|
با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 kayhanonline-London |
برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید نظر خود را با ما در میان بگذارید نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را در کیهان لندن بخوانید کیهان لندن را مشترک شوید تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد |
| کیهان لندن 1289 - 17 دی 1388- 07 ژانویه 2010 |
|
با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید
|
هوشنگ معین زاده
در سوگ دوست فرزانه ام دکتر محمد عاصمی
دکتر محمد عاصمی آزاده مردی بود که بیش از نیم قرن برای آزادی در عرصههای مختلف فرهنگی تلاش میکرد. به هر دری میزد، با این امید که شاید به آرزوهای دیرینۀ خود که آزادی ملت ایران است برسد. بازیگری در صحنه تأتر، سرودن اشعار حماسی، نویسندگی، تحقیق و روزنامه نگاری را از سنین جوانی در وطن آغاز کرد. زمانی هم که به خارج کشیده شد، دنبالۀ کاری را که زنده یادان تقیزاده و جمالزاده و دهخدا و دیگر مبارزان صدر مشروطه آغاز کرده بودند، پی گرفت و کاوۀ آنان را با دم مسیحایی خود از نو زنده کرد. عاصمی، چهل و شش سال تمام بار سنگین کاوه این نشریه نامدار را که نماد آزادیخواهان ایران شمرده میشود، یک تنه به دوش گرفت و مانند دایهای مهربانتر از مادر فرزند آزادیخواهان صدر مشروطه را پرستاری کرد و آن را به بالنگیاش رساند. انتشار یک نشریۀ در خارج از کشور با مشکلات ناشی از غربت کار آسانی نیست. بیشک در فراز و نشیب این سالهای متمادی بسیاری از فرهنگ دوستان ایرانی مانند دکتر حسین مشیری دوست دیرینه عاصمی در انتشار کاوه یار و یاور او بودند، ولی عشق و علاقه و همت و پشتکار عاصمی بود که این نشریه را در طول این سالهای زنده نگه داشته بود. در بارۀ دکتر محمد عاصمی سخن بسیار است که دوستان و همراهان او گفتهاند و نوشته اند و باز هم خواهند گفت و نوشت. اما آنچه من در پی سفر بی بازگشت او می خواهم بدرقۀ راهش کنم، در ارتباط با خودم و رابطۀ کوتاه مدت آشنایی و دوستیام با اوست. رابطهای که در عین حال میتواند فرا روی همۀ صاحبان قلم و اندیشهای باشد که در آینده در عرصه فرهنگ و ادبیات ایران صاحب نام و شهرت و اعتباری خواهند شد. کسانی که بایستی راه و روش او را مانند بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب ایران در پیش بگیرند. و به خصوص با حمایت از نوباوگان عرصه ادبیات راه را برای جوانان و تازه کاران هموار کنند. کاری که لازمۀ تداوم و پویایی فرهنگ هر کشوری است و عاصمی با کمال فروتنی انجام میداد و یکی از نمونه های بارز آن خود من بودم. در سال 1375 که من نخستین کتاب خود«خیام و آن دروغ دلاویز!» را به اتمام رسانده بودم، در انتشار آن مردد بودم. نخست آن که خود به ارزش و اهمیت این کتاب واقف نبودم. دیگر این که دوستانی که از محتوای آن آگاه بودند، مرا از انتشار آن بر حذر میداشتند، زیرا چند ماه پیش از آن دکتر کوروش آریامنش را به خاطر همین نوع روشنگریهایش کشته بودند. در این میان به توصیه دوست عزیزم دكتر على ميرفطروس بخش«دادگاه عدل الهی» این کتاب را به منظور نظر خواهی برای دکتر محمد عاصمی فرستادم. این انسان با فضیلت به منظور تشویق