Kayhan کیهانبرای همه  ایرانیان

کیهان رسانه اندیشه هایی است که اگرچه نیروی قدرتمندی را در جنبش کنونی ایران تشکیل می دهند، ولی صدایشان کمتر شنیده می شود. کیهان رسانه کسانی است که خود را نه تنها به حکومتها بلکه به اپوزیسیون نیز نمی فروشند...

کیهان لندن

تأسیس در تهران سوم خرداد 1321

تأسیس در لندن اول ژوئن 1984

Kayhanonline-London

با کیهان آنلاین همکاری کنید

برای کیهان خودتان عکس و خبر بفرستید

نظر خود را با ما در میان بگذارید

نه تنها خبر بلکه لابلای سطور را

 در کیهان لندن می خوانید

کیهان لندن را مشترک شوید


                              بهمن 1390

نظر شما برای ما مهم است

خوشحالیم که مخالفان نظری و حتا وجودی کیهان لندن پا به پای دوستداران و علاقمندان این روزنامه آن را می خوانند و نظرات خود را با آن در میان می گذارند.

کیهان لندن به درستی نخستین روزنامه حرفه ای و آزاد ایران است که سالهاست به محل بازتاب  نظرهای متفاوت سیاسی، از چپ تا راست، از جمهوری خواه تا مشروطه طلب، از «اصولگرا» تا «اصلاح طلب» و از زمامداران حکومت تا مخالفان سرسخت آنها تبدیل شده و تا کنون پایبندی خود را به آزادی بیان به مثابه یکی از اصول بنیادین حقوق بشر و دمکراسی به اثبات رسانده است. روزنامه حرفه ای در ایران کم منتشر نشده و نمی شود. ولی هیچ کدام یا هرگز آزاد نبوده اند تا بازتاب تنوع فکری و نظری موجود در جامعه باشند، یا ارگان های حکومتی و حزبی بوده اند. انتشار کیهان لندن با همه فراز و نشیب هایی که از سر گذراند، آغاز آزادنویسی از سوی یک روزنامه حرفه ای با کارکنان و روزنامه نگاران حرفه ای بود.

نظر خود را برای ما بفرستید، تا از طریق کیهان لندن، کیهان آنلاین، با نظر دیگران مبادله شود حتی اگر مانند نخستین «نظر»ی که به این صفحه رسید، آرزوی «مرگ» ما روزنامه نگاران و کارکنان «فاشیست» کیهان لندن را کرده باشید! بگویید، و صبور باشید و بشنوید. سکوت و شنیدن به اندازه گفتن، و گاه بیش از آن، مهم است.

نظرهای قبلی را می توانید در آرشیو بخوانید.
صفحه جدید
کافه کیهان
پاتوق آنلاین شما

سی ها!برای گپ های کوتاه و خودمانی
همان قدر برای گفتن، که برای شنیدن
قدم همه کسانی که حرفی برای گفتن
و گوشی برای شنیدن دارند روی چشم!

کلیک کنید، گپ بزنید...

فقط

کافه را به هم نریزید!

نظرهای پیشین بهمن ماه (1 تا 65)

بقیه نظرهای بهمن ماه (130 به بعد)

 

129

18 بهمن

نام: حق

موضوع: به مناسبت فاجعه شوم 22 بهمن سال 57

من مثل بسیاری از ایرانیان برون مرزی سرخورده از این 99% حضراتی که خود را الیت ایران جا زده اند و در هر جایی با یک لباس متفاوت ظاهر می شوند و حرفی متفاوت می زنند، نه حمایت معنوی و نه حمایت مالی خواهم کرد. از رسانه هایی هم که به اینها ارادت نشان می دهند یا از آنها ستون های رسانه ی خود را ساخته اند هم هیچ دیگر هیچ حمایتی نخواهم کرد به ویژه اگر در واکنش به انتقاد و یا حتا آگاهی رسانی نظردهنده ای در مورد آن ستونش، رگ غیرت آن رسانه بزند بیرون!  ستونی که در ظاهر در لباس روزنامه نگار کارشناس و بسیار وطن پرست به ملت ایران معرفی می شود تا به او اعتماد کنند، و در خفا آن کار دگر می کند و هر چه بی وطن و فرصت طلب اصلاحات چی و تجزیه طلب فدرالیست و تروریست و تروریست پرور است را زیر یک سقف هر از چندگاه در یکی از کشورهای غربی جمع می کند و اجازه هم نمی دهد چند روزنامه نگار مستقل در آنجا چشم و گوش و زبان ما مردم باشند و به ما خبر رسانی کنند! نمونه آخرش همایش اولاف پالمه بوده است. یک روز ژورنالیست و یک روز دلال این و آنند، و جایشان هم رسانه ها در همه جا گرم و نرم و عاری از گزند امثال من نگه داشته می شود. تا بگوییم که بالای چشم آقا ابروست، محافظان شان به زبان رسانه و رسانه ای شان، به ما می گویند که "خفه شو"! خودشان که خفقان گرفته اند هیچ، به ما هم می گویند که خفه شویم! امروز هم همان همایش های مشکوک و پشت پرده مثل آن همایش های سال های 56 و 57 پشت پرده که روح ما ملت از آنها خبر نداشت را هم باز برگزار می کنند و مثل پیش از انقلاب نمی خواهند ملت ایران بداند که چه خبر است! در ظاهر یک چیز و در باطن آن چیز دیگرند. دلیل پشتیبانی نکردن بسیاری از ایرانیان برون مرزی از رسانه ها، سرخوردگی از رفتار رسانه هاست که پشت آنها آن 99% الیت! خوابیده است. مگر مردم مریض اند که از احزاب و بنیادها و رسانه هایی پشتیبانی مالی کنند که بوق و کرنای کسانی هستند که ضد ایران و ملت ایران هستند، با آنها مماشات می کنند و این خائنان را موجه و محترم و اندیشمند به ما معرفی می کنند! می خواهم نباشند که همین ها بوده اند که 33 سال است خاک عالم را بر سر ملت ایران ریخته اند و دست بردار نیستند! در درجه اول این 99% الیت! اند که ننگ ما و تاریخ ما هستند که این رژیم کهریزکی را بر سر کار آوردند و مستقیم و غیرمستقیم این رژیم را تا حالا حفظ کرده اند و در عین حال بدنبال جایگزینی برایش در پشت درهای بسته هستند که اگر افتاد آن را از آب نمک برای ملت ایران بیرون بکشند! چرا باید از اینها حمایت مالی کرد وقتی 80 سال است که از پشت و رو به ملت ایران خنجر زده و می زنند، به ویژه در 33 سال اخیر! اینها از دم هر کدام شان یک ژنرال قره باغی هستند و من با او و امثال او هیچ میانه ای ندارم.

128

18 بهمن

نام: حق

موضوع: به مناسبت فاجعه شوم 22 بهمن سال 57

من منشأ تمام مسئله ای به نام مسئله ایران در 80 سال اخیر تاریخ ایران، فقدان یک قشر قوی الیت/سرآمدان از کنشگران سیاسی و رسانه هاست که دارای خصوصیات زیر باشند:- وطن پرست، با کفایت، عاری از تعصب های فرقه ای/ایدئولوژیک، پاسخگو، مسئولیت پذیر، شفاف با عزمی راسخ برای سازندگی کشور و همراه کردن ملت ایران در این خصوصیات و وظائف ملی میهنی. تنها در این صورت می شد منافع ملی ایران را حفظ کرد و برای ملت ایران همان امنیت و آزادی و رفاه را تامین کرد که چنین قشرهایی از الیت  برای ملل خود در جهان غرب تامین کردند. تا زمانی که ما با فقر و فقدان چنین قشری از الیت روبرو باشیم، آش همین و کاسه همین که نه بلکه با توجه به اوضاع بسیار خطرناکی که ایران با آن امروز روبروست باید منتظر فروپاشی ایران باشیم. آنچه من می بینم این است که الیت ایران، اصلا الیت نیست بلکه 99 درصدشان تحصیلکردگانی هستند که یا اصلا به اندازه یک سر سوزن مسئولیت هایی که امروز برای نجات ایران بر گردن شان است را نمی فهمند یا خود را به کوچه علی چپ می زنند و یا اسیر پست ترین خصوصیات بشری هستند. ملت ایران در 33 سال اخیر، هر آنچه که توانسته کرده است و در همه این دهه ها چشم امیدش به الیتی بوده است که نمی دانسته و نمی داند که ندارد. این ملت از یک سو علیه رژیم مبارزه کرده و اجازه نداده است که از او امتی مسلمان طالبانی و مطیع ساخته شود و از سوی دیگر منتظر ژنرال هایش/الیت اش بوده است که با یک برنامه سیاسی درست به میدان بیاید و مسئولیت های خود را انجام دهد. این ملت می داند که مردم لشکریان هستند و لشکر بدون سر، سرنوشت اش شکست است. در جایی خواندم و فکر کنم لُرد کورزون جاسوس انگلیسی در ایران پیش از ظهور رضا شاه بود که گفت، سربازان ایرانی بسیار تندرست و رشید و آماده خدمت هستند ولی سرانشان بی عُرضه اند. غم انگیز است که یک قرن بعد مسئله ایران خیلی بیشتر از آن است که این جاسوس گفت!

127

18 بهمن

نام: حق

موضوع: به مناسبت فاجعه شوم 22 بهمن سال 57
برای پی بردن به عمق مسئله که بس اسفناک تر از ارزیابی لُرد کورزون، جاسوس انگلیس در ایران یک قرن پیش بود کافیست به وضع اسفناک 99% الیت در 80 سال اخیر و به ویژه از "انقلاب شکوهمند" سال 57 به این طرف شان نگاه کنیم. این حضرات، همه چیز هستند بهد جز الیت! الیتی هستند که از عقب افتاده ترین عقب افتاده ها در ایران هم عقب افتاده ترند! اینرا شفاف از خرداد 88 به بعد خودش به نمایش گذاشت! نمونه آخرش هم برای من، سر باز زدن هایشان بود از حمایت از شکایت رضا پهلوی علیه خامنه ای به جرم جنایت علیه بشریت. خوب به همه نشان دادند که اعتقاد ندارند که خامنه ای 22 سال است در ایران جنایت علیه بشریت می کند. آیا برای اینها حتا بریدن سر علوم انسانی در ایران هم یکی از این جنایات به وسیله خامنه ای نبود! خاک عالم بر سر این الیتی که ما داریم که مایه ننگ و مایه نابودی ایران و ملتی به نام ایران دارد می شود. خاک عالم بر سر این الیتی که یا انقدر بد ذات است و یا انقدر نفهم است که اگر به این راهش ادامه دهد، در آینده نه چندان دور باید در کتاب های تاریخ درباره ایران سابق جهانیان بگویند و بنویسند. خوششان نمی آید که نظر من درباره شان چیست؟! به درک سیاه و به درک سیاه هر حمله ای که می خواهند بکنند! حملات شان را دیده ام؛ طفره رفتن و مغلطه و سفسطه گری است و نه پرداختن به اصل مطالب! ایران و ملت ایران دارد نابود می شود و مردک ها در این و آن رسانه و در این و آن همایش مشکوک شان همّ و غم شان "پادشاهی نه" است و «ما نیستیم، اگر قرار نباشد که ملت ایران بپذیرد که ایران "کثیرالمله" است و هر "ملت" اش پس از فروپاشی این رژیم حکومت فدرال خود را داشته باشد مثل عراق امروز» ! حاضرند ایران و ملت ایران نابود شود ولی ایران پادشاهی و یک کشور با یک ملت نباشد! خاک عالم بر سر همه اینها و همه رسانه هایی که خود را ایرانی غالب می کنند، و همه زاده های ایران که به اینها بال و پر می دهند و همایش پشت همایش های مشکوک پشت پرده در لندن و پاریس و استکهلم و واشنگتن برایشان تدارک می بینند.  و خاک بر سر همه زاده های ایرانی که غیرمستقیم به اینها بال و پر می دهند با این دروغ که دمکراسی و حقوق بشر و تکثرگرایی یعنی این! کمک مالی و پشتیبانی از این 99% خیانت به ایران و ملت ایران است.
126

