کیهان آنلاین

آگهی می پذیرد

 

با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد

تأسیس در تهران سوم خرداد 1321

تأسیس در لندن اول ژوئن 1984

Kayhanonline-London

با کیهان آنلاین همکاری کنید

برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید

نظر خود را با ما در میان بگذارید

نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را

 در کیهان لندن بخوانید

کیهان لندن را مشترک شوید

تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد

  مهمترین خبرهای آذر 1389

با پستچی و ستون پست

 کیهان لندن مکاتبه کنید

بگویید و بشنوید

 بپرسید و پاسخ بگیرید

postchi@kayhanlondon.com

به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان

 آگاهی می آورد


Albion College


بازارچه اصفهان


گالریا رستوران


دکتر ابراهیم محجوبی


مدرسه ایرانی رستم


Utupia Modern Persian Bar Resturant


به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد




به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد


 

رضا پهلوی: برای زدودن سایه سیاه ولایت فقیه از خاک میهن باید صداها را رساتر و صف ها را فشرده تر کرد

شوخی نیست: تحمیل حقوق بشر ظالمانه است!

دین به جای دانش و دکترا برای حفظ قرآن!

شهلا جاهد اعدام شد: هنگامی که شاکیان شریک جنایت می شوند

شوخی نیست: ردّ ولایت فقیه انکار خداوند است!

چند شانزده آذر دیگر؟

شوخی نیست: رژیم برخورد پلیس انگلیس با دانشجویان را محکوم کرد!

غرق شدن دهها پناهنده ایرانی، افغانی و عراقی در آبهای استرالیا/ رضا پهلوی: جمهوری اسلامی مسبب در به دری ایرانیان

آغاز اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها: اعلام آماده باش برای مقابله با شورش نان و بنزین

شوخی نیست: متکی خبر برکناری خود را از رییس جمهوری سنگال شنید!

اعدام گروهی: انتقام رژیم از بلوچ ها


 

 

اعدام گروهی: انتقام رژیم از بلوچ ها

28 آذر- کیهان آنلاین- پس از انفجار انتحاری روز چهارشنبه 24 آذر که نزدیک به چهل کشته و دهها زخمی از خود بر جای گذاشت و گروه «جندالله» مسئولیت آن را پذیرفت، حجت الاسلام ابراهیم حمیدی رییس کل دادگستری سیستان و بلوچستان اعلام کرد صبح روز دوشنبه 11 نفر به جرم وابستگی به گروه جندالله در زندان زاهدان اعدام شدند. به گفته حمیدی این افراد به جرم محاربه متهم و اعدام شده اند.  گروه جندالله که در سال 1382 تأسیس شده است و رهبرانش، برادران ریگی، در بهار گذشته به چوبه دار سپرده شدند، تا کنون مسئولیت چندین عملیات  ترور را بر عهده گرفته است.  رژیم کشورهای خارجی از جمله پاکستان را متهم می کند که از این گروه حمایت می کنند و تدارکات در اختیار آنها می گذارند. حال آنکه گفته می شود دستگیری عبدالمالک ریگی بدون همکاری همین کشورهای خارجی با دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی، ممکن نبوده است. 

کاملا قابل پیش بینی بود که جمهوری اسلامی مانند آنچه تا کنون در کردستان پیش برده است و مانند تمامی موارد دیگر پس از عملیات ترور که گروهی به ویژه در استان های مرزی ایران آن را تنها راه ابراز وجود و مبارزه با رژیمی می دانند که حقوق آنها را زیر پا می نهد، در یک اقدام تلافی جویانه، افرادی را که دستگیر می کند و یا از مدت ها پیش در زندان ها به گروگان گرفته است، به چوبه دار خواهد سپرد و از هرگونه تعقل و اندیشه درباره پرداختن به مسائل مردم استان های مرزی ایران که عمدتا در فقر و فلاکت و نابسامانی بسر می برند، سر باز خواهد زد.

جمهوری اسلامی با انکار مشکلات مردم، همواره بر آنها افزوده است و بسیاری از مردم از جمله جوانان اقوام ایرانی را که راهی برای برون رفت از این بن بست نمی یابند به سوی خشونت رانده است. اعدام در جمهوری اسلامی آسان ترین و در دسترس ترین ابزاری  است که رژیم برای تسلط خود بر اوضاع و پشت کردن به مشکلات واقعی مردم همواره به کار گرفته است. برخلاف آنچه جمهوری اسلامی در مورد وابستگی این گروه ها به نیروهای بیگانه ادعا می کند، این خود رژیم است که با بی لیاقتی و ناتوانی های خود در حل مشکلات مردم ایران، دست کشورهای بیگانه را در  بهره گیری از شرایط موجود کاملا باز می گذارد. تعجبی ندارد اگر گروهی از مردمی که جان به لب شان رسیده، و از حکومت خود پاسخی سزاوار نمی گیرند، دست یاری به سوی دیگران دراز کنند. جمهوری اسلامی در حالی به اعدام بلوچ ها و به ادعای خودش، وابستگان به جندالله، می پردازد که خود با دست و دل بازی تمام به گروه های تروریستی  در سراسر جهان و به ویژه در فلسطین و لبنان یاری می رساند. اگر رژیم اندکی از آن ثروت میلیاردی را خرج مناطق محروم ایران از جمله سیستان و بلوچستان می نمود، آنگاه زمینه ای برای رشد عملیات انتحاری و ترور، که جمهوری اسلامی خود از مشوقان آن در کشورهای دیگر بوده و هست،  وجود نمی داشت. بلوچ ها نیز مانند بقیه مردم ایران، تاوان محرومیت هایی را که بر آنها تحمیل شده است از یک سو با اعدام و از سوی دیگر با ترور می دهند.


شوخی نیست: متکی خبر برکناری خود را از رییس جمهوری سنگال شنید!

28 آذر- کیهان آنلاین- جمهوری اسلامی نظام عجایب است. همه رویدادهای  سیاسی عجیب و غریب که ممکن است یکی دو تای آنها  در این یا آن رژیم اتفاق بیفتد، در حکومت اسلامی ایران، همگی با هم اتفاق می افتند. آخرین نمونه، برکناری وزیر امور خارجه بی خاصیت جمهوری اسلامی است که در یک مأموریت دولتی، خبر عزل خود را از میزبان خویش، رییس جمهوری سنگال شنید آن هم در حالی که مأموریت وی که به قاچاق اسلحه توسط جمهوری اسلامی علیه آن کشور مربوط می شد، ظاهرا بسیار«مهم» به شمار می رفت! این تصمیم دولت جمهوری اسلامی نشان می دهد تا چه اندازه می توان به مذاکره با دولتمردان و مأموران سیاسی و هیئت های نمایندگی رژیم اطمینان داشت حال آن که که اساسا به مقام و مسئولیت آنها اطمینان و اعتمادی وجود ندارد!

