کیهان آنلاین

آگهی می پذیرد

 

با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد

تأسیس در تهران سوم خرداد 1321

تأسیس در لندن اول ژوئن 1984

kayhanonline-London

با کیهان آنلاین همکاری کنید

برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید

نظر خود را با ما در میان بگذارید

نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را

 در کیهان لندن بخوانید

کیهان لندن را مشترک شوید

تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد

   دی 1391

با پستچی و ستون پست

 کیهان لندن مکاتبه کنید

بگویید و بشنوید

 بپرسید و پاسخ بگیرید

postchi@kayhanlondon.com

 

 
بازارچه کیهان
برای آگاهی و آگهی

به بازار اطمینان نکنید!

رقبا زیاد هستند 

آگهی در کیهان آگاهی می آورد

 

شما هم غرفه ای در بازارچه مجازی کیهان بخرید تا مشتریان واقعی جلب کنید!


برای آگاهی و آگهی کسب و کار و خدمات ایرانیان در سراسر جهان
بازارچه کیهان کالا و خدمات شما را با شکل و قیمت مناسب معرفی می کند. کافیست با بخش آگهی کیهان تماس بگیرید:
ads@kayhanlondon.com
Tel.: 0044(0)20 89989676
Fax: 0044(0)20
89979560

 

گفتگوی کیهان لندن با پیام اخوان حقوقدان بین المللی درباره ادعای سایت بازتاب و مخالفت خامنه ای با اعدام مخالفان در سال 67

 

کیهان آنلاین 

به دنبال نوشته اخیر شادی امین، فعال حقوق بشر، که در کیهان آنلاین در واکنش به مقاله ای که ۲۵ آذر ۱۳۹۱ در سایت بازتاب امروز به منتشر شده بود، گزارشگر ویژه حقوق بشر کیهان لندن در گفتگویی با پیام اخوان، حقوقدان بین المللی، نظر وی را جویا شد. متن این گفتگو را در زیر می خوانید.