18 بهمن

نام: امیر

موضوع: حاج آقا خمینی عقب مانده

به این ویدئو هم نگاه کنید. در سالگرد انقلابشان خوب است این روشنفکران یک کمی فکر کنند دنبال چه حاج آقای عقب مانده ای راه افتادند.

http://www.youtube.com/watch?v=f25DRCSaRM4

125

18 بهمن

نام: از ایران

موضوع: گنجی آدم رژیم است

من مطمئن هستم گنجی آدم رژیم است و برای مأموریت به خارج آمده. اصلا به اینکه زندانی بود و اعتصاب غذا کرد و از این حرفهای مفت نگاه نکنید. جمهوری اسلامی مثل همه رژیم های دیگر از این برنامه ریزی های بلند مدت کرده و اتفاقا از کسانی هم استفاده می کند که خیلی سیاسی- ایدئولوژیک باشند و از اینکه جانشان در خطر قرار بگیرد، نمی ترسند. اعتصاب غذا هم خطری برای گنجی نداشت برای اینکه همه عکسهاش نشان می دهد که نه در سلولی مثل همه زندانی های دیگر بوده و هم اینکه کسانی کنارش بودند که می توانستند از او عکسهای آنچنانی بگیرند و منتشر کنند. خیلی ها هم راحت گول خوردند. به نوشته هاش نگاه کنید. کاملا با برنامه است. ولی اینقدر طولانی مینویسه و حتا در نوشته هاش هم به همه امر و نهی میکنه که من که دیگه حوصله خوندنشون رو ندارم. این اواخر هم که متوجه شده فعالیت های شاهزاده زیاد شده، گیر داده به خاندان پهلوی. همه حرفهاش به سود و توجیه جمهوری اسلامیه. بالاخره یک روزی گندش در میاد و گنجی مثل جاسوسها و مأمورای کا گ ب و سیا و موساد وارد تاریخ ایران میشه. منظورم اینه که از ته وارد تاریخ کشورمون میشه!

124

17 بهمن

نام: امیر

موضوع: در سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی

به این لینک نگاه کنید مال سی و سه سال پیش است. یک زن معمولی چطور شعورش از روشنفکران و احزابی که به خمینی «لبیک» گفتند بیشتره. گریه میکنه و میگه ما شاه میخوایم برای اینکه عمامه بسرها مارو بدبخت می کنن! انقلابیون یعنی چپها و ملی ها و اسلامی ها در برابر طرفداران بختیار که شعار میدادن: ما همه سرباز توایم بختیار، گوش به فرمان توایم بختیار، شعار میدن: این است شعار ملی، خدا قرآن خمینی! حالا واقعا باید سی سال میگذشت تا معلوم بشه کی راست میگه؟!

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=5Z2lukdSMwk#!

123

17 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: رضاشاه نوکر انگلیسی ها!

خیلی از ما ها با این نو ع تبلیغات بزرگ شدیم و آن را تا مدتی جایگزین حقیقت کردیم . به ویژه اگر بزرگترهای ما توده ای یا جبهه ملی بوده اند .
امروز هم حزب توده و سازمان جوانان ان راه کارگر گاهی ادعای سخیف وابستگی رضاشاه به استعمار انگلیس را تکرار می کنند. درباره رضاشاه کارهای جدید منتشر شده اند . محمود غنی و جلال متینی در باره وی مفصل نوشته اند و در این اواخر خانم نادره افشاری  در اثری در مورد حجاب . اما میزان بی عدالتی که به رضا شاه در فاصله ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ شده است تنها با بی عدالتی که امروز به زنان ایرانی  می شود قابل مقایسه است. با ز هم باید ویکی پدیا را دعا کرد که تصویری واقعی از او می دهد . حتما می دانید وی در سال ۱۹۳۲ قرار داد نفت دارسی را لغو کرد ولی آیا می دانستید برای  ایجاد تعادل در سیاست خارجی به سوی المانها دست دراز کرد و کریدور پروازی انگلیس در ایران را لغو کرد و بجای ان در سال ۱۹۳۲ به لوفت هانزا  کریدور پروازی داد و ا یتا لیایی ها ر ا  برای ایجاد موازنه وارد نیروی دریایی ایران کرد و این قبل از ظهور فاشیسم و نازیسم بود. نزدیک به یک هزار کارشناس آلمانی را وارد ایران کرد و حالا دیگر هیتلر در قدرت بود.  آیا یک نوکر انگلیس این چنین می کند؟ آلمان از سال ۱۳۳۹ مبدل به شریک درجه اول تجاری ایران شد.
نازی ها تبلیغات مفصلی را درباره نزدیکی قوم ژرمن و قوم ایرانی آغاز کردند . ایران از معدود مکان های جهان بود که افسران آلمانی کنار  افسران انگلیسی در یک خیابان را ه  می رفتند نظیر سویس و سوئد . المانها ۷۵۰۰ نسخه کتاب به ایران هدیه کردند که این نزدیکی را اثبات کنند . اینجاست که من از شما خوا نندگان مقیم آلمان در خواست می کنم کاری تحقیقی - آرشیوی در این مورد انجام دهید . ای کاش کیهان محتوای مکاتبات المانها با رضا شاه را نشر می داد. این لینک ها را نگاه کنید:
http://en.wikipedia.org/wiki/Germany%E2%80%93Iran_relations
http://en.wikipedia.org/wiki/Rez%C4%81_Sh%C4%81h
http://nadereh-afshari.org/

122

17 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: عکس تجمع بدون مجوز بسیجی ها (واحد تظاهرات) در اعتراض به ادامه صادرات نفت ایران به اروپا در مقابل مجلس

همان گونه که در تصاویر لینک زیر به خوبی دیده می شود، مشتی اراذل و اوباش بیکار و ولگرد را جمع آوری کرده و به محل تجمع آورده اند (واحد ساندیس خوران حکومتی!) که تعداد آنها از چهل پنجاه نفر هم تجاوز نمی کند. اگر به پلاکاردهای در دست شان به دقت نگاه کنید، می بینید که خط نوشته ها همه با هم تطبیق می کنند و کاملا مشخص است که یک یا دونفر پیش تر آنها را نوشته و از قبل برای توزیع به دست اوباشان در ازای پرداخت مبلغی پول و یا چند تا کیک و ساندیس آماده کرده اند. و این خود نشان دهنده آن است که این گونه تجمعات اعتراضی تحت عنوان "دانشجویان" بسیجی نمی تواند "خودجوش" باشد.
در یکی از پلاکاردها می خوانیم: "رئیس مجلس ما، شجاعت شجاعت" غافل از اینکه "رئیس مجلس شان" همانند بقیه نمایندگان بزدل و ترسو شلوارهاشان را از بیم پیامد های تحریم خرید نفت ایران توسط اتحادیه اروپا آن چنان خیس کرده اند که دیگر فرصت شجاعت باقی نمی ماند. روی پلاکارد دیگری نوشته شده: "عربستان اگر میتوانست، نفت لیبی را جایگزین می کرد". عربستان هرگز نگفته و نیازی هم نیست که نفت لیبی را جایگزین کند. لیبی خودش به احتمال زیاد با افزایش سطح تولید نفت ممکن است حتا بخشی از کمبود نفت ایران را در آینده نزدیک جبران کند. دولت عربستان بارها اعلام داشته که  فقط جای خالی نفت ایران در بازارهای اروپا درصورت توقف صدور نفت ایران را پر خواهد کرد.
پس می بینیم که عده ای جیره خوار بی سواد و نابخرد اجیر در دست رژیم با اقداماتی مسخره آمیز و کودکانه (همانند برگزاری مراسم "امام مقوایی") به منظور خوش رقصی و پاچه خواری "رهبر معظم شان" خود را در انظار جهانیان خوار و ذلیل نشان داده و موجب بی حیثیتی هرچه بیشتر رژیم شان و کسرشأن ملت ایران می شوند.
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=44345
121

16 بهمن

نام: مریم بانو

موضوع: میزان، امید به رأی علی است!

با زنش مردی شبی شد در فراش                     دید کاندر خانه کس ز اغیار نیست

خواست کاویزد به او، زن منع کرد                   رسم زن اول به جز انکار نیست!

مرد گفت: این امتناع از بهر چیست                   کاین عمل در شرع ننگ و عار نیست!
 گفت
زن: چون بعد از آن غُسل است فرض         دلو بر چاه، آب در انبار  نیست!

داشتندی یک پسر نامش علی                          بُرد گمان مرد، کو بیدار نیست

گفت: صبح آرد علی یک مَشک آب                  آب آوردن بر او دشوار نیست!

بُد علی بیدار و یک یک می شنید                     دید باب از مام دست بر دار نیست!

سر بر آورد از لحاف خویش و گفت                کای پدر این وعده ات تیار نیست

گر به امید رای می باشی، مباش                    کار دیگر کُن، علی؟ او یار نیست!

120

16 بهمن

نام: حق

موضوع: از چه می ترسید؟! آمدن پادشاهی یا رفتن جمهوری اسلامی؟!

خانم فرح دوستدار محترم، در بخش "نظر" کیهان آنلاین نوشتار شما را با عنوان "روشنفکر کیست؟" را خواندم که نقدی است بر انتقادات از نظرات خانم بقراط. به عنوان نمونه ما را ارجاع داده اید به نقدهای گلمرداد مرادی و یدالله بلدی به نوشتار خانم بقراط "از چه می ترسید؟! آمدن پادشاهی یا رفتن جمهوری اسلامی؟!" اینها را هم خواندم. انتقادات زیادی به این دو "نقد" از خانم بقراط وارد است که اگر کارشناسی بخواهد نقدی جامع از آنها را بنویسد، مثنوی 70 من کاغذ خواهد شد و این از عهده امثال من خارج است چون این خود هنر و مهارتی است که به تجربه من حتا بسیاری از کسانی که خود را ژورنالیست و مفسر و تجزیه و تحلیل گر و روشنفکر و یا فعال سیاسی جا می زنند، فاقد این هنر و مهارت هستند! من به عنوان یک مصرف کننده و مشتری می توانم نظرم را بدهم.

نظر من این است که این نوشتار خانم بقراط از چنان پایه استواری برخوردارست و چنان متقاعد کننده است که حتا تواناترین مخالفانش هم قادر به نقد از آن نیستند که نیستند ولی خیلی عصبانی هستند. خانم بقراط، انگشت اش را روی آن نقطه خیلی حساس گذاشته است و از آن نقطه حساس، با هنرمندی شگفت آورش، عنوانی به غایت تحریک آمیز برای مخالفانش آفریده است. این عنوان به قدری رک و پوست کنده و چالشگر است و همه مقاله را در خودش دارد که موافق و مخالف و کنجکاو را مثل آهن ربا به خود جذب می کند!

