زيادی را خرج تسليحات می ‌کند. ولی چرا؟ پاسخ‌ اين چرا را بعدها صدام حسين با حمله خود به ايران داد! اگر تهديد عراق وجود نمی ‌داشت، ما نيز به يک ارتش آن‌چنان قوی نيازی نمی ‌داشتيم. پدرم مطلقا رنج مردم را نمی ‌خواست. می ‌گفت، اگر مردم می ‌خواهند راه ديگری بروند، بايد راه را برای ‌شان باز کرد. به همين دليل نيز کشور را ترک گفت. برای هر پسری دشوار است با انتقاداتی که به پدرش وارد می ‌شود، کنار بيايد. و اگر پدر شما، شاه ايران باشد، چه بسيار دشوارتر.

□□□ آرشیو ... 

آرشیو کیهان لندن   ■ آرشیو خبر   آرشیو نظر   ■ آرشیو گزارش   ■ آرشیو گفتگو   آرشیو هنر و ادبیات   آرشیو بوی خوش کتاب   آرشیو در هیاهوی اینترنت   پستوی پستچی

    کیهان و مطالب متنوع شماره های پیش را از دست دادید؟ به آرشیو کیهان سر بزنید! 

□□□ پستچی...

صندق پستچی هر روز پر است. آنچه هم در این ستون می آید باید خیلی زود جای خود را به مطالب دیگر بدهد. برای خواندن پست های قبلی به پستوی پستچی سر بزنید. این هم ای میل مستقیم پستچی کیهان آنلاین:  postchikayhan@aol.com

کار پستچی زیر و رو کردن خبرهاست بنا براین لطف کنید و ای میل های گروهی و چیزهایی  که همه از آن باخبرند نفرستید.

عکس یادگاری میرحسین و مموتی


اگر انقلاب نشده بود...

به نظر شما اگر انقلاب نشده بود، حالا ایران چگونه بود؟

 اگر انقلاب نشده بود جام جهانی فوتبال در ایران برگزار می شد.
تیم های زنان در همه رقابتهای ورزشی ظاهر می شدند.
با دوستتان در یک بار یا دیسکو قرار می گذاشتید با هم آنجا خوش می گذراندید.
از تهران یک بلیط یکسره به نیویورک با هواپیما می گرفتید و دیگر نگران اسکن چشمی در فرودگاه نبودید.
الان به جای 8 تا کانال مزخرف تلوویزیونی بیشتر از 100 تا کانال با طبقه بندی های درست و حسابی وجود داشت.
نشریاتی مثل تایمز در ایران چاپ می شد.
مک دونالد تو ایران شعبه داشت.
خرید کاندوم از بقالی هم میسر بود و خجالت نداشت.
بچه ها از همان دوران دبستان با سکس و خطرات بیماری های مقاربتی و جنس مخالف آشنا می‌شدند.
بچه ها از همان دوران دبستان کنار همکلاسی جنس مخالف می نشستند.
الان با سرعت 1kbps  فیلم دانلود نمی‌کردیم.
کپی کردن غیر مجاز بود و جرایم سنگینی داشت.
اگر کار خلافی می‌کردی پلیس اینترپل تو ایران هم خفتت می‌کرد.
الان جای بیت ر ه ب ر ی "دیسکو تهران" وجود داشت.
میدانی به اسم انقلاب وجود نداشت.
مشروب آزاد بود و این خودش باعث افزایش توریست ها می شد.
هرکس دوست داشت حجاب سر می گذاشت.
رجا نیوز و فالس نیوز فیلتر می شد!
حسرت خارج رفتن نداشتید و خارجی ها حسرت ایران آمدن داشتند.
دختر ها هم می رفتند ورزشگاه و فوتبال تماشا می کردند.
کتاب عربی از کتب درسی حذف می شد.
از اینکه با دوست پسر یا دوست دخترت در پارک نشسته ای دلهره نداشتید.
ابی و داریوش در تهران کنسرت می گذاشتند.
خارجی ها برای ادامه تحصیل به ایران بورسیه می شدند.
به نمایندگیهای نایک و آدیداس و ... از طریق اینترنتی سفارش می دادید و بسته را در درب منزل تحویل می گرفتید.

از طریق اینترنت با کارت اعتباریتان از هرکجا که می خواستید خرید می کردید. هیچ وقت دوست نداشتید ایران را ترک کنید.

جمعیت ایران به جای ۷۵ میلیون نفر حداکثر ۵۰ میلیون می بود و درآمد سرانه هر ایرانی به جای ۵۰۰۰ دلار در سال ۲۵۰۰۰ دلار در سال بود.

نیروگاه بوشهر امسال سی امین سال شروع به کارش رو جشن میگرفت و در کنار اون ۱۰ تا نیروگاه هسته ای دیگه داشتیم.
در کنار اون در کویرلوت به کمک نیروگاههای خورشیدی برق قابل توجهی استحصال میشد و ایران پیشتاز استفاده از انرژیهای پاک در دنیا می بود.

شهروندان ایرانی میتونستن بدون ویزا به ۱۵۰ کشور دنیا سفر کنند.

ایران ایر برای چهلمین سال متوالی هیچ سانحه هوایی رو تجربه نکرده بود و از این حیث در دنیا رکورددار بود و فرودگاه بین المللی کورش کبیر در جنوب تهران که از ۱۳۶۰ جایگزین فرودگاه مهراباد شده بود بزرگترین حجم مسافر در تمام اسیا و خاورمیانه رو داشت که از این حیث ۲ برابر فرودگاه دوبی مسافر داشت.

المپیک ۱۹۸۸ بجای سئول در تهران برگزار شده بود و تیم ملی فوتبال ایران تنها تیم اسیایی بود که از ۱۹۷۸ در تمام دوره های جام جهانی شرکت داشته و در سال ۲۰۰۲ که بازیها در ایران برگزار شد به مقام سوم رسیده بود.
سید علی خامنه ای امام جمعه تهران به لحاظ اینکه یک آخوند روشنفکر بود محبوبیت بسیاری در بین مردم داشت.

  .
امّا...

 

اگر انقلاب 57 اتفاق نمی‌افتاد، بچه های ما با ذوق و شوق پای صحبت‌های آخوندای بیسواد می‌نشستند و هنوز هم شور و عشق انقلابی و شهادت و جهاد داشتند .
اگر انقلاب 57 اتفاق نمی افتاد ماها در آرزوی داشتن کشور اسلامی پر پر می زدیم.
اگر انقلاب 57 اتفاق نمی افتاد کسی نکبت قوانین عقب افتاده‌ی جمهوری اسلامی رو درک نمی‌کرد.
اگر انقلاب 57 اتفاق نمی افتاد خوشی می‌زد زیر دلمون و با حسرت می‌خواستیم دوران صدر اسلام رو شبیه سازی کنیم.
پس
. . . . . .
همون بهتر که انقلاب 57 اتفاق افتاد. ما سوختیم ولی از خاکستر ما ایرانی آزاد و باشکوه بر پا خواهد شد .


استعفای عزراییل و شیطان به درگاه پروردگار سابق (نماینده ولی فقیه در آسمان)

نامه زیر متن استعفای حضرت عزرائیل است که تسلیم خداوند شد:
پروردگار محترم
با سلام
احتراما،اینجانب عزرائیل نظر به اينكه طي بررسي‌هاي به عمل آمده در طی سی سال بعد ازانقلاب توسط اينجانب، علي رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير،با توجه به اینکه با ورود رقیب قدرتمند و قوی یعنی جمهوری اسلامی با امکانات پیشرفته نزدیک به سی سال هست فعالیت خود را شروع کرده است لذا اینجانب اعلام میدارم که توانایی رقابت با این رقیب را دارا نیستم با توجه به یک مقدار قلب رئوف خود در مقابل رقیب که این قلب را ندارد جايي برایی فعالیت برای اینجانب نمانده و موجبات شرمساري را برای شما فراهم آورده‌ام، متمني است پيرو تبصره سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ 1/1/1 منعقده فيمابين حضرتعالی و اينجانب ، استعفاي اين حقير ازمسولیت بپذيريد.
 
بديهي است مِن بعد، اينجانب هيچگونه مسئوليتي با بودن این رقیب نخواهم پذيرفت. مستدعي است در صورت نياز به اخذ حيات، لطفا مراتب را هرچه سريعتر به اطلاع جمهوری اسلامی برسانيد.
 
نهایتا با کمال تأسف اعلام میدارم جناب شیطان هم به علت رقیب اینجانب تا طی روزهای آتی استعفای خود را تسلیم حضرتعالی میکند.
 
و من الله التوفيق.

جوابیه خدا به نامه
 
درخواست استعفای شیطان و عزرائیل
 
جناب شیطان رجیم و عزرائیل ترسناک
 
با سلام خدمت شما فرشتگان زحمتکش، پیرو درخواست استعفای واصل شده از جانب
 
شما باید به عرض برسانم که چند صباحی است که سمت بنده تغییر و حیطۀ اختیاراتم محدود گشته است و مسئولیتهای اینجانب به ولی فقیه واگذار شده ومتأسفانه بنده در حال حاضر هیچگونه صلاحیت قانونی در رسیدگی به در خواست حضرات عالی را نداشته، لذا توصیه می نمایم درخواست خود را به همراه اصل کارت ملی و اصل کارت پایان خدمت و فرمهای الف1 و الف2 والف3 به دفتر ولی فقیه ارسال و از محضر ایشان کسب تکلیف نمایید.
 من الولی الفقیه التوفیق
 
نماینده ولی فقیه در آسمانها ( پروردگار سابق
)


آنچه خمینی در نوفل لوشاتو گفت و بعد زیرش زد...