در همین زمینه، علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی از تهران از احمدی نژاد خواست به مردم پاسخ دهد که «عزل وزیر خارجه در حال مأموریت به طوری که ایشان خبر عزل خود را از رییس جمهور سنگال بشنود چه ضرورتی دارد؟» مطهری این عمل را «موجب تنزل جایگاه نظام جمهوری اسلامی در جهان و تحقیر آقای متکی» دانست. وی گفت: «رییس جمهور چنین حقی نداشت».  متکی نیز که در مراسم تودیع خود در وزارت خارجه رژیم شرکت نکرد،  پیش از این برکناری خود را در حین انجام مأموریت «غیراسلامی، خارج از عرف سیاسی و دیپلماتیک و توهین آمیز» خوانده بود.

تا کنون شایعات متفاوتی در زمینه عزل متکی مطرح شده است. برخی بی اعتنایی وی را نسبت به هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا که می خواست با متکی خوش و بش کند، مطرح کرده اند. برخی از جمله علی مطهری گفته اند اختلاف متکی و احمدی نژ اد بر سر تعیین نمایندگان ویژه رییس جمهور در حوزه های پنج گانه مربوط به سیاست خارجی بوده است. و شایعه دیگر این که بین متکی و احمدی نژاد بر سر عزل وی پیش از سفر به سنگال توافق صورت گرفته بوده است. متکی این شایعه را تکذیب کرد. این در حالیست که سنگال در پیامی تهدیدآمیز مبنی بر بستن سفارت خود در تهران، از جمهوری اسلامی خواسته تا به دلیل این رویداد از آن کشور به طور رسمی عذرخواهی کند. برخی مطبوعات زرد جمهوری اسلامی ضمن انتقاد در لفافه از شیوه برکناری متکی، پیغام کشور سنگال را مبنی بر عذرخواهی جمهوری اسلامی از آن کشور «گستاخی» خوانده اند.

گفتنی است در این گیر و دار 20 کشور آفریقایی یقه احمدی نژاد را گرفته اند که چرا در سفرها و دیدارهای خود با رؤسا و وزرای این کشورها، وعده های توخالی به آنها داده و تا کنون به هیچ یک از آنها عمل نکرده است! ظاهرا «خالی بندی»های سیاسی احمدی نژاد و دولت اش به سیاست داخلی و مردم ایران محدود نمی شود و  دامنه و آوازه جهانی یافته است.

 

آغاز اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها: اعلام آماده باش برای مقابله با شورش نان و بنزین

27 آذر- کیهان آنلاین- صدا و سیمای جمهوری اسلامی خبر داد که طرح هدفمند کردن یارانه ها از روز یکشنبه 28 آذر به اجرا در خواهد آمد. احمدی نژاد در سخنانی بسیار طولانی در یک برنامه تلویزیونی از همه چیز سخن گفت به جز از آنچه مردم می خواستند بدانند: چه بر سر قیمت نان و بنزین خواهد آمد؟ این پرسش اما همان مشکلی است که حکومت برایش پاسخی ندارد و درست به همین دلیل نیروهای نظامی و امنیتی خود را به حال آماده باش در آورده است تا بی درنگ هرگونه اعتراض احتمالی را در نطفه خفه کند. یک دلیل به تعویق افتادن مداوم اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها همین بی خبری از پیامدهای آن بوده است. کارشناسان اقتصادی بارها نسبت به اجرای این طرح در شرایط کنونی اقتصادی ایران هشدار داده اند. ولی دولت که کمرش زیر فشار مطالبات داخلی و تحریم های خارجی خم شده است، چاره ای جز اجرای این طرح که زیرکانه با استفاده از عنوان دو پهلوی «یارانه» آن را در افکار عمومی به مثابه «یاری» و «کمک» دولت به مردم قالب کرده است، ندارد.

احمدی نژاد در سخنان بی سر و ته خود در این گفتگوی طولانی تلویزیونی با تأکید بر این که بهتر است مردم برای برداشت پول یارانه «عجله» نکنند گفت:  «با اجراي قانون هدفمندکردن يارانه ها با محاسباتي که ما انجام داده ايم از همان روز اول وضع شش دهک جامعه به لطف خدا بهتر مي شود. ‌با اجراي اين قانون دو دهک جامعه بايد يک کمي صرفه جويي کنند و دو دهک هم بايد بيشتر صرفه جويي کنند.»

احمدی نژاد پس از دادن هندوانه زیر بغل مردم مبنی بر اینکه ثروت وانرژی کشور متعلق به مردم است و مردم باید خوب زندگی کنند گفت: «4 هزارتومان برای هر نفر در ماه بابت هزینه  نان به حساب مردم واریز می شود تا مردم نان خوب بخورند».

وی به جای بالا رفتن قیمت ها از «اصلاح» قیمت ها سخن گفت و افزود: «اصلاح قیمت ها از ابتدای روز یکشنبه 28 آذر آغاز می شود». وی تأکید نمود: «در این مرحله آزادسازی قیمت نداریم، بلکه قیمت ها اصلاح می شود».

وی سپس با محاسباتی که همه اش بر «اگر» متکی بود عنوان کرد که «اگر» مردم آن «سی هزار میلیارد تومان» را که قرار است بر اثر اجرای طرح یارانه ها صرفه جویی شود، مصرف نکنند، آن وقت دولت آن را به کار صادرات خواهد زد و آنچه از آن صادرات به دست خواهد آمد، مال مردم خواهد بود!

وی این «سی هزار میلیارد تومان» خیالی را یک بار صادر کرد، یک بار در بخش عمران و ساختن مدرسه و راه و یک بار در بخش مسکن هزینه کرد و همه آنها را بین مردم تقسیم نمود به طوری که دیگر نه تنها «کسی بدون مسکن» نماند بلکه «بافت فرسوده» شهرها نیز از بین رفت!

بعد آن «سی هزار میلیارد تومان» را در بخش کشاورزی خرج کرد و نتیجه این شد که تمام زمین های ایران «تحت کشت آبیاری شده قرار گرفتند و «کشت، داشت و برداشت همه اش مکانیزه» شد و «تولید ما در واحد سطح به دو برابر» رسید!

احمدی نژاد بخش صنعت را  نیز از این «سی هزار میلیارد تومان» بی بهره نگذاشت و گفت: «اگر این میزان را در صنعت صرف کنیم همه طرح های نیمه تمام به اتمام خواهد رسید و به همان اندازه باید ساخته شود»!

خلاصه، با افزودن بخش های عمران شهری و حمل و نقل به افسانه اقتصادی دولت، احمدی نژاد در این شوی تلویزیونی با «سی هزار میلیارد تومان»اش تمامی مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد. او گفت: مردم «با آن سی هزار میلیارد تومان اگر نصفش را صرفه جویی کنند اتفاق های بزرگی می افتد».