یک مسئله ملی بزرگی را که جمهوری خواهان عمدا ایجاد کرده اند تا جلوی شکل گیری یک آپوزیسیون قوی در مقابل رژیم بگیرد را خانم بقراط فقط در چند واژه "از چه می ترسید؟! آمدن پادشاهی یا رفتن جمهوری اسلامی؟!" بر ملا کرده است. روشن است که وقتی مشت یک دروغگو، ریاکار، کلاهبردار، و شعبده باز، باز می شود، مشتریانش را از دست می دهد و دکانش تخته می شود. نقادان این نوشتار خانم بقراط، حق دارند که با دیدن فقط عنوان "از چه می ترسید؟! آمدن پادشاهی یا رفتن جمهوری اسلامی؟!" ترس که سهل است که شوکه شده و رو در روی خود کابوس شان را نه در خواب بلکه در بیداری جلوی چشمانشان می بینند! اینها 33 سال ملت ایران را بر سر پادشاهی یا جمهوری سر کار گذاشته اند و این را بهانه ای ساخته اند برای جلوگیری از هر ائتلافی بر سر اصول دمکراسی و منشور جهانی حقوق بشر! 33 سال است که به همین بهانه خاک در چشمان مردم پاشیده اند تا ملت را از اصل مطلب که همانا حفظ رژیم و "انقلاب شکوهمند"شان است را منحرف کنند. 33 سال است که از رژیم کهریزکی و چپ کمونیست و سوسیال دمکرات گرفته تا همه رقم آخوند و تجزیه طلب فدرالیست تا جبهه ملی و "ایران لیبرال" مهشید امیرشاهی اش، با تمام تفاوت های راستین و دروغین شان روی یک اصل اتفاق نظر داشته اند و برایش در یک جبهه متحد قرار گرفته و در راهش کوشیده اند، اصل "پادشاهی هرگز تحت هیچ شرائطی نباید به ایران برگردد و هرگز نباید به عنوان یک گزینه به ملت ایران واگذار شود".

این اصل مقدس شان همه این ناهمگنان را در یک خانواده نگه داشته است و حفظ این اصل مقدس در آنها انقدر قوی است که حاضر بوده اند که رژیم با اعتماد به نفس کامل ایران را بر باد دهد و ملتی را به خاک و خون بکشد و حتا به دختران و پسران ما در کهریزک ها و خانه ها و باغ های مردم تجاوز جنسی کنند ولی پادشاهی برنگردد! اینها حاضرند که نام جمهوری به وسیله همین رژیم به یدک کشیده شود و ایران تکه و پاره شود ولی پادشاهی به ایران برنگردد! در میان اینها پیدا کنید آن وطن پرستان را که ایران و ایرانی برایشان از همه چیز و همه کس بالاتر باشد، اگر می توانید! جمهوری حتا واژه اش برای همه اینها از همه چیز و همه کس بالاترست و خانم بقراط با انگشت گذاشتن روی این نقطه حساس شان، آن چنان عصبیت و وحشت این جماعت را برانگیخته است که با نوشتارهای بی کیفیت شان، فقط خودشان را برهنه و بی اعتبار کرده اند و اگر آبرو و اعتباری هم داشتند با دست خود به این بانوی گرامی اعطاء کردند. تشت رسوایی همه این جمهوری خواهان برای من یکی بیش از هر زمان دیگری از بام افتاد و این را مدیون از چه می ترسید؟! از آمدن پادشاهی یا رفتن جمهوری اسلامی؟! خانم بقراط و واکنش های ابلهانه و کودکانه به ویژه نوشتار "نقدی" ملت ساز تجزیه طلب گلمراد مرادی که تاریخ معاصر ایران را به کل جعل و تحریف کرده است تا مثلا نقدی از این نوشتار خانم بقراط کرده باشد! پاینده ایران و ملت ایران.

119

16 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: اشتراک کیهان لندن و تلاش برای زنده نگاه داشتن آن

دوستان گرامی؛ در رابطه با توضیحات شما زیر نظر شماره 115 مبنی بر اشتراک کیهان لندن و توصیه اشتراک آن به دوستان و آشنایان، لازم به تذکراست که من به نوبه خود از سال ها پیش دست به چنین کاری زده بودم اما از آن جایی که در یک شهر بسیار کوچک زندگی می کنم که فاقد روزنامه و مجله فروشی بزرگ است و فقط چند کیوسک وجود دارند که آن هم چندین روزنامه و مجله داخلی می فروشند، در صدد برآمدم که اشتراک و ارسال نسخه چاپی کیهان لندن را از طریق پست دریافت کنم که متاسفانه دفعات متعدد به دستم نرسید - یا در راه گم می شد یا کسی از صندوق پستی در می آورد و یا نامه رسان پست به دلیلی آن را نمی رساند. به همین جهت مدتی بعد اشتراک روزنامه را لغو کردم ولی به دوستان و آشنایان خود در هر فرصتی اشتراک و خواندن کیهان لندن را توصیه کردم و می کنم. نمی دانم آیا امکان دریافت آن از طریق پست سفارشی که به دست خود گیرنده تحویل داده شود هست یا خیر؟
درمورد تلاش برای زنده نگاه داشتن کیهان لندن و بازگرداندن این نشریه تاریخی و کهن به خانه اصلی و پدری اش، ما ایرانیان برون مرزی باید آنچه را که در توان و حد امکانات خود داریم، صرف بازگرداندن نه فقط کیهان بلکه کلیه ایرانیان مقیم خارج از کشور به وطن و زادگاه پدری مان کرده و از هیچ کوششی دراین زمینه دریغ نکنیم.
یکی از امکاناتی که من برای خود دیده و می بینم جلب انظارعمومی کشورهای محل اقامت به وضعیت نابسامان اجتماعی و وخیم کشورمان با استفاده از شبکه های اجتماعی و اینترنت و چاپ مقالات و نوشتارهای پی در پی در رسانه های این کشورهاست. من شخصا به دفعات مکرر آگاهی هایی از این قبیل از طریق رسانه های مختلف آلمانی زبان به دید و گوش شهروندان این کشور رسانده ام که البته تعدادی از آنها هم منتشر و به چاپ رسید و برخی از آنها هم مسکوت ماند.
امیدوارم که در صورت ادامه چنین اقدامات مشابهی از سوی همه هم میهنان در سراسر جهان در نهایت به نتیجه مثبت دست یابیم و همه و همه باهم روزی کیهان لندن را هم با خود به تهران و سایر شهرهای ایران منتقل و در جای دیرینه اش مستقر ساخته و آن کیهان کذایی شریعتمداری را به گورستان تاریخ بسپاریم. حمد خدا، عزم ما!

118

16 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: نظر 116 و اجماع رسانه ای

سرباز سایبری لابد دعوت مرا برای نظر دادن پذیرفته و  تحت نظر ۱۱۶ دلواپس عاقبت رژیم است .
بله چنین اجماعی سابقه تاریخی دارد و علیه آلمان نازی انجام شد . البته آن زمان هم دیر ایجاد شد . مکانیسم ها بسیار شبیه هستند . هیتلر هم با یک لابی گری بسیار نبوغ آمیز پنج سال برای تجهیز خود وقت خرید.
آن زمان هم نازی ها سعی داشتند توجه مردم را به خطر یهود منحرف کنند و موفق هم شدند . در فرانسه جنبش بسیار خشنی علیه یهود ایجاد شد . خمینیسم که کپی دردناکی از نازیسم است همان مکانیسم ها را فعال کرده است. از من بپرسید چرا دنیا ان اندازه که باید متوجه خطر شماها  نیست . یک دلیل اش این است که هیتلر بمب های خود را سوار طیاره هایی می کرد با آرم آلمان نازی و سر مردم می انداخت . خمینیسم بمب های خود را می دهد دست عوامل یک بار مصرف در نیجریه و نیویورک و هند و آرژانتین و بسلان منفجر می کنند . یادتان هست دو ماه قبل از عملیات بسلان در سال ۲۰۰۴ آقای حسین شریعتمداری در بوشهر برای روسها خط نشان کشید سر ماجرای تاخیر در پروژه اتمی. دو ماه بعد روسها را تنبیه کردید به قول خودتان . همان طور که آرژانتین را دو بار تنبیه کردید . شمیل بسایوف را هم که عامل مقاطعه  ترور بود اما نمی دانست ان اندازه خون بیگناه در یک مدرسه باید ریخته شود دو سال بعد کشتید . صادق هدایت در بوف کور می نویسد در جهنم مارهایی هست که از خوف ان انسان به اژدها پناه می برد. برای مقا بله با خمینسیم باید با تمام نیروهای جهان همراه شد. تعداد مردم  مسلمانی که خمینی و حافظ اسد و پسرش و نوری مالکی کشته اند صدها برابر عدد کشته شدگان بمباران ها ی اسرائیل است. و اسرائیل هرگز ان سرکوب مدنی را از عربها نمی کند که حماس و حزب الله می کنند . در حالی که من وقت خود را با پاسخ دادن به شما تلف می کنم نفرات سپاه قدس و حماس و حزب الله در کوچه های سوریه به شکار جوانان مشغول هستند.

کیهان آنلاین: ما مدتها پیش توضیح دادیم که جهنم و مار و اژدها ربطی به صادق هدایت و بوف کور ندارد. شما را به هر که و هر چه دوست دارید این واژه های زشت جمهوری اسلامی مانند «اجماع» و «تعامل» را به کار نبرید. توافق، تفاهم، همگرایی، همرأیی و... چه بدی دارد؟

 117

16 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: برای کیهان تعیین تکلیف نکنیم یا بکنیم؟ نظر 115

علت آنکه من این درخواست ها از کیهان میکنم این است که بقیه رسانه ها به خطوط مطلق گرا وابسته هستند. رژیم از زمان خاتمی لابی رسانه ای چند زبانه ای را با بودجه کلان در برونمرزها راه انداخت . مسعود بهنود را که هیچ سرمایه و منبع درآمدی ندارد جز آنچه از رژیم می گیرد در لندن مستقر کرد و صدها تله بلندگو دیگر حتا بی بی سی و سی ان ان را با قراردادهای چرب و نرم مدیریت می کنند . کمونیست ها هم رسانه آزاد را  کفر ایدئولوژیک می دانند و وظیفه رسانه را نه اطلاع رسانی بلکه دیکته خط پرولتاریا می دانند . مجاهدین خلق هم که ابزارهای فکری شفافی ندارند . من فکر می کنم کشف بزرگی کرده ام . کشف من این است که حتا امروز که کمونیسم و اردوگاهی وجود ندارد و کیانوری در کار نیست، مارکسیسم قطب نمایی است که در دست ایرانیان خود به خود بخشی از نیروهای برونمرزی را می برد تبدیل به سیاه لشکر خمینسیم می کند . کشف دوم من این است که همان طور که شاخه هایی نظر شیعه و حتا بهاییت در صدد احیای اسلام برآمدند و اضمحلال آن را و اینکه تاریک مصرف ان تمام شده است را بر نمی تابند در مارکسیسم هم این تمایل است و راه کارگر را که بخوانید می بینید جی پی اس آنان آدرس سیاست خارجی رژیم را مو به مو می دهد. قبل از من و قبل از آنکه معما حل شود پهلوی دوم درباره اتحاد نیروهای مخرب سرخ و ارتجاع سیاه سخن گفت .حالا من د ر خودم این توان علمی را سراغ ندارم که این بصیرت نفس گیر را بروم سیستماتیک تئوریزه کنم و جایزه نوبل در یک رشته ای بگیرم و مطلب را اینجا با سخاوت پست می کنم.