در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدریس خود در قم برخواهم گشت.

مصاحبه با خبرگزاری رویتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357

 

در جمهوری اسلامی کمونیستها هم در بیان عقید خود آزاد خواهند بود.

مصاحبه با سازمان عفو بین الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978

 

در جمهوری اسلامی زنان در همه چیز حقوقی کاملاً مساوی با مردان خواهند بود.

مصاحبه با روزنامه گاردین، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357

 

در حکومت اسلامی رادیو، تلوزیون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت.

مصاحبه با روزنامه پیزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978

 

در منطق اینها آزادی یعنی به زندان کشیدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههی تبلیغاتی. در این منطق تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام شریان های مملکت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه های قانونگذاری و قضایی و اجرایی از یک مرکز واحد. ما همه اینها را از بین خواهیم برد.

سخنرانی برای گروهی از دانشجویان یرانی در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357

 

ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم.

سخنرانی برای گروهی از ایرانیان، نوفل لوشاتو، 19 مهر 1357

 

برای همه اقلیت های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده خودش را بکند.

کنفرانس مطبوعاتی، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978

 

نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمی دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم.

 مصاحبه با خبرگزاری اسوشیتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1975

 

دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل ین حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت.

مصاحبه با تلوزیون NBC ، نوفل لوشاتو، 11 نوامبر 1978

 

من نمی خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمی خواهم حکومت یا قدرت را بدست بگیرم.

مصاحبه با تلوزیون اتریش، نوفل لوشاتو، 16 نوامبر 1978

   

در جمهوری اسلامی زن ها آزاد خواهند بود. در تحصیل هم آزاد خواهند بود. در کارهای دیگر هم آزاد خواهند بود.

مصاحبه با هفته نامه گاردین، نوفل لوشاتو16 نوامبر 1978

 

پس از رفتن شاه من نه رییس جمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت.

مصاحبه با روزنامه لموند، نوفل لوشاتو، 9 ژانویه 1979


رفقا، برادران! لطفا نچپانید!

ظاهرا یک عده همراه با راه افتادن رسانه سبز «رسا» که انشاءالله و تعالی قدمش مبارک باشد، راه افتاده اند تا بر موسوی روشن کنند دلیل استعفایش در دهه شصت چه بوده است، چون خودش هنوز نمی داند! یا «محذوراتی» داشت و دارد و خواهد داشت که نمی تواند بگوید. آری، موسوی در اعتراض به اعدام های 67 استعفا کرد!! کلاهتان از سر پرید؟ عیبی ندارد، قبل از اینکه دیگران برش دارند و دوباره سرتان بگذارند، خودتان بردارید و یک جایی قایمش کنید تا دیگران هوس نکنند کلاهتان را یا بردارند یا بگذارند. بعد این خبر «حزب» یک نفره «پیک نت» را به نقل از سایت «خبرنگاران سبز» مغزپسته ای بخوانید:

رفقا، برادران! لطفا نچپانید پیک نت و استعفای موسوی


نظر چند مذهبی و غیرمذهبی درباره مذهب

و ربط آن با  امامزاده بیژن!

این همه هی دارید درباره دین و مذهب می شنوید. حالا به حرف چند اندیشمند وسیاستمدار مشهور و نامشهور مذهبی و غیر مذهبی در مورد دین گوش کنید که بدون هر گونه «قرائت» و تلاش برای تطبیق دین با «دوموکراسی» و حقوق بشر و غیره رک و پوست کنده درباره دین حرف می زنند. بعد هم ببینید ربطی بین این حرفها با این امامزاده بیژن پیدا می کنید یا نه:

 

دنیس دیروت: یک فیلسوف تا به حال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالی که روحانیان فلاسفه زیادی را کشته اند.

 

رابرت گرین اینگرسول: وقتی که مردم بیشتر آگاه می شوند، کمتر به روحانی و بیشتر به آموزگار توجه می کنند.

 

ناپلئون بناپارت: دین بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است.

 

جومو کیانتا: وقتی مبلغان مذهبی به سرزمین ما آمدند، در دست شان کتاب مقدس داشتند و ما زمین هایمان را داشتیم. پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب های مقدس داشتیم و آنها زمین های ما را داشتند.

 

سوزان ارتس: روحانی نسبت به برهنگی و رابطه طبیعی دو جنس حساسیت دارد اما از کنار فقر و فلاکت می گذرد.

 

مارک تواین: قسمت هایی از کتاب مقدس که من آن را نمی فهمم، ناراحتم نمی کنند ولی قسمت هایی از آن را که می فهمم، عذابم می دهند.

 

نیچه: به من بگو پیش از تولد کجا بوده ای تا به تو بگویم پس از مرگ به کجا خواهی رفت.

 

جرج کارلین: مذهب مردم را متقاعد کرده که: مردی نامرئی در آسمانها زندگی می کند که تمام رفتار تو را لحظه به لحظه زیر نظر دارد. این مرد نامرئی لیستی از تمام کارهایی دارد که تو نباید آنها را انجام بدهی و اگر یکی از آنها را انجام دهی، تو را به جایی می فرستد که پر از آتش و دود و سوختن و شکنجه و عذاب است و باید تا ابد در آنجا بمانی و رنج بکشی و بسوزی و فریاد و ناله کنی، ولی او تو را دوست دارد!

 

آرتور سی کلارک: یکی از بزرگ ترین تراژدی های بشریت این است که دین، اخلاقیات را دزدیده است.

 

بنجامین دیزرائیلی: آنجا که دانش پایان می یابد، مذهب آغاز می گردد.

 

کائوچیو: دین افساری است که به گردنتان می اندازند تا خوب سواری دهید. و هرگز پیاده نمی شوند، باشد که رستگار شوید!

 

و این هم از گل سرسبد دوران روشنگری و خرد، وُلتر، که به هیچ دینی اعتقاد نداشت: نخستین روحانی جهان، اولین شیادی بود که به اولین ابله رسید.

حالا به این امامزاده بیژن نگاه کنید. آیا ربطی بین حرف های بالا و عکس پایین می بینید؟!

امامزاه بیژن

راست گفته اند تا ابله و احمق و نادان و... در جهان است، مفلسی مانند جمهوری اسلامی در نمی ماند! ضمنا به آن ران و سینه مرغ هم بر سردر مغازه توجه کنید که چقدر با اهداف این امامزاده کامبیز، ببخشید، امامزاده بیژن، مطابقت دارد!


خبر بدون شرح

خبرگژاری های ژومهوری اشلامی: نژام مقدش ژومهوری اشلامی پش اژ این شیگاری ها را در وژارتخانه ها اشتخدام نمی کند.


این هر دو جناح...

کورش از تهران که گاهی نظر خود را با شما در میان می گذارد، این بار درباره یک حزبی «شدن» جمهوری اسلامی می نویسد که این تازگی ندارد و این نظام همیشه یک حزبی بوده است:

«سلام، اخیراً آقای کروبی و آقای خاتمی به سخنان محمود احمدی نژاد اعتراض نموده
اند که چرا گفته است در جمهوری اسلامی تنها یک حزب وجود دارد و آن حزب
ولایت و ادعا نموده اند که جمهوری اسلامی دارای احزاب سیاسی گوناگون
بوده،به نظر من حرف احمدی نژاد صحیح تر به نظر می رسد،جمهوری اسلامی از
اول دارای یک حزب و یک تفکر سیاسی بوده منتها دارای سلیقه های متفاوت
،اختلاف جناح اصلاح طلبان دینی و محافظه کاران بنیاد گرا در جمهوری
اسلامی ایران اختلاف"برنامه ای"و"فلسفه سیاسی" نیست بلکه اختلاف"سلیقه
ای"در اجرای استبداد دینی بوده،بعضی اشتراکات دو جناح جمهوری اسلامی به
شرح زیر است:
هر دو جناح در این رژیم به اصل ولایت فقیه اعتقاد راسخ دارند
هر دو جناح کوچکترین انتقادی به روزگار حکومت خمینی ندارند
از نظر هر دو جناح جمهوری اسلامی خمینی یک قدیس و عارف بی اشتباه بوده
هر دو جناح در ناکارایی و بیمار نمودن اقتصادی ایران سهیم هستند
هر دو جناح با تفاوت سال در سرکوب مردم و روشنفکران و اقلیتهای زبانی و
مذهبی دست داشته اند
هر دو جناح معتقدند بازی انتخابات نباید از دست خودی ها خارج شود
هر دو جناح علیرغم تفاوت ادبیات سیاسی مخالف سرسخت سکولاریسم هستند
از نظرهر دو جناح ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر درست بوده
هر دو جناح درباره کشتارهای دهه شصت سکوت می کنند
هر دو جناح قانون اساسی فعلی را جامع الاطراف و پاسخگو به نیازهای جامعه
ایران می دانند».


ای بی ادب، دمت گرم، تو هم این کار را نکن!

«بی ادب» را یادتان می آید؟ همان اوایل کارش در همین ستون به آن لینک داده شد. این هم یک لینک دیگر!  بی ادب در تازه ترین بی ادبی اش به پستچی کیهان آنلاین گیر داده که چرا به جُندالله گفته نکنید این کار را! ترور نکنید! خودتان را به آتش نکشید! به عکس برگردان رژیم تبدیل نشوید!

