|
با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 kayhanonline-London |
برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید نظر خود را با ما در میان بگذارید نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را در کیهان لندن بخوانید کیهان لندن را مشترک شوید تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد |
| تیر 1389 |
|
با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید
|
مجید محمدی
کاهش تدریجی گزینه ها در برابر برنامه اتمی رژیم
به دنبال به بنبست رسيدن مذاکرات ۱+۵ با شرکت دولت اوباما، معلق ماندن مذاکرات و عدم تاثير تحريمها در تغيير رفتار دولت ايران، افکار عمومى جوامع غربى بر سر يک دوراهى قرار گرفته است: حمله نظامى يا تشديد تحريمهاى اقتصادى؟ طبيعى است که هر يک از گزينهها بنابه فرض، پس از مذاکرات طولانى براى رسيدن به يک مصالحه انتخاب مى شوند. با فرض دنبال کردن ديپلوماسى براى رسيدن به مصالحه، اگر نتيجهيى بهدست نيايد که در شرايط حاضر بسيار غيرمحتمل به نظر مىرسد، نمىتوان انتظار داشت که دول غربى دست روى دست بگذارند. سخن گفتن ديپلوماتها (مثل سفير امارات متحده عربى در ايالات متحده)، دانشگاهيان (مقاله آميتاى اتزيونى، استاد روابط بينالملل دانشگاه جرج واشنگتن تحت عنوان ”آيا مىتوان جلوى ايران اتمى را گرفت؟“ در نشريه مطالعات نظامى ارتش آمريکا) و سياسيون (سناتور جو ليبرمن) از احتمال يا ضرورت حمله نظامى عليه تاسيسات اتمى و زيربنايى ايران در اوايل ماه ژوييه ۲۰۱۰ ، ناشى از احساس در بنبست قرار گرفتن در بخشى از افکار عمومى در کشورهاى غربى است. نوع واکنش به اين بنبست نيز تا حدودى شکل گرفته است. بر اساس يک نظرسنجى انجام شده در روزهاى هفتم آوريل وهشتم ماه مه ۲۰۱۰ در ۲۲کشور، افکار عمومى ۱۶کشور غربى و بعضى از کشورهاى اسلامى، براى درگيرى احتمالى با ايران آماده است. در اين نظرسنجى، ۶۶درصد آمريکاييها، ۵۹درصد فرانسويان، ۵۱درصد آلمانىها، ۵۵درصد مصريان و ۵۳درصد اردنىها به دخالت نظامى عليه ايران رأى موافق دادهاند.
مذاکرات در تعليق
افکار عمومى در کشورهاى غربى خواهان فشار دولتها بر ايران جهت رسيدن به يک مصالحه است و افکار عمومى در ايران خواستار کسب اطلاعات بيشتر در مورد برنامه تسليحات اتمى حکومت ايران مى باشد. دول غربى مجبورند به افکار عمومى خود تن در دهند، اما حکومت ايران همچنان غنىسازى را با هدف تسليحاتى کردن آن ادامه مىدهد، بدون آنکه مردم در جريان کم و کيف آن قرار گيرند. همه قرائن و شواهد تکنيکى حاکى از تسليحاتى بودن اين برنامه است: از پنهانکارى هميشگى رژيم در اين موضوع تا مقرون به صرفه نبودن غنىسازى براى نيروگاههاى هستهيى در داخل کشور، از ميزان ظرفيت تاسيسات موجود تا قرار داشتن اين برنامه تحت نظارت و عمليات سپاه پاسداران و از برنامههاى ديگر رژيم جهت دستيابى به کلاهک پرتاب تا منبع دريافت تکنولوژى (پدر بمب اتمى پاکستان).
نااميدى از افق
تحريمها اما واکنش جمهورى اسلامى به تحريمها، گردنکشى، تهديد، انکار، توهين و جايزه دادن به خود بوده است. کارکرد اين روشهاى عوامفريبانه و غيرديپلوماتيک کاهش اعتماد به مقامات ايران و آمادگى بيشتر افکار عمومى در کشورهاى اروپايى و آمريکا براى برخورد حادتر با سياستهاى دولت ايران خواهد بود. حکومت ايران با اين روشها بيش از همه زمينه را براى سخن گفتن از حمله نظامى فراهم آورده است.
حمله نظامى و دلايل
مقوم آن با عدم علم به اين گزينه و جديت آن، طرف ايرانى اصولاً وارد مذاکرات پنج بعلاوه يک نمىشد يا پس از هر قطعنامه تحريمى، سيگنالى براى تداوم مذاکرات ارسال نمىکرد. نتايج مباحث مطرح در هستههاى فکرى در کشورهاى غربى، نمايانگر عدم آمادگى دول غربى براى زيستن در کنار ايرانى با در اختيار داشتن بمب اتمى است. مقامات ايران غنىسازى تا هر مرحلهيى را راه بدون بازگشت معرفى مىکنند و همه قرائن، مويد نظامى بودن اين برنامه است. آنچنان که از مواضع رسمى حکومت برمىآيد، حتى تحريم و محرکهاى مقبول غنىسازى را در ايران متوقف نخواهد ساخت، چون هرگونه عقبنشينى در اين امر، از حيث سياسى شکستى براى نظامىگرايان در برابر رقباى داخلى خود به شمار خواهد آمد. ماجراى غنىسازى اگر پيش از انتخابات ۲۲خرداد ۱۳۸۸ موضوعى محورى در سياست خارجى بود، اکنون به موضوعى کليدى در سياست داخلى تبديل شده است، گرچه از آن بحث چندانى در رسانهها صورت نمىگيرد. استدلال طرفداران حمله نظامى آن است که حمله نظامى، حتى اگر برنامه اتمى را کاملا از ميان برندارد، آن را سالها به تاخير خواهد انداخت و در اين فاصله ممکن است موضوع با تغيير رژيم کلاً حل شود. طرفداران حمله نظامى در برابر مشکلات اين گزينه نيز بر اين باورند که در مورد مخاطرات آن اغراق شده است. آنها معتقدند در امکان انتقامگيرى ايران در عراق و افغانستان اغراق شده است. حکومت علىرغم دشمنى با آمريکا، با دول اين کشورها روابط دوستانه دارد و اين عنصرى محدودکننده در اقدام عليه نيروهاى آمريکايى در اين دو کشور است. علاوه بر آن، حکومت ايران در سالهاى گذشته به حمله به نيروهاى آمريکايى يا کمک به نيروهاى مخالف آمريکا در منطقه مشغول بوده و کار جديدى قرار نيست انجام شود. سخن ديگر طرفداران حمله نظامى در برابر موضع فعالان سياسى جنبش سبز مبنى بر تضعيف جنبش در صورت حمله نظامى آن است که حمله نظامى آمريکا بيش از آن که به تقويت حکومت در برابر اپوزيسيون منتهى شود، به تضعيف آن منجر مىشود، چون حکومت بايد در آن واحد در چند جبهه بجنگد. حمله نظامى به تاسيسات اتمى که هيچ سودى از آن متوجه مردم نيست، يک حکومت سرکوبگر را به حکومتى مقبول مبدل نخواهد کرد. کسانى نيز که در مقابله حکومت و مخالفان ساکت ماندهاند، در مقابله حکومت و قدرت خارجى نيز ساکت خواهند ماند. همچنين حمله خارجى منابع دولتى را براى سرکوب در داخل محدودتر خواهد کرد، چون جامعه امروز ايران جامعهاى است که پول حرف اول را در آن مىزند و حکومتى که پول کافى نداشته باشد، از قدرت بسيج آن نيز کاسته مىشود. نيروهايى که اکنون قدرت را در ايران در دست دارند، بىاعتقادترين و ضعيفالنفسترين نيروها در تاريخ جمهورى اسلامى هستند و صرفاً به اميد کسب ثروت و قدرت در حال سرکوب نيروهاى بىسلاح در داخل کشور هستند. مقايسه ميان سپاه و بسيج امروز با سپاه و بسيج دهه شصت، قياس معالفارق است.
راه حل جنبش سبز:
دموکراسى تحريمها قابل دور زدن و تاسيسات تخريب شده نيز قابل بازسازى هستند. تنها راه براى بازدارى ايران از اين امر، سقوط رژيم استبداد دينى و شکلگيرى حکومت دموکراتيک در ايران است. اما در شرايطى که دول غربى چشماندازى را براى دموکراتيزه شدن کشور نمىبينند و در اين مسير نيز چندان حرکتى نمىکنند، طبعاً به دو گزينه فوق تمسک مىجويند: بازها به حمله نظامى و کبوترها به تحريم اقتصادى (که به اعتقاد برخى مقدمه حمله نظامى است). تنها شرايط روز و نحوه عمل دولت ايران است که هر روز يک فايل را بالاى فايل ديگرى قرار مىدهد. هر دو گزينه به ضرر مردم ايران است، اما گزينه نظامى عليه دولت و مردم، هر دو عمل خواهد کرد و تحريم اقتصادى در کوتاهمدت به ضرر حکومت و در درازمدت به ضرر مردم. با فرض ۱ ) حرکت حکومت جمهورى اسلامى به سوى در اختيار گرفتن تسليحات اتمى، ۲ ) کشدار و طولانى و پردردسر بودن فرايند دموکراتيزاسيون در ايران، ۳ ) غيرقابل اعتماد بودن رهبران ايران براى در اختيار داشتن سلاح اتمى و نيز ۴ ) امکان بسيار اندک محاکمه سران به اتهام جنايت عليه بشريت در دادگاه بينالمللى يا به طور کلى اعمال رژيم حقوق بشر در سطح بينالمللى، از کسانى که هم با تحريم و هم با حمله نظامى مخالف هستند، انتظار مىرود بگويند چه راه حلى براى متوقف کردن سران حکومت از پيشبرد برنامه تسليحات اتمى خود پيشنهاد مىکنند. پيشنهاد نيروهاى صلحطلب و دموکرات ايرانى، کمک همه طرفهاى ذینفع در داخل و خارج به تسريع برنامه دموکراتيزاسيون در ايران براى به سر عقل آمدن جمهورى اسلامى يا سقوط آن است. اما آن دسته از دول خارجى که در مبانى فکرى خود صلحطلب نيستند و اميدى به نتيجهبخش بودن فرايند دموکراتيزاسيون در کوتاهمدت ندارند يا منافع ملى خود را بر دموکراتيک شدن ديگر جوامع ارجحيت مىدهند، نخست به تحريم اقتصادى و در صورت نتيجهبخش نبودن، به حمله نظامى به تاسيسات اتمى يا زيربنايى راى مىدهند.
برگرفته از رادیو فردا
□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی □□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید
|
| © Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London |