احمدی نژاد نگفت اگر اجرای این طرح به نفع کشور و ملت است و همه قرار است سود ببرند و زندگی شان بهتر شود،  پس نگرانی دولت از چیست و چرا در همین گفتگو مرتب از مردم می خواهد که به دولت اعتماد کنند و به حرف بیگانگان گوش نکنند. به جایش گفت: «در زمان اجرای هدفمند کردن یارانه ها هر جایی که مشکلی پیش آید مردم اطلاع دهند گروه های تخصصی پیش بینی کرده ایم که مشکل را حل می کنند. در این خصوص اگر کسی اقدام نامناسبی انجام دهد انگیزه اش اقتصادی نیست. یک آماده باش برای کل استانداران، فرمانداران و مدیران داریم و همگی آموزش دیده و پای کار هستند».

با وجود همه این محاسبات تخیلی و وعده و وعیدها و سرانجام تهدیدها، هنوز سخنان احمدی نژاد در صدا و سیمای جمهوری اسلامی به پایان نرسیده بود که صف های طولانی در برابر پمپ بنزین های شهرهای بزرگ ایران تشکیل شد . از تهران و تبریز و اصفهان خبر می رسد نیروهای پلیس و افراد لباس شخصی در محل پمپ بنزین ها مستقر شده و به شدت اوضاع را کنترل می کنند. خبرهای تأیید نشده از افزایش نجومی قیمت بنزین و گازوییل حکایت می کنند. 

به نظر می رسد طرح «یارانه ها» که قرار بود به یاری دولت بیاید، به دلیل شرایطی که برای پیاده شدنش اساسا مناسب نیست، به نتیجه عکس منجر خواهد شد و به طور جدی بر مشکلات حکومت خواهد افزود. نان و بنزین دو کالای اساسی جامعه است که ظرفیت تحمل حدی از تورم و افزایش قیمت را دارد.  افزایش قیمت این دو به طور خودکار به تورم قیمت در دیگر کالاها می انجامد. کارشناسان معتقدند حکومت جمهوری اسلامی از روز یکشنبه 28 آذر با کارزار جدیدی روبرو می شود که تا کنون آن را تجربه نکرده است و با توجه به شرایط انفجاری که بر جامعه ایران حاکم است، ممکن است رویدادهایی به وقوع بپیوندند که زمینه بروزشان درست مانند اعتراضات پس از 22 خرداد 88، در سال های اخیر آماده شده است.

 

غرق شدن دهها پناهنده ایرانی، افغانی و عراقی در آبهای استرالیا/ رضا پهلوی: جمهوری اسلامی مسبب در به دری ایرانیان

26 آذر- کیهان آنلاین- یک قایق شامل پناه جویان ایرانی، افغانی و عراقی که شمار زیادی از آنان زنان و کودکان بودند، روز چهارشنبه در آبهای استرالیا در حوالی جزیره دورافتاده ای به نام کریسمس بر اثر توفان پس از اصابت به صخره ها غرق شد. به گفته پلیس استرالیا این جزیره نخستین محلی است که فراریان خاورمیانه از شرایط حاکم بر کشور خود می گریزند به آن پناه می برند تا از آنجا برای مراحل بعدی و شروع زندگی در کشوری دیگر اقدام کنند. در میان غرق شدگان ایرانیانی نیز وجود دارند که از فشارهای رژیم جمهوری اسلامی دست به خطر زده تا زندگی جدیدی را خارج از مرزهای میهن خود تجربه کنند. هنوز از شمار غرق شدگان اطلاع دقیقی در دست نیست. شاهدان عینی وضعیت را بسیار غم انگیز توصیف می کنند و از کودکانی سخن می گویند که به صخره ها چسبیده بودند و نمی توانستند شنا کنند تا خود را به نقطه امن و یا جلیقه های نجات برسانند.ا
رضا پهلوی در بیانیه ای تأثر عمیق خود را از این حادثه دلخراش بیان داشت و جمهوری اسلامی را مسبب در به دری ایرانیان و مهاجرت گسترده آنان به کشورهای دیگر دانست. در بیانیه رضا پهلوی از جمله چنین آمده است: «
درحالی که منتظر دریافت جزئیات بیشتر در مورد این حادثه هستم و اینکه چگونه به بهترین وجهی می توان به یاری نجات یافتگان شتافت، به شدت ازروند رویدادها که میلیون ها نفر از هم میهنانم را با نام پناهندگان سیاسی و اجتماعی طی سی سال گذشته رهسپار تبعید کرده است متاثرهستم. این حوادث ناگوار و بسیاری دیگر از این دست که پناهندگانمان با آن دست به گریبان هستند نتیجۀ مستقیم اعمال تنفرآور و ظالمانۀ رژیم در تهران است که ایرانیان را به اقداماتی چنین نومیدانه وامیدارد. مسئولیت نهایی تمامی این نابسامانی ها با رژیم است.»
رضا پهلوی در این بیانیه  ضمن همدردی با خانواده قربانیان این حادثه غم انگیز، از اهالی جزیره کریسمس که به یاری مصدومان شتافته اند سپاسگزاری کرد و از جامعه جهانی خواست به یاری پناهندگان ایرانی بشتابد. رضا پهلوی در پایان بار دیگر یادآوری نمود: «
این رویداد هولناک باید برای همگی ما یادآور آن باشد که در راه مبارزه با رژیمی که هیچ گونه ارزشی برای مردم ایران قایل نیست ایستادگی کنیم.»

 

شوخی نیست: رژیم برخورد پلیس انگلیس با دانشجویان را محکوم کرد!

20 آذر- کیهان آنلاین- چهار روز پیش شانزده آذر بود. روز دانشجو در ایران. جمهوری اسلامی از چند هفته پیش نیروی انتظامی و امنیتی خود را بسیج کرد تا با هر حرکت اعتراضی در دانشگاه ها به شدت برخورد کند، و همزمان با آلودگی بی سابقه هوای تهران و شهرهای بزرگ که گفته می شود به دلیل ناخالصی و  کیفیت نامرغوب بنزین تولید داخلی است، تلاش کرد با فرستادن هواپیماهای سمپاش به آسمان تهران و «آبپاشی» شهر برای مقابله با آلودگی هوا دانشجویان را به خانه هایشان بفرستد. با این همه دانشجویان هر جا که توانستند صدای اعتراض خود را بلند کردند و بار دیگر در شرایطی بس نابرابر نشان دادند که رژیم حتا با سرکوب خشن و پاکسازی دانشگاه و انقلاب فرهنگی پی در پی نمی تواند شعله جنبش دانشجویی را خاموش کند.

روز بعد، شماری از دانشجویان انگلیس در اعتراض به افزایش هزینه تحصیل دانشگاهی در برابر پارلمان بریتانیا دست به یک تظاهرات اعتراضی زدند. در جوامع آزاد نیز در هر تظاهراتی همواره عده ای افراطی وجود دارند که یا می خواهند از مسیر تعیین شده و مجاز خارج شوند و یا برای بازتاب خبر در رسانه ها به عمد دست به تحریک پلیس و خرابکاری می زنند تا پلیس مجبور به واکنش شود. واکنشی که در اغلب موارد به خشونت دو طرفه می انجامد. در همین زمینه، اورژانس لندن و پلیس هر دو روز پنجشنبه اعلام کردند که شش دانشجو و شش پلیس در درگیری متقابل زخمی شده و به بیمارستان منتقل شدند. 