مطلب پستچی را که همین بغل خواندید. بی ادب هم نوشته:

 

«ای جندالله، دمتون گرم به حرف پستچی گوش نکنید

دیروز یک چیزی در کیهان لندن خوندم که حالم حسابی گرفته شد. به نظر من کیهان لندن تنها روزنامه درست و حسابی ایرانی هست ولی خوب روزنامه های خوب هم هر از گاهی کس شعر مینویسن.

پستچی محترم روزنامه کیهان در مطلبی خطاب به جندالله مینویسه

دست از ترور و عملیات انتحاری بردارید چون ترور و خشونت همون شیوه ای هست که جمهوری اسلامی ازش استفاده میکنه و در نتیجه اگر شما از ترور و خشونت استفاده کنید میشین مثل جمهوری اسلامی

پستچی محترم بعد هم خیلی ملایم جندالله رو عامل بیگانه میکنه و به کنایه به جندالله مینویسه که

اگر به فرض وعده پشتیبانی از خارج بهتون دادن باور نکنید، خارجی ها از یک طرف شما رو گوشت دم توپ میکنن و از طرف دیگه با آخوندها لاس میزنن

دست آخر هم پستچی به جندالله پیشنهاد میکنه که با جنبش مدنی مردم سایر نقاط ایران همگام بشن

من با احترام زیاد باید به پستچی عزیز بگم که شما هم خوش خیال هستی هم قیاس به نفس میکنی، شما فکر میکنی چون خودت برای مردم بلوچستان احترام قائلی، شصت ملیون شیعه چهارده امامی هم همینجوری فکر میکنن. شما چون برای خودت فارس و کرد و بلوچ فرق نمی کنه فکر میکنی همه دیگه هم همینطور فکر میکنن

حالا چندتا سئوال

در این یک سال گذشته همه نشریات اپوزیسیون، همه رادیو ها و تلویزیونها در مورد شکنجه زندانی ها و اعتراف اجباری نوشتن و گفتن. آخوندهای قم فتوا دادن که این اعترافها ارزشی نداره. وقتی اون آخوند ابطحی کون گشاد ریقو اعتراف کرد همه داد و فریاد راه انداختن که به این قرص دادن، تو انفرادی نگهش داشتن و از این حرفا. وقتی این حضرات مثلا اصلاح طلب پشت سر هم توبه کردن و گناه رو انداختن گردن همدیگه، باز همه نشریات اپوزیسیون گفتن این اعترافا بی ارزش هست

حالا شما جناب پستچی یک نگاهی به همین نشریات بنداز ببین چندتاشون به شکنجه عبدالمالک ریگی اعتراض کردن و چندتاشون گفتن که این اعترافات بی ارزش هست؟ شما نگاه کن ببین صدایی، حرفی، اعتراضی، چس ناله ای از موسوی و کروبی و کدیور و مهاجرانی و فرخ نگهدار و مسعود بهنود و امثال اینا دراومد یا نه

در همین یک سال گذشته چند تا کمپین بوده برای متوقف کردن اعدام و سنگسار مردم، بعضی هاش موفق بود و اعدام وسنگسار متوقف شد و بعضی هاش نه. ولی شما نگاه کن ببین چندتا روزنامه و نشریه و جریان سیاسی چیزی نوشتن که از اعدام عبدالمالک ریگی و برادرش جلوگیری کنن

شما نگاه کن ببین چند نفر یا چندتا نشریه اصلاح طلب و اپوزیسیون اعدام ریگی و برادرش رو محکوم کردن؟ یک سری هم تازه مثل کدیور و مهاجرانی از دستگیری و اعدام ریگی ابراز رضایت و خوشحالی هم کردن

اصلا برگردیم عقب تر، شما بگرد ببین این مثلا اپوزیسیون و این مثلا اصلاح طلبا چند تا مقاله یا نوشته یا از این چیزا در مورد درد و بدبختی مردم بلوچ نوشتن؟ سی سال هست که این رژیم دمار از روزگار بلوچ بنده خدا در آورده از هیچ کس صدا در نمیاد. این همه کشته و زندانی و فقر و بدبختی و ستم دینی و ستم ملی هیچ کس هیچی نمیگه چون برای این اپوزیسیون کشته و زندانی هم فقط وقتی به حساب میاد که شیعه باشه و ساکن تهرون

حالا اگر بعد از این همه ستم و بدبختی یکی جون به لبش رسید و زد ، درست یا غلط، چند تا پاسدارکشت اونوقت رگ ضد تروریستی همه باد میکنه و پاسدارا میشن مردم بیگناه واون بابا هم میشه عامل بیگانه

پستچی عزیز، من والا نه بلوچ هستم نه سنی نه طرفدار جدا شدن بلوچستان نه طرفدار جدا نشدنش منهم مثل شما قبول دارم که همه باید آزاد و راحت زندگی کنن

ولی این که شما میگی که مردم بلوچ و جندالله با جنبش مدنی مردم ایران همراه بشن یعنی چی؟ یعنی هر کاری که رهبری جنبش مدنی در تهران گفت بلوچ ها همون کار رو بکنن، بماند که جنبش ظاهرا رهبری هم نداره. یک مثلی هست که میگه برای یکی بمیر که لااقل برات تب کنه. حالا جنبش اپوزیسیون و اصلاح طلبی شیعی چه کار تو این سی سال برای بلوچها کرده که حالا بلوچ بخواد باهاش همگام بشه و به حرفش گوش بده»

 

پستچی بدون اینکه وسط حرف بی ادب بپرد، مطلبش را برای مطالعه شما کپی کرد. قرمزی ها از خود بی ادب است.

حالا چند تا سؤال:

آیا منظور از گیر دادن به توصیه پستچی خطاب به جُندالله این است که: بکنید این کار را؟! ترور کنید؟! خودتان را به آتش بکشید؟! به عکس برگردان رژیم تبدیل شوید؟!

 

کیهان لندن به عمد و آگاهانه با انتشار عکس عبدالحمید و عبدالمالک ریگی در صدر سایت خود، خبر اعدام آنها را با اعتراض به آن منتشر کرد. هر دو را می توانید در اینجا و اینجا بخوانید. اعدام، اعدام است. وقتی با آن مخالفت می شود، دیگر نظارت «استصوابی» ندارد که اعدام چه کسی بزرگ و با عکس و تفصیلات محکوم بشود و اعدام چه کسی  یواشکی خبرش پخش شود. کیهان لندن سالهاست بسی فراتر از مدعیان آزادی بیان راست و چپ و مذهبی و اصلاح طلب و انقلابی و ملی و ملی-مذهبی و غیره عمل می  کند. بیخود نیست که بر سردر سایت آن نوشته شده: «کیهان رسانه کسانی است که خود را نه تنها به حکومتها بلکه به اپوزیسیون نیز نمی فروشند...»

 

گیر دادن به پستچی و کیهان لندن و سایت اش نه تنها هیچ عیبی ندارد، بلکه خیلی هم خوب است. اگر ایرادی وجود داشته باشد، از راه همین گیر دادن ها معلوم می شود. اشکال گیر دادن بی ادب اینجاست که کار دیگران را با کار پستچی و کیهان قاطی می کند و از پستچی جواب می خواهد. پستچی مسئول سکوت و دودوزه بازی و پشتک وارو زدن دیگران نیست که پاسدار را «مردم بیگناه» و ریگی‌ ها را «عامل بیگانه» معرفی کردند. پستچی اما مسئول این حرف خودش هست: « اگر به فرض، وعده و پشتیبانی ای از «خارج» هست، فریب آن را نخورید. آنها از شما به عنوان گوشت دم توپ استفاده می کنند و سود خود را می برند. از یک سو شما را به میدان نبردی نابرابر می فرستند و از سوی دیگر با رژیم جمهوری اسلامی لاس می زنند.» برای این حرف هم دلیل دارد. دست که سهل است، هر بیست انگشت دست و پای «بیگانه» در همه جای جهان و در همین تاریخ معاصر ایران همیشه در کار بوده است. همین الان هم هست. عبدالمالک ریگی چطوری دستگیر شد؟ از کدام کشور به کدام کشور می رفت که در هوا او را دزدیدند؟ کدام کشور از رفت و آمد او با خبر بود که او را به پاسداران و جمهوری اسلامی فروخت؟! معنی حرف پستچی از «اگر به فرض، وعده و پشتیبانی ای از «خارج» هست، فریب آن را نخورید» همین است که اتفاقا پیشاپیش هم ثابت شد: با دستگیری عبدالمالک ریگی! انگشت «خارج» در بغل گوش مقام معظم رهبری و بیت اش هم در کار است. در سپاه و برنامه اتمی اش هم هست: شهرام امیری! انگشت «خارج» در میان اصولگرا و اصلاح طلب و چپ و راست هم هست. ببینید چطور اصولگرایان الان به روسیه که دبه درآورده فحش می دهند. آن طرف تر هجوم ملخ وار اصلاح طلب ها را به رسانه های مثلا مستقل خارج کشور ببینید.  تازه اینها چیزهایی است که آشکار است. آنها را که خبر نداریم، بعدها معلوم خواهد شد و چه بسا هم هرگز نشود!

نه بی ادب عزیز، برای هر جان بلوچ و کرد و عرب و فارس و ترک و لُر و ترکمن و گیلک و ... درست بر عکس جمهوری اسلامی، باید ارزش قائل شد.