من، بی آن که کمترین آشنایی با هم داشته باشیم، آن را در کاوه منتشر کرد. واقعیت این است که اگر دکتر عاصمی بخش«دادگاه عدل الهی» کتاب مرا منتشر نمیکرد، من این جسارت را پیدا نمیکردم که «خیام و آن دروغ دلاویز!» را منتشر کنم و چه بسا نه این کتاب، بلکه سایر نوشتههای من نیز نوشته و منتشر نمی شد. امروز که این دوست فرزانۀ من در میان ما نیست، با این که در مقدمۀ چاپ سوم این کتاب به این موضوع اشاره کرده و چاپ چهارم آن را هم به دکتر محمد عاصمی و کاوۀ پر بارش تفدیم کرده بودم. لازم دیدم که در گراميداشت او، این واقعیت را در سوگنامهاش تکرار و در ضمن اعتراف کنم که من سهم بزرگی از حضور خود را در عرصۀ فرهنگ و ادبیات ایران، وامدار دکتر محمد عاصمی میدانم. به گرامی داشت این دوست گرانقدر، سوگنامه او را به شیوۀ خود که او نیز این شیوۀ نگارش مرا میپسندید، با این نوشته پایان میدهم : عاصمی رفت! رفت تا به دوستان و یارانی که پیش از او سفر آخرت خود را آغاز کرده بودند، بپیوندد و ماجراهای نیک و بد زمانه، حوادث تلخ و شیرین روزگارش را برای آنان بازگو کند. با این که من به دنیای دیگر و دیدار با رفتگان باور ندارم، اما ایرادی هم نمی بینم که این بار بر خلاف باورم با معتقدان دنیای دیگر هم سخن شوم و همدلانه بگویم : درست است که ما، دوستان دکتر محمد عاصمی همه از رفتن او غمگین و اندوهباریم. اما در عوض دوستان او که پیش از وی این جهان را ترک کردهاند، از این که عاصمی هم به آنان پیوسته است، خوشحال خواهند شد. بخصوص دوستان شفیق او که در انتظار دیدن و شنیدن سخنان وی روز شماری میکردند. به یقین آنان آمدن او را به دنیای آخرت جشن خواهند گرفت و قدم او را مبارک خواهند شمرد. عاصمی روزها و ماهها و سالها میتواند با سخنان شیرین خود دنیای آخرت دوستانش را به شعف و شادی بیندازد و به محفل سرد و خاموش آنان گرمی و نشاط ببخشد. مگر نه این که او در این دنیا هم به هر محفل و مجلسی قدم میگذاشت با کلمات شیرین و سخنان دلنشین خود، خنده و شادی را به لبان جمع مینشاند و شادمانی را جایگزین غم و اندوه آنان میکرد؟ آری، اگر دنیای دیگر باشد، اگر رفتگان در آنجا هم شانس دیدار و گفتگو و نشست و برخاست با هم را داشته باشند، بی شک عاصمی عزیز ما، شمع محفل آنان خواهد شد، چنانچه در این دنیا نیز شمع شادی بخش محفل دوستانش بود.
اما اگر به باور من، دنیای دیگری نباشد، عاصمی عزیز ما نیز با رفتن از این
دنیای نا بسامان و پر از کینه و حسد به آرامشی که کمتر در زندگی پر جوش و
خروش خود رسیده بود، خواهد رسید. آرامشی که طبیعت، این نهاد دیر پای هستی
در خواب شیرین مرگ به همۀ باشندگان خود به یکسان اهدا میکند.
نام و یاد عاصمی مثل سایر بزرگان ادب پارسی برای همیشه در فرهنگ ایران، جاودانه خواهد ماند. او را عزیز و گرامی خواهند داشت و راه و روش او و مردی و مردانگی اش را سرمشق خود قرار خواهند داد.
عاصمی و عاصمیها این دنیا را ترک میکنند، ولی هرگز نمیمیرند. چرا که
خاطره آنان و آثاری که از خود به جا گذاشتهاند، برای زنده ماندن نام و
یادشان کافی است که هرگز از میان نخواهد رفت.
□□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید |
| © Kayhanlondon 2000-2009 U.K. London |