به گزارش سایت بی بی سی فارسی، به گفته پلیس، گروهی از تظاهرکنندگان قصد داشتند از مسیر از پیش اعلام شده خارج شوند. برخی از دانشجویان معترض نیز از این که گروهی در میان جمعیت دست به تخریب اموال عمومی و خشونت زدند، ناخشنود بودند.

جمهوری اسلامی اما چه می کند؟ دانشجویان بسیجی اش که حتما افرادی از آنها در میان دانشجویان معترض انگلیس هم حضور داشتند، بیانیه می دهند که: «جهان شاهد ضرب و شتم دانشجویان و خرد شدن استخوان های جوانان معترض به حکومت پادشاهی انگلستان بود و مردم جهان به عینیت، دروغی بودن تمامی ادعاهای حقوق بشر غرب در نظام لیبرال دموکراسی را از نزدیک مشاهده کرده و در این میان مردم انگلستان و به خصوص دانشجویان بی دفاع انگلیسی، طعم آزادی و حقوق بشر ادعایی حکومت انگلستان را زیر باتوم ها و مشت ها و لگدهای پلیس این کشور چشیدند»!

خنده دارتر اینکه بسیجی ها خواهان «ایجاد فضایی آزاد و دموکراتیک برای پیگیری مطالبات دانشجویان و مردم انگلستان» و «محاکمه دولتمردان بریتانیایی در دادگاه های بین المللی» شدند!

منوچهر متکی وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز امروز 20 آذر گفت که دولت و پلیس انگلیس «به جای گفتگوی مبتنی بر منطق» دانشجویان را سرکوب می کند. او افزود: «جمهوری  اسلامی ایران تحولات انگلیس را با دقت تحت نظر دارد و همزمانی ضرب و شتم دانشجویانی را که در پی طرح خواسته های صنفی خود بودند با روز جهانی حقوق بشر، مایه تأسف می داند». گفتن چنین سخنانی درباره دانشجویان انگلیس سبب می شود که شنونده دچار این توهم شود که جمهوری اسلامی دمکراتیک ترین  نظام جهان است که حقوق بشر را در عالی ترین حد رعایت می کند. آن هم در حالی که هزینه درس و مشق و تحصیل در آن به مراتب اسفبارتر از انگلیس است و دانشجویان ایرانی حتا به دلیل فعالیت جهت حقوق صنفی خود با تهدید و پیگرد و زندان و اخراج روبرو می شوند. «دانشجویان ستاره دار» عنوانی است ویژه دوران جمهوری اسلامی که تنها یادآور آپارتاید و رژیم های نژادپرست است. عکس معروف احمد باطبی به تنهایی و بدون هرگونه تفسیر و بدون خواندن خاطرات وی از دوران دستگیری اش، سند گویایی از برخورد رژیم جمهوری اسلامی با دانشجویان ایران است.

 

چند شانزده آذر دیگر؟

16 آذر- کیهان آنلاین- بیش از نیم قرن است که دانشجویان ایران در روز شانزده آذر با اعتراض به اشکال مختلف، تلاش خستگی ناپذیر خود را برای رسیدن به آزادی به نمایش می گذارند. 57 سال پیش در چنین روزی، دانشجویان دانشگاه تهران که به هنگام سفر یک هیئت آمریکایی به ریاست ریچارد نیکسون، معاون ریاست جمهوری وقت آمریکا، توسط گارد نظامی محاصره شده بود، به تظاهرات اعتراضی پرداختند و بر اثر شلیک گلوله از سوی نظامیان، سه دانشجو در برابر دانشکده فنی دانشگاه تهران به قتل رسیدند. این سه دانشجو به نام های مصطفی بزرگ نیا که فعالیت سیاسی نداشت، مهدی شریعت رضوی که به یکی از گروه های مذهبی مخالف شاه تعلق داشت، و احمد قندچی که هوادار حزب توده بود،  کشته شدند. از آن پس هر سال، دانشجویان دانشگاه های مختلف ایران در روز 16 آذر به مثابه نماد جنبش دانشجویی، به ویژه در شهرهای بزرگ، از جمله با تعطیل کردن کلاس ها، تظاهرات در دانشگاه و شکستن در و پنجره دانشکده ها دست به اعتراض می زدند. شعار معروف دانشجویان، «اتحاد، مبارزه، پیروزی» سرانجام در سال 57 به ثمر رسید و با سرنگونی حکومت محمدرضاشاه به  «پیروزی» رژیمی واپسمانده انجامید که دامنه و عمق سرکوبگری اش از حد تصور خارج بود و هست.

در تمام سال های پس از تأسیس جمهوری اسلامی تا به امروز که سی و دو سال از آن می گذرد، 16 آذر هم چنان نماد مبارزه دانشجویان برای آزادی باقی ماند و در سال های اخیر نیز با وجود تشدید سرکوب بی امان نظام علیه دانشجویان، با پیگیری تمام از سوی دانشجویان دنبال شد.

جمهوری اسلامی در پاکسازی دانشگاه ها زیر عنوان «انقلاب فرهنگی» و در جداسازی و آپارتاید فرهنگی نسبت به دانشجویان با «ستاره دار» کردن آنها، و با تحریف و حذف دانش و اندیشه از مضامین درسی دانشگاه ها، در گام برداشتن به سوی نابودی دانش و فرهنگ در ایران سنگ تمام گذاشت و بیش از پیش دانشجویان کشور را که هر روز بر شمار آنها افزوده می شود، علیه خویش بسیج کرد. ترفند جمهوری اسلامی مبنی بر «گزینش» سیاسی و عقیدتی دانشجویان نیز با شکست روبرو شد چرا که همان دانشجویانی که پس از گذشتن از هفت خوان رستم به دانشگاه ها راه می یافتند و می یابند، خیلی زود به نیرویی علیه رژیم تبدیل می شوند.

امسال نیز جمهوری اسلامی از چندین روز پیش تمام نیروی خویش را برای مقابله با اعتراضات دانشجویی در روز 16 آذر بسیج کرد. دانشجویان دانشگاه های مختلف اما با دادن بیانیه و اعلامیه مبنی بر ضرورت ادامه تلاش تا رسیدن به «پیروزی»ای که آزادی به همراه داشته باشد، بار دیگر نشان دادند که ساکت نخواهند نشست. در این صف آرایی و نبرد نابرابر که یک حکومت به پشتوانه دستگاه های متعدد سرکوب به دانشجویانی هجوم می برد که هرگونه امکان ابراز وجود از آنها سلب شده است، معلوم نیست هنوز چند شانزده آذر دیگر باید سپری شود تا دانشجویان به خواسته های خود که با جنبش عمومی جامعه ایران گره خورده است برسد. ولی یک چیز مسلم است: حکومت می داند، دانشجویان نیز می دانند، این وضع نمی تواند مدتی طولانی ادامه داشته باشد.  دیر یا زود، 16 آذر به روز یادبود جنبش دانشجویی و سرور آزادی تبدیل خواهد شد و اهداف دیگری را در برابر خویش قرار خواهد داد: گسترش دانش و فن و دانشگاه هایی مستقل از حکومت و دولت و عقیده و دین و ایمان که بتوانند خود دانش و اندیشه و تکنولوژی تولید کنند.