کیهان - آیا آنچه اخیرا در سایت بازتاب منتشر شده از دیدگاه حقوق بین الملل اهمیتی دارد یا خیر؟
چنین اظهاراتی پس از 25 سال سکوت و انکار و اعتراف به اینکه در درجه اول اعدام های دست جمعی 67 در حقیقت اتفاق افتادند و در درجه دوم  به دستور رسمی آیت الله خمینی انجام شدند و در درجه سوم اقدامی اشتباه بوده است پیروزی بسیار عظیمی است. باید هیچ وقت از یاد نبریم که مادران داغدیده خاوران به جرم سوگواری فرزندانشان دستگیر و زندانی شدند! ما از آن مقطع به اینجا رسیده ایم.  حال اینکه آقای خامنه ای و دیگران مخالف این اعدام ها بودند یا این اظهارات حقیقت دارد یا فقط تجدید نظر طلبی تاریخی محض است بستگی به اصول مسئولیت شخصی دارد که در اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی در نظر گرفته شده است. به خصوص آنکه "کسی که شخصآ برنامه ریز، محرک، دستور دهنده، انجام دهنده و یا در غیر این صورت در برنامه ریزی، آماده سازی و یا اجرای یک جرم کمک می کند... شخصآ مسئول جرم و جنایت محسوب می گردد." البته، بر خلاف افرادی که اعضای کمیسیون مرگ بودند، بیشتر مقامات ارشد به طور مستقیم مرتکب اعدام ها نشدند و در حقیقت نقش غیر مستقیمی را بازی کردند، چه در اعلام این  دستورات از طرف روسای امور به عاملین و یا در تشویق و تحمیل چنین جنایاتی. بنابر این یکی از سوال های اصلی در مورد زنجیره ای است که از فرمان فتوای خمینی گذشت تا این اعدام ها به مرحله اجرا رسید. چه افرادی در این زنجیره نقش داشتند؟ چون در زمینه جرایم سازمان یافته دولتی، مهم است که  آموزه سرمایه گذاری مشترک جنایی را در نظر داشته باشیم.
با توجه به تریبونال های سازمان ملل متحد، آموزه سرمایه گذاری مشترک جنایی شامل مواردی است که "در آن تمام متهمانی که اقدام به طرح مشترک به قصد جنایی (مثلآ تدوین یک طرح همکاری کشتار) را می ریزند حتی اگر هر مرتکب نقشی جدا از دیگری را بر دوش دارد، ولی همه قصد کشتن دارند. " بنابراین آن  مسئولین بالامقام جمهوری اسلامی که از فتوای خمینی برای اعدام زندانیان بدون محاکمه عادلانه و فقط بر اساس عقاید دینی یا سیاسی  اطلاع داشتند و نقش قابل توجهی در اجرای این فتوا ایفا کردند، به احتمال قوی مسئولیت کیفری دارند. نه موضع رسمی شان  و نه تکیه به فرمان مقام های بالاتر از آنها دفاعی معتبر است. بنابراین، اگر مدافعی پس از این اجرای این فتوا از آن آگاهی پیدا کرده باشد، و یا اگر متهم از این فتوا آگاهی دشته اما سهم قابل توجهی در اجرای آن نداشته به هیچ وجه قصد مشترک جنایی شامل حال او نمی گردد. مسئولیت کیفری پس از ارتکاب جرم  فقط در زمانی شامل می گردد که  جنایات توسط زیردستان متهم انجام شده ولی عاملان جنایات مجازات نشدند.  آنچه مهم است صرفا یک سلسله مراتب رسمی قانونی نیست، بلکه در واقع چه شخصی عاملان زیردستی را کنترل می کرده است، اهمیت دارد.
بعلاوه "اقدامات لازم و معقول" در جلوگیری و مجازات جنایات چه بوده اند بستگی به شرایط آن جنایات دارد. این نکات در اصول قانونی وجود دارند اما در نهایت باید در پرتو حقایق خاص، که گاهی اوقات نیاز به بررسی مدارک و شواهد پیچیده به نقش واقعی از رهبران معینی در جمهوری اسلامی دارد بررسی شوند.
به عنوان یک دادستان سابق در سازمان ملل، من عجله ای در قضاوت ندارم.  اما برای من جالب است که بعد از 25 سال سکوت، ایرانیان برای اولین بار می خوانند که آقای خامنه ای  در سال 1367 با فتوای ولی فقیه مخالفت کرد و قهرمان حقوق بشر شد! این اظهارات در نگاه اول به نظر معتبر نمی رسد. اما بار دیگر، دادگاه یا کمیسیون حقیقت جویی باید تمام شواهد و مدارک را بررسی و سنجش کند تا به یک نتیجه مناسب حقوقی دست یابد. اما اگر آقای خامنه ای واقعا بر این باور است که این یک جرم بود، با تعقیب اعضای کمیسیون مرگ و دیگران که هنوز مشاوران و مقامات ارشد او و معاف از مجازات بوده اند قدم اول را بردارد. چنین اقدامی می تواند یک گام خوب در اثبات صداقت او در مورد این جنایات گذشته باشد تا کمی عدالت جایگزین انتقام شود.
باید اضافه کنم که مسئولیت قانونی و اخلاقی دو امر مجزاست.  حتی اگر یک رهبر از دید قانونی گناهکار نباشد، سکوت او در برابر جنایت علیه بشریت هنوز شامل یک بعد اخلاقی می شود.  مقاماتی که حقیقت را در طول زمان قدرت بیان نکردند، حتی اگر به سود منافع سیاسی خودشان نباشد، حداقل باید از قربانیان و مردم ایران عذرخواهی و ابراز ندامت کنند. مثل آیت الله منتظری که با شهامت و بدون توجه به منافع و آینده سیاسی خود اعتراض کرد. بنابر این آن مقاماتی که هنوز سکوت کرده اند باید دلیل شایستگی رهبری خود را توجیه کنند. بدون حداقل پاسخگویی و پذیرش و اظهار ندامت، یک آشتی ملی بسیار دشوار خواهد بود. بدون تقاضای بخشش از سوی آن دسته از رهبران که مسئول هستند بخششی در کار نخواهد بود. اما ما هم باید به آن رهبران اطمینان دهیم که خواستار عدالتیم نه انتقام یعنی چه در برابر دادگاه کیفری و یا چه در برابر کمیسیون حقیقت یاب، دادرسی عادلانه و بدون شکنجه و خشونت خواهد بود حتی اگر آنان خودشان، از قربانیان خویش چنین حقوقی را دریغ کردند. وگرنه به جای ایجاد فرهنگ جدیدی بنا بر حقوق بشر و حکم قانون، اشتباهات گذشته را تکرار خواهیم کرد.  