116

16 بهمن

نام: ر.ق. فراز

موضوع:

 حالا چرا این همه رسانه صوتی و تصویری و نیز جراید برای ایران هماهنگ شده اند؟ آیا برای کشورهای دیگر همین طور رفتار می شود؟! جز این است که ایران مشروعییت اسراییل را قبول ندارد؟ و سر تسلیم به خواسته های نابجای غرب و امریکا فرود نمی آورد؟ دنیا عوض شده و مردم ایران 33 سال با ترفند های آبکی و نخ نمای بیگانگان  بیگانه نیست. امروز سیاست صیهونیستی مثل یک خوره به جان مردم اروپا  وامریکا افتاده دیر یا زود بنیان های اجتماعی و اقتصادی آنان را به چالش  می کشد و کم کم این روشنگری به تمام مردم تعمیم داده می شود. این سیاست لیبرال صیهونیستی پیمانه اش پر شده این همه رسانه علیه ایران به تنهایی موجب بیداری جهانیان می شود و نتیجه عکس خواهد شد. مگر در دوران قاجار  داریم زندگی می کنیم که مردم فریب این رسانه ها را بخورند! امروز صهیونیست که دارد شعار این رامی دهد که همه مردم دنیا عمله و نوکر صیهونیست باید بشوند خشم تمام مردم دنیا را بر انگیخته است و این موج نارضایتی در امریکا و غرب ناشی از همین دکترین اسراییل است .ایرانی باشید ولی خائن نباشید و همسو با آنها .این نسخه های قدیمی را پاره کنید و خودتان را جمع!

کیهان آنلاین: ما نظر شما را راست و ریس کردیم و منتشر کردیم. یکی دو فعل افتاده بود و... ولی شما به این نکته فکر کنید که چرا می خواهید افراد یا رسانه هایی که مانند شما فکر نمی کنند خودشان را «جمع» کنند؟! درست همان طور که در قلمرو جمهوری اسلامی آنها را «جمع» کرده و می کنند. موج نارضایتی در آمریکا و غرب به خاطر توقعات به حق این جوامع در توزیع امکانات و ثروت است آن هم در حالی که خط فقر در این جوامع در مقایسه با ایرانی که جمهوری اسلامی آن را به فلاکت کشانده و هم چنین در کشورهای مشابه خاورمیانه و مسلمان، برابر با زندگی متوسط آنجاست! اعتراض در این جوامع برای به دست آوردن سهم بیشتری از رفاه این دنیا  است و نه آن سیاستی که شما و جمهوری اسلامی و یا چپ ها و راست های افراطی تصور می کنند. برای آزادی بیشتر است و نه برای اینکه هر آنچه هم دارند توسط افراطی های مذهبی و غیرمذهبی ربوده شود. امیدواریم شما اجازه دهید ما برای رفاه بیشتر و آزادی بیشتر بنویسیم و بگوییم و شما هم تلاش کنید هر آنچه از این آزادی و رفاه باقیست از بقیه سلب کنید!

115

15 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: تعیین تکلیف به کیهان آنلاین

من نمی فهمم چرا برخی دوستان مدام اصرار دارند که کیهان این کار را باید بکند یا مسئولیت آن کار را باید بر عهده بگیرد و اگر نکند فلان می شود یا فلان نمی شود؟!

به تصور من کیهان آنلاین لندن این بخش نظرات را در اختیار ما قرار داده است که عقاید و نظرات خود را در مورد مسائل و موارد مختلف امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و غیره مربوط به ایران و سایر کشورهای جهان در رابطه با ایران مطرح و با یکدیگر به تبادل نظر بگذاریم -  و نه اینکه به این و آن بد و بیراه گفته و برای کارکنان و گردانندگان سایت تعیین تکلیف کنیم که چه کاری را "باید" انجام دهند تا باب میل و مطابق سلیقه شخصی مان باشد.
نه ما خوانندگان به کیهان چیزی بدهکاریم و نه کیهان به ما. بنابراین ادعای طلب و مطالبه هم نباید از یکدیگر داشته باشیم. گاهی اوقات شنیده، یا بهتر بگویم، خوانده می شود که افرادی حتا گلایه دارند که چرا نوشته ها یا مقالات آنها منتشر نمی شود و به همین جهت یا با کیهان قهر می کنند یا دست به انتقادهای گزنده می زنند. البته باید اذعان کنم که من خودم هم در بدو مشارکت در این بخش نظرات، یکی دوبار انتقاد و گلایه سر داده بودم بی آنکه برای هیات تحریریه سایت و بخش نظرات تعیین تکلیف نمایم.
در این میان اما پذیرفتم که صاحب خانه کیهان است و نه من! و مانند همه صاحب خانه ها از حق مسلم برخوردار است که مرا به "خانه و کاشانه" خود راه بدهد یا نه. در این حالت کیهان خود تصمیم گیرنده انتشار مطالب یا مقالات و یا نظرات خوانندگان اش می باشد.
فکر کنم که کیهانیان زحمتکش اصولا با توصیه ها و پیشنهادات سازنده خوانندگان مبنی بر ارتقاء کیفیت خبررسانی یا گزارشات رسانه ای مخالفتی نداشته مگر آن که حالت تعیین تکلیف و "باید" به خود گیرد. این طور نیست، دوستان؟

کیهان آنلاین: اینجا خانه شما نیز هست و ما از پیشنهادات خوانندگان اگر واقعی و عملی باشند و در چهارچوب کار روزنامه نگاری ما بگنجند استقبال می کنیم. حقوق بشر به زبان ساده را به پیشنهاد یکی از خوانندگان تهیه کردیم. ارسال خبرنامه بر اساس پیشنهاد خوانندگان به ویژه از ایران شکل گرفته است. ماجرای مهاجرت آریا مربوط به یکی از خوانندگان کیهان است. بخش «نظر» و مقالات را که در آغاز مطالب نویسندگان حرفه ای را منتشر می کرد، عمدتا به مطالب خوانندگان اختصاص دادیم و فقط در مواردی استثنایی مقالات دیگری در آن بخش منتشر می شود. پستچی در اختیار خوانندگان است. اینجا در اختیار شماست! ما تلاش کردیم از جنبه آزاد و دمکراتیک اینترنت تا جایی که می توانیم در کیهان آنلاین به سود شما استفاده کنیم.  ما خوشحالیم از اینکه توقع خوانندگان از ما تا این اندازه بالاست. ولی برخی از این توقعات یا اساسا با وظیفه رسانه ای ما همخوانی ندارد و یا از امکانات بسیار اندک ما خارج است. اگر روزی تاریخچه کیهان شما، کیهان لندن و سایت اش، به نگارش در آید، آن وقت همه خواهند دید در مقایسه با این همه امکاناتی که از گوشه و کنار در اختیار رسانه های مختلف قرار گرفته است، این کیهان چگونه با کمترین امکانات، یک رسانه حرفه ای آزاد و مستقل باقی ماند تا نام و کیفیت مشهورترین روزنامه تاریخ معاصر ایران را زنده نگاه دارد. کمترین کاری که شما خوانندگان عزیز می توانید بکنید این است که کیهان لندن را مشترک شوید، اشتراک آن را به دوستان و آشنایان خود هدیه و توصیه کنید. آن را برای پناهندگانی که امکان خرید آن را ندارند، مشترک شوید و... به آن برای کار و شغل خود آگهی بدهید یا دیگران را به دادن آگهی به کیهان تشویق کنید و... 

سرِ درد دل ما را باز کردید تا ما هم از خوانندگان بپرسیم شما برای این امکان، این فعالیت سیاسی و فرهنگی، این وظیفه تاریخی که کیهان زنده بماند تا به خانه اش باز گردانده شود، چه می کنید؟!

114

15 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: احیای چپ

 به نظر من کیهان باید فضایی برای تحلیل چپ فراهم کند و این در آزادی ایران نقش خواهد داشت. در واقع من دارم پیشنهاد می کنم این دو جمله شاه را که می گفت اتحاد ارتجاع سیاه و نیروهای مخرب سرخ را باز کنید .

من فکر نمی کنم این تحلیل تا امروز انجام گرفته باشد . ما در این مورد هم سطحی بوده ایم و کیش شخصیت را پیش کشدیده ایم یعنی فکر می کنیم کیانوری یا فلان کنشگر آدم های خبیثی بوده اند وگرنه مارکسیسم خودش پتانسیل های انسانی برای ایران دارد که باید استخراج شود اما هنوز ما آدم با هوش برای این کار را پیدا نکرده ایم و برای همین افرادی نظیر منصور حکمت مرحوم آمدند و سازمان کمونیستی جدیدی درست کردند و یا محمد رضا شالگونی در راه کارگر . در حالی که اگر درست نگاه کنید اینها امروز همانجایی ایستاده اند که چپ متمایل به خمینسیم در سال ۱۳۵۸ ایستاده بود . قبول ندارید؛ مواضع آنان را از ماجرای اتمی تا تروریسم رژیم و سوریه نگاه کنید .
این ویدئو شاهدی است بر اتلاف نیروی ایرانی ها در احیای چپ:
http://www.iranianoralhistory.de/allg/70yearsTudehPartyofIran-11.html

113

13 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: کیهان ما را تمرین دمکراسی ندهد

هر قدر هم کیهان در تزریق فرهنگ دمکراسی به ایرانیان موفق باشد این سبب آزادی ایران نمی شود . شاید اگر این کار را در سال های 1332 تا 1352 می کردید نتیجه اش آزاد ماندن ایران بود اما امروز به آزاد شدن ایران منجر نمی شود.
حالت امروز ایران بسیار شبیه به آلمان سال 1941 است . آیا با درس دمکراسی دادن به آلمانی های در تبعید می شد مانع اتفاقات بعدی شد؟

یادم هست د رایران چپ ها شوروی را مدلی برای تقلید می دانستند و یا چین را و هر وقت نمایشگاه بین المللی بود می رفتند غرفه های این دو کشور  زیارت. اما به نظر من  ما باید بیش از هر ملت دیگری در جهان به تحلیل عمیق آلمان می پرداختیم نه  برای تقلید بلکه برای عبرت.

دنباله دارد.