 

شوخی نیست: ردّ ولایت فقیه انکار خداوند است!

15 آذر- کیهان آنلاین- آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان است. گاهی نیز خطبه های نماز جمعه را می خواند. و امکان ندارد سخنی بگوید که در آن، عمق تفکر متکی بر جهالت و خرافات حکومت اسلامی را به نمایش نگذارد. جنتی این بار، به گزارش خبرگزاری فارس، در همایش «توسعه و تعمیق بصیرت» چنین افاضه کلام فرمود: «رد ولایت فقیه انکار خداوند است و باید ولایت فقیه را به عنوان یکی از احکام خداوند در روی زمین دانست».

برگزاری «همایش» در جمهوری اسلامی به یکی از مشاغل نان و آب دار کاسه لیسان رژیم تبدیل شده است که هر سال میلیون ها تومان هزینه آنها می شود. همایش هایی که هر اندازه که آنها را بکاوید، کمتر از علم و دانش و همگامی با جهان امروز در آنها می یابید. همایش هایی به دور از واقعیت های جامعه ایران، که همواره تنی چند از زمامداران رژیم پای اصلی آن هستند و معمولا با عنوان های دهان پُرکُن مانند همین همایش «توسعه و تعمیق بصیرت» برگزار می شوند و جیب عده ای را پر می کنند و بدون آنکه چیزی دانش و «بصیرت» شرکت کنندگان افزوده باشند، پایان می گیرند. تقریبا روزی نیست که یک همایش تبلیغاتی و تشریفاتی و میان تهی که از یک روز و گاه تا ده روز طول می کشند، بخشی از ثروت ملی کشور را به خود اختصاص ندهد.

آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان، نهادی که جهت حفظ جمهوری اسلامی مسئولیت قانونی «حذف» را بر عهده دارد، یکشنبه شب در سخنانی بی سر و ته در نمایش «توسعه و تعمیق بصیرت» گفت: «بدون طی مراحل ولایی خداوند، پیامبر و امام نمی توان به حقیقت و رسالت ولایت فقیه دست پیدا کرد». به این ترتیب این آخوند مرتجع که ظاهرا به «حقیقت و رسالت ولایت فقیه» دست پیدا کرده است، مدعی می شود که همه سرسپردگان ولایت فقیه که مُهر تأیید بر آن می زنند، «مراحل ولایی خداوند، پیامبر و امامان» را طی کرده اند! از جمله همان هایی که جنایات کهریزک را به وجود آوردند، همان هایی که مردم را در خیابان به گلوله می بندند و همان هایی که در فرمانبرداری از ولایت فقیه، شکنجه و کشتار می کنند.

او به این قانع نشده و ادامه می دهد: «خداوند با شرایط ویژه افرادی را برای حاکمیت بر دیگران انتخاب می کند که از ذهن بشر دور است»! جنتی عوام فریب که هم از چگونگی «ولی فقیه» شدن خمینی با خبر است و هم به خوبی می داند سیدعلی خامنه ای در چه شرایطی به «ولی فقیه» تبدیل شد، نه تنها خود و همپالکی هایش را برای عوام به جای «خداوند» قالب می کند، بلکه برای در رفتن از زیر هر پرسش و چون و چرایی، خدعه های خمینی در تثبیت حکومت ولایت فقیه و توطئه تبدیل یک شبه خامنه ای به «آیت الله» و «ولی فقیه»  را «دور از ذهن بشر» قلمداد می کند! البته روندی که نظام جمهوری اسلامی برای تحقق و تثبیت و تحکیم خود پیمود، به راستی «دور از ذهن بشر» است ولی گمان نمی رود با این یاوه سرایی ها بتوان از ریزش بدنه تَرَک برداشته نظام  و روی گرداندن فزاینده مردم از حکومت اسلامی جلوگیری کرد. فقط هنوز کمی زمان لازم است تا عکس این ادعای جنتی ثابت شود که «با مدیریت ولایت فقیه، بسیاری از بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که از سوی دشمنان اسلام تحمیل شده بود مهار شده است». چگونه چنین امری ممکن است هنگامی که «ولایت فقیه» خود زاینده بحران های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است؟! آیا این آخوند سالخورده متوجه نیست هنگامی که اعتقاد به ولایت فقیه و اعتقاد به خدا را هم طراز قلمداد می کند، خود به دست خویشتن از شمار طرفداران خدایی که به آن اعتقاد دارد می کاهد؟! به راستی که هیچ حکومت غیردینی و ضددینی نمی توانست ریشه دین و اسلام را در میان ایرانیان چنان سُست کند که حکومت اسلامی با موفقیت روزافزون آن در حال انجام آن است!

 

شهلا جاهد اعدام شد: هنگامی که شاکیان شریک جنایت می شوند

10 آذر- کیهان آنلاین- شهلا جاهد ساعت شش صبح امروز در زندان اوین به چوبه دار آویخته شد. به گزارش خبرگزاری ایسنا «حکم توسط اولیای دم به اجرا در آمد». دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به گونه ای عمل می کند که شاکیان و افراد عادی را نیز در انجام جنایات قانونی با خود شریک می سازد.

آیا شهلا جاهد که به اتهام قتل لاله سحرخیزان، همسر معشوق وی، از نه سال پیش در زندان بسر می بُرد واقعا مجرم بود؟ پس چرا سه بار دستور توقف حکم اعدام وی صادر شد تا به تناقض های درون پرونده رسیدگی شود و هفت قاضی حکم بر بی گناهی وی دادند؟ آیا تناقضات پیگیری و روشن شد که حکم اعدام شهلا جاهد توسط دیوان عالی کشور تأیید گشت؟  آیا او به عنوان متهم از همه امکانات عادلانه برای بررسی پرونده و دفاع بهره مند شد؟ آیا اگر اتهام شهلا جاهد در یک شرایط کاملا انسانی و عادلانه اثبات و وی محکوم می گشت، مجازات اش باید اعدام می بود؟ آیا منطقی است مجازات یک انسان، به هر جرمی که باشد، در اختیار کسانی نهاده شود که اساسا صلاحیت احراز آن را ندارند؟ در جمهوری اسلامی این افراد بی صلاحیت تنها در دستگاه قضاییه و دادگستری ننشسته اند بلکه بر اساس حکم قصاص و نقشی که دستگاه شریعت اسلام برای خانواده مدعی و شاکی خصوصی زیر عنوان «اولیای دم» قائل است، خانواده و وابستگان هر کسی که مورد جرم و جنایت قرار گیرد، در نقش «قاضی» می توانند با جان و مال و سرنوشت همنوعان خود بازی کنند. اتهام و محاکمه شهلا جاهد یکی از جنجالی ترین پرونده های جنایی جمهوری اسلامی است که به نظر نمی رسد با اعدام وی بسته شود.