 

کیهان - نظر شما در مورد این اظهارات و درجات مختلف مجرمیت چیست؟

بدیهی است، کسانی که به طور مستقیم مسئول این فتوا بودند و کسانی که در مهم ترین مقامات قدرت بودند مسئول هستند. جنایات سازمان یافته دولتی نیاز به همکاری رهبری دارد. ماموران جنایات در زندان ها نیز مسئول هستند. اما اجازه ارتکاب جرم با مصونیت از مجازات بستگی به دستور مقامات بالا دارد. همان طور که در دادگاه های سازمان ملل متحد برای یوگسلاوی و رواندا دیدیم غیر ممکن است که تک تک مجرمین جرائم مجازات شوند. بنابراین، رهبران و مقامات بالا باید تحت نظر ما باشند، اما تنها در صورتی که شواهد و مدارک علیه آنها وجود داشته باشد. رهبر بودن اما بدون قصد جنایی و سهم قابل توجهی در ارتکاب جرم  دلیل کافی برای مسئولیت کیفری نیست. اما مردم نیز باید مسئولیت جنایاتی را که رخ داده است را بپذیرند، چرا که بدون همکاری هزاران نفر از شکنجه گران و جلادان، و بدون یک فرهنگ سیاسی خشونت و ترور، هیچ یک از این جرائم رخ نمی داد. خمینی و نزدیکانش می توانستند روی مردم حساب کنند که آنها نیز در انجام چنین جنایاتی سهیم خواهند بود. بنابراین ایران نیز به یک کمیسیون حقیقت جو، مانند کمیسیون حقیقت و آشتی در آفریقای جنوبی پس از آپارتاید، احتیاج خواهد داشت تا قربانیان و مجرمین بتوانند روبروی هم بنشینند و بر اساس یک گفتمان اخلاقی، شکنجه گر و قربانی بتوانند انسانیت خود را بازیابند. عدالت به معنی فقط تنبیه چند نفر معدود نیست، عدالت حقیقی آن است که کمک کند تا ملت ها بتوانند با گذشته خود آشتی کنند، و با جریان بهبود ملی و تحول اخلاقی میزان های حقوق بشر و نهاد های دموکراتیک را همیشگی و پایدار کنند. به همین دلیل است که این اظهارات مربوط به اعدام های 1367 بسیار مهم است. این اظهارات نشان دهنده آن است که در فضای سیاسی که در حال ظهور است رهبران سیاسی احساس می کنند باید به مردم پاسخگو باشند.

 

کیهان - بنابر تجربیات و تحقیقات شما و همکارانتان در ایران تریبونال تصمیمات و دستورات اعدام ها در چه سطحی گرفته شده بود؟ آیا اظهارات اخیر تاثیری بر نتایج این تریبونال می داشت؟

اظهارات اخیر در مورد اعدام های سال 1367 رای نهایی تریبونال را تایید می کند. اما تریبونال به دنبال مسئولیت دولتی بود و به دنبال محاکمه متهمان خاصی نبود. با توجه به منابع محدود تریبونال، اولین قدم این بود که با شهادت حدود 100 شاهد در حضور هیئتی از قضات برجسته، ثابت کند که این اعدام های دسته جمعی و شکنجه های سیستماتیک اتفاق افتاده است، و تأکید کرد که این رویدادی تاریخی است که دیگر نمی توان آن را تکذیب کرد، و گفت که این را مردم حتی پس از 25 سال فراموش نخواهند کرد، و نشان داد که مقیاس و میزان این اعدام ها در سطح جنایت علیه بشریت است، و بالاخره این مطالبه که بنا بر قوانین بین المللی باید کسانی که مسئول این اعدام ها بودند محاکمه گردند. در طی تریبونال ثابت شد که:

