|
با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 kayhanonline-London |
برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید نظر خود را با ما در میان بگذارید نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را در کیهان لندن بخوانید کیهان لندن را مشترک شوید تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد |
| شهریور 1389 |
|
با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید
|
اسماعیل هوشیار
جنگ یعنی چه؟
- آقا جون، من از اسم جنگ خیلی می ترسم!
پدربزرگ
سرش را به آرامی بالا آورد و نگاهی به نوه اش کرد و پرسید : مگه تو میدونی
جنگ یعنی چه ؟ و نوه اش جواب داد : نه....ولی همه تو کوچه میگن که جنگ خیلی
بده . من ازاسم جنگ می ترسم!
پدربزرگ سرش را دوباره پائین انداخت و زیر لب جمله ای را نجوا کرد که نوه
اش متوجه نشد . پدربزرگ آرام گفت: بچه جان، تو از اسم جنگ می ترسی و من از
خود جنگ !
سالها ازاین دیالوگ که در ذهن من نشسته ، می گذرد ولی هیچوقت آن را فراموش
نمی کنم. پدربزرگ تلویحا اشاره کرد که اسم جنگ یک چیز است و خود جنگ یک چیز
دیگر! فضای جنگی این روزها که معرف حضورتان هست. از عربده های ژنرالهای
امریکایی که طرحهای آماده جنگی می فروشند تا فضاسازی رسانه ای غرب و تا خود
حکومت اسلامی که مانور مقابله با حمله به مراکزاتمی را انجام می دهد!
این روزها خیلی به یاد همان کوچه ای می افتم که در آن همه از جنگ صحبت می
کردند در حالی که اغلب به درستی نمی دانستند جنگ یعنی چه و فقط اسمش را
شنیده بودند. اینکه غرب این روزها بخش "تبلیغاتی جنگی" خودش را به موازات
بقیه اهرم های سیاسی فعال کرده تا حداکثر فشاررا به رژیم اسلامی بیاورد
برای نشاندنش پای میز مذاکره یک حرف است و وارد شدن بخش عمده ای از فعالین
سیاسی به این وادی و اظهارات جنگی را ناخنک زدن یک حرف دیگر!
حالا نه اینکه تا به امروزاین تبلیغات جنگی اثری داشته و حکومت اسلامی را
معتدل کرده باشد! درست در اوج همین عربده های تبلیغی جنگی، احمدی نژاد به
اوباما پیام داد که داداش بیا با هم طرح اداره جهان را بریزیم! بابا تو
دیگه کی هستی؟
حالشو ببرید . هزاران دلارهم خرج می کردید چنین طنزی را در هیچ جایی نمی
توانستید ببینید. در جایی خواندم که نوشته بود ، جنگ در تقدیر است و دلیلش
هم این بود که چون غرب توان عبوراز بحران های متعدد کنونی را ندارد پس چاره
اش در یک بحران و جنگ دیگر و فرار به جلو است! و من نوشتم که چنین چیزی
واقعی نیست و کمی آن را باز کردم . ابتدا از خودتان بپرسید که یک جنگ واقعی
یعنی چه و چرا ؟
منافع غرب و دنیای سرمایه داری با بحران در تضاد است یعنی برخلاف حکومت
اسلامی که از ابتدا و تا انتها با بحران زندگی کرده و می کند. تابلوی بحران
با تابلوی جنگ دو مقوله کاملا متفاوت است. جنگ بار تاکتیکی دارد و هر
تاکتیکی در راستای اهداف استراتژیک باید بررسی شود. استراتژی حکومت اسلامی
که فقط و فعلا سر پا ماندن است. و هدف امریکا از چنین جنگ فرضی چه باید
باشد؟ و آیا زدن حتی چندین موشک (فرضی) به مراکز اتمی رژیم اسمش جنگ است؟
آیا امریکا بارها اعتراف نکرده که در رابطه با حکومت اسلامی قصدش «تغییر
رژیم» نیست ؟
آیا فراموش کردید که اوباما چرا و با چه شعاری به صحنه آمد؟ اوباما که حرف
شخصی در زمین سیاست ندارد بلکه نمایندگی می کند جناحی از هیئت حاکمه امریکا
را. اگر قرار برجنگی دیگر بود که همان جناح قبلی با مک کین ابقاء می شد. در
این تردیدی نیست که دنیای سیاست سرشارازعدم تعیین است ولی نه با این حرفها.
جنگ یعنی وارد کردن 300 هزارنیروی زمینی با تمامی ادوات و جنگ افزارهای
مربوطه. حتی موشک پرانی و اعمال ایذایی از راه دور اسمش جنگ نیست. جنگ یعنی
حرکت با تمام قوا برای سرنگونی حکومت اسلامی. شبیه آنچه که در عراق و
اقغانستان اتفاق افتاد. با یک تفاوت بسیار مهم که غرب آن را خوب درک می
کند. در چنین جنگ فرضی عنصراجتماعی در ایران، به هزار و یک دلیل مثل عراق و
افغانستان فقط نظاره گر نیست بلکه مداخله گری جدی است، و این چیزی است که
امریکا اساسا از آن خوشش نمی آید.
بنابراین تنها و بهترین گزینه برای امریکا تا به امروزحفظ همین رژیم بوده
است و البته مذبوحانه تلاش هم می کند تا کمی این رژیم را رام کند که
بیشتربه مضحکه تبدیل شده است. از سوی دیگر، توان صرفا نظامی امریکا و غرب
بالاست ولی از تبعات سیاسی، اقتصادی بعد از جنگ بیرون نخواهند آمد .
بعد از جنبش اخیرمردم ایران برای غرب نیز بیش از پیش ثابت شد که عنصر
اجتماعی در داخل ایران و دعوتش به صحنه با هر جنگی خطرناک ترین گزینه است
چرا که مردم ایران جنگ شان با تمامیت حکومت اسلامی است . بنابراین امریکا
خالصانه و قلبا تا به امروز تلاش کرده عملی مرتکب نشود که پایه های حکومت
سست شود و رژیم کارش به بی ثباتی برسد.
شعار و تبلیغات و عربده های جنگی، وقتی سطحی دیده شود آن وقت ترس توی دل
بچه ها می اندازد. آدم بالغ با چنین فضاسازی های کاذب ذهنش به ولگردی نمی
افتد !
نتیجه: یک جنگ واقعی علائم مشخصی دارد.
آن داستان تکراری «همه گزینه ها روی میز است» آنقدر بی نمک و غیر جدی شده
که حالا به طرح های آماده نظامی پناه آورده اند و رژیم هم نقش اش را خوب
بازی می کند. اگر روزی روزگاری آن قصه «همه گزینه ها روی میز است» جدی شد،
مطمئن باشید رژیم هم توان تشخیص منافعش (بخوان: حفظ خودش) را دارد.
دعوت از اوباما برای مذاکره که احمدی نژاد مبتکر آن است یک علامت جنگی و
جدی نیست و این طنز را برای خنده به خاطر بسپارید .
منهای آن تبلیغات جنگی در رسانه های غرب که این روزها در آن می دمند، برای
طیف اپوزیسیون ایرانی، در هر مطلب یا نظریه ای، ابتدا بهتر است مشخص باشد
که جنگ یعنی چه؟ و آیا ورود امریکا به چنین جنگ فرضی، که قاعدتا به سرنگونی
حکومت اسلامی ختم می شود، همانا زدن پنبه استراتژی خود غرب، در رابطه
با " خاورمیانه مورد نظرش" نیست !؟
ژنو
15 مرداد 1389
www.tipf.info
□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی □□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید
|
| © Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London |