کیهان آنلاین

آگهی می پذیرد

 

با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد

تأسیس در تهران سوم خرداد 1321

تأسیس در لندن اول ژوئن 1984

kayhanonline-London

با کیهان آنلاین همکاری کنید

برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید

نظر خود را با ما در میان بگذارید

نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را

 در کیهان لندن بخوانید

کیهان لندن را مشترک شوید

تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد

خرداد 1389

با پستچی و ستون پست

 کیهان لندن مکاتبه کنید

بگویید و بشنوید

 بپرسید و پاسخ بگیرید

postchi@kayhanlondon.com


به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد


Albion College


بازارچه اصفهان


گالریا رستوران


دکتر ابراهیم محجوبی


مدرسه ایرانی رستم


Utupia Modern Persian Bar Resturant


به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد




به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد

 

پویان انصاری

بالاخره باید چه کار کرد؟!

 

داشتم با یکی از دوستان ِ قدیمی جر و بحث می کردم، در پی فرمایشاتم، فرمودم خوشبختانه ما ایرانیان بـرون مـرز، در همه چیز و همه کار، همه فن حریف و گُل سرسبد همه کشورها هستیم!

باور کنید حق ما را هم خورده اند، که طرف میان حرفم پرید و گفت: کی و کجا خورده شده است!؟

گفتم این قصه سر ِ دراز دارد!

 در دنباله فـرمایشات خـود، ادامه دادم که مـا ایـرانیـان ذاتـأ دارای نبـوغ خـارق العـاده ای هستیـم. بخصـوص در مورد سیـاست، ماشاءالله چشـم نخوریـم این قدر مبـارز، مُفسر، سیاستمـدار، نویسنـده، شاعـر، مهندس، دکتر، هنرمند و...داریم که جهـان از این همه ادیـب و دانشمنـد در شگفت است!

باز آن دوست پا برهنه دویـد وسط و گـفت: چـرا با ایـن همـه تفاصیـل کشورمـان دربنـد و اسیـر است؟ آن هم نه یک سال، نه دو سال، بلکه 31 سال!

گفتم اگر بخواهیم دلائل آن را بررسی کنیم باید یک نقطه به عدد 70 من ِ مثنـوی اضافـه کنیم کـه نـه وقتش است نه حوصله اش. 

ایشان گفتنـد ای بابا، مثل اینکه یادت رفته کـه گفتـی مـا ایـرانیـان در یـک چشم به هم زدن می توانیـم همه کار بکنیم؟

گفتم دقیقأ همینطور است، ما ایرانیان سیاسـی، همه فـن حریفیـم! میگـی نـه؟ یـک آپولـو با همه دنگ و فنگش بگـذار جلومان، در یک چشم به هم زدن، دل و جگـرش را برات بیرون می ریزیم، کجای کاری؟

دوستم گفت به همین دلیل می پرسم پس چرا 31 سال شد؟

فرمودم بیچاره مـردم ایـران کـه این وسط گیر کرده اند و نمی دانند چکار کنند.

دوستم گفت می دانـم با این جنایتکارانـی کـه دارند حکـومـت می کنند، کار مـردم، بـرای آزادی میهـن خیلی خیلی سخت است.

گفتم، مثل اینکه خیلی پرتی! مـردم دارند مبـارزه شان را می کنند اگـر مـی بینـی کُنـد جلـو مـی رونـد بـه این خاطر است که برسر 1000 راه گیـر کرده اند و نمی دانند حـرف کـدام از مـا سیاستمـداران کبیـر را اجرا کنند! حالا فهمیدی؟ دیـدم دوستم رفته.

 

داشتم دنبال یک گوش ِ مجانی می گشتم که شوربختانه فلانـی را دیدم. پس از درود و احوالپـرسـی، طبـق معمول با حرفهای سیاسی شروع شد و فرمودم که واقعأ این مسئله اتمی چی شد؟

 فلانی گفت والا دعوا برسر یک کیلو کم و زیاد شدن اتم است. گفتم نفهمیدم. ایشان گفتند عجب و شگفتـا! مگـر می شود شاعر، نویسنده و مبارزی مثـل شما بگوید نمی فهمم؟

فرمودم مـی فهمم! ولی می خواهم ببینم تو هم می فهمی؟

طرف گفت واقعأ که...

 سپس ادامه داد این احمدی نژاد می گوید "عنرژی حسته ایی حق مصلم ماست"، خانم مرکل و آقایان سرکوزی واوباما می گویند نه چنین خبرهایی نیست و "انرژی هسته ایی هم حق شمانیست". خامنـه ای چماقدار می گوید ما "قنی صازی عورانیم را هم خیلـی دوست داریم و به زودی آنـرا عَتـُم خواهیـم کـرد" تا دلتـان هـم بسوزد! آن خانم و آقایان می گویند، بی خود که دوست دارید، "اورانیـوم غنی شده و بعدش هم اتـم را خواب ببینید."

اوبـاش و اراذل جمهـوری اسلامـی هم مـی گوینـد اگـر شده ایـران و ایـرانـی را نابـود می کنیـم ولـی دست از "کاشتـن عَتـُم" بر نمی داریم. خانم و آقایان می فرمایند البته ماهم در این راه کمک تان می کنیم.

