|
با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد |
تأسیس در تهران سوم خرداد 1321 تأسیس در لندن اول ژوئن 1984 kayhanonline-London |
برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید نظر خود را با ما در میان بگذارید نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را در کیهان لندن بخوانید کیهان لندن را مشترک شوید تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد |
| اسفند 88 |
|
با پستچی و ستون پست کیهان لندن مکاتبه کنید بگویید و بشنوید بپرسید و پاسخ بگیرید
|
فرهاد پایار
«دستان سبز» بر سازهای کوبه ای
درباره تکنوازی محمدرضا مرتضوی در فیلارمونی برلین
![]() محمدرضا مرتضوی نخستین هنرمندی است که با تنبک و دف به مدت بیش از ۱۰۰ دقیقه تماشاچیان فیلارمونی برلین را به وجد آورد. نیمنگاهی به فعالیتهای هنرمندی که دستان "سبز" او را "سریعترین دستهای جهان" نامیدهاند:برلین تاکنون چنین اتفاق هنریای را تجربه نکرده است: یک هنرمند جوان ایرانی با تکنوازی دنبک و دف، سالن فیلارمونی شهر را قبضه کرده است. او بیش از ۱۰۰ دقیقه تماشاچیان ایرانی و غیرایرانی را با ضربههای استادانه بر پوست و بدنه سازهای کوبهای بهوجد آورده، طوری که بسیاری از آنها حاضر نیستند، در پایان برنامه سالن را ترک کنند و با کفزدن و کوبیدن پا بر زمین خواهان ادامه برنامه هستند. محمد رضا مرتضوی به صحنه بازمیگردد، مینوازد و صحنه راترک میکند، اما نزدیک به نیمی از تماشاچیان هنوز در سالن مانده و به کفزدن ادامه میدهد. مرتضوی دوباره بازمیگردد، مینوازد، میرود، با اصرار تماشاچیان بازمیگردد، مینوازد، میرود، بازمیگردد، مینوازد ...
"دستان جادویی" پیش و پس از اجرای کنسرت، نه خود محمد رضا مرتضوی، بلکه دستهای او در مرکز توجه بودند. سه روز پیش از اجرا، شبکه ۲ تلویزیون آلمان (ZDF) در برنامه ویژهای دستهای این هنرمند جوان را "سریعترین دستهای جهان" معرفی میکند. بر پوسترهایی که در بسیاری از نقاط شهر به چشم میخورند، "دستان سبز" جلوه میکند. پس از پایان برنامه یک تماشاچی آلمانی میگوید که «عنوان برنامه میبایست دستهای طلایی میبود». یکی دیگر از تماشاچیان میگوید که «مرتضوی یک جادوگر است و حداقل ۸ دست پنهانی، به او در نواختن کمک میکنند». عدهای هم این پرسش برایشان پیش آمده که چرا عنوان برنامه "دستان سبز" است؟ پنج سال پیش از آنکه "جنبش سبز" در ایران به راه بیافتد، بهروز غریب پور فیلم کوتاهی از محمدرضا مرتضوی ساخت با عنوان "دستان سبز". اکنون مرتضوی برای آخرین سیدی خود که به تازگی روانه بازار شده، همین عنوان را برگزیده و تور اروپایی سال ۲۰۱۰ خود را نیز "دستان سبز" نام نهاده است. او علت این تصمیم را چنین توضیح میدهد: «من هنرمندم و کار هنریام را انجام میدهم که البته در هنر هم میتوان به مرزهایی اشاره کرد که میشود از آنها عبور کرد. بخش دیگر قضیه "منی" است که تحت تاثیر شرایط حاکم بر ایران است. دوست دارم از این طریق حمایت خودم را به صحنه ببرم. اینطوری هم خودم آرام میگیرم و هم اینکه شاید بتوانم از طریق این کار بر روی فضای اجتماعی تاثیری بگذارم». مرتضوی نه تنها باعنوان کنسرت خود بلکه با مچبند سبز و نواختن آهنگهایی که در تظاهرات و گردهماییهای ماههای اخیر ایرانیان در داخل و خارج کشور به گوش میرسید ("یار دبستانی"، "سراومد زمستون") پشتیبانی خود را از جنبش اعتراضی ایرانیان به نمایش میگذارد.