112

13 بهمن

نام: منصور

موضوع: رسانه ها

 با عرض سلام وادب، اکثر ما شنوندگان و بینندگان خوبی نیستیم به این معنا که نمی توانیم پیام یک تصویر عینی را بشنویم و تصویر درستی از آنچه می شنویم، به چشم ببینیم. به عبارتی توانایی به گوش دیدن وبه چشم شنیدن.
رسانه های ما که باید چشم و گوش ما باشند نیز از این ضایعه به دور نبوده اند. آنها می بایست به عنوان رسولان زمان خویش عمل نموده  و با چشم و گوش تیز، همه نداها و صداهایی که باید به گوش همگان رسد را منعکس نمایند. یک رسانه مردمی چیزی بیش از یک خبرنگار و بیش از یک آگهی گیرنده است. متاسفانه رسانه های ما (مردم مخالف ناجمهوری ایران)  به صورت انفعالی از روند حوادث عقب هستند و یا حداکثر مکانی برای بحث و جدل بی پایان و بی و نتیجه  و گاهی  تصویر آنها در برابر چشم انظار به نمایش گپ و گفت های قهوه خانه ای و  کم ارزش بدل می گردد. بحثی آغاز می گردد و از چند نفر دعوت می شود بدون داشتن هیچ تزی و بعد بدون نتیجه رها می گردد.
مخالف بودن یک چیز است ولی مخالف و مبارز بودن است که راهگشاست. مبارزه گری به معنای از خود و  جان و مال خود مایه گذاشتن، منویات و هوس های شخصی  را برای منافع جمعی به کناری گذاشتن است. نمی توان در برابر دوربین نشست و درحالی که مرتب حواسمان به فوکول کراوات مان یا ... در مانیتور است سخن بگوییم و انتظار تاثیر در مردم را هم داشته باشیم. نمی شود حیاتی ترین مساله ملی و میهنی را به میان بکشیم و در حالی که ممکن است بحث به نتیجه ای محرک در بیننده برسد به بازارچه تبلیغات  قابلمه و دستمال بپیچیم. رسانه یا مبارز است یا نیست اگر هست باید به تمام معنا باشد حتا اگر در اثر ضعف مالی تعطیل شود بهتر است تا بهانه ای برای استهزاء حقایق به وسیله حکومت گردد. به شبکه ای که مخالفین حکومت سوریه به راه انداخته اند با نام (orient) اشاره می کنم . درس های بسیاری می توانیم  از آنها بیاموزیم.
نتیجه این روند، به حداقل رسیدن تاثیر عامل رسانه بر مخاطب بوده است. در ابتدای شروع پخش رسانه ها به سوی ایران پتانسیل بسیار قدرتمندی وجود داشت که می توانست در داخل کشور موجب حرکت هایی گردد که در ادامه روند در اثر عدم مبارزه گری واقعی و صرفا مخالفت و نقادی یا به عبارتی نق نق کردن این پتانسیل قوی ، تحلیل رفت تا جایی که اکنون با محاسبه سود و زیان می توانیم نتیجه بگیریم که نبودن این رسانه ها به مراتب مفیدتر از بودن شان است. یکی از عوامل بی حرکتی و انجماد مردم در داخل ایران همین یکنواختی صدای این رادیو و تلویزیون هاست. مردم ناخواسته رسالت خویش را معطل گذاشته چون از گوشه چشم خود می بینند کسانی در تلویزیون ها  به اصطلاح از این حرفها زیاد می زنند و هیچ فایده ای ندارد. زمانی که مردم باید حقایق را در صحنه عمل فریاد  کنند و بر مبنای آن حرکتی صورت دهند ناخودآگاه تصور می کنند کسان دیگری هستند که این حرفها را می گویند. از این روست که عرض می کنم که اگر از همین امروز همه این رسانه ها صحنه را خلوت کنند، به سود مردم است چون با ساکت شدن اینها ممکن است مردم به خود بیایند و چاره ای برای مصیبت های خود  بجویند. (بودن یا نبودن) کسی که خود در خواب است چگونه می تواند به خواب رفته دیگری را بیدار کند

کیهان آنلاین: حالا اگر هر کسی همین ادعای آخری شما را درباره دیگری، از جمله خود شما، تکرار کرد، آن وقت از کجا باید فهمید کی خواب است و کی بیدار؟!  بهترین کار این است که کسی خود را بیدار و دیگری را خواب نپندارد. آن وقت همه مجبور می شوند همدیگر را ببینند و با قبول وجود همدیگر، اگر می توانند، دست به کاری بزنند. وگرنه حرف های قشنگ را می توان تا هزار سال دیگر هم تکرار کرد.

111

13 بهمن

نام: منصور

موضوع: رهبری مبارزات مردمی

با عرض سلام، ادب و احترام، بسیار شنیده ایم که مردم ایران همواره به دنبال یک پدر، اصطلاحاً رستم  و یا قیم هستند... بسیار خوب، این یک خاصیت است که چه مورد پسند ما باشد چه نباشد به هر صورت در روان مردم ما وجود دارد. ممکن است عده ای از ما به دلیل تجربیات تلخی که از فردمحوری داریم از این خاصیت مردم خوشمان نیاید چنان که افتادن سیب از درخت و برخوردش با سر نیوتن حتما خوشایند او نبوده و او نیز اگر می خواست تنها به احساسات و تجربه دردآور خود توجه کرده و مبنای عمل اش قرار دهد هرگز به کشف نیروی جاذبه نائل نمی آمد. در برخورد علمی با پدیده ها باید علت ها و  پاسخ مسائل را جستجو کرد و مسئله خوب یا بد بودن مطرح نیست. اگر مردم در نهان خود منتظر یک قهرمان هستند که البته چیز تازه و بی سابقه ای در میان بشریت خصوصا فرهنگ و تاریخ ما نیست، بسیار خوب، کار ما باید یافتن پاسخی بر این نیاز باشد. اگر قرار است مردم ما روزی بیاموزند که خود باید قائم به ذات شوند و به دنبال قهرمان نباشند و خودشان قهرمانی کنند، نیل به این منظور خود مستلزم ایجاد انگیزش در آنها توسط یک  نیروی راهبری و راهنمایی کننده خواهد بود که مورد اقبال عموم قرار گرفته باشد.
موضوع دیگر بحث بر سر اینکه یک رهبر باید باشد یا یک شورای رهبری هم ما را به جایی نمی رساند چون یک شورای رهبری هم باید به گرداگرد یک نفر که روح رهبری دارد شکل بگیرد. در غیر این صورت این همه فرد و گروه پراکنده وجود دارد و شعار همه آنها هم اتحاد است اما دریغ از یک اتحاد واقعی حتا دو نفره.
ممکن است رهبر یک باره در نظر مردم زبانزد شود و خاصیت رهبری او و پذیرش و پیروی از سوی مردم اصطلاحاً یک شبه عملی گردد  اما رهبر یک شبه بوجود نمی آید. او در طی زمان عمر خود باید حرکت را ابتدا از درون خود آغاز کرده باشد. و اصولا تا حرکت از  درون بُن مایه نگرفته باشد نمی تواند در جهان برونی نیز تبلور یابد.
از نظر روانشانسی جمعی که نگاه کنیم هر جمعیتی ولو اندک  که با هم حرکت دارند به صورت خودکار دارای یک عضو با ویژگی های رهبری  هستند برای مثال اگر سه نفر با هم به کوه پیمایی می روند، خود به خود یک نفر از آنها رهبر است. این از خواص اجتماعات است. به عبارت دیگر هیچ جمعی، فاقد رهبر ذاتی نیست. و حد توان او نسبت به افراد دیگر گروه شکل می گیرد.  گاهی این خاصیت از سوی اعضای گروه شناسایی و مورد پذیرش قرار می گیرد که به پیشرفت و ارتقاء جمعی می انجامد و گاهی نیز ناشناخته و مهجور باقیمانده یا مورد انکار و عدم پذیرش است که پسرفت یا اضمحلال جمع را به دنبال خواهد داشت. لزوما رهبران ذاتی، همیشه مورد پذیرش نیستند خصوصا در جوامع مدرن که نظام ها یا سیستم  های سیاسی و رسانه های وابسته به آنها نردبان رسیدن به جایگاه سکانداری اجتماع هستند.
مثلا رهبر ذاتی مردم آمریکا لزوما اوباما و رهبر فطری فرانسویان سارکوزی نیست. شاید رهبر حقیقی مردم آمریکا بی خانمانی است اکنون در کنار ساحلی چشم دوخته به امواج دریا... در مواردی نادر که جوامع این بخت را یافته اند که به موقع از هدایت راهبر حقیقی خود بهره ببرند، تحولات و پیروزی هایی شگرف پدید آمده است ( ایرانیان در زمان کورش ، هندیان به راهبری گاندی، افریقای جنوبی ...).
رهبر ذاتی و حقیقی اکنون ملت ایران جناب پروفسور آقا ابراهیم میرزایی هستند که نظر شما را جهت تحقیق و بررسی و اقدام شایسته در این خصوص جلب می نمایم. منتظر هستم اگر سوالی  هست و یا منبعی برای تحقیق خود بخواهید در خدمت باشم.

کیهان آنلاین: با سلام و ادب، خدمت از ماست. جناب پروفسور کی؟! به نظر شما اشکال از اینجاست که داوطلب رهبر شدن کم است و شما نامزدی برای آن پیشنهاد می کنید؟! برعکس، مسئله بر سر این است که «رهبری» مدعی زیاد دارد، یکی اش «مقام معظم رهبری» و دیگری اش خود ما! جدی نگیرید، مثل شما شوخی کردیم.

110

13 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: پای نویس کیهان آنلاین در زیر نظر 106

نخست اینکه من درمورد آلمانی ها مبالغه نکرده ام. بیش از سی سال است که در این کشور و ایالات و شهرهای مختلف آن زندگی و کار کرده و می کنم. آنچه را که قبلا نوشتم شخصا تجربه کرده ام. در اوایل ورودم به این کشور به عنوان دانشجو تا حدی از احترام شهروندان نسبت به ایرانیان برخوردار بودیم چون در آن زمان برخلاف امروز کمی آبرو و حیثیت داشتیم. اما در امور اداری از جمله در رابطه با اداره بیگانگان چنین نبود. وقتی برای انجام کاری به ادارات و سازمان های دولتی مراجعه می کردیم، چون زبان بلد نبودیم اولا با "تو" با ما صحبت می کردند و افزون بر این هنگام هدایت به بیرون از اتاق با اشاره دست به درب اتاق و با چهره های عبوس شان به سبک و لحن کلام نازی های زمان هیتلر می گفتند "بیرون، بیرون"؛ مثل اینکه بخواهند سگ خود را از اتاق بیرون کنند!
این مطلب را تنها من بیان نمی کنم. اتفاقا در رابطه با همین رویداد ناگوار خودکشی پناهجوی ایرانی محمد رهسپار تلویزیون خود آلمان گزارشی جامع پیرامون رفتار بد و غیرانسانی مسئولان این اردوگاه پناهندگان در قبال پناهجویان ساکن آن و نیز وضعیت معیشتی رقت بار و محیط بسیار کثیف و شرایط تحمل ناپذیر زندگی در آنجا را پخش کردند و در واقع آنچه که پناهجویان شرح و توضیح داده بودند را تایید کردند.
دوم اینکه در باره علت مرگ و اقدام به خودکشی این جوان ایرانی، من از زبان یک ایرانی دیگر که درهمان کمپ زیست می کند و آن دو از نزدیک یکدیگر را خوب می شناختند، نقل قول کردم که گفته بود محمد رهسپار در شب آخر زندگی اش بسیار افسرده و غمگین به نظر می رسید در حالی که پیش از این اتفاق با وجودی که هرروز ساعت ها کنار همان پنجره که خود را از آن با ملافه اش حلق آویز کرد، نشسته و می گفت "اینجا هم زندان است!"، روی هم رفته فردی مثبت، سالم، ورزشکار و خوش برخورد بوده است (ضمنا در نظر پیشین هم سه نظریه مبنی برعلت خودکشی او را محتمل دانسته بودم که چنانچه اظهارات هم اتاقی و گزارشات رسانه ای صحت داشته باشند، نظریه اول را تایید می کند).
به هرحال من توضیحات شما را مردود نمی دانم ولی به شما اطمینان می دهم آنچه را که بیان کردم مبالغه نیست. وجهه خارجیان به ویژه ایرانیان در بیست و چند سال گذشته در غرب از جمله کشور آلمان به شدت آسیب دیده است. البته به دور از انصاف نباشد که برخی خارجیان به ویژه پناهندگان که از وسع مالی بسیار اندک و ناچیز برخوردارند، با ارتکاب جرایم خلاف قانون نظیر سرقت و کلاهبرداری و درگیری های فیزیکی با مأموران پلیس و شهروندان به این آسیب دیدگی ها کمک موثری کرده اند و می کنند و سبب خدشه دار شدن هرچه بیشتر وجهه دیگران می شوند.
کیهان آنلاین: همه دنیا از سی سال پیش به این طرف تفاوت کرده. حتما کشور میزبان شما، آلمان، هم قابل مقایسه با سی سال پیش نیست. حرف این است، همان طور که تجربیات مثبت یک ایرانی را در هر کشوری نمی توان گفت به همه مردم آن کشور تعمیم داد، تجربیات بد را هم نمی شود. صحبت بر سر «آلمانی ها»، «فرانسوی ها»، «انگلیسی ها»، « ایتالیایی ها» و... بود.