اگر منظور از ترور، انتقام و دل خنک کردن باشد که آن حاکمان بی غیرت عین خیالشان نیست. ده بیست تا پاسدار کشته شدند؟ چه فرقی به حال آنها می کند. سی چهل تای دیگر به منطقه می فرستند. به «مقام معظم رهبری» و کسانی که مانند کفتار و لاشخور به جان ایران افتاده اند و آن را به ویرانه تبدیل کرده اند که از آب و هوای آن عفونت و آلودگی می بارد و دروغ و فساد و چاپیدن آن چنان فراگیر و همگانی شده که داد بعضی از خودی هایشان نیز در آمده، هیچ زیان اساسی نمی رسد. با ترور فقط می توان مقدمات از بین رفتن خود را فراهم آورد.

بحث دیگر اینکه، مبارزه و جنبش مدنی و آزادی خواهی ایران در حال حاضر هیچ  رهبری ندارد، که در تهران نشسته باشد. اگر منظور موسوی و کروبی است، آنها نشان دادند که در همراهی با مردم هم چندان چالاک و چابک نیستند و لنگ می زنند چه برسد به آنکه بخواهند آنها را رهبری کنند. نقش آنها به این دلیل مهم است که از درون خود رژیم آمده اند و گند و کثافت آن را بیرون می ریزند.

حرف پستچی این است: ترور چاره درد نیست. هیچ وقت نبوده. بلکه بیشتر بر درد و عفونت اضافه می کند.  حتی در سیستان و بلوچستان هم می توان مبارزه مدنی کرد. با ترور فقط می توان به خبر درشت رسانه های ایران و جهان تبدیل شد اما نمی توان دستاورد درشتی داشت و مردم را به آزادی و آسایش و امنیت رهنمون شد.

حال خود دانی، ای بی ادب، که چه به مخاطبان خود توصیه کنی! پستچی با تو هم عقیده نیست حتی اگر تو عقیده اش را «کس شعر» بخوانی! به قول شاعر: در بی ادبی بسی ادب هست...


حالا اگر گفتید این نظام چیه؟!

مهدي كروبی: كشتي نظام ، يك قايق است.

کلهر: نگرانم جوانان سوار اتوبوسی غیر از اتوبوس نظام شوند!

کروبی: قطار جمهوری اسلامی از مسیر اصلی منحرف شده است.

میرحسین موسوی: می گویند از کشتی نظام پیاده شده اید.
بالاخره این نظام کشتیه، قایقه، اتوبوسه، قطاره، پیکانه، موتور گازیه چیه این لامذهب؟ 

پستچی کیهان آنلاین: ماشین مشتی ممدلی، نه بوق داره نه صندلی!


اگر گفتید بی سواد کیست؟

آلوین تافلر نویسنده ای که نظراتش درباره جوامع جدید متکی بر تکنیک ارتباطات، غوغا آفرید، معتقد است: 

بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند ودوباره بیاموزند.


پیام مهم محمدرضا شاه به ملت ایران

محمدرضاشاه پهلوی پیام مهمی از مسجد الرفاعی در قاهره برای ملت ایران فرستاده است:مزار محمدرضاشاه پهلوی

ملت بزرگوار ایران،

اگر فقر می خواستید، اگر درد می خواستید، اگر نکبت می خواستید، اگر اعدام می خواستید، اگر تجاوز می خواستید، اگر کوفت می خواستید، اگر تحریم می خواستید، اگر توهین می خواستید، اگر بیکاری می خواستید، اگر گرانی می خواستید، اگر بدبختی می خواستید، اگر شکنجه می خواستید، اگر بدهی جهانی می خواستید، اگر کشتار عزیزانتان را می خواستید، اگر واگذاری دریای خزر را می خواستید، اگر بی اعتباری و خفت جهانی می خواستید، اگر سلطه چین و شوروی را می خواستید، اگر واگذاری سرمایه ملی به عربها را می خواستید، اگر حجاب و تو سری برای زنان می خواستید، اگر دزدی اموال ملی و خروج ثروتهای نفتی می خواستید،

چرا به خودم نگفتید؟


 خطر روی دروازه ایران و نقش کنفدراسیونی ها

 از زبان روشن زاده

حبیب روشن زاده و عطا بهمنش 

حبیب روشن زاده و عطا بهمنش دو مفسر ورزشی محبوب ایران

سایت «خواندنیها» در ویدئویی که منتشر کرده از زبان روشن زاده، مفسر ورزشی ایران در پیش از انقلاب اسلامی، زمان شکل گیری «خطر روی دروازه ایران» و نقش کنفدراسیونی ها را در آن نشان می دهد. ویدئو را در اینجا ببینید.   


طرح ضربتی جمهوری اسلامی
برای مبارزه با تحریم بنزین


باور احمدی نژاد: حل مشکلات جهان در دولت یازدهم!

این مردک، رییس جمهوری اسلامی، می خواهد یک دور دیگر هم «رییس» شود تا پس از حل همه مشکلات ایران، برود و مشکلات جهان را حل کند. او گفته: «باور من این است که قریب به اتفاق مأموریت های دولت یازدهم جهانی است و هم اکنون در حال حرکت به آن سمت هستیم»!

این حرف از دهان کسی که خودش به یک مشکل بزرگ نه تنها سیاسی، بلکه روانی مردم ایران تبدیل شده، آدم را به یاد حکایات گلستان سعدی می اندازد که پستچی هوس کرده یکی از آنها را از باب چهارم «در فواید خاموشی» با شرایط این «رییس» که خواب مادام العمر شدن می بیند تعریف کند:

احمدی نژادی برای حل مشکلات جهان به دولت نهم و دهم و یازدهم و ... در آمد. یکی مردم بیگانه با خود را دید با قدرت او و رهبرش در آویخته. دشنام و سقط گفت از کرسی خود تکان نخورد و «فتنه» و آشوب خاست. پستچی که برین واقف بود گفت:

تو از مشکلات جهان چه دانی چیست

که ندانی مشکل دولت و قدرت ات چیست!

که تازه اصلا معلوم نیست این دوره رو تموم بکنی یا نه!


این هم پشت صحنه آن همه هارت و پورت!

حالا باور کنید که واقعا هیچ غلطی نمی تواند بکند!

خامنه ای در نماز جمعه 14 خرداد 89

خبرگزاری فارس که این عکس را منتشر کرده، هیچ توضیحی درباره آن نداده است. در فیس بوک آمده شخصی که با خامنه ای تقریبا دست به یقه شده، محسن یحیوی نماینده اصولگرای مجلس هفتم است که با ترابی سالها در عراق اسیر بود. سایت جوان آنلاین وابسته به سپاه پاسداران نیز این عکس را منتشر کرده و نوشته : کسانی که آقا را این چنین خشمگین کرده اند، باید شرمنده باشند.

در عکس دقت کنید: سمت راست سر سید حسن خمینی، رفسنجانی و شاهرودی را می بینید که ماجرا را تماشا می کنند. بالای عکس در وسط هم عده دیگری دست به یقه شده اند. این عکس درست مثل عکس پایینی خیلی زود از روی سایت فارس حذف شد، ولی دیگر دیر شده بود. 

یک سایت آمریکایی هم که در زمینه مسائل خاورمیانه منتشر می شود، این عکس را همراه با یک تفسیر منتشر کرده که می توانید در اینجا بخوانید.

واقعا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند!

خامنه ای هیچ غلطی نمی تواند بکند

خامنه ای در نماز جمعه 14 خرداد 89


این عوعو سگان شما نیز بگذرد...

سیف الدین محمد فرغانی شاعر اواخر قرن هفتم و آغاز قرن هشتم هجری است. وی این غزل را در پاسخ به کشتار و یکه تازی های قوم مغول در ایران  سروده است:

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق ِ زمان ِ شما نیز بگذرد

وین بوم ِ محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت ِ آشیان ِ شما نیز بگذرد

باد ِ خزان ِ نکبت ِ ایام، ناگهان
بر باغ و بوستان ِ شما نیز بگذرد

آب ِ اجل که هست گلوگیر ِ خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان ِ شما نیز بگذرد

چون داد ِ عادلان به جهان در، بقا نکرد
بیداد ِ ظالمان ِ شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرّش ِ شیران گذشت و رفت
این عوعو ِ سگان ِ شما نیز بگذرد

آنکس که اسب داشت، غبارش فرو نشست
گرد ِ سُم ِ خران ِ شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت

هم بر چراغان ِ شما نیز بگذرد

زین کاروانسرا بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان ِ شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع ِ مسعود ِ خویشتن

تأثیر ِ اختران ِ شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان ِ شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن ِ دگرکسان

بعد از دو روز ِ از آن ِ شما نیز، بگذرد

بر تیر ِ جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی ِ کمان ِ شما نیز بگذرد

در باغ ِ دولت ِ دگران بود مدتی

این گل ز گلستان ِ شما نیز بگذرد

آبیست ایستاده در این خانه ِ مال و جاه

این آب ِ ناروان ِ شما نیز بگذرد

ای تو، رمه سپرده به چوپان ِ گرگ ِ طبع

این گرگی ِ شبان شما نیز بگذرد

پیل ِ فنا که شاه ِ بقا، مات ِ حکم ِ اوست
هم بر پیادگان ِ شما نیز بگذرد

ای دوستان ِ خوب، به نیکی، دعای سیف

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد 

حالا اگر گفتید اگر جام جهانی 2010 در نظام مقدس

جمهوری اسلامی برگزار می شد چی می شد؟!

