گرچه سالهاست که سهم
بسیاری از ما از نوروز، دور ازوطن، تنها " گردش حزن
آلودی" در باغ ِ خاطر ه ها بوده است،
اما برای ِ من، همه چیز در همۀ این سالها، زنده
و دست نخورد ه باقی مانده است. آن بهارهای فرح بخش و بی نظیر و آن
نوروزهای سرشاراز زیبائی و تازگی و آن
خوشی های معصومانه و پر ازمهربانی. خانه تکانی و چهار شنبه سوری و حاجی
فیروز... لباس ِ عید و بوی ِ وانیل و گلاب ِ شیرینی
های خانگی مادربزرگ ، بوی گیج
کنندۀ سنبل و نرگس و گل ِ یخ و بنفشه های کنار حوض.
چک چک ته ماندۀ برفهای شب ِ پیش از
شیروانی ها، صدای حرکت اتومبیل
ها روی ِ خیابان های خیس.
نوروز دیگری در راه است، نوروزی با پیامی دل انگیز، بهاری با باران
های شتشودهندۀ پلیدی
ها، با بوی فرح بخش دوستی ها و مهربانی
ها، نوروزی پر از نوید، نوید ِبیدار شدن ملتی
پس از سال ها ی ِ دراز ِ غم انگیز و پر حادثه و
خونبار. نوروزی که آخرین نوروز است
برای سنگدلان و سیه دلان و کهنه اندیشان. دشمنان ِ زیبائی، تمدن،
انسانیت، مهربانی، گذشت و مدارا و خرد.
جاهلان ِ ایران بر باد ده، خائنان به وطن،
کشندگان ِ بهترین فرزندان ِ آن آب و خاک.
بهار ِ جان بخش ِ نجات ِ وطن، پیام آور ایرانی نو،
ایرانی سرافراز، ملتی قهرمان ، تغییردهندۀ روند منطقه و جهان.
این، آن بهار است،
آن نوروز.
نوروز را گرامی بداریم، با تمامیتش، با همۀ زیر و
بم هایش و باهمۀ قلب. بهترین
و بیشترین آرزوهای
ما برای شماست، برای شما هموطنان دربند ِ(حقیقی
و مجازی ِ) ساکن ِ وطن و هم
چنین برای خودمان که سالهاست رنگ وطن را ندید ه ایم
و طعم تلخ ِ غربت و رنج های ِ آن
را خوب می
شناسیم. نوروزتان،
نوروزمان پیروز باد!
فصل ِ غم های بیکرانه گذشت
طعم ِ آن تلخ را ببر از یاد
جای ِ آن ساقه ها که ریخت به خاک
سروها سر کشد همه آزاد
همچنین باد، همچنین
تر باد!
باغ ها بشکفد همه رنگین
دشت ها بر دمد همه آباد
همچنین باد، همچنین تر باد!
برگ ِ تازه ست باغ ِ سوخته
را
باش تا غرق ِ گل بیاید باد
همچنین باد، همچنین تر باد!
تا به
دنیا پرند ه ای باقی ست
هیچ آزاد ه ای اسیر مباد
همچنین
باد، همچنین تر باد!
جان ِ ایران ِ جاودانه عزیز
در امان باد، چشم ِ بد مرساد!
همچنین باد، همچنین تر باد!
(قسمتی
از یکی از اشعار فریدون مشیری شاعر بزرگ ِ میهن دوست و صلح طلب)