109

13 بهمن

نام: حق

موضوع:

 جایزه های سیاسی دادن در عرصه هنر و سینما بخورد توی سرشان که به درد عمه شان می خورد، از جایزه صلح نوبل دادن شان به شیرین عبادی چی! این آدم تبعیدی که نماد حقوق بشر است چرا هیچ سر و کاری با پناهندگان ایرانی ندارد! چرا به درد آنها رسیدگی نمی کند تا شاید بتواند با گوش کردن به آنها و امید دادن به آنها از خودکشی شان جلوگیری کند یا حداقل پس از خودکشی شان، صدای مظلومانه آنها را به دنیا برساند و با یافتن پیش زمینه های این خودکشی ها در برون مرز، مقامات مسئول کشورهای پناه دهنده را آگاه کند تا جلوگیری های لازم را بکنند تا ما شاهد وقوع این حوادث تلخ نباشیم. من منتظرم ببینم که این آدم که ادعای حقوق بشر دارد و برنده جایزه صلح نوبل است، در مورد خودکشی این پناهجوی ایرانی چه خواهد گفت و مهم تر چه خواهد کرد! آیا ارزش این ایرانی برای او بیشتر است یا ارزش غیرایرانی ها در گوانتانامو و ابوغریب اش که ان قدر از آنها گفت که حالم از او به هم خورد!

108

13 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: عروسک مقوایی استعمار

نظام اسلامی بعد ا ز ۳۳ سال به این بصیرت رسید و آن را با بقیه سهیم می شود که خمینی و اسلام سیاسی عروسکی بود مقوایی که غربی ها با ایرفرانس به ایران فرستادند . البته به جای ایرفرانس آرم هواپیمایی رژیم را زده اند .
خودتان نگاه کنید :
http://www.mardomak.org/photos/album/68580
کیهان آنلاین: حالا دیگر خبر و لینک خودمان را برای ما پست می کنید؟! نکند اصلا «خبر روز...» ما را نمی خوانید... نچ نچ نچ!

107

13 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: نظر 103 و اسکار

 من خوشحالم کیهان اجازه می دهد حزب الله هم اینجا نظر بگذارد. شما تنها رسانه در داخل و خارج هستید که این کار را می کنید. در ایران که نظر دادن هزاران نفر را به جوخه اعدام کشاند . در اینجا هم گاهی در راه کارگر نظر می دهم فوراحذف می شود . ولایت فقیه و ولایت پرولتاریا روش مشابه دارند.

اما د رمورد جایزه اسکار این یک پروسه نا گزیر است که اسکار را جهانی کرد . دست خود آمریکایی ها نیست. پنجا ه سال پیش کسی فکر نمی کرد ایران ذوب آهن داشته باشد. اروپایی ها می آمدند ایران و ما را مسخره می کردند و می گفتند به دلیل نداشتن ساختارهای ابتدایی هرگز قادر به داشتن صنایع سنگین نخواهیم بود. پهلوی دوم ذوب آهن را برای ایران عملی کرد کما اینکه پدرش راه آهن را. البته امروز کشورهای صنعتی به دلیل همان مسایل ساختاری اما از یک زاویه دیگر  صنایع سنگین خود را به جهان سومی ها منتقل می کنند . در سینما هم این اتفاق افتاده است. جمهوری اسلامی با جنایات خود از سینما رکس تا نسل کشی ها و ترور یازده سپتامبر و این آخری در نیجریه سوژه های فراوانی برای اسکاربگیر ها درست کرده است که امیداورم هنرمندان ما آن را مورد ا ستفاده قرار دهند .  اما شما  اگر از خارجی بدت می اید برو جلوی ان لبنانی های نره غول ر ا  بگیر که در کهریزک های ایران به دختران مسلمان و نمازخوان ما تجاوز کرده و می کنند . برو مانع بشو که عراقی های نره خر عضو قدس و بدر که شیراز را نظیر هاوایی می دانند دختران ۱۴ ساله ایرانی را صیغه کنند. برو مانع بشو که استان قدس رضوی صیغه به عراق صادر می کند و دلارش را از نوری الما لکی دریافت می کند.

کیهان آنلاین: البته که ما از طرفداران حزب الله هم اگر نظری قابل انتشار داشته باشند، منتشر می کنیم ولی متوجه نشدیم نظر 103 چه ربطی به حزب الله داشت!

یک نکته دیگر هم که باید توجه داشت این است که جهانی شدن واقعا دنیا را کوچک کرده و خیلی از کشورهایی که تا بیست سی سال پیش در خیلی از عرصه ها به حساب نمی آمدند، امروز از جمله در سینما مطرح شده اند. استفاده سیاسی دولت ها از این ماجرا، از جوایز سیاسی و اجتماعی که می دهند یا جوایز هنری و سینمایی و... هم واقعیتی است که نمی توان انکارش کرد. دولت احمدی نژاد هم به طور هدفمند دنبال گرفتن جایزه به ویژه در سینما که بیشتر سر و صدا دارد بود تا به مخالفانش بگوید: در دوران من هم جایزه گرفتیم! آن هم گلدن گلوب و احتمالا اسکار!

106

13 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: خودکشی پناهجوی ایرانی

پناهجوی ایرانی چرا خودکشی کرد؟چون به همه چیز ناامید شده بود! این آلمانی های ایالت بایرن آن قدر گرایش راسیستی دارند که رفتار و برخوردشان با خارجی ها همیشه خصمانه و غی انسانی بوده است و می باشد.
اصولا جماعت آلمانی با وجودی که در مقایسه با مردمان بسیاری کشورها، بافرهنگ و متمدن هستند ولی همان خوی نژادپرستی و خودستایی را در خود حفظ کرده و از اشتباهات و تجربیات  تلخ و شرم آور دو جنگ جهانی که به شکست خفت بار آنها منجر گردید، ظاهرا هنوزهم درس عبرت نگرفته اند. حالت دورنگی و غیرطبیعی شان در مواردی کاملا مشهود است: اگر یک خارجی به زبان آلمانی تسلط داشته یا آن را خوب تکلم کند، با او مودبانه و با خوشرویی رفتار می کنند؛ درغیر این صورت رفتاری بد و کریه از خود نشان می دهند.
پناهجوی جوان ایرانی، محمد رهسپار، به نقل از زبان هم اتاقی اش شب قبل از خودکشی به دلیل نامساعد بودن وضعیت روحی توسط آمبولانس در حالی که فقط زیرشلواری و عرقگیر به تن داشته به بیمارستانی منتقل می گردد اما ازآنجا که هیچ گونه آشنایی به زبان آلمانی نداشته، گویا قادر به وصف حال و ناراحتی اش نبوده و حتا نتوانسته بود به پرسنل بیمارستان حالی کند که پول بلیت اتوبوس برای برگشت به کمپ محل اقامت اش ندارد و اجبارا با همان البسه که بر تن داشته در سرمای هوای زمستان راه را پیاده طی می کند. این رخداد آخرین پتک سنگینی بود که بر سر این بینوا کوبیده شد و او به طور یقین از شدت یأس و نومیدی و رفتار غیرانسانی خوک صفتان، حدود ساعت یک نیمه شب همان روز به زندگی نکبت بارش خاتمه داده و با ملافه خود را از پنجره اتاقش حلق آویز می کند.
دل انسان از شنیدن چنین خبرهای اسف بار واقعا به درد می آید. از همه دردناک تر وضعیتی است که رژیم ظالم و جبار دینی، نه فقط جوانان مملکت را در داخل دسته دسته به کشتار می دهد  بلکه مستقیم یا غیرمستقیم آنها را درخارج از کشور هم به باد فنا می سپارد.
انتظار می رود که رسانه های وابسته به رژیم ددمنش این خبر ناگوار را با رضایت و خشنودی بازتاب داده تا به اصطلاح هشداری برای کسانی به ویژه جوانانی باشد که قصد فرار از دوزخ جمهوری اسلامی به خارج را دارند و چنین وانمود کنند که آنجا هم جهنمی در انتظار شان است!

کیهان آنلاین:به نظر می رسد شما در مورد رفتار آلمانی ها کمی مبالغه می فرمایید. در آلمان هم طبق اطلاعات و گزارش های موجود مانند همه کشورهای اروپایی، پناهندگان از حقوقی برخوردار هستند و روندی را باید طی کنند تا به عنوان پناهجو به رسمیت شناخته شوند. این مقررات بر اساس کنوانسیون ژنو تنظیم شده است. اینکه برخورد ساکنان بعضی از کشورهای اروپایی از فرانسه و انگلیس تا آلمان و ایتالیا با پناهندگان یا خارجی ها خوب نیست، یک واقعیت است. اینکه نژادپرستی در میان آنها مانند همه کشورهای دنیا، از جمله در ایران خودمان، وجود دارد هم واقعیتی است. اما تعمیم دادن آن به «آلمانی ها» یا «فرانسوی ها» یا «انگلیسی ها» و یا ساکنان یک ایالت در این کشورها، درست نیست. در مورد این پناهجوی قربانی نیز نه ما و نه شما اطلاعات دقیقی نداریم که بتوانیم قضاوت کنیم و یا نتیجه بگیریم چه چیزی سبب خودکشی او شده است. فقط جای تأسف بسیار است زیرا اگر در کشور خودمان شرایط عادی و طبیعی وجود داشت بسیاری از این خودکشی ها شاید روی نمی داد. مگر خودکشی در خود ایران کم است؟!

105

12 بهمن

نام: مریم بانو

موضوع: چرا امام آمد؟ شیر آب انبار خود را سفت کُن!

 فرزند مرحوم بازرگان می گوید که پدرش می گفته مردم ازخدا باران تقاضا کردند  امّا خداوند سیل فرستاده و امام!

ای خدا نیک و بد مردم ز توست              ای خدا مرهم ز تو کژدُم  ز توست!
بارالها! از همـان روز ازل                    ما همه پیر و جوان، کور و کچل!
ادعای ناتوانی کرده ایم                          تا بخواهی بی زبانی کرده ایم!
بارالها! ما همه موش توایم                     بندگان حلقه در گوش توایم!
پس چرا بی مهریت آغاز شد؟                 نا گهان سوراخ آب ات باز شد!؟
این چه باران بود ای عالی جناب             کز نزول اش کرده ای گیتی خراب؟
ما که از آغاز گفتیم ای خدا                   تو قوی ما حرف مُفتیم ای خدا!
پس چرا از بندگان بُگسسته ای                بهر ما شمشیر را رو بسته ای؟
تو ببین اطراف حوض ات درز نیست؟      شیر آب انبار قدرت هرز نیست؟!
گرچه از بار گُنه شرمنده ایم                  با همه اینها خدایا؛ بنده ایم!
تو درِ بی مهریت را چفت کُن                شیر آب انبار خود را سفت کُن!

104

12 بهمن

نام: حامد

موضوع: گلدن گلوب

 پاسخ داده ايد كه در عصر پهلوي نيز هنرمندان ما افتخاراتي در عرصه بين المللي هنر سينما كسب كرده اند  .جواب شما كاملا متين است و ليكن اينجانب به خاطر نمي آ ورم كه جناب مصباح زاده در سر خط خبرهاي سال 1353 ودر صفحه اول روزنامه پر تيراژ آن روزگاران با اين همه آب و تابي كه شما از خود در انعكاس خبر جدايي نادر به خرج مي دهيد اقدام كرده باشد. و در ضمن اگر روزنامه كيهان مورخ آن روز بخصوصي را كه خبر برنده شدن فيلم ايراني را درج كرده باشد مرور كنيد اينجانب تصور نمي كنم كه همزمان با چاپ آن خبر، عكس هايي از ندا آقاسلطان ها و ترانه موسوي ها يعني انعكاس اخبار دو پهلو به سبك شما اقدام كرده باشد. يا رومي رومي يا زنگي زنگ.