تکنوازی در فیلارمونی علت اینکه یک نوازنده تنبک و دف میتواند در یکی از مهمترین سالنهای پایتخت آلمان به تنهایی کنسرت اجرا کند چیست؟ مرتضوی در پاسخ به این پرسش میگوید: «دو سال پیش من با ارکستر سمفونیک آلمان همکاری داشتم که تجربه جالبی بود برای من. وقتی که داشتم پیش از اجرا تمرین میکردم، پروفسوری که آنجا کار میکند و کارشناس ریتم است به طرفم آمد و با من در مورد کارم و تکنیکهای ابداعیام صحبت کرد. او که در دانشگاه تدریس میکند و شناخت خیلی خوبی روی سازهای شرقی دارد، به من پیشنهاد کرد که من اینجا برنامه بگذارم. او خودش کمک کرد که مدارک هنریام را ارائه کنم و تیم برگزارکننده برنامه من هم وارد عمل شد .»
دو شخصیت متمایز محمد رضا مرتضوی هنگامی که بر سازهای کوبهای مینوازد، به کوه آتشفشان میماند، اما هنگام گفتوگو مانند دریاچهای آرام به نظر میرسد که انسان جرات نمیکند، آرامش آن را برهم بزند. پیش از پاسخ به هر پرسشی، لبخندی بر لبانش نقش میبندد. سپس به فکر فرو میرود، گویی که درپی شکار واژههاست تا بتواند به طرزی "متواضعانه" بگوید که «۳۰ تکنیک جدید برای نواختن تنبک» ابداع کرده و بدین ترتیب توانسته است که از مرزهای موسیقی سنتی ایران بیرون برود. مرتضوی سپس به موسیقی سنتی و نوازندگان تنبک و دف میپردازد و از استادانی یاد میکند که پیش از او برای "پیشرفت سازهای کوبهای" تلاشهای پرارزشی کردهاند. او با وجود این که خود را ادامهدهنده راه گذشتگان میداند، اما مایل نیست که به «بایدها و نبایدهایی که دستوپا گیرند» تن دردهد. شاید او به همین دلیل توانسته است که تماشاچیان غیرایرانی را هم مجذوب کند و با خود به فضاهای ذهنی ناشناختهای ببرد که آنها را به وجد وامیدارد. از واکنش تماشاچیان در سالن کنسرت فیلارمونی میتوان به این نتیجه رسید که همه آنها با آنچه هنرمند نواخته است، رابطه حسی نزدیکی برقرار کردهاند. او خود در این باره میگوید: «من سعی میکنم، باز فکر کنم و تا جایی که میشود از خودم بیایم بیرون، و بُعدهای مختلف را ببینم و لمس کنم و به کارم منتقل نمایم. احساس میکنم که شنوندهها و بینندههایی هم که به دنبال راه فراری میگردند تا در یک بُعد نمانند و بُعدهای مختلف را ببینند و زندگی کنند، آنها هم عکسالعمل خوب نشان میدهند. ولی خب، شنونده و بینندههایی هم داشته و دارم که با یک پیشقضاوتی وارد سالن میشوند و تصور و انتظار خاصی از اجرای تنبک یا دف دارند، که مسلم است، این اتفاق نمیافتد و آنها هم نمیتوانند عبور ازمرزها را بپذیرند ».
زندگینامه مختصر محمد رضا مرتضوی در اسفند ۱۳۵۷ در خانوادهای هنرمند زاده شد. او از کودکی با تشویق پدر و مادرش به نواختن تنبک پرداخت و در سن ۶ سالگی نخستین کنسرت خود را اجرا کرد. در سن ۱۰ سالگی نخستین جایزه را کسب نمود و پس از آن به جوایز متعددی، از جمله جایزه روت (Ruth) فستیوال رودول اشتات آلمان که بزرگترین جشنواره "موسیقی جهان" در آلمان است دست یافت. مرتضوی در ۲۲ سالگی به آلمان آمد و توانست در مدت زمان کوتاهی در این کشور جایگاه ویژهای به عنوان نوازنده سازهای کوبهای کسب کند.
برگرفته از رادیو آلمان
|
© Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London