· تمام تیمهای شرکت کننده را مجاب می کردیم تا با نثار دسته گل بر مزار امام خمینی یاد و خاطره امام فقیدمان را زنده نگاه دارند. البته تیمهای دشمن و تیمهای کشورهایی که علیه ما در شورای امنیت سازمان ملل رأی دادند باید قبل از هر مسابقه این عمل را تکرار کنند نا اگر نمی دانند، بدانند که ملت ما دست از آرمانهای خودشان بر نمی دارند.

·  کمیته انظباطی فوتبال ایران "دیوید بکهام" را مشمول منشور اخلاقی دانسته و از نشستن روی نیمکت تیم انگلیس محروم می کرد.

· عده ای اوباش و کاملاْ خودسر، به اتوبوس اعضای تیم امریکاو انگلیس حمله می کردند و اعمال وحشیانه آنها در عراق را محکوم کرده و پرچمهای آنها را با سر دادن شعار "اینهمه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده" به آتش می کشیدند تا روحیه مجاهدت در برابر دشمنان را به رخ آنها بکشند که مبادا فکر حمله نظامی به ایران را هم در سر بپرورانند.

· برای بالا بردن روحیه ایثار و شهادت طلبی، در نماز جمعه جهت حملات استشهادی به کاروان تیمهای دشمن ثبت نام بعمل می آمد.

· بخاطر محکوم کردن حملات اسراییل به کاروان صلح و رفتار ددمنشانه آنها در غزه و به پاس قدردانی از رأی ممتنع کشور لبنان در شورای امنیت به قطعنامه علیه ایران، جای کشورمان در این رقابتها را به کشور لبنان می سپردیم.

· برای تیمهای غیر مسلمان هر روز کلاس احکام  طهارت و آموزش نماز برگزار کرده تا در صورت پیروزی در میادین ورزشی بجای حرکات نا شایست، نماز شکر اقامه شود.

· به منظور قدردانی از اقدام شجاعانه کشور برزیل در پرونده هسته ای ایران، مراسمی در مسجد دانشگاه تهران برگزار می کردیم و به همه اعضای تیم فوتبال برزیل یکعدد چفیه به همراه پکیج کامل سخنرانی های آقای رییس جمهور در کشورهای کومور، افغانستان، بولیوی، ونزوئلا، چین، مالزی، اندونزی، سازمان ملل و سازمان خوار و بار جهانی را به آنها هدیه می دادیم و با دادن بیانیه ای نفوذ لابی صهیونیستی در ممانعت از راهیابی تیم ملی فوتبال ترکیه به جام جهانی را محکوم می کردیم.

· رییس جمهور اسلامی ایران بطور کاملاْ سرزده بر سر تمرین ملی غنا حاضر شده و مراتب قدردانی ملت ایران بمنظور حذف تیم امریکا را ابراز داشته و طی مصاحبه ای شکست تیم امریکا از تیم ملی غنا را درس عبرتی برای همه زورگویان عالم می داند و از امریکا می خواهد تا به خواست ملتها  احترام بگذارند. او همچنین طی همین مصاحبه اعلام می دارد که بزودی به همت ایران جام جهانی فوتبال با شرکت کشورهای غیر متعهدها هر ساله برگزار می شود و فیفا هم آنقدر زور بزند تا زوردانی اش جر بخورد. وی همچنین با افسانه خواندن ابداع فوتبال در انگلیس اذعان می دارد که ترکیب کمیته حاکم بر فیفا و نفوذ بریتانیایی تبارها در این کمیته باید تغییر کند.

رییس جمهور  اسلامی ایران همچنین همپای بازیکنان تیم غنا پا به توپ شده و هنر خود در فوتبال را هم به رخ جهانیان می کشد. در پایان هم رییس فدراسیون غنا از ایشان دعوت به عمل آورده تا بعد از دوران ریاست جمهوری تابعیت افتخاری غنا را پذیرفته و در هر پستی که خود تشخیص می دهد بازی کند.

· بمناسبت همزمانی رویداد جام جهانی با ایام ماه رجب و شعبان برنامه های شاد و متنوعی قبل از بازیها تدارک دیده خواهد شد. بدین منظور در هر استادیوم برنامه های سرود و مولودی خوانی توسط بهترین مداحان تهران به اجرا در خواهد آمد.

· در حمله ای که به محل اقامت تیم فوتبال انگلیس توسط دانشجویان خودجوش و همیشه حاضر در صحنه، صورت می گیرد اسنادی بدست می آید که نشان دهنده جاسوسی تیم انگلیس از مراکز هسته ای ایران و سایر مراکز امنیتی بدست می آید. رییس جمهور اسلامی ایران این حرکت دانشجویان را انقلاب سوم می نامد و سرپرست تیم فوتبال انگلیس به جاسوسی، دست داشتن در حوادث بعداز انتخابات و بمب گذاری در حزب جمهوری اعتراف می کند. در پایان هم با رأفت اسلامی به همه اعضای تیم کت و شلوار هاکوپیان هدیه داده و آنها را در اوج اقتدار به کشورشان مسترد می کنیم.

· سرمربی تیم اسلواکی به جرم مصاحبه با شبکه های ماهواره ای VOA و BBC فارسی، رادیو آزادی و رادیو فردا دستگیر می شود.

· برای قهرمان جام جهانی تور ویژه ایران گردی برگزار می شود تا آنها از نزدیک با فرهنگ غنی ملت ایران آشنا شوند. بدین منظور برنامه منحصربفرد بازدید از اماکن متبرکه، امام زادگان سراسر ایران، بقعه بی بی شهربانو، قبرستان ابن بابویه و منزل امام خمینی در خمین، قم و تهران برگزار می شود. همچنین بازدید از منازل مراجع دینی که مورد تأیید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم باشند، نیز بصورت ویژه برگزار می شود.

· رییس قرارگاه خاتم الانبیا طی مصاحبه ای رسانه ای گزارش کاملی از درآمد و هزینه کرد ناشی از برگزاری رویداد جام جهانی فوتبال به مردم ارائه می دهد.


و نقطه مقابل آن خواهران پایینی:

من کی هستم؟بلقیس سلیمانی

این متن توشته خانم بلقیس سلیمانی یکی از نویسندگان معاصر است.

من« دوشيزه مکرمه» هستم
وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود

من «مرحومه مغفوره» هستم

وقتی زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابی نمی
بينم
من «والده مکرمه» هستم
وقتی اعضای هيات مديره شرکت پسرم برای خودشيرينی 20 آگهی تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ می کنند
من «همسری مهربان و مادری فداکار» هستم،
وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش  البته تا چهلم- آگهی وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ می رساند
من «زوجه» هستم،
وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضی دادگاه خانواده قبول می کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان بدهد
من «سرپرست خانوار» هستم،
وقتی شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و برای هميشه در ته دره خوابيد
من «خوشگله» هستم،
وقتی پسرهای جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده می گذرانند
من «مجيد» هستم،
وقتی در ايستگاه چراغ برق،اتوبوس خط واحد می ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا می زند
من «ضعيفه» هستم،
وقتی ريش سفيدهای فاميل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند
من «بی بی» هستم،
وقتی تبديل به يک شیء ارگائيک می شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس می گيرند
من «مامی» هستم،
وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازی می کند
من «مادر» هستم،
وقتی مورد شماتت همسرم قرار می گيرم چون آن روز به يک مهمانی زنانه رفته بودم و غذای بچه ها را درست نکرده بودم
من «زنيکه» هستم،
وقتی مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشت ماشينش در پارکينگ می شنود
من «ماماني» هستم،
وقتی بچه هايم خرم می کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم
من «ننه» هستم،
وقتی شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم می کنم و نوه ام خجالت می کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها می گويد من خدمتکار پير مادرش هستم
من «يک کدبانوی تمام عيار» هستم،
وقتی شوهرم آروغ های بودار می زند و کمربندش را روی شکم برآمده اش جابه جا می کند
من «بانو» هستم،
وقتی از مرز پنجاه سالگی گذشته ام و هيچ مردی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف بکند
من در ماه اول عروسی ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمی، عزيزم،عشق من، پيشی، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم
من در فريادهای شبانه شوهرم، وقتی دير به خانه می آيد و چند تار موی زنانه روی یقه کتش است و دهانش بوی سگ مرده می دهد، «سليطه» هستم
من در محاوره ی ديرپای اين کهن بوم ؛«دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيری، لکاته و....»هستم
دامادم به من «وروره جادو» مي گويد
حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفی صدا مي زند
من «مادر فولادزره» هستم، وقتی بر سر حقوقم با اين و آن می جنگم
مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفی می کند
تف به این فرهنگ نکبت...


و راه حل موقت برای این خواهران پایینی

خواهرانی که نگران «خیانت به قرآن» و نه چیز دیگر هستند، به آستان قدس رضوی مراجعه کنند که نرخ «وفاداری به قرآن» را نیز اعلام کرده است. برای اطلاعات بیشتر روی نرخ های بالا کلیک کنید تا شرح کامل آن را (نسخه پی دی اف) بخوانید.


این خواهران واقعا مطمئن اند موضوع

فقط «خیانت به قرآن» است؟!

