کیهان آنلاین

آگهی می پذیرد

 

با بخش آگهی تماس بگیرید تا کیهان لندن امکان برقراری ارتباط با مخاطبان شما را در سراسر جهان فراهم آورد

تأسیس در تهران سوم خرداد 1321

تأسیس در لندن اول ژوئن 1984

Kayhanonline-London

با کیهان آنلاین همکاری کنید

برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید

نظر خود را با ما در میان بگذارید

نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را

 در کیهان لندن بخوانید

کیهان لندن را مشترک شوید

تا همراه هفتگی و همیشگی شما باشد

    آذر 89

با پستچی و ستون پست

 کیهان لندن مکاتبه کنید

بگویید و بشنوید

 بپرسید و پاسخ بگیرید

postchi@kayhanlondon.com


به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان

 آگاهی می آورد


Albion College


بازارچه اصفهان


گالریا رستوران


دکتر ابراهیم محجوبی


مدرسه ایرانی رستم


Utupia Modern Persian Bar Resturant




به بازار اطمینان نکنید

رقبا زیاد هستند

آگهی در کیهان آگاهی می آورد

 

حشمت امید

  

برف نو 

باز بنشســته به روی شاخســـــاران ، برف نو

باز می سازد نگاهـــــــم را غزل خــوان ، برف نو

 

شاخه های یخ به روی شیشه ها گل کـرده اند

در رف ِ بیـرون ارسی هست لغــزان ، برف نو

 

برف هـای کهـــــنه را باد بهـــــاری آب کــــرد

خوش بود گاهی به جـای باد و باران، برف نو

 

باد می رقصــــد چو کـولی ، در میان کوچـه ها

قد کشد در هر نظر  بر کوی و ایوان ، برف نو

 

آن بلـوط ِ دیر سال ، چون صخره  باشد استوار

لـــــرزه اندازد به جــــان نونهــــالان ، برف نو

 

عهــد ِ ما و برف و ذوق ِ برف بـــازی ها گذشت

شوق ِ مستی دارد اکنون با جــوانان ، برف نو

 

یاد ها از من گـریزاننــــــد مثـــل ِ ســــــــال ها

باز گرداند به من ، یاد ِ گـــــــریزان ، برف نو

 

خاطـرات کرسی و چای و نبــــات و قصــه را

می دواند در رگ خوابیـــده ی جان ، برف نو

 

من لبم را می گزم ازغصه چون خوشبخت اوست

می زند صد بوسه بر خـــــاک ِ نیاکان ، برف نو

 

می روم تا دور هــــــا ، تا کوچه ی پیشین ِ مان

بینم آنجا کـــرده جمعی را پریشــــان ، برف نو

 

دست و دل خـالی و چشم ِ مردمــان بر آسمان

هــدیه ی تلخیـــست بر بی خانمــانان ، برف نو

 

صبـر می ریزد  ز مـــوج خنــــــده ی سرد گدا

گریه ها دارد به روی قصر شاهان ، برف نو

 

تا بهـــار ِ دیگرم ، تقـــــویم گر ، دستم بگیر

می دهــد دل را نشان از نو بهاران ، برف نو

                 25 نوامبر 2010 مونیخ

 

چشم، غزل و کویر... 

شعری که چشم های تو در چشــم من نوشت

بنشست بر کویر دلــم ، تــخم عشق کشـــــت

 

با ران عشق، ســـنگ و گل ام را نمود ســـبز

گـردید دشـــت خاطرمن ، مزرع بهشـــــت

 

تا خوشـــه بســت گــندم امـید در  تمـــــــوز

دســـتان پر سخاوت تو ، کــار را بهشــــت

 

پر بار کـــــــرد واژه ی غم ، دفتـــــــر مرا

بگذشته ام ز معــنی ِ نسبی خوب و زشـــت

 

پی برده ام به قـدرت  ســــــــیال حــادثه

در بازگشت از سفر دورِ مات و کشـــت

 

حیرا ن شدم به شوخی آن پیر کــارد ان

کآخر چرا به پیکره ی عشق، غم ســرشت

 

حالا که مــانده ام سر سه راهی عجیـب

شـــاید بشـــارتی برسـد از در  کنشــــت

 

از کاســــه ی سر جــم ، کوزه گر کننـــــد

بر من مقدس است تماشای جنــس خشت

*****

اول خدا سـرشـت ترا ا ز گلِ بهـــشت

آ نگاه، شعر عاطفه را بر دلت نوشت

زینت نور

 گاهگاه تداعی یک قافیه زیبا، یک ترکیب تازه و دلنشین یا حتا یک تشبیه صمیمانه در یک شعر انگیزه ای برای سرودن شعر تازه ای می شود. یک زمان این  شعر تازه سروده شده به منظور اسـتقبال از شعر اصلی شکل   می یابد و زمانی هم فقط شباهت های این دو شعر، در ردیف و وزن و قافیه سبب می شوند تا همگونی ای در آنها بیابیم  . این غزل من از نظر ساختاربیرونی خود شبیه به غزل زیبای "پیوند"  سروده خانم زینت نور است اما از دیدگاه محتوا با آن تفاوت هایی دارد . غزل "پیوند"  از نگاه بیان شعری بسیار تازه و دلنشین است. به گمان من ، که بیشتر، خواننده خوبی هستم تا شاعر خوب، تصویرها، ترکیب ها و  بیان شاعرانه در شعر  زنان شاعر و بخصوص در شعر زنان شاعر فارسی زبان، زیباتر و لطیف تر است تا در شعر بیشتر مردان. امیدوارم، آقایان  در این گفته  صادقانه، با من هم نظر باشند. برای مصداق این ادعا، از شعر سه شاعر نامی معاصر نمونه ای پیشکش می کنم:

در خرداد یا جوزای سال 1338 هوشنگ ابتهاج "سایه " غزل زیبایی با  این مطلع سرود:

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی

فردا، مرا چو قصه فراموش  می کنی

جهار ماه بعد، در آبان یا میزان همان سال نادرپور فراموش ناشدنی به استقبال این غزل رفت و چنین سرود:

تا جرعه ای زخون دلم نوش می کنی

مستانه، عهد خویش فراموش می کنی

به دنبال این دو شاعر بزرگ، زن اندیشمند و کم نظیر ادب فارسی، فروغ فرخزاد، به جواب پرداخت:

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی

ســنگی و نا شنیده فراموش می کنی

حالا می بینیم  یک زن  چگونه  از واژه ها، معانی دیگری  خلق می کند. چگونه وقتی واژه ها پهلوی هم قرار می گیرند و قافیه بسته می شود، هر بیت یک غزل بیانگر معانی دیگری می شود.همان گونه که در بالا گفتم، بیان شعری بیشتر زنان، پر احساس تر از مردان است. در غزل "چشم ، شعر وکویر" هم متوجه  گذارمتفاوت اندیشه ها خواهید شد. من ادعای استقبال از غزل "پیوند" را ندارم، و این بسیار بجاست، اما می توانم آگاهانه و صادقانه بگویم  خانم زینت نور  در شعر و در نثر، در کنار دیگر زنان فرهیخته ما، جایگاهی یافته است که  امیدوارم همین سان پیش رود، کمتر سکوت کند و به غنای شعر فارسی بیافزاید.  با همین آرزوی دوستانه.  

27 جوزای 1387

 

□□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی

□□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید

© Kayhanlondon 2000-2010 U.K. London