 گفتــم بـابـا، ای ول، خیلـی واردی! گـفت چـه فـایـده ای دارد؟ وقتـی هـی شما بـا تکــرار انـدر مکــررات مـی فـرمائیـد مـرکل این را گفت، سرکـوزی آن را، و اوبـامـا همه را... بابا، دست برداریـد. اصـلأ چـرا بایـد اینهـا دلشان به حال مـردم ما بسوزد و یا کمک حال ما باشند؟

 فرمودم با شمـا هم عقیده ام.  که ناگهان فلانی با عصبـانیت پـریـد تـو حرفـم و گـفت دروغ می گویی! چـرا که وقتـی آقای سرکـوزی فرانسوی آن قـاتـل را آزاد کرد همه شما داد و فغـان راه انداختیـد و به سرکوزی و فرانسه  فحش ناسزا دادید؟ آیا معنی اش این نیست که از فـرانسـه و سایـر دول انتـظاراتی دارید؟ آخـه چـرا بایـد آنهـا به فکــر مــردم ستمـدیـده مـا باشند؟ آنها به مردم خودشان سر و سامان بدهند، مـردم ایـران پیشکش شان.

بعد فلانی رویش را به من کرد. ولی من آنجا نبودم!

  

داشتم می رفتم رستورانی که "قهوه ای" نوش جان کنم که یک در به درتـر ازخودم رادیدم. بعـد از درود و سپاس، بلافاصله فرمودم واقعأ این احمدی بی نژاد زیـر ِ بُته به عمل آمده، فـریـاد مردم را نمی شنود که از بیکاری و فقر و بدبختی می گویند؟

ایشان بلافاصله گفت نه!

گفتم ما از هزاران کیلومتر فاصله می شنویم اما آن تحفه نمی شنود؟

باز ایشان صریح گفت نـه!

گفتم چطور؟

گفت خیلی راحت و ساده. این علم که بی خود پیشرفت نکرده! این کشورهای کافر و نفرین شده، دستگاهی به محمودی داده اند کـه در چنین مواقعـی این رئیس جمهـور چمـاق دار با یک فشار بـه دگمه دستگاه کــر می شود و هیـچ چیـزی نمی شنود. به همین دلیل وقتـی هـم خبـرنـگاران از او سئوال می کننـد: آقـای نـوچـه مصباح یـزدی، در سفـرتـان دیـدیـد کـه مـردم از بیکاری و گـرسنگـی فـریــاد می زدند، آیا فکری به حال آنها کردید؟ محمودی گُجستک زر می زند که بله، من در سفرم به آمریـکا میلیون ها گرسنه دیـدم، اتفـاقـأ صدای آنهـا را هم شنیـدم کـه از من کمـک مـی خواستنـد کـه این را با آقای اوباما در میـان گذاشتـم، ولـی خـدا شاهـد است شرمنده ام که نمـی توانم کمک چندانی به آنهـا بکنـم، شما خودتان به خوبـی می دانید که من برای رضای خدا، با زور چماق و سر نیزه از گلوی مردم ایران می گیرم و به حماس و حزب الله و آمریکای لاتین و... می دهم.

خبرنگار دیگری سئوال می کند آقا، چرا بیخود این همه دختر و پسر را زندانی کرده اید مگـر آنها چه کردند و یا چه گفتند؟ این فرستاده شده دست غیب می گوید، اتفاقأمن با آمریکایی ها و اروپایی ها این مسئله رادرمیان گذاشتم و یاد آور شدم از ما یاد بگیرید که حتی یک زندانی سیاسـی هم نداریم، شما زنـدانیــان خودتان را آزاد کنید.

دوستم می گفت خبـرنـگار شجاعـی که خیلـی عصبـانی شده بود سئوال کرد آخه این جهـان اسـلام شما چه گلی به سر جامعه بشریت زده است؟ آن میکـروفـونـی هم که توش حرف می زنیـد همین کافـران خدا نشناس درست کرده اند.

 احمدی بی نـژاد می گوید، اشتباه شما در همین جاست، جهـان اسـلام اگر بلـد نیست چیزی بسازد در عوض، معنـویـت دارد که شما فاقد آن هستند!  ثانیـأ مـا دنبال این چیـزهـای بی خود نیستیم، جهـان اسلام مـا باید به فکر روزه، تقـوا، دعـا، نمـاز و همـراه با سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام جوانان این مرز و بوم باشد و کاری به ساختـن و آباد کردن نداشتـه باشد، از این رو دریک اقدام شجاعانه، قرارداد اقتصادی بزرگی، با رفیق گرامی ام رئیس جمهور برزیل بسته ایم که در ازای میلیارد ها بشکه نفت به آنها، برایمان آفـتابـه بسازند، بخصوص برای رهبر، آنهـم به خـاطـر اشکال فنـی دستش، باید افتابه ای مخصوص، با لوله ای بزرگتر، ساخته شود ( صلوات).

 

گفتم، قهوه مان هم  سرد شد! طرف گفت، بابا ما که قهوه ای نگرفتیم!

 

چهارشنبه 26 مه - استکهلم

 

 

 

□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی

□□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید

 

© Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London