در جای دیگر غیر از «ایران» خیانت به کجا و چیست؟!


طرفداران ساندیسی رژیم را در خارج کشور بشناسید و بشناسانید!

«اعتراض سبز» وبلاگی برای افشای ساندیسی ها!

اول این نامه را که از سوئد رسیده بخوانید:

«چند روز پیش بعضی از سایت های ایرانی عکسی رو منتشر کردند که یک نماینده ایرانی تبار حزب محافظه کار سوئد را در همایش بزرگ ایرانیان در ایران نشون می داد.  تعداد این عکس ها رسید به سه و شاید بیشتر هم بشه. عکس ها را می تونید در نشانی زیر در اینترنت ببینید. اون آقای ماشالله چاق و چله ای که در عکس اول و دو تا عکس آخر هست و کراوات سرخ با راههای آبی داره اسمش رضا خلیلی دیلمی ست و نماینده مجلس قانونگزاری در سوئد:
http://www.stockholmian.com/news/persiska/2010/08/015_encrypt.htm
 
جناب خلیلی دیلمی فکر نمی کرد که خبرگزاری فارس ازش عکس بگیره و عکسها برسه سوئد. دیروز که عکسها در سایت استکهلمیان و بعد در سایت کانون زندانیان سیاسی منتشر شد، ایرانی ها تعداد زیادی ایمیل نوشتند به سایر نمایندگان مجلس از حزب محافظه کار. از جمله خود من هم نامه نسبتا مفصلی نوشتم در اعتراض به این قضیه. بعد از منبع مطمئنی شنیدم که گروه پارلمانی حزب محافظه کار جلسه اضطراری تشکیل داده و جناب خلیلی رو بازخواست کرده. جناب خلیلی اول اصلا انکار میکنه که در ایران بوده ولی وقتی عکسها رو می بینه یادش میاد که ایران بوده.
بعد از اون ایشون به ایمیلی که خود من زده بودم، جواب داد و نوشت که ایشون رفته بودند ایران دیدن فامیل و یک روز در حالی که با دوستشون مشغول قدم زدن بودن میبینن که یک کنفرانسی هست و از سر کنجکاوی میرن ببینن چه خبره و اتفاقی ازشون عکس میگیرن!!
جریان نمایندگی مجلس این آقا هم اینجوری بود که ایشون حزب محافظه کار رو راضی کرد که بین ایرانی ها خیلی طرفدار داره و اونها هم برای اینکه رای ایرانی ها رو بدست بیارن اسم ایشون رو گذاشتن توی لیست انتخاباتی.
خلیلی دیلمی در ضمن از اون گروهیه که معتقدند تجارت با ایران موجب پیشرفت دمکراسی در ایران میشه و احتمالا تصمیم داشته که حالا که کشورهای غربی تجارت با ایران رو تحریم کردن شخصا با احمدی نژاد تجارت کنه تا بلکه احمدی نژاد دمکرات بشه.»
 حالا به «اعتراض سبز» سر بزنید که وبلاگی است ویژه افشای ساندیسی های داخل و خارج کشور تا بببینید چگونه «نخبگان» خارج کشور برای یک بلیط مجانی و شاید چند قرارداد فکسنی در شرایط تحریم و یا دریافت ارث و میراث پدر و مادر بیچاره ای که اینها را پس انداخته اند، جلو ی «پخمگان» نظام مقدس جمهوری اسلامی شق و رق می ایستند.

Green Protests
اعتراض سبز، وبلاگی برای افشای ساندیس خورها

ساندیس خورهای 1500 یورویی خارج کشور

و پیشنهاد پستچی به ساندیس خورهای داخل کشور

ساندیس خورها که معرف حضورتان هستند. همان هایی که یک پاکت آب میوه ساندیس می گیرند و برای «رهبر» و دولت اش گلو پاره می کنند و مردم را در کوچه و خیابان کتک می زنند.  برادران و خواهران آن ساندیس خورها در خارج کشور هم وجود دارند. ولی نرخ شان بالاتر است. به همین دلیل به ساندیس خورهای 1500 یورویی معروف شده اند. برای اینکه 1500 یورو خرج سفر گرفته اند و یک تور مجانی ایرانگردی!! عکس زیر چند «رأس» از ساندیس خورهای 1500 یورویی را نشان می دهد که بع بع کنان از خارج کشور راه افتاده و رفته اند تا در «همایش ایرانیان خارج از کشور» احمدی نژاد و رحیم مشایی شرکت کنند.

ساندیس خورهای 1500 یورویی خارج کشور 

 بنازم به این همه وجدان و عِرق ایران دوستی! اسلام عزیز هم که از ریخت  قیافه شان همین جور شُر و شُر می بارد.  جمهوری اسلامی حتی بین ساندیس خورهای خودش هم تفاوت می گذارد. حالا پستچی به ساندیس خورهای داخل کشور که در شرایطی به مراتب سخت تر مورد تبعیض آشکار قرار گرفته اند پیشنهاد می کند دست به اعتراض و تظاهرات بزنند و خواهان اجرای بدون تنازل اصول مغفول ساندیس خوری شوند و حق مسلم خود را از دولت طلب کنند: نفری یک کامیون ساندیس به قیمت 1500 یورو و یک تور جهانگردی! وگرنه چه معنی دارد در شرایطی که بر اثر تلاش شبانه روزی ساندیس خورهای داخل کشور، بساط تظاهرات و تجمع های معترضان و مخالفان نظام مقدس جمهوری اسلامی، هنوز پهن نشده، جمع می شود، این برادران و خواهران ساندیس خور خارج کشور این همه مورد لطف و مرحمت دولت اسلامی قرار بگیرند و بعد هم بروند به خارج کشور و بخندند به ریش هر چه همایش و ممایش...


طرفداران زشتگو و نادان آن فقید!

همکار ما الاهه بقراط که مانند دیگر همکاران کیهان لندن، اسم و رسم مشخص دارد و همیشه حرف خود را بدون پنهان شدن پشت نام مستعار زده است، ای میلی  از یک خواننده «شاه اللهی» به عنوان «اظهار نظر» دریافت کرده و پس از عمل به توصیه این خواننده عصبی و زشتگو که از وی خواسته  تا ناسزا و زشتگویی وی را تا آخر بخواند، آن را خوانده و پاسخی نیز برای وی فرستاده و بعد هر دو را برای پستچی ارسال کرده تا شما هم بخوانید و دریابید چقدر دشوار است وقتی در میان مخاطبان آدم، چنین افرادی نیز پیدا می شوند.

پستچی به همه «حزب اللهی»ها، «شاه اللهی»ها، «سبزاللهی»ها (اصطلاحی که نیک آهنگ کوثر باب کرد)، «چپ اللهی»ها، «جمهوری اللهی»ها و بقیه که مانند این خواننده «محترم» طاقت شنیدن هیچ حرفی جز حرف خودشان را ندارند، توصیه می کند «متحد» شده و یک حزب واحد «...الله» تشکیل دهند که هر کدامشان را که سر تا پا می کاوید، می بینید، همه شان سر و ته یک کرباسند. 

باری، این خواننده که ای میل اش را به نام «براون شیرازی» برای همکار ما فرستاده، چنین ابراز عقیده و فضل نموده است:

«از قدیم گفته اند: از برای خران چه کاه بری چه زعفران. شاهنشاه فقید برای ایران زحمت بسیاری کشید که یکی از آنها دادن حق آدم بودن به موجودات کثافتی مثل توی بی سر و پا بود. به توی احمق حق رأی دادن، حق تحصیل و... داد و شماها تحصیل کردید، رأی دادید، راننده شدید، وزیر و وکیل شدید، ولی انسان نشدید. ننگ و نفرین بر شما خائنین گوه مغز. همین جمهوری کثیف اسلامی و همین خامنه ای قاتل شما را بس است.»

بسیار خوب، این از سطح شعور و نظر و عقیده و «مغز» کسی که ظاهرا از آن «حق رأی» و «تحصیل» و «انسان» شدن و «راننده» شدن، ظاهرا باید بسیار بیش از اینها آموخته باشد. گویا خدمات آن «شاهنشاه فقید» بیش از آنکه در مخالفانش تأثیری داشته باشد، در طرفداران نادانی چون این خواننده اصلا و ابدا تأثیری نداشته است! 

 پاسخ همکار ما به این خواننده «شاه اللهی» چنین بود:

«آقای براون شیرازی محترم، آنچه را نوشتید یک بار«تا به آخر» بخوانید تا ببینید آیا شما فرقی با خامنه ای، جمهوری اسلامی و کیهان تهران و حسین شریعتمداری دارید یا نه.
آیا شما که تاب تحمل افکار و نظرات دیگر را ندارید، «انسان» هستید؟ یا «انسان»  شدید؟
به جای ناسزا و زشتگویی کمی بیندیشید و از دایره محدود و کوچک خود خارج شوید تاشاید دریابید معیار «انسان» بودن یا شدن، شما نیستید و نظر شما چیزی جز روح تفکر خامنه ای و جمهوری اسلامی و هر رژیم سرکوبگر دیگر نیست.
با این ناسزا و زشتگویی، عقده خود را ممکن است خالی کرده باشید اما چیزی بر انسانیت واندیشه نیفزوده اید و اعتباری هم برای آنچه از آن دفاع می کنید نیافریده اید بلکه هر کسی خواهد گفت اگر مدافعان محمدرضاشاه و حکومت اش افرادی مانند شما هستند، بدا به حال او و تاریخ اش. دوستان نادانی چون شما در شکل گیری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بی تردید نقش بزرگی بازی کرده اند».

