|
با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 kayhanonline-London |
برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید نظر خود را با ما در میان بگذارید نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را در کیهان لندن بخوانید کیهان لندن را مشترک شوید تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد |
| آبان 1389 |
|
با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید
|
حسین باقرزاده
کشتار در سکوت
جمهوری اسلامی باز به یکی از عادتهای دیرین خود بازگشته است: کشت،
کشتار، کشتار مکرر و آن هم در سکوت.
بنا به گزارشهای موثق، در یک سال و نیم گذشته، سدها نفر در
زندان وکیلآباد مشهد حلقآویز شدهاند[1].
مقامات رژیم وقوع این کشتارها را تلویحا یا تصریحا تأیید کردهاند،
ولی از ارائه هرگونه رقم و عددی سر باز میزنند.
این اعدامیان ظاهرا تماما به اتهامات مربوط به مواد مخدر به مرگ
محکوم شده بودند. در
بسیاری از موارد، بستگان و خانوادههای آنان از سرنوشت آنان و روز
و زمان اعدامشان آگاهی نداشتهاند، و پس از مرگ نیز تنها بعد از
پرداخت «پول طناب» توانستهاند اجساد آنان را تحویل بگیرند.
قربانیان همه ایرانی نبودهاند وبلکه تعداد زیادی افغان و
دست کم دو آفریقایی نیز در بین آنان دیده شدهاند.
و در ورای همه اینها این سؤال مطرح است که چرا سکوت؟
آن هم نه فقط سکوت مقامات رژیم و بلکه سکوت اپوزیسیون و
جامعه مدنی نیز؟
در این که کشتن و اعدام خشونت است بحثی نیست.
گرفتن جان انسان به عمد، آن هم یک انسان اسیر و بیدفاع،
بارزترین مصداق خشونت است.
به همین دلیل، نهادهای حقوق بشری کاربرد اعدام را حتا در
مورد بدترین جنایتکاران مجاز نمیدانند.
و به همین دلیل اکثریت قاطع کشورها و جامعه جهانی از اجرای
آن دست کشیدهاند، و مجمع عمومی سازمان ملل خواهان توقف کامل آن در
جهان شده است. جمهوری
اسلامی نیز به دلیل تعهدات بینالمللی ایران تحت اعلامیه جهانی
حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی و سیاسی که مجازاتهای خشن، ناانسانی و
تحقیرآمیز را منع کرده (و اعدام یکی از مصادیق آن بشمار میرود)
موظف است که اعدام را قطع کند.
ولی خشونت، به انواع مختلف آن - از شکنجه و شلاق گرفته تا
قطع عضو و اعدام و سنگسار - برجستهترین خصوصیت کرداری این رژیم
است، و تصور یک جمهوری اسلامی بدون خشونت بلاتصدیق به نظر میرسد.
از بحث خشونت که بگذریم، اعدامهای رژیم حاکم بر ایران مصداق جنایت
نیز هست. چرا که روند
عمومی در محاکمات منجر به حکم اعدام در جمهوری اسلامی، به خصوص در
مورد کسانی که به دلیل فقر و محرومیت از امکان استفاده از وکیل
برخوردار نیستند، ناعادلانه و فاقد رعایت حد اقل موازین حقوقی و
قانونی یک محاکمه منصفانه است.
نمونههای فراوانی وجود دارد که حتا در بهترین نظامهای
قضایی و با رعایت عالیترین استانداردهای حقوقی و قانونی، افرادی
به اشتباه مقصر شناخته شده و به مرگ محکوم شدهاند (و این خود یکی
از قویترین استدلالها علیه مجازات اعدام بشمار میرود).
این پدیده در نظامی مانند جمهوری اسلامی که کمترین اصول
قضایی یک محاکمه عادلانه در آن رعایت نمیشود به مراتب بیشتر اتفاق
میافتد. در هر صورت،
کشتن افراد پس از محاکمات ناعادلانه، بر اساس اعترافاتی که معمولا
زیر فشار یا شکنجه گرفته شده، و بدون حضور وکیل و رعایت موازین
قانونی، خلاف قانون است و جنایت تلقی میشود.
اکثریت قاطع اعدامهای جمهوری اسلامی، حتا بر اساس قانون
اساسی و قوانین موضوعه خود این نظام، مصداق جنایت است.
□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی □□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید
|
| © Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London |