|
پروین اعتصامی
مهر رخشان را نشاید گفت که نورانی نبود
به مناسبت سالگرد 17 دی 1314
75 سال پیش رضاشاه با همسر و
دخترانش که حجاب نداشتند در مراسم جشن پایان تحصیل دختران
دانشسرای مقدماتی شرکت کرد و با اشاره به قانون کشف حجاب
گفت:
ما میله های زندان را شکستیم. حالا خود زندانی
ازادشده وظیفه دارد برای خودش به جای قفس، خانه قشنگی
بسازد.
زن در ایران، پیش از این گویی که
ایرانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت
کس جو زن، اندر سیاهی، قرنها منزل نکرد
در عدالتخانه انصاف، زن شاهد نداشت
دادخواهی های زن می ماند عمری بی جواب
بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
از برای زن، به میدان فراخ زندگی
نور دانش را ز چشم زن نهان می داشتند
زن کجا بافنده می شد بی نخ و دوک هنر
میوه های دکّه دانش فراوان بود، لیک
در قفس می آرمید و در قفس می داد جان
بهر زن، تقلید تیه* فتنه و چاه بلاست
آب و رنگ از علم می بایست شرط برتری
جلوه صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
ارزش پوشنده، کفش و جامه را ارزنده کرد
سادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گوهرند
از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است
زن عیب ها
را جامه پرهیز پوشانده ست و بس
زن سبکساری نبیند تا گران سنگ است و
پاک زن چو
گنجور است و عفت، گنج و حرص و آز، دزد
اهرمن بر سفره تقوی نمی شد میهمان
پا به راه راست باید داشت، کاندر راه
کج چشم و
دل را پرده می بایست، اما از عفاف
خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
شه نمی شد گر در این گمگشته کشتی
ناخدای
باید این انوار را پروین به چشم عقل دید |
پیشه اش جز
تیره روزی و پریشانی نبود
زن چه بود آن روزها، گر زان که زندانی
نبود کس چو
زن، در معبد سالوس، قربانی نبود
در دبستان فضیلت، زن دبستانی نبود
آشکارا بود این بیداد، پنهانی نبود
در نهاد جمله گرگی بود، چوپانی نبود
سرنوشت و قسمتی، جز تنگ میدانی نبود
این ندانستن ز پستی و گرانجانی نبود
خرمن وحاصل نبود آنجا که دهقانی نبود
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود
در گلستان، نام از این مرغ گلستانی
نبود زیرک
آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود
با زمرّد یاره و لعل بدخشانی نبود
عزت از شایستگی بود، از هوسرانی نبود
قدر و پستی با گرانی و به ارزانی نبود
گوهر تابنده، تنها گوهر کانی نبود
زیور و زر، پرده پوش عیب نادانی نبود
جامه عجب و هوی، بهتر ز عریانی نبود
پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود
وای اگر آگه از آیین نگهبانی نبود
زان که می دانست کان جای جای مهمانی
نبود توشه
ای و رهنمودی، جز پشیمانی نبود
چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
ساحلی پیدا از این دریای توفانی نبود
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود |
---------------------------------------------------------------------------
*تیه شهبانوی فرهیخته مصر باستان درتقریبا 1400 سال پیش از میلاد
|