حالا شما بگویید چه کسی بیشتر از خدمات آن فقید بهره برده است؟!


سیل بیعت از سراسر ایران و جهان و کهکشان برای «التزام» و «اطاعت» از «رهبر»!

اختصاصی پستچی

به محض اینکه دیروز خبر پاسخ به استفتای یکی از بندگان «امام» خامنه ای جانشین پیامبر اسلام منتشر شد که وی در آن همه را به «التزام» به خود و «اطاعت» از وجود مبارک فرا خوانده بود، از سراسر ایران و جهان و حتی کهکشان و راه شیری، پست و اس ام اس و ای میل و تلفن و فکس است که جهت بیعت با «امام» می رسد. در زیر فقط چند نمونه برای نشان دادن ابعاد الهی این بیعت تاریخی و اطاعت از رهبر شیعیان و همه ادیان جهان:

از طرف مردم ایران به شکل و شیوه کاملا ملی و میهنی و  اسلامی


از طرف جوانان

از طرف ساکنان خانه عفاف در خیابان وزرا

از طرف صنف آدم آهنی ها

از طرف گربه مرتضی علی

از طرف دراکولا و صنف جن گیرها

از طرف ساکنان سیارات دیگر

از طرف  زنان بدحجاب

از طرف جنبش سبز و سبزهای متکثر و متنوع

از طرف جد و آبای رهبر و نیاکان صدر اسلام

از طرف نسل تازه...

 ای جُندُالله، این کار را نکنید!

به  عکس برگردان رژیم تبدیل نشوید!

حتما خبر عملیات انتحاری گروه جندالله را در زاهدان شنیدید و خواندید. گزارش و تفسیر مربوط به آن را در کیهان لندن خواهید خواند. اما پستچی کیهان آنلاین به عنوان کسی که از این گروه و خانواده دردمند ریگی ها یکی دو پیراهن بیشتر پاره کرده است، به آنها می گوید: نکنید این کار را! به عکس برگردان جمهوری اسلامی تبدیل نشوید! همان کاری را نکنید که رژیم با صرف میلیون ها تومان ثروت این مردم، از جمله ثروت شما هموطنان سیستان و بلوچستانی، در فلسطین و لبنان و افغانستان و دیگر نقاط جهان پیش می برد تا به اهداف خیالی خود برسد. هیچ کس حتی گروه هایی قدرتمندتر از شما نتوانسته اند با ترور و ترویسم و با به آتش کشیدن جان خود و دیگران به اهداف خود برسند. به همین جمهوری اسلامی نگاه کنید. این همه هزینه، این همه زندگی از دست رفته، تنها نتیجه ای که برای رژیم داشته، این بوده که آن را به رژیمی تروریست و منفور که باید با آن مبارزه کرد، تبدیل کند. درد و رنج همه مردم ایران که زیر ستم های بی بدیل و گسترده جمهوری اسلامی بسر می برند، به ویژه دردمندی و رنج های اقلیت های قومی و مذهبی و استان های همیشه محروم ایران، از دل و جان قابل درک است. اما درمان آن نه تنها در ترور و تروریسم نیست، بلکه ترور به رژیم این امکان را می دهد تا بر شدت تروریسم دولتی و سرکوبگر خود بیفزاید. باز هم جان های بیشتری از شما بستاند و باز هم به نیازمندی های برحق شما بیش از پیش بی اعتنایی کند. جان ارزشمند خود را حفظ کنید تا بتوانید نقشی در مبارزه آزادی خواهانه ایران بر  عهده بگیرید و در فردای ایران آزاد، در آبادی و سربلندی آن بکوشید.  شما با ترور، خود را در داخل و خارج منزوی ساخته و خود بر مردم خویش ستم می کنید. اگر به فرض، وعده و پشتیبانی ای از «خارج» هست، فریب آن را نخورید. آنها از شما به عنوان گوشت دم توپ استفاده می کنند و سود خود را می برند. از یک سو شما را به میدان نبردی نابرابر می فرستند و از سوی دیگر با رژیم جمهوری اسلامی لاس می زنند. بر مردم خود تکیه کنید و خود را و آنها را بر باد ندهید.  چه کسی توانسته با نابودی خود به دست خویش، زندگی بیافریند، جز اینکه تنها آبی بر آتش انتقام خویش ریخته باشد؟ رژیم به اندازه کافی مزدور دارد که چند برابر آنهایی را که کشته اید، به منطقه شما گسیل کند. با مبارزه مدنی مردم در دیگر نقاط ایران همگام شوید و جان و زندگی خود را برای روز مبادا حفظ کنید. ایران و همه استان هایش به تک تک شما نیاز دارند.


عجب شور و شوقی از سر و ریخت این بدبخت های «جامعه هنری» جمهوری اسلامی می بارد

حیف پرویز فنی زاده و بهرام بیضایی و رگبار و جایزه اش. در همه جای دنیا هنرمندان پیشرفت می کنند، اینها پس پسکی می روند. این خواهر پروانه معصومی که به گفته خودش با تب 39 درجه چادر و چاقچور کرده و از بستر بیماری بدو بدو خود را به محضر «مقام معظم رهبری» رسانده، بهتر بود به جای «رگبار» بیضایی در «گاو» مهرجویی بازی می کرد.

برای آشنایی بیشتر با وضعیت این «هنرمندان» و امکان کار «هنری» در جمهوری اسلامی به پاورقی «سی سال سینما در جمهوری اسلامی» از بصیر نصیبی مراجعه کنید.  نوشته منوچهر هنرمند سردبیر «خواندنیها» را نیز در اینجا بخوانید.

عکس های دیدار «هنرمندان» با «رهبر» حکایت «رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ درون» است:

 

 

 


تکذیب و برائت خداونت از بندگانش

می گویند خداوند متعال در یک ای میل  14 ماده ای وجود خود را تکذیب و از همه آنها که نادانی و خرابکاری های خود را به اسم او می نویسند، اعلام برائت نمود. متن این ای میل به پستچی هم رسیده که برای اطلاع شما، بندگان، منتشر می گردد:

 «1- من اصلا وجود ندارم ؛ برويد مثل آدم زندگی تان را بکنيد و اين قدر داستان و شعر درست نکنيد.

خودتان مرا درست کرديد که کاسبی کنيد و سر همديگر کلاه بگذاريد ، چرا پای مرا وسط می کشيد؟!

2- اگر من خدايم چرا موسي را بفرستم بگويم شنبه را تعطيل کند و عيسی را بفرستم بگويم يک شنبه را و محمد را بفرستم بگويم جمعه را؟

3- چرا کاری کنم که عيسوی شرابش را در کليسا بنوشد و مسلمان به جای شراب شلاق بخورد؟

4- اگر من وجود می داشتم و اين قدر مهربان می بودم که همه دين ها می گويند چرا بيشتر تلفات تاريخ و جنگ ها در تاريخ با نام دين و انجام تکليف دينی و هدايت مردم و بردن مردم به بهشت و به اسم من گرفته است؟

5- اگر من خدا هستم، پس چرا اين همه آدم کج و معوج به اسم من روی زمين خدايی می کنند و کليد بهشت می فروشند و این دنيا را برای مخلوقات من جهنم کرده اند؟

6- خدايی که به عبادت محتاج باشد ، خدايی که قسم بخورد جهنم اش را از نافرمانان پر می کند ، خدايی که فقط محبان علی را به بهشت راه بدهد و بقيه پيامبرانش بشوند زرشک، خدايی که بگوید زمين آزمايشگاه است و آدم ها موش آزمايشگاهی و وعده تمام آن چه را در زمين حرام کرده، در بهشت وعده بدهد، بابا،  من نيستم! من این خدا نیستم.

7- برويد مغزتان را به کار بیندازید و بيخود بی عرضگی هايتان را به اسم اين که من چيزی مي دانم که شما نمي دانيد نگذاريد.

8- اگر نمی توانيد از پس گردن کلفت هايتان بر بيائيد چرا پای مرا وسط می کشيد ؟ نخير، اصلا قرار نيست من در آن دنيا حساب لات و لوت های این دنيا را برسم.

9- اگر عرضه داريد خودتان از خجالت شان در بيائيد و الکی خودتان را لوس نکنید که شاید جواز عبور به بهشت بگیرید. از این خبرها نیست.

10- يعني چه  دست روی دست می گذاريد و منتظرید که یکی از راه برسد؟ من که قرار نیست کسی را بفرستم. حالیتان شد؟ به نام من دکان باز کرده اند. من اصلا شماره ثبت اين دکان ها را نمی شناسم. نیستم که بشناسم.  نبوده را که از بوده آگاه نيست.

11- همه شماها چند ميليارد سلول خاکستری در آن مغزهايتان داريد. همان ها را به جای تسبیح و استخاره به کار بیندازید. از مغزتان استفاده کنید تا فاسد نشود.

12- اگر خودتان در قدرت طلبی و فريبکاری روی «قلعه حيوانات» را هم سفيد کرده ايد و به همه  دنيا گند زده ايد، چرا هی می گوئيد قضا و قدر من است؟ يعنی اگر من خدا می بودم  به اندازه این مدير گوگل عرضه نداشتم يک دم و دستگاه درست و حسابی راه بندازم که هم کارمندش راضی باشد و هم مصرف کننده اش؟!شما يک بار در اين تارنما ها Sign In می کنيد تا دو هفته برایتان بس است و لازم نيست روزی چند بار جلويش خم و راست بشويد و هزار خواهش و تمنا کنيد تا سرويس هايش مثل ساعت کار کند.