کیهان آنلاین: ما هم متأسفانه نه به یاد می آوریم و نه به روزنامه های آن زمان دسترس داریم. ولی حتما خبر آن نه تنها در کیهان بلکه در روزنامه ها و نشریات دیگر به طور شایسته منتشر شده است. در عین حال، حکومت آن دوران آبروی ایران و ایرانی را نبرده بود که مثل امروز همه بدون اینکه فکر کنند این فیلم ها از سوی چه کسانی و چه نهادهای دولتی پشتیبانی شده و به جشنواره های خارجی معرفی می شود، به هر چیزی چنگ بیندازند که برای خود آبرو بخرند. ضمنا، از هیچ روزنامه ای انتظار نداشته باشید به خاطر وجود جمهوری اسلامی، خبر جوایز بین المللی یک فیلم را به روی خود نیاورد و آن را منتشر نکند! کیهان هم در «خبر روز...» و هم در مقاله های مختلف از جمله مقاله های آقای بصیر نصیبی به موضوع سینمای جمهوری اسلامی پرداخته است.

103

12 بهمن

نام: دسبیلیون

موضوع: اسکار

 از بدو پيدايش جوايز موسوم به اسكار زمان برگزاري اين مراسم به جز چند مورد استثنايي هم چون آغاز جنگ دوم جهاني قتل مارتين لوتر كينگ و سوءقصد به جان پرزيدنت رونالد ريگان در اوايل ماه آوريل برگزار مي شده است .در اين زمان پخش، كمتر ايراني در پاي تلويزيون هاي خود نشسته اند چون هم زمان با تعطيلات دراز مدت نوروز كمتر كسي حال و هواي ديدن اين مراسم را دارد . ولي ناگهان از سال 2004 ميلادي در يك چرخش 360 درجه اي مسولان برگزاركننده مراسم براي بالا بردن نرخ بينندگان اين مراسم و ميخكوب كردن امت سربلند ايراني در پاي اين جعبه جادويي و سرمستي و باليدن دروغين به خود از بردن اين جايزه كذايي هم زمان با به به چه چه گويي هاي  خارج نشينان دست به كار شدند. با  اهدای اين گونه جوايز دهن پركن خارجي و بستن ناشيانه كراوات و پاپيون و تلاش  مذبوحانه در به روز نشان دادن خود به هیچ وجه باعث از بين رفتن بوي گند تعفن نمي شود . والسلام نامه تمام.

102

12 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: نظر 99 کیهان و تروریسم رژیم

کیهان نشریه بسیار آزاد و پیشرفته ای است.

این را هم درست می گویید که ما یا حداقل من مفهوم نظر کیهان را کمی به میل خود پیچاندم.
اما جوهر نظر من این است که رژیم هیولایی بزرگ تر از ان ایران مظلوم پنجاه سال پیش است . این درباره تمام کشورهای متوسط که دردسرساز می شوند صا دق است. آلمان هم کشوری استعمارگر نبود و هیتلر می گویند در سال ۱۳۳۹ از وحشت نیروی نظامی فرانسوی ها که یک قدرت استعماری بود خوا بش نمی برد.
البته بعد فرانسه را در چند هفته له کرد. پهلوی ها با رفرم های خود به ویژه با تسلط در اوپک پتانسیل زیادی را در کشور ما ازاد کردند که همه ان نصیب اسلامی ها شد و دارند آن را صرف نابودی منطقه می کنند . نسل ما این را درک نمی کرد . هنوز هم خیلی ها نظیر آقای صدرالدین الهی وقتی  از ایران سخن می گویند ایران سال ۱۳۴۰ را ترسیم می کنند و اساسا تصور اینکه از داخل چنان ایرانی یک ترور حسنعلی منصور در ان توفانی ایجاد کرد چنین ماشین تروری متولد شود برایشان ممکن نیست. از طرفی راحت می پذیرند بن لادن و چهار نفر افغانی پاپتی بروند آمریکا را آتش بزنند.

101

12 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: نظر 90، نهرو لطیف، 11 بهمن

توجه شما را به متن لینک زیر جلب می کنم. ببینید و پس از آن به قضاوت بنشینید که آیا ".. فردی که به اسکاندیناوی می آید، واقعا احساس آرامش می کند ..." ؟
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=43857
پناهجو یا پناهنده زمانی احساس آرامش می کند که با وضعیتی بدتر و هولناک تر از آنچه که در وطن خود تجربه کرده، مواجه نشده و فارغ از هرگونه اضطراب و دغدغه زندگی کند.
نگاه ما ایرانیان به مساله خودکشی "ناپخته" نیست بلکه خود مساله خودکشی عملی ناپخته است. دلائل زیادی وجود دارند که فردی یا افرادی را ناچار به اقدام برای خودکشی می کنند. اما ریشه اصلی یا مخرج مشترک روی آوردن به خودکشی را، به نظر من، بایستی در نبود احساس خوشبختی و نارضایتی عمیق از وضعیت و محیط زندگی جستجو کرد.
اگر ما این مساله را از زاویه دین و ایمان و مذهب بنگریم، خالق مخلوقات بشر را آفرید که زندگی کند و ابزار و امکاناتی را در اختیارش گذاشت تا به کمک آنها تسهیلات لازم را برای زندگی خود و نسل های بعدی فراهم و مهیا سازد. در کتب آسمانی هم آمده است که خاتمه زندگی به دست خود یعنی همان خودکشی از گناهان کبیره محسوب می شود و سزای آن هم سوختن در آتش دوزخ است. بنابراین انسان قاعدتا حق ندارد با دست خودش به زندگی پایان دهد. حالا ممکن است کسانی ادعا کنند که جسم و جان من متعلق به خودم است و بنابراین من خودم مسئول جان و تنم می باشم!
انسان ها تنها موجودات روی زمین هستند که برخلاف داعیه هوشمندی و نبوغ ذاتی و فکری اش، خودکشی می کند. هیچ پرنده و خزنده و درنده و حیوانات ریز و درشت هرگز "خودکشی" نمی کنند.
البته مساله خودکشی تنها مختص پناهجویان و پناهندگان نیست. افراد "معمولی" نیز گاهی اوقات دست به چنین کاری می زنند حتا کسانی که از تمام نعمت های زندگی برخوردار بوده و هیچ گونه کمبودی ندارند جز یک چیز: نبود خوشبختی! گرچه همه چیز در دنیا را می توانند بخرند ولی خوشبختی واقعی و سلامتی را نه! به همین جهت اشخاص بسیار مشهور و نام آوری را می شناسیم که به خاطر برون رفت از وضعیت روحی و روانی حادی که برایشان پیش آمده و خود را در یک بن بست می دیدند، چاره ای جز خاتمه بخشیدن به زندگی خود نمی دیدند.
درمورد پناهجویان و پناهندگان سرگردان که از جهنمی فرار و به یک دوزخ از نوع دیگری پا گذاشته اند، وقتی به این احساس دست می یابند که نه راه پیش و نه راه برگشت در انتظارشان است، در زیر فشار سنگین روحی و روانی خورد شده و ما بارها و بارها شاهد آن بوده و هستیم که برخی از آنها به اختلالات روانی شدید یا جنون مبتلا شده و کسانی هم مانند همین هموطن مان در شهر وورتسبورگ آلمان یا هموطنی که چندی پیش در یکی از شهرهای هلند خودسوزی کرد، نهایتا تصمیم به خودکشی را متاسفانه تنها راه خلاص از دام مشکلات و مخمصه ای که گرفتارش شده اند می بینند!

100

12 بهمن

نام: رزمجو از طایفه «محترم» کفار

موضوع: انتخابِ مجلس آخوندی خواهش می کنم از دیدن این ویدئوی بسیار دلنشین غافل نشوند. با مهر.

https://www.youtube.com/watch?v=z_2bZpr2arw&feature=player_embedded#!

99

12 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: کیهان و بانک مرکزی تروریسم نظر 97

به نظر من کیهان اشتباه می کند که ابزارهای رژیم را دست کم می گیرد. البته این نو ع دست کم گرفتن ها در تاریخ زیاد اتفاق افتاده است. کسی فکر نمی کرد هیتلر ان اندازه آلمان را بسیج و تجهیز کند که کرد و هنوز هم در باره روش های نازی ها کشفیات جدید می کنند . معمولا قدرت های متوسط که می خواهند به جنگ دنیا بروند باید این طور در خفا کار کنند و موذی گری کنند. از سال ۱۳۵۶ و بعد از سینما رکس هیچ کار بزرگ تروریستی در جهان اتفاق نیفتاده است که رژیم یا مدیریت مستقیم نداشته باشد و یا مقا طعه کار نباشد . از عربستان تا یازده سپتامبر . از حزب جمهوری اسلامی تا بمبئی و آرژانتین و نیجریه و بسلان . خمینی خودش گفت که همه مراسم و منابع مسلمین باید در راه قدرت سیاسی بسیج شود . انور سادات را برای ان کشتند . اینها حتا طمع داشتند مراسم حج را کنترل کنند و آن را به انترناسیونال ترور مبدل کنند . بمب هم آنجا بردند که در تاریخ اسلام سابقه ندارد . نشد! پس رضایت دادند به ایجاد بازار مکاره ترور در تهران . ۳۳ سال است همه رقم آدمکش می ایند در ان بازار کلی خود را عر ضه می کنند پول و لجستیک می گیرند و می روند خون می کنند. وقتی رهبران می گویند هم موادش از ماست هم ایدئولوژ ی ان منظور همین است. کیهان هنوز تصویر یک کشور نحیف جهان سومی را از ایران دارد . این نیست. شما فکر کنید تمام فرودگاه های کشور دست اینهاست . تمام سیستم حفاظتی دست اینها است و از زمان خاتمی در تمام کنفرانس های امینتی هم در جهان دعوت بوده اند . حتما می دانید خلبان ها در آموزش خود مدتی در مدل های سیمولاتور تمرین می کنند . خوب این رژیم تمام سیستم های حفاظت فرودگاه را در اختیار دارد برای تمرین دادن تروریست ها . تنها کاری که باید بکند این است که مطمئن شود عامل ترور اطلاعات را بروز ندهد. از آنجا که اینها تمام پلیس را هم در دست دارند می دانند افراد زیر بازجویی اعتراف می کنند و حتا کپسول سیانور کارساز نیست پس عوامل انتحاری را اخترا ع  کرده اند . شما ژورنالیست ها هم انتحاری ها را از جانب رمانتیک ان می بینید که کسی خود را برای آرمانش می کشد در حالی که این یک کلک لجستیکی ساده است که به اختراع عامل یک با رمصرف منجر شده است. پس من حق دارم خامنه ای  را نابغه می دانم و برای همین مصباح یزدی گفته او میلیاردها دلار می ارزد. بن لادن پاپتی یک هزارم امکانات و عطش خون او را نداشت.