در خبر 27 آبان کیهان آنلاین در زمینه این پرونده خواندید که  9 سال است شهلا جاهد در زندان بسر می برد. او متهم به قتل لاله سحرخیزان، همسر ناصرمحمدخانی بازیکن پیشین پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران است. بنا بر اطلاعات پرونده، شهلا جاهد مدت 4 سال با ناصر محمدخانی رابطه داشته و دستگاه قضایی نخست وی را به اتهام «رابطه نامشروع» و «تهیه مواد مخدر» برای ناصر محمدخانی نزدیک به دو سال در زندان نگاه داشت تا وی که مظنون به قتل لاله بود، به جرم خود اعتراف کند. از آنجا که شهلا جاهد به بازداشت خود اعتراض می کرد و حاضر نبود به قتل اعتراف کند، وی و ناصر محمدخانی را که او نیز دستگیر و زندانی شده بود با یکدیگر روبرو می کنند تا محمدخانی به وی بگوید که علاقه ای به او ندارد. هفت سال پیش جراید درباره اعتراف شهلا جاهد چنین گزارش دادند: «شهلا وقتی‌ ناصر محمدخانی‌ را با ريش‌ بلند و سر و وضعی‌ آشفته‌ ديد به‌ حالت‌ گريه‌ گفت‌: «بميرم‌ الهی‌ برايت‌، به‌ چه‌ روزی‌ افتادی‌؟» ناصر محمدخانی در كنارش‌ نشست‌ و گفت‌: «تو اين‌ مشكلات‌ را برايم‌ درست‌ كردی،‌ شهلا» شهلا جواب‌ داد: «همه‌ اين‌ چيزهایی‌ كه‌ تحمل‌ می‌كنم‌ به خاطر تو هست‌. من‌ دوستت‌ دارم‌» ناصر محمدخانی‌ گفت‌: چرا نمیفهمی‌ شهلا من‌ دوستت‌ ندارم‌. از اول‌ هم‌ فقط‌ می‌خواستم‌ به‌ تو كه‌ زن‌ تنهاییهستی كمك‌ كنم‌. اما تو خيال‌ می‌كردی‌ كه‌ من‌ به‌ تو علاقه‌ دارم‌» شهلا وقتی قانع شد ناصر محمدخانی به او علاقه ای ندارد در برابر مأموران که مدارکی داشتند که دست داشتن او را در قتل تأیید می کرد، به گریه افتاد و گفت: «بله، من لاله را کشتم. می خواستم ناصر مال من باشد».

ناصر محمدخانی، فرزندانش و خانواده لاله سحرخیزان نه تنها خواهان قصاص شدند بلکه تقاضا کردند که حکم در محل قتل انجام شود. ناصرمحمدخانی پس از آن که حکم اعدام شهلا جاهد صادر شد، در فروردین سال 88 گفت: «فقط با قصاص شهلا آرام می شوم».

روزنامه ها از زبان ناصر محمدخانی که مدعی شده بود شهلا جاهد را صیغه کرده است، تیتر زدند: «زن صیغه ایم قاتل همسرم است». ناصر محمدخانی و خانواده لاله سحرخیزان تمام تلاش خود را به کار بستند تا شهلا جاهد به دار آویخته شود و تا آخرین لحظه حاضر نشدند از قدرتی که دستگاه قضاییه اسلامی در مورد جان یک انسان در اختیار آنها گذاشته بود به سود محکوم به اعدام استفاده کنند و مانند بسیاری از شاکیان و «اولیای دم» که حاضر نشدند دست خود را به قتل قانونی یک انسان بیالایند، زندگی شهلا جاهد را بر وی ببخشایند. به گزارش خبر آنلاین، ناصر محمدخانی پس از اجرای حکم ایران را به مقصد قطر ترک گفت.

به گزارش خبرگزاری ها که از ساعت چهار و نیم صبح در محل حضور داشتند، عکاسان برای عکس برداری با محدودیت روبرو بودند و تا 45 دقیقه پس از اجرای حکم هیچ خبری به بیرون از زندان اوین راه نیافت. پس از آن، امید کسانی که گمان می کردند ممکن است بتوان خانواده مقتول را راضی به بخشش کرد، به نا امیدی مطلق تبدیل شد.

عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع شهلا جاهد پس از اجرای حکم به خبرگزاری ایسنا گفت: «شهلا در لحظات آخر با التماس و گريه از خانواده "لاله سحرخيزان" می‌خواست که از قصاص او گذشت کند.» خرمشاهی هم چنین در گفتگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «اصلا باورم نمی شود.حالم خوب نيست. شهلا فقط گريه می کرد هيچ حرفی نزد. رفتم جلو و بهش گفتم حرف بزن اما فقط گريه می کرد. خانواده مقتول تا آخرين لحظه رضايت ندادند. هر کسی که آنجا بود خواست تا آنها گذشت کنند اما متاسفانه نپذيرفتند. ناصر محمدخانی هم بود و هيچ نگفت.» بر خلاف نظر وکیل مدافع شهلا جاهد که در ادامه سخنان خود افزود: «دیگر شهلا نیست. دیگر همه چیز تمام شد و پرونده بسته. دیگر اهمیتی ندارد که درباره نقاط مبهم پرونده حرف بزنیم» باید گفت هیچ پرونده قصاصی در جمهوری اسلامی بسته نمی شود. قصاص جنایت قانونی و دولتی است که همه پرونده های مربوط به آن تا زمانی که در یک شرایط عادلانه به آنها رسیدگی شود، باز می مانند. محکومان به قصاص، زندگی خود را به تاوان یک نظام حقوقی عقب مانده و ناعادلانه می بازند. نظامی که شاکیان و زیان دیدگان از جرم و جنایت و اولیای دَم را به قاتل و شریک جرم حکومت و دستگاه قضایی خود تبدیل می سازد.

 

دین به جای دانش و دکترا برای حفظ قرآن!

6 آذر- کیهان آنلاین- در ادامه تلاش های پیوسته و فزاینده رژیم برای اسلامی کردن آموزش و پرورش و دانشگاه های کشور و هم چنین تغییر فرهنگ جامعه به یک فرهنگ دینی که در عین حال سبب پروردن گروه های فرصت طلبی می شود که برای برخورداری از امکانات حکومتی و دولتی ترجیح می دهند راهی را در پیش گیرند که جمهوری اسلامی در برابر آنها گشوده است، قرار  است سیصد حوزه علمیه جدید در سراسر  ایران آغاز به کار کنند. «پیوند دانشگاه و حوزه» که آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی از آن سخن می گفت، می رود تا با حذف دانش و دانشگاه و جایگزینی آن با دین و حوزه آخرین گام ها را به سوی تأسیس یک «جامعه دینی» بردارد. اما این که جامعه ایران و به ویژه نسل های جوان با وجود این بمباران تبلیغاتی و فرهنگی که سی و دو سال است به طور مداوم جریان دارد، در واقعیت از دین گریزان شده و در یک روند موازی با حکومت، درست در جهت خلاف اهداف آن حرکت می کنند، ظاهرا زمامداران رژیم را نگران نمی سازد. اتفاقا آنها ظاهرا بر این باورند که  کمبود آموزش و فرهنگ دینی سبب این سرخوردگی و روی گرداندن از دین و اسلام و گرایش فزاینده به سوی بی دینی یا ادیان دیگر از جمله مسیحیت و زرتشت شده است.