13- وضع دعا و نفرين هايتان هم از همه بدتر است! بهتان گفته باشم که 99/99 درصد اين دعاها Spam است و اصلا در Mail Box من ظاهر نمی شود (تازه اگر باشم !) خیالتان راحت شد؟ آخر يعني چه که هی می گویید: خدايا همه را خوشبخت کن! اگر قرار باشد همه خوشبخت باشند و شما هم فکر می کنید بهشت و جهنم وجود دارد، پس چه کسی جهنم را رفت و روب کند؟ ديدید حالا عقل تان را به کار نمی برید؟

14- شما هيولایی از من ساخته ايد که اصلا وجود ندارد. مثل آدم زندگی کنید و هی خرابکاری هایتان را به من نسبت ندهید که  من نیستم!


رهبر قلابی

رهبر قلابی تازی تبار                                      چرت گوید  پرت گوید بی شمار

خویش را داند علی روزگار                              جیره خواران درکنارش با شعار

سید علی گوید علی مولای اوست                      لیک کردارش نه چون رفتاراوست

آن علی گویند عادل بوده است                          سید علی دانیم قاتل بوده است

آن علی می خورد خرما و خیار                         سید علی قرقاولان با خاویار

آن علی گویند بوده ژنده پوش                          سید علی را صد عبا هست و روپوش

آن علی حق  را حمایت می نمود                      سید علی قاضی ظالم می ستود

آن علی چون رای مردم را شنید                      گوشه گیری را به جان و دل خرید

سید علی" نه " را چو ازملت شنید                  دست و پا و سینه ی مردم درید

آن علی در باغِ  نخلش کار کرد                       سید علی هی خورد و پول انبار کرد

آن علی در کار خود اخلاص داشت                   سید علی مداح  وعمر وعاص داشت

آن علی دنیا به هیچ انگاشتی                          سید علی قصر تزاران داشتی

سید علی باشد نشانی از خدا؟؟؟                      او چو شیادی ست پر رنگ و ریا

ارزش دین، سید علی بر باد داد                        شک بی حد در دل مومن نهاد

قصه کوته، سید علی بی آبروست                      زیرِ خاکِ پای ملت جای اوست

مزدک که این سروده را فرستاده است این را هم نوشته که همه مطالب گفته شده در مورد حضرت علی از دیگر آخوند ها نقل قول شده و حاصل پژوهش تاریخی و علمی نیست.


ای بابا، آقای کدیور! دروغ به این بزرگی؟! هم غزه، هم لبنان؟!

به چه دلیل آخه؟

اصلا مگر کدام حق و حقوق غزه و لبنان مورد تجاوز جمهوری اسلامی  قرار گرفته بود که مردم به خیابان بریزند و شعار بدهند: هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران! آیا «هم غزه، هم لبنان» با قسمت بعدیش که دهان کجی به نظام شماست، جور در می آید؟!  یا این که خواستی از صدای آمریکا برای «برادران بسیجی» شعار تعیین کنی؟ پس این چیه؟ خوب اینجا گوش کن! مردم چی میگن؟ میگن: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! واقعا که! شما «اتاق فکر» نیستید! اتاق حرفید! حرف مفت...

این هم نظر کورش از تهران درباره افاضات آقای کدیور:

«با درود
به نظر من سخنان و نظرات آقای کدیور سر شار تناقض و سفسطه  است.

اول، ایشان سعی می کند جمهوری اسلامی را به دو دوره مجزا تبدیل کند و مثلا دوران آقای خمینی را متفاوت از وضعیت کنونی ارزیابی کند که به نظرم یک جعل کاری آشکار است.
دوم، آقای کدیور هنوز معتقد هستند در چهارچوب نظام ولایی و حکومت اسلامی می توان دمکراسی و آزادی برقرار کرد که این نظر با واقعیتهای مندرج در قانون اساسی و عملکرد رهبران جمهوری اسلامی کاملا مغایرت دارد.
سوم، آقای کدیور هنوز حاضر نیست بپذیرد ریشه مشکلات فعلی نظریات و عملکرد آقای خمینی و اسلام سیاسی است.
چهارم، آقای کدیور تلاش می کند دائما با بحث"قرائت دیگر" از هر پدیده ای ماهیت دو وجهی بسازد ، در حالی که اصولا احکام شرعی و نصوص دینی و مشخصا نظریه ولایت فقیه"قرائت دیگری" که ماهیتا متفاوت با وضع فعلی باشد ندارند.

پنجم، این موضوع که از درون متون دینی و نظریات فقهی بتوان دمکراسی،پارلمانتاریسم،آزادی عقیده و برابری حقوق افراد را استخراج کرد، نظریه ای است شکست خورده و در عمل ابطال شده.
 ششم، آقای کدیور در حالی از دمکراسی و آزادی سخن می گویند که اساسا احترام و حقی برای طرفداران نظام پادشاهی پارلمانی قائل نیستند،اگر طرفدار نظام پادشاهی پارلمانی(شبیه سوئد و انگلستان و....) در ایران کنونی در اقلیت هم باشند محسن کدیور حق ندارد به آنان و عقایدشان بی احترامی کند.»


«راه سبز» در دست ساختمان

طرح از محمد فاضل


 شجریان: اگر لازم بود برای این زمان چیزی بخوانم، می خوانم، که خواندم: تفنگ ات را زمین بگذار!

y

 

 

سخنان  محمدرضا شجریان در گفتگو با آزاده انصاری در سی ان ان:

«هنر در ذات خود یک نوع اعتراض است. و این است که حکومت ها موقعی که هنر پا به عرصه تقابل می گذارد، از آن وحشت دارند. و من به آن اجازه نمی دهم که از ابزار من علیه خود من استفاده کند و این بود که من اعتراض کردم و گفتم شما حق ندارید چنین کاری بکنید. این [آوازها] مال این زمان نیست. مال یک زمان دیگری بوده. اگر لازم بود برای این زمان چیزی بخوانم، می خوانم، که خواندم: تفنگ ات را زمین بگذار!

با مردم نمی شود هرز رفتار کرد. با مردم باید حرف زد. وقتی که مرور می کنم، می بینم که حتی یک هفته نبوده که من در این سی و یک سال احساس خوشحالی بکنم که در چنین شرایطی زندگی می کنم. حتی یک روزش هم برایم پیش نیامده. همیشه آن سایه تلخ مرا آزار داده. من هر جای دنیا بروم، وقتی می بینم که مردم شاد و خوشحالند آنقدر دوست دارم و خوشم می آید. این به من لذت می دهد. اما وای به آن روزی که در مملکت خودم ببینم که یک روزی یک زنی که فرض کنید پشتیبان ندارد، کنار خیابان نشسته و دارد سیگار می فروشد.»

وی در اینجا در حالی که سر تکان می داد و تلاش می کرد تا بر احساس خود و اشکی که از چشمانش جاری بود مسلط شود، گفت: «این چیزها را من نمی‌توانم ببینم».

گفتگو را در اینجا ببینید و بشنوید. 

 

 


           پستوی پستچی


 

نمایندگی های کیهان

لندن (دفتر مرکزی): 

Kayhan Publishing Ltd.

275-281 King Street, London W6 9LZ, U.K

Tel: 0044-20-87 48 53 00

Fax: 0044-20-87 48 42 89

پاریس: م. شیرازی

668Rue du Leman, 78990, Elancourt, France

Tel: 00331-30 51 82 80

Fax: 00331-30 50 26 80 

کلن: منوچهر دستوری

Tel:0049-221-37 33 14

Fax: 0049-221-38 69 39

هامبورگ:

Tel: 0049-40-419 10 220

Fax: 0049-40-419 10 223 

برلین: سیروس

Tel&Fax: 0049-30-32 42 187

Mob:0160-49 26 671

دوسلدورف: ف. شهناز

Ader Str. 48, 40215 Düsseldorf

Tel: 0049-211-38 25 66

Fax: 0049-211-37 91 57

اسلو: رنگین کمان

Rangin Kaman

 P.O.Box 4751 Sofienberg, 0506Oslo,Norway

Tel: 004722361084 

گوتبرگ: آ. صالحی

P.O.Box 47140, 40259 Goteborg, Sweden

Tel&Fax: 0046-31-15 71 59

Mob: 0730 370 384

ژنو: مطبوعات بین المللی، نقیب زاده

International Presse,Rue Luasanne 52, 1201 Geneva

Tel&Fax: 0041-22-73 27 859 

شرق آمریکا:

P.O.Box 3603, Mc Lean, VA 22103, 3603, USA

Tel&Fax: 001-703-44 23 469 

غرب آمریکا (لس آنجلس): شرکت کتاب 

Ketab Corp.

1419 Weswood Blvd, Los Angeles, CA. 90024

Tel: 001-310-477-7477

Fax: 001-310-444-7176

E-Mail:ketab1@ketab.com

www.ketab.com

نیویورک:  

1 Balint Drive, Suite 771, Yonkers, N.Y. 10710, USA 

Tel: 001-914-77 98 365 

Kayhan کیهان© kayhanlondon 2000-2010 U.K. London ■■■