کیهان آنلاین: یکی دیگر از خوبی ها و فایده های این صفحه به غیر از گفتگوی خوانندگان با یکدیگر این است که نشان می دهد که چقدر گفتگو سخت است! و چقدر حفظ فضای دمکراتیک در این گفتگوها مشکل است و از خودگذشتگی و صبر و حوصله می خواهد. اگر ما گفتیم چیزی را نباید «بیش از آنچه هست ارزیابی کرد» آیا معنی اش این است که آن را دست کم گرفته ایم، یا باید دست کم گرفت؟! خیر، معنی اش این است که باید آن را واقعی دید، و نه دست کم گرفت و نه دست بالا! ولی خوانندگان اول یک حکم صادر می کنند و بعد درباره آن حکمی که به غلط صادر کرده اند، استدلال می کنند و نتیجه هم می گیرند! به همین دلیل است که می گوییم اول باید گوش و دقت کرد که طرف چه می گوید، بعد دید آیا حرفی برای گفتن درباره اش داریم یا نه. البته عیبی هم ندارد، شاید باید این جوری ببشود تا یاد بگیریم که این جوری نباید باشد! درست مثل روی دادن جمهوری اسلامی!

98

12 بهمن

نام: امیر

موضوع: جواب به «حق»

اسم من «امیر» یک اسم معمولی ایرانی است. ولی اسم هیچ آدمی من تا حالا نشنیدم که «حق» باشد. برای همین باید آن را در گیومه گذاشت تا با کلمه حق اشتباه نشود. حالا اگر جنابعالی با این اسم مستعارت به خودت اطمینان نداری و از قرار داده شدن در گیومه ناراحت میشوی به خودت مربوط  است. عین همان چیزهایی را که گفتی من می توانم درباره خودت بگویم! تو هم بویی از لیبرال دمکراسی و این کلماتی که مرتب تکرار می کنی نبرده ای! آقاجان، یک کمی پیاده شو با هم برویم. تو همه اش داری برای دیگران تکلیف تعیین می کنی که چه کار بکنند در حالی که حق نداری این کار را بکنی حتا اگر اسم خودت رو «حق» گذاشته باشی. دیگه هم درباره هر چی که اینجا نوشتی هیچ اظهار نظری نمی کنم برای اینکه ظرفیت اش رو نداری.  فکر کردی چون اسم خودت رو گذاشتی «حق» پس حق هم حتما با توئه! برو با اون لیبرال دمکراسی که خودت هم مثل اینکه نفهمیدی واقعا چیه و فقط چماق اش کردی تا بکوبی توی سر این و اون، خوش باش! لیبرال دمکراسی قبل از اینکه سیاست باشه، یک فرهنگ و یک ظرفیته. حالا نظرت رو بخون ببین این فرهنگ و این ظرفیت رو داری؟!  با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه. من هم با آدم های بی منطق حوصله بحث کردن ندارم. خودت بگو و خودت هم بشنو!

97

12 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: علی خامنه ای و آینشتین

من به این نتیجه رسیده ام علی خامنه ای برای تروریسم و بنیادگرایی همان نقشی را دارد که اآینشتین برای فیزیک داشت. و در این مقایسه هیتلر را می توان حداکثر در حد آیزاک نیوتن دانست.
به سیستم خامنه ای نگاه کنید. در عراق با ابزارها و مهمات آمریکایی یک جنگ داخلی راه انداخته و مدیریت ان جنگ یعنی مالکی می رود کاخ سفید دست اوباما را می فشارد. آیا موسولینی جرات داشت برود سال ۱۹۴۳ دست روزولت را بفشارد؟
کمونیست ها که حداقل سی هزار هوا دا ر خود و در واقع پاک ترین مردم ما را در ده سال اول این رژیم فدای درک نادرست خود کردند حالا با تمام شعارهای های استراتژیک خامنه ای همنوازی کامل دارند . علیه تروریسم او و بمب او و نسل کشی او در عراق ساکت اند و حتا ان پدیده ها را دفاع مشروع رژیم از خود می دانند . و لابی خامنه ای داخل اتاق خواب اوباما است و اراده که می کنند در همه جای اروپا لابی هایشان کنفرانس می گذارند.

کیهان
آنلاین: شما مثل اینکه به مقایسه افراد نامتجانس علاقه دارید. امکانات تروریستی و تخریب رژیم از جمله لابی هایش خیلی زیاد است ولی نباید آنها را بیش از آنچه هستند ارزیابی کرد. آنها هم محدودیت های خود را دارند به ویژه وقتی که پول نفت به آنها نرسد!

96

12 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: نظر 92 از حق

با همه حرف های شما موافقم به جز یک مورد و ان هم این ادعا که در باره نیاک خوب و شاید کافی اطلاع رسانی شده است. این حرف ها که ما می زنیم تنها در محیط فارسی زبانها است.
رژیم نبوغ فراوانی در کارهای مخفی هم از نو ع تروریسم و هم لابی گری دارد. اساسا آمریکایی ها الا غ هستند و این را ابراهیم یزدی کشف کرد چهل سال پیش . آمریکایی ها و حتا انگلیسی ها بسیار کودن هستند بی جهت نبود که هیتلر توانست تقریبا تمام کره زمین را تحت تسلط خود بگیرد. پس ما باید در محیط انگلیسی زبان تروریسم و لابی گری رژیم را افشا کنیم. از این راه می توان حتا درآمد هم کسب کرد زیرا این نو ع مورد سوژه های جالب ژورنالیستی و سینمایی است. پدر تریتا پارسی از ساواک ماموریت داشت در کمونیست های سوئدنفوذ کند و وقتی رژیم شاه ساقط شد چپ ها می خواستند او را در یک دادگاه صحرایی در سوئد اعدام انقلابی کنند . اما تصمیم گرفتند او را ببرند تهران تحویل عدل اسلامی دهند . طرف رفت تهران با ماموریت جدید برگشت و از زمان خاتمی تمام خانواده یعنی روزبه و تریتا دو پسر و خاله شان در آلمان همه باهم رفتند اینکاره شدند و میلیونر.
این نو ع مطالب را ما ایرانیان از هالیوود دریغ کرده ایم . فیلم جدایی نادر از سیمین خوب است اما اگر سینماگران ما وارد این سوژه ها شوند سینماگران هالیوود باید بروند ته صف اسکار بایستند.
با سقط شدن این رژیم روزنامه نگاران و هنرمندان سینما یک قرن سوژه رایگان گیرشان می اید . کاملا رایگان که نه زیرا ملت ایران بهای آن را پیش پیش داده است با ندا ها و هویدا ها  و لیلا پهلوی ها.

95

12 بهمن

نام: کاوه یزدانی

موضوع:

با درود، هر چه برایتان و خطاب به هر کس ارسال نمودم مایلم منتشر نمایید و طبق قوانین دمکراتیک همان کشور انگلستان که کیهان لندن منتشر می شود من متهم به فحاشی شدم و باید مسئولیت این فحاشی را به عهده بگیرم. لطفا این جملات را منتشر نمایید.

کیهان آنلاین: برخی از ناسزاهای شما در نظر 65 پایین همین صفحه منتشر شد. خوانندگان خودشان می توانند تشخیص دهند که آنچه شما «اتهام» می نامید تا چه اندازه درست یا نادرست است. اینجا دادگاه نیست و کسی قرار نیست محاکمه شود. ما در چهارچوب مقررات خودمان، نظرهایی مانند آنچه را شما چند روز پیش فرستادید، منتشر نمی کنیم. هیچ قانون دمکراتیکی هیچ رسانه ای را مجبور و موظف نمی کند «هر چه» برایش می رسد منتشر کند. هر رسانه ای علاوه بر قوانین عام، مقررات خود را در انتخاب آنچه دارد که منتشر می کند. کیهان آنلاین رعایت دمکراسی را در این نمی داند که امکانی در اختیار دیگران بگذارد تا هر آنچه می خواهند منتشر کند. حتما شما متوجه شدید که تا چه اندازه حضور تفرقه افکنان، ناسزاگویان و... در اینجا کم است. هر چه بوده ما اگر هم منتشر نکردیم، ولی به آنها اشاره کردیم. یک دلیل اش همین است که می دانند اگر چنین چیزهایی بفرستند منتشر نخواهد شد. و نه حتا مثل بعضی سایت ها که منتشر می کنند و بعد که به آنها اعتراض شد یا خودشان فهمیدند که از دست شان در رفته، آن را حذف می کنند. تا کنون نظرهای بسیاری از شما در همین صفحه منتشر شد. ما از نظرهای شما و همه خوانندگان استقبال می کنیم ولی هیچ دلیلی ندارد در محکمه های یک طرفه ای ظاهر شویم که حاکمان شرع اش این بار در لباس دفاع از دموکراسی و حقوق بشر و آزادی بیان و یکپارچگی ایران و مردم و... احکامی صادر می کنند که جز به تفرقه و تشتت دامن نمی زند. وقت و نیروی آن را هم نداریم که در هر نظر به بحث با خوانندگان بپردازیم زیرا اینجا عمدتا برای گفتگوی خوانندگان با یکدیگر است نه با ما.

94

11 بهمن

نام: حامد

موضوع: گلدن گلوب

 چرا و چگونه است که هآليوود و مابقي فستيوال هاي سينمايي اکنون به فکراعطاي جوايز ريز و درشت به اين امت سربلند افتاده اند. مگر در عصر پهلوي کشور ايران هنرمند و يا بازيگري در حد و اندازه به اصطلاح هنرمندان کنوني نداشته است تا بتوانند قآبليت دريافت اين گونه جوايز دهن پرکن راداشته باشند؟

کیهان آنلاین: یادآوری می کنیم نخستین جایزه های بین المللی را در عرصه سینما، فیلم هایی از سهراب شهیدثالث در اوایل دهه پنجاه خورشیدی دریافت کردند. فیلم «طبیعت بیجان» از سهراب شهیدثالث جایزه خرس نقره ای را در سال 1353 به خاطر بهترین کارگردانی در فستیوال فیلم برلین برد. نه حکومت وقت در آن نقشی داشت و نه سیاستی در دادن آن جایزه ها در کار بود.

93

11 بهمن

نام: حق

موضوع: در رابطه با نظر 88

اگر من برای جنابعالی "حق" یا «حق» ام، بفرمایید شما "امیر" کجایی! یکی از شیخ نشین های خلیج فارس یا یک "امیر" بی امارت غربت نشین! غُر زدن هم به شما واگذار می کنم که از قرار معلوم هیچ اطلاعی از فرهنگ سیاسی لیبرال غربی ندارید وگرنه در مورد وظائف مطبوعات و احزاب سیاسی آنچه را گفتید نمی گفتید. نظرات مرا دوست ندارید، خُب، مگر کسی شما را مجبور به خواندنشان کرده است که می گویید که شما را کشته است! کنش=واکنش. آنچه برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. اگر کسی دوست ندارد من نامش را مسخره کنم، از گذاشتن نام من در پرانتز و گیومه و... خودداری کند. شما می گویید که "مگر همین آقای «حق» نمی گوید که تا حالا سمینار گذاشتند و به جایی نرسید؟! " . آخر من کی و کجا چنین حرفی را زده ام که این حرف را در دهان من می گذارید! گفتم آن سمینارها تمام شدند و رفتند چون این بار، برخلاف بارهای قبل ژورنالیستی پیدا شده که به دنبال درآوردن ته و توی این سمینار / کنفرانس باشد. اگر نمی دانید و می خواهید بدانید، ژورنالیست  و در کل وظیفه مطبوعات که یکی از 4 رکن دمکراسی لیبرال محسوب می شوند، این است که چشم و گوش و زبان مردم باشند. وظیفه احزاب و کنشگران سیاسی و حقوق بشری، شفافیت و پاسخگویی است، و اینکه مطبوعات را از فعالیت های خود آگاه کنند تا از این طