|
با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 kayhanonline-London |
برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید نظر خود را با ما در میان بگذارید نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را در کیهان لندن بخوانید کیهان لندن را مشترک شوید تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد |
| مهر 1389 |
|
با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید
|
کورش از تهران
نابودی فرهنگ و هنر در جمهوری اسلامی
قصد من در این نوشته این است که به کسانی پاسخ دهم که مدعی هستند ایران در
دوره جمهوری اسلامی مدرن شده و مثلا با نشان دادن چند اتوبان و چند رستوران
بالای شهر و تعدادی پاساژ تجاری و آپارتمانهای سر به فلک کشیده می خواهند
خاک در چشم روشنفکران مخالف جمهوری اسلامی بپاشند که نشان دهنده ژرفای بی
اطلاعی این افراد (با هر رده
تحصیلاتی) از مفاهیم نرم افزاری مدرنیته است به نظر من مهمترین ضربه ای که ایران در دوره جمهوری اسلامی خورد "ضربه فرهنگی" بود. اصولا ایدئولوژِی مذهبی با آزادی و خلاقیت و رشد استعداد سر ستیز دارد. اکثرا فکر می کنند مهمترین جنایت جمهوری اسلامی کشتارهای وسیع است، ولی وقتی کمی عمیق تر به موضوع نگاه می کنم، فکر می کنم فاجعه حکومت اسلامی فراتر از اینهاست.
حکومت اسلامی از روز اول دشمنی خاص خود با هنر و فرهنگ ایران و جهان را
نشان داد. اهل موسیقی و آواز و ترانه را مطرب و اهل عیش و نوش خواند، جلوی
رشد موسیقی در مدارس و دانشگاهها را گرفت و سعی
نمود سرودهای ایدئولوژیک و جنگی را به جای موسیقی شاد و ملی در سطح کشور
گسترش دهد
حکومت اسلامی با مشکل مواجه بوده از گرانی بلیط بگیرید تا حمله انصار حزب
الله به مکانهای برگزاری
کنسرت.
در این دوره رشد موسیقی بیشتر در خفا و پنهانی بوده تا علنی و در انظار
عمومی که خود این امر یک کمبود فرهنگی است. به نظر می رسد ملت ایران و نخبگان فرهنگی و سیاسی ما خیابان و مجامع عمومی را به مرتجعان مذهبی واگذار کرده اند و خود به کنج خانه ها خزیده اند. در زمینه تئاتر نیز جمهوری اسلامی سعی کرده روز به روز از محتوای نمایشنامه ها بکاهد و کارگردان های تئاتر را به سمت مضامین پوچ و بی محتوا یا مضامین جنگی- مذهبی سوق دهد و عملا با عدم تامین بودجه های مناسب برای اهل تئاتر وساخته نشدن سالن های با کیفیت، تئاتر ایران به سمت هرج و مرج و بی هدفی مطلق پیش می رود.
در زمینه فیلم و سینما جمهوری اسلامی روش نفوذ فرهنگی را برگزیده و با
ساختن سریال های خشن و کسالت آور و مذهبی و جنگی سعی در تغییرات فرهنگی و
ذائقه مخاطبان خود دارد
در واقع جمهوری اسلامی علاوه بر پیگیری سانسور و بازبینی چندین باره فیلم
ها سعی می کند تا به اهالی سینما "خط" دهد و "جهت" حرکت سینماگران ایرانی
را تعیین کند. مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی تلاش می کنند تا اهالی سینما
(اعم از کارگردان و سناریو نویس و بازیگر و...) ناخود آگاه به خود سانسوری
دست بزنند و تنها سوژه های مطلوب حکومت را
دستمایه فیلمسازی قرار دهند
در عرصه ادبیات نیز جمهوری اسلامی عملا و علنا با شکل گیری پاتوق های
فرهنگی و جلسات شعرخوانی خارج از نظارت حکومت مخالف است و مقوله ای مانند
ادبیات داستانی را یکی از راههای
"جنگ
نرم" دشمن ارزیابی می کند
خود خامنه ای در دیداری با شاعران دولتی حتا تا آنجا پیش رفت که گفت تخیل
شاعر و نویسنده نیز باید کنترل اسلامی شود! در حقیقت جمهوری اسلامی ادبیاتی
را دوست دارد که از عشق و طراوت و شادابی و خرد و حماسه ملی و
روابط آزاد دو جنس مخالف در آن اثری نباشد و بیشتر غم و غصه و گریه و مذهب
و جنگ وانقلاب اسلامی پیرنگ داستان ها و اشعار باشد
در زمینه مجسمه سازی نیز فقها و مجتهدین شیعه عملا مجسمه سازی را حرام و در
موارد معدودی مکروه دانسته اند که نشان دهنده عمق ضدیت فقه با زیبایی و هنر
انسانی است. گمان من بر این است که یکی از دلایل عبور اروپا از قرون وسطا
اهمیت یافتن "فردیت انسان" در مجسمه های دوره رنسانس بود. پس از آنکه انسان
نماد زیبایی و قدرت قرار گرفت ، "مجسمه انسان" برجسته شد و تئوری حکومت
آسمانی زیر پرسش قرار گرفت و قدرت از
آسمان به زمین آمد و رنسانس و عصر روشنگری آغاز گردید. امروز بجز چند
نمایشگاه محدود که تنها آثار انتزاعی را نمایش می دهند اثری از مجسمه
مشاهیر ایران و جهان در کشور
دیده نمی شود.
در معماری نیز جمهوری اسلامی با ساختن
بناهای
فاخرملی مخالف است و تنها ساختن حسینیه و مسجد و میدان هایی با فواره خون
را پیگیری می کند و با بی توجهی به آثار باستانی زمینه تخریب این آثار را
فراهم آورده است. در زمینه نقاشی هم آنچه سطح دیوارهای
شهرها را پوشانده اشکال
مختلفی از
صحنه های جنگ ایران و عراق ، تصاویرخمینی و خامنه ای و تروریست های حماس و
حزب الله است. نقاشی های هنری و نشاط آور و امید بخش در اکثر نقاط شهر
مفقود است امروز در هیچ جای کشور نمی توان با آرامش نشست و چند دقیقه "با دیگران" به گفتگو پرداخت. به نظرم فاجعه فرهنگی در دوره حکومت اسلامی از این بدتر نیست که عملا هیچ کس به هیچ کس اعتماد ندارد و مردم از صبح تا شام تنها به فکر درآوردن لقمه ای نان برای خانواده خود هستند و "گفتگو"، "روابط اجتماعی سالم " و "شادی دسته جمعی" از کشور مصیبت زده ما رخت بر بسته است. ضربات فرهنگی بنیادگرایان مذهبی به مراتب از کشتارها و بحران های اقتصادی و زندانی شدن چند ده نفر عمیق تر و ماندگارتر است. هویت ملی ایرانیان و روح هنر و "جریان فرهنگ ساز هنری" در کشور ما دیرگاهی است متوقف شده و امروز کشور باستانی ما با جریان هنر جهان ارتباط چندانی ندارد. در کل معتقدم دین (به خصوص ادیان ابراهیمی) در ذات خود امری اقتدار گرا و دشمن "فردیت و شخصیت" انسان است و استعدادها را می خشکاند، تا جایی که کشور ما را با آن سابقه هنری و فرهنگی و معماری کم کم به کویری بی آب و علف تبدیل خواهد کرد. مسئولان فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی به درستی می دانند که هنر در ذات خود امری سکولار(به معنی امرغير مذهبى و این دنيائى) است و به همین جهت با آن مقابله می کنند.
□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی □□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید
|
| © Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London |