امروز حجت الاسلام عبدالکریم فرحانی معاون امور مدارس مرکز مدیریت حوزه های علمیه جمهوری اسلامی در گفتگو با خبرگزاری رسا در تبریز اعلام کرد: هم اکنون حداقل سیصد مدرسه علمیه در سراسر کشور در حال ساخت است. وی شمار طلبه هایی را که در مدارس علوم دینی به تحصیل «علوم و معارف اسلامی» مشغول هستند هشتاد هزار نفر اعلام کرد.

امروز در خبر دیگری از سوی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، اعلام شد برای کسانی که قرآن را از حفظ بتوانند بخوانند، مدرک دکترا صادر می شود! مهدی نادی «مسئول امور قرآنی» اداره کل تبلیغات اسلامی استان تهران در گفتگو با خبرنگار این خبرگزاری گفت: آزمون شفاهی حفظ تخصصی قرآن امروز آغاز شد که 343 خواهر و 62 برادر در آن رقابت می کنند. برگزاری این آزمون یک هفته طول می کشد. این عده خواهر و برادر از میان 1050 خواهر و برادر دیگر برگزیده شده اند. 

به گفته مهدی نادی بنا به سطح کسانی که قرآن را از حفظ بخوانند، مدارکی معادل دیپلم، فوق دیپلم، کارشناسی، کارشناسی ارشد و حتا دکترا داده خواهد شد!

سرمایه عظیم و تبلیغاتی که رژیم در کنار انحلال دانشگاه علوم پزشکی و تحریف و حذف رشته های علوم انسانی  برای گسترش فرهنگ و آموزش اسلامی به کار می برد، با  وجود این که در طول سی و دو سال نتیجه عکس برای آن به بار آورده است، با این همه به نظر می رسد جمهوری اسلامی تمام توجه و توان خود را بر روی بخشی از جامعه متمرکز کرده است که به دلایل مختلف، از جمله معاش اقتصادی و فرهنگ سنتی، هربار و همواره به آن «لبیک» می گویند.  اما این که تمامی این تلاش ها بتواند در روزگار سرنوشت ساز به یاری رژیم بیاید، موضوعی است که خود جمهوری اسلامی نیز نسبت به آن اطمینان ندارد.

 

شوخی نیست: تحمیل حقوق بشر ظالمانه است!

3 آذر- کیهان آنلاین- آیت الله صادق آملی لاریجانی در مراسم پایانی «هشتمین اجلاس بین المللی روز جهانی فلسفه» که از سوی یونسکو لغو شده بود، اعلام کرد تحمیل مدل های حقوق بشری ظالمانه است. به گزارش ایسنا وی تأکید کرد: «علوم انسانی وارداتی از غرب باید بازنگری شود و تحمیل مدل های حقوق بشری خود، ظالمانه ترین کار غربی هاست»!

کنفرانس فلسفه جمهوری اسلامی پس از آنکه کشورهای دیگر به دلیل اعتراض های جهانی پای خود را از آن عقب کشیدند با شماری از «متفکران» جمهوری اسلامی از جمله دکتر ناصر فکوهی، مصطفی محقق داماد، سارا شریعتی (دختر علی شریعتی)، محمد مجتهد شبستری، سروش دباغ، دکتر غلامرضا کاشی، دکتر بیژن عبدالکریمی، دکتر یوسف اباذری، دکتر مقصود فراستخواه، غلامحسین ابراهیمی دوانی، عباس منوچهری، غلامرضا اعوانی، دکتر تقی آزاد ارمکی و رضا داوری اردکانی هفته گذشته در تهران برگزار شد. جمعی از دولتمردان و مسئولان جمهوری اسلامی نیز در این کنفرانس شرکت کرده و رییس قوه قضاییه رژیم نیز در جلسه پایانی کنفرانس «فلسفه» سیاست های رژیم را در زمینه تحریف و حذف رشته های علوم انسانی تأیید کرده و چنین گفت: «علوم انسانی وارداتی از مغرب زمین باید با در نظر گرفتن پیش فرض ها، پیش داوری ها، اهداف و نحوه حیات هر جامعه مورد بازنگری قرار گیرد». از آنجا که به  نظر جمهوری اسلامی «نحوه حیات»جامعه ایران «اسلامی» است، پس علوم انسانی نیز باید اسلامی شود.

آملی لاریجانی با اشاره به اعتراضاتی که در داخل و خارج کشور نسبت به حمله رژیم علیه رشته های علوم انسانی صورت گرفته گفت: «حرف ما این است که علوم انسانی وارداتی با مبانی خود در کشورهای دیگر که دارای فرهنگ، دین و مذهب خاص خود هستند قابل ترویج نیست بلکه باید در پیش فرض ها بازنگری شود». هراس جمهوری اسلامی از آنچه که «علوم انسانی» می نامد همانا گسترش اندیشه سکولاریسم و جدایی دین از حکومت و گرایش های دمکراسی خواهانه و عدالت جویانه به ویژه در میان نسل جوان است. مسئولان جمهوری اسلامی تا کنون این هراس را بارها به زبان های مختلف ابراز کرده اند.

آملی لاریجانی برای اثبات نظر خود حتا به «لودویگ ویتگنشتاین» فیلسوف اتریشی استناد کرده و گفت: «یکی از تفسیرهای نظریه ویتگنشتاین این است که نهایی ترین بنیان های فهم ما به نحوه ای از حیات مان باز می گردد. این سخنان ضرورت بازنگری فرهنگ ها در خود مغرب زمین را نشان می دهد». گذشته از اینکه آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی که قصاص و سنگسار و شکنجه در دستگاه عدالت آن کاملا قانونی است، ممکن است چه درکی از فلسفه و اندیشه یک فیلسوف اتریشی داشته باشد، این را توضیح نمی دهد که به چه دلیل باید برای تحریف و حذف علوم انسانی به بهانه اسلامی و بومی کردن آن به این فیلسوف و نه فلاسفه دیگر رجوع کرد!

آیت الله لاریجانی در ابراز فضل در زمینه علوم انسانی به «ویتگنشتاین» بسنده نکرد و سخنانی نیز در مورد «روانشناسی و روانکاوی در غرب» ایراد نمود و گفت: «فروید با برداشتی که از انسان دارد می گوید رؤیاهایی که انسان می بیند برای ارضای خواسته های اوست. این در حالی است که ما در بستر فرهنگی مان برای رؤیا ارزش هایی قائلیم چنانچه در برخی روایات رؤیای صادقه جزیی از اجزای نبوت تلقی شده است. بر همین اساس می بینیم که در این نمونه، محقق ما نمی تواند با پیش فرض هایی که فروید در نظر دارد کار کند»!