 1) آیت الله خمینی فتوای اعدام ها را صادر کرده بود

 2) که فتوا از طریق کمیسیون مرگ شامل سه شاخه مختلف از دولت جمهوری اسلامی انجام شد

 3) هیچ کس تا کنون به دست عدالت سپرده نشده است. برعکس، کسانی که مسئول این جنایات بودند به مقام های بالا از جمله وزرات و قضاوت منصوب شدند.

به طور خلاصه، آیت الله خمینی رهبر حکومت بود و کمیسیون جنایت علیه بشریت را اداره می کرد. دستورات جنایی از راس حکومت صادر می شد . اگر آقای خامنه ای حالا اظهار می کند که او فتوای امام را رد کرده و مخالف اعدام ها بود، باید با افشای هویت کسانی که مسئول درخواست فتوا بودند وسلسله مراتب فرماندهی که از طریق آن اعدام ها اجرا شد، و مهم تر از همه، محاکمه آنان تحت نظر وی که رهبر عالی مقام ایران است اقدام کند. اگر او این کار را انجام ندهد دیگران مجبور به انجام این کارند. بالاخره تقریبا 5،000  زندانی در فقط چند روز اعدام شدند. اگر آقای خامنه ای مخالف این فتوا بوده و "هزاران" نفر را از مرگ نجات داده آنها که هستند؟ کدام هزاران زندانی در زندان ها باقی ماندند که اعدام نشدند؟ در این جاست که روایت این اظهارات جمهوری اسلامی از یافته های ایران تریبونال کاملآ متفاوت است.

 

کیهان - چرا این اظهارات در موقعیت فعلی مهم است؟ چه دلایلی دارید؟

این اظهارات تاریخی چیزی بجز نتیجه پوشش رسانه ای بی سابقه ایران تریبونال نیست. وگرنه چرا پس از 25 سال سکوت، رژیم به طور ناگهانی این اظهارات فوق العاده را مطرح کرده است؟ به این دلیل که صدای زنده خود قربانیان از طریق تلویزیون و اینترنت در میان هزاران نفر در ایران و جهان پخش شد. به این دلیل که به درد یک مادر عزادار پس از شکنجه و اعدام چهار فرزندش نمی توان برچسب توطئه صهیونیستی زد. جزئیات تکان دهنده اعدام یک کودک یازده ساله همراه با مادرش، یا شکنجه یک زن باردار  برای اعترافات دروغین، این صحنه های جهنمی یکی پس از دیگری برای مردم ایران برای اولین بار به نمایش گذاشته شد. صدای قربانیان به مراتب موثرتر از شعار سیاسی است. هر انسانی درد یک مادر که عزیز خود را از دست داده است درک می کند، می خواهد از مادران خاوران باشد و یا مادران پارک لاله!  درست مانند مادران پلازا دو مایو در آرژانتین که غم و اندوه شان فضایی  فراتر از اختلافات سیاسی و مذهبی به وجود آورد، فضایی مبنا بر انسانیت مشترک که ایرانیان را علیه بی عدالتی متحد می سازد. وقتی که مادری گریان در تریبونال شهادت به اعدام فرزندانش می داد، تمام حضار در دادگاه با او می گریستند: کمونیست ها، سلطنت طلبان، ملی گرایان، سبزهای اسلامی یا سبزهای سکولار. این صحنه برای من یک چشم انداز کوتاه از آینده ایران بود.

