«ویس
و رامین» رمانی است که فریده گلبو بر اساس منظومه مشهور فخرالدین
اسعد گرگانی به نثر در آورده و توسط «انتشارات ایرانشناسی» سال 88
در تهران منتشر شده است. گلبو در پیشگفتار می نویسد: «هدف من این
که یک ایستگاه زمانی و فرصتی به وجود آورم تا نسل حاضر که
قصه را در قالب نثر راحت تر می خواند و آسان تر می فهمد و نیز با
واژگان شناخته شده تر و امروزی تر از موضوع این منظومه آگاه شود.»
فریده گلبو پیش از این لیلی و مجنون، خسرو و شیرین و هفت پیکر
نظامی را نیز به نثر منتشر کرده است. آنچه از منظومه «ویس و رامین»
که به بی پروایی مشهور است، به دلیل سانسور حاکم بر ایران در این
رمان غایب است، عشق ورزی این دو است:
بپیچیده به هم چون مار بر مار
چه خوش باشد که پیچد یار بر یار
لب اندر لب نهاده روی بر روی
در افکنده به میدان از خوشی گوی
ز تنگی دوست را در بر گرفتن
دو تن بودند در بستر چو یک تن
اگر باران بر آن هر دو سمن بر
بباریدی، نگشتی سینه شان تر...
و البته فخرالدین اسعد گرگانی، حدود ده قرن
پیش، در تصویر عشق ورزی «ویس و رامین» بسی فراتر از ابیات بالا می
رود که برای خواندنش باید به اصل منظومه مراجعه نمود.

«نامه های خلیل ملکی
»
به کوشش امیر پیشداد و محمدعلی همایون
کاتوزیان در سال 81 از سوی نشر مرکز در
تهران منتشر شد.
پیشداد و کاتوزیان در پیش گفتار می
نویسند: «ملکی روشنفکر و تئوریسین و فعال
سیاسی رُک و بی پرده ای بود و آنچه را
بدان باور داشت تقریبا بی پرده و پیرایه
بیان می کرد و این خود یکی از علل بزرگ
ناکامی سیاسی او در زمان حیاتش بود و
پیروزی پس از مرگش».
ملکی معتقد بود: «در ایران با شعار نمی
توان توده ها را جلب کرد. توده مردم در
دنبال شعار تند و تیز نمی رود... توده
[مردم] در دنبال چند رجل بی فکر و بی فورم
است». می گفت: «من برای سیاستمدار
همواره عقل سالم بشری، نه راضی کردن همه و
نه فریفته بودن نسبت به عوام را ملاک و
معیار دانسته ام». به گفته خلیل ملکی
«امیدوار نگاه داشتن مردم به جایی که امید
نیست، خیانت است».
•
کتابگزاری: «بدون چیزی نمی توان همه چیز
بود»
ایرج
پزشک زاد با "گلگشت خاطرات" يک بار ديگر نشان می دهد در صدر
طنزپردازانی قرار دارد که مسائل اجتماعی را در کندوکاو آدم هايی که
همه و هر روز با بکديگر سر و کار دارند، پی می گيرد و آن ها را با
زبان ساده طنز تصوير می کند تا آئينه ای باشند برای شناخت ما و
جامعه ما. آن ها کسانی نيستند که «ما» درباره شان بخوانيم و "به آن
ها" بخنديم. آن ها خود ما هستيم.
«گلگشت خاطرات» در سال 1386 از سوی
«نشر کتاب» در آمریکا منتشر شد.
•
کتابگزاری
«یا رب، زمین پارس عجب سفله پرور
است!»