جوادی آملی آنگاه برگ برنده خود را بر اساس تفکر اسلامی در زمینه حقوق بشر رو کرد و گفت: «حقوق بشر فعلی زاییده مدرنیته است و حقوق بشری که در چنین بستری خلق شده نباید به کشوری با فرهنگ و بستری دیگر تحمیل شود. این ظالمانه ترین کار است که مدل های حقوق بشری خود را تحمیل کنند و در واقع می گویند فکرهای ما را در مغز خود بگذارید». و کیست که نداند مغزی که رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی از آن سخن می گوید، مغزی است که قصاص و سنگسار و حد و تعزیر و سرکوب هر اندیشه ای که نمی پسندد بیشتر با آن مناسبت دارد تا آزادی اندیشه و بیان و حقوق طبیعی انسان. لاریجانی با تأکید بر درستی مناسبات «رمه وار» و تحریف مناسبات فرد و جامعه در کشورهایی که آزادی و مسئولیت در آنها از حقوق فرد است، می گوید: «ما نگاه فردگرایانه به انسان را قبول نداریم. ما از دل و جان به فرهنگی دل سپرده ایم که می گوید انسان ها نسبت به هم وظیفه دارند و هیچ  کس خالق ارزش های اخلاقی نیست بلکه به دنبال این ارزش ها هستیم».

گمان نمی رود انسان ایرانی که در طول سه دهه گذشته با همین زمامداران و همین سخنان که از یک اندیشه بسته و محدود سرچشمه می گیرد، زندگی کرده است، «نحوه» دیگری از «حیات» را زیر سلطه نظامی بشناسد که در آن فرد و شهروند اجتماعی در برابر سیستم ولایت فقیه و نهادهای آن از هر گونه حقوق و آزادی بی بهره است. همین «نحوه حیات» تحمیلی از سوی حکومت است که تحقق حقوق بشر را که نه غربی یا شرقی، بلکه جهان شمول و انسانی است، «ظالمانه» ارزیابی می کند. حقوقی که هر انسانی از صمیم قلب آرزوی «تحمیل» آن را بر خود دارد زیرا تنها بر اساس آن حقوق است که هر کس می تواند آزادانه جهت بازیابی هویت خویش تلاش کند. شوخی جمهوری اسلامی در زمینه «ظالمانه بودن حقوق بشر تحمیلی» تا کنون دهها هزار ایرانی را به قربانگاه ایدئولوژی حاکم فرستاده است.

یادآوری می شود، دکتر غلامرضا کاشی، سارا شریعتی، ناصر فکوهی و دکتر یوسف اباذری پس از آن که این همایش به پایان رسید، شرکت خود را در آن تکذیب کردند.

 

رضا پهلوی: برای زدودن سایه سیاه ولایت فقیه از خاک میهن باید صداها را رساتر و صف ها را فشرده تر کرد

1 آذر- کیهان آنلاین- رضا پهلوی شخصیت شناخته شده اپوزیسیون جمهوری اسلامی در پیامی که زیر عنوان «گفتاری با هم میهنانم» در نخستین روز آذرماه منتشر شد، ایرانیان را به همبستگی جهت مبارزه با رژیم ولایت فقیه فرا خواند. رضا پهلوی در این پیام با خطاب قرار دادن نسل جوان هدف خود را از تلاش های سیاسی اش چنین توضیح داد: «انگیزه ام در تلاش برای رهائی ایران از حکومت غاصبان کمک به برپائی نظــامی مردمی و قانـون مــدار در میهـن عزیــزاست؛ نظامی کــه بـازتاب خواست هم میهنانم باشد؛ حکومتی که تضمین آزادی ها و حقوق ملت را در سرلوحۀ وظائفش قرار دهد؛ حکومتی که خود را خادم و فرمانبردار مردم بداند و نه قیم و والی آنان.»

وی سپس با ترسیم تصویری از شرایط نابسامان و خطرناک ایران تأکید کرد: «جنبش سبز در سال گذشته در اعتراض به دخالت آشکار دولت در انتخابات و وارونه کردن نتایج آن آغاز شد. امّا این اعتراض سیل آسا تنها از نادیده گرفتن آرائی که به صندوق ها ریخته بودید سرچشمه نمی گرفت. لبریزشدن کاسۀ صبرتان پس از تحمل سیاه تــرین دوران تاریخ ایــران بـود که شما را به ادامـۀ مبـارزه در ابعــادی بی سابقه با دشمنان سوگند خوردۀ ایران و ایرانی بر انگیخت.»

رضا پهلوی آنگاه با اشاره بر خطراتی که از جمله به دلیل سیاست های اتمی رژیم، ایران را تهدید می کند افزود که رژیم ایران «به بهانۀ دسترسی به انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز، سال هاست به جست و جوی دسترسی به سلاحهای خوفناک تری برآمده است تا زودتر به هدف اهریمنی خود رسد و بار دیگر ایران را آماج تعرّض و هجوم دیگران سازد. از رهگذر اصرار به پیمودن چنین کژراهه ای است که امروز کشور عزیز ما با بحرانی بی سابقه و خطرناک روبروست؛ بحرانی که هم میهنان عزیز صلح دوست من کمترین نقشی در ایجاد آن نداشته اند.»

وی با تأکید بر این واقعیت که راه مردم ایران از حکومت جداست ادامه داد: «به باور من مردم آگاه و هشیار ایران منفعت و مصلحت خویش را نه دخالت مسلحانه و موذیانه در سرنوشت مردم فلسطین و عراق و لبنان می دانند، نه در دشمنیِ با جوامع آزاد و پیشرفته جهان و نه در اصرار دیوانه وار بر دست یافتن به سلاح های هسته ای.»

رضا پهلوی در این گفتار توضیح می دهد که «حکومت آرمانی» مردم ایران حکومتی است که در آن حقوق هر ایرانی، «به هر مذهب و مسلک، با هر اعتقاد سیاسی و از هر قوم و قبیله ای محترم شمرده شود». وی این خواست را «نه تنها در تناقض با تمامیت ارضی ایران» نمی شمارد، بلکه آن را ضامن استواری «پیوندهای دیرینه تاریخی و فرهنگی و آرمانی همه ساکنان میهن کهن سال ایران» می داند.

رضا پهلوی رسیدن به این حکومت آرمانی را که امری کاملا دسترسی پذیر است در گرو «جدایی دین از حکومت» و اجرای اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر می شمارد و ایرانیان را در سراسر جهان فرا می خواند تا با گرد آمدن به دور این هدف، صدای خود را رساتر و صفوف خویش را علیه رژیم ولایت فقیه فشرده تر سازند.

متن کامل «گفتاری با هم میهنانم» را در اینجا بخوانید.


□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی

□□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید

© Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London