شکی نیست که این رژیم می داند که دیگر چشم پوشی از این جنایات امکان ندارد، که مردم این جنایات را فراموش نخواهند کرد، که آنها خواهان عدالت اند، که سکوت ابدی ممکن نیست. این اظهارات تاریخی و بی سابقه نمونه "حقیقت زبان بر قدرت" و به احتمال قوی نقطه عطفی در مبارزه ما برای یک فرهنگ جدید سیاسی است که در آن رهبران به جای معصومیت خودساخته باید برای نقض فاحش حقوق بشر، به شهروندان شان پاسخگو باشند.

 

کیهان - آیا اهمیتی در ترکیب چهره هایی که مدعی این اظهارات هستند می بینید؟

این سوال خوبی است. ما فعلآ توجه مان به اعدامهای 1367 است. اما برخی از این رهبران باید بیش از اینها پاسخگو باشند. از جمله سرکوب های گسترده تظاهرات پس از انتخابات سال 1388. یک رابطه مستقیم بین مادران خاوران و مادران پارک لاله وجود دارد؛ یعنی مصونیت بین سال های 1367 و 1388 بخشی از یک فرهنگ خشونت است. اعدام های دسته جمعی دهه اول انقلاب شامل نطفه و زیربنای جمهوری اسلامی است، یعنی حکومت بر پایه ترس و وحشت. اظهارات و عبارات مسئولین ​​از پشیمانی، نشانه های دلگرم کننده ای هستند، اما این تنها اولین گام در یک جریان عدالت و آشتی در راه دستیابی به آینده ای بهتر است.

 

کیهان - به نظر شما جامعه مدنی، مدافعان حقوق بشر و بازماندگان چگونه باید واکنش نشان دهند؟

به عقیده من جامعه مدنی باید تلاش های خود را برای دستیابی به حقیقت و عدالت ادامه دهد، اما هرگونه اظهار و پذیرش مسئولیت از سوی مسئولان جنایت را که یک فضای جدید برای گفتگویی گسترده تر در سطح ملی ایجاد می کند، بپذیرند. بنابر این، حال زمان آنست که از آنان که سهمی در ارتکاب این جرائم داشتند از جمله در سپاه و بسیج ، دعوت شود و به آنان اعلان شود که اعتراف و ابراز ندامت برای جرایم گذشته شان به نفع شان است و هنوز دیر نیست که بازگردند و در این جریان تاریخی که این جنایات فجیع را بخشی از گذشته ایران می داند سهیم باشند. جامعه مدنی باید به "حقیقت زبان بر قدرت" ادامه دهد. مردم باید امیدوار باشند و با نگاهی فراتر از حال حاضر به آنچه آینده در بر دارد توجه کنند. فراموش نکنیم خانم رئیس جمهوری فعلی برزیل که در یک انتخابات دموکرات به این مقام رسیده یک زندانی سیاسی و قربانی شکنجه است. چرا در ایران نه؟ چرا تصور نکنیم که در آینده، برای مثال، نسرین ستوده به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شود و با دسته گلی به خاوران برود و از مادران عزادار از طرف دولت جدید عذرخواهی کند؟ چرا تصور نکنیم که زندان اوین تبدیل به موزه اوین خواهد شد تا در آن همه دانش آموزان ایرانی برای دیدن عکس ها و خواندن تاریخ هزاران نفر از قربانیان بیایند تا جنایات وحشتناک گذشته تکرار نشود؟ چرا تصور نکنیم که برخی از رهبران کنونی حاضر به عذرخواهی از ملت خواهند شد و شکنجه گران سابق رو در روی  قربانیان شکنجه در یک کمیسیون حقیقت جو در مورد بخشش و التیام گفتگو خواهند کرد؟ همه اینها در صورتی امکان پذیر است که ما تفاوت هایمان را کنار گذاشته و بنابر آرمان مشترک دستیابی به عدالت و پایان دادن به خشونت متحد شویم. تمام اینها در جهان اتفاق افتاده و قطعا روزی  نیز در ایران عزیز ما اتفاق خواهد افتاد.

 

 

 

□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی

□□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید

Kayhanlondon 2000-2013 U.K. London