|
با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 kayhanonline-London |
برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید نظر خود را با ما در میان بگذارید نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را در کیهان لندن بخوانید کیهان لندن را مشترک شوید تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد |
| خرداد 1389 |
|
با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید
|
ه. لیله کوهی
باز هم ما عوضی ها...
1
روز دوشنبه به دعوت زنان کلن (حامیان ِ مادران عزادار) از ساعت 11صبح تا 4
بعدازظهر در مقابل پارلمان ایالتی استان نوردراین وستفالن در دوسلدورف جمع
شده بودیم.
از شما چه پنهان، آن روز زیاد عوضی بازی در
نیاوردیم چون جای خیلی شیک و پیکی چادر زده بودیم و اجازه عوضی بازی هم
نداشتیم. نمی دانم، شاید مادران عزادار "کلن" با آقای نبوی
توافق نامه ای به امضاء رسانده باشند. خدا
می داند، من نمی دانم !
ما اجازه نداشتیم عوضی بازی در بیاریم. ولی، باد زد
زیر قرارداد. هرچی چادر و چتر سفید با آرم کبوتر صلح و پلاکارد روی زمین
بود، برد به
هوا و از هوا کوبید به زمین. پلاکاردها تا کناره های رود راین در حال عوضی
بازی بودند. من هم مثل میمون می پریدم هوا که بگیرمشان ولی باد پلاکارد رو
بالاتر می برد و من هم به دنبالش تا کنار راین دویدم. خلاصه با عوضی بازی،
گرفتمش. پلاکارد «امیر جوادی فر» همشهری خودم و نوه معلم کلاس دوم دبستان
مان بود. امیر هم حتما به خاطر عوضی بازی در خیابانهای تهران به کهریزک
برده شد و از آنجا با ندا و سهراب وُ دیگران به قطعه ی 134 ساعت دوازده بود که چهار نماینده ما پس از یک ساعت مذاکره با تعدادی از نمایندگان پارلمان به جمعیت پیوستند. همگی سرا پا گوش شدیم. خانمی که گزارش می داد گفت: "فاتح شدیم، خود را به ثبت رساندیم!" و ادامه داد: حرف های ما را به دقت گوش دادند و گفتند در کوتاه ترین زمان ممکن، داریوش شکوف فیلم ساز و معترض ِ گم شده را پیدا خواهیم کرد! و جمهوری اسلامی شما را هم تحریم خواهیم کرد! ما هم خوش و سرحال چلوکباب خوردیم و رفتیم سر کار و زندگی مان.
2
و اما عوضی بازی در بروکسل. ما یه مشت بچه های خوب
و با ادب ناخن هامونوُ با ناخن گیر گرفتیم لباس های تر وُ تمیز پوشیدیم
صورت
ها رو سه تیغه کرده و عطر و ادوکلن هم زده بودیم. فقط کیوان کتونی پاش بود.
مجبور شدیم ازکفش فروشی" ژوپن" یک کفش چرمی شیک براش بخریم. خانم های همسفر
ما هم توی توالت پمپ بنزین ماتیک زدند و لاک مالیدند و کفش های پاشنه بلند
پوشیدند. خلاصه همگی شیک و پیک رفتیم کنار پارلمان اروپا اما چشمتون روز بد
نبینه،
بیشتر از تظاهر کننده، دوربین و خبرنگار
بود.
ار آقای نبوی خبری نبود. هر چقدر چشم گرداندم،
پیداش نکردم. باوجودی
که بهش قول داده بودیم دیگه عوضی بازی در نیاریم، ولی نیامد. گفت من با شما
بچه عوضی ها تا قیامت قهرم. عجب بد کینه ست این آقای نبوی. ماشاالله صد
رحمت به شترخان خودمان.
انتقام
مارو سه چهار نماینده پارلمان اروپا از منوچهر خان ِ متکی وزیر امور خارجه
محمود گرفتند. چنان با پلاکاردهای ندا آقا سلطان عوضی بازی در آوردند که
نگو. دَمشون گرم. پلیس های محافظ ِ جان منوچهر خان، سعی می کردن اون
چهار، پنج نماینده عوضی رو از سر راه کنار بزنن، ولی اونا با عکس های «ندا»
می رفتن تو شکم منوچهر خان. تازه یکی شون که خیلی بی تربیت تر از همه بود
با صدای بلند گفت چرا این قاتل رو به اینجا راه دادین؟ نماینده عوضی! هیچ
فکر نکرد آقای نبوی بهش بر می خوره.
تازه اونجا فهمیدم بچه های بلژیک از ما شیک و پیک
ترن. حتی به احترام آقای نبوی بلندگوشونو دادن یه آقای قد بلندی قورت بده.
گلوی آقای بلند گو قورت داده جای صدتا بلندگو کار می کرد. دوتا دستهاشو می
گرفت جلوی دهنش و می گفت عبا عبا خامنه ای خار... عبا عبا محمود خار...
تموم ِ میدون شده بود فریاد این آقای بلندگو
قورت داده و عبا عبا های او. از یه خانمی پرسیدم این عبا عبا خار ...یعنی
چی؟ گفت خامنه ای عباتو بکش سرت برو غزه پناهنده شو. گفتم دم تون گرم بابا،
اینو میگن شعار.
خامنه
ای تو روُ جون ِ مادرت برو دیگه! چند سال ما باس این شعار ِ عبا عبا خار...
بدیم؟
یه چیزی که اصلاً نمی خوام از قلم بندازم، عوضی ترین کاریه که یه آقایی
مبتکرش بود و از پایان همون تظاهرات شروع کرد ومی خواست در اعتراض به نقض
حقوق بشر در ایران با عوضی بازی و عبا عبا گویان پیاده تا تهران راه پیمایی
بکنه. کارش ایول داره، مرسی پسر جون. فقط باید خیلی مواظب باشی به آقای نبوی بر نخوره، وگرنه حکم برات صادر می کنه.
کاش این پدر مرحوم بنده به جای این همه نماز و روزه
یه تیکه زمین می خرید و مینداخت یه گوشه ای و این روزها می فروختیم به این
زمین خواران، از دست چه کنم چه کنم های کار روزانه خلاص می شدیم تا
با این جوان پیاده بریم تا تهران. باورکنید اینو از ته دلم می گم. اگه
درگیر این اداره مالیات و صدتا اداره دیگه نبودم با این جوان از همون جا
راه پیمایی اعتراضی رو شروع می کردم.
فکر بسیار خوب و بکریه. اگه بخشی از اپوزیسیون خارج
از کشور به حمایت مالی
اپوزیسیون
متمول خرج معترضین رو بکشه و ما هم مثل «تام هنکس»در فیلم "فارست
گامپ" با یک کتونی و یه کوله پشتی این راه پیمایی طولانی رو به طرف تهران
شروع می کنیم و دنیای مدرن و حقوق بشرخواه هم از طریق رسانه هاش با ما
همراهی می کنند. فکر
می کنم خامنه ای و شرکا به غزه پناهنده بشن، انوقت هم غزه ای ها امام
خوشونو دارن و هم ما از شرّ ِ سی و یکساله امام و نوچه هاش رها می شیم.
سوم ژوئن 2010
هشدرخان آلمان
www.aoja.blogspot.com
□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی □□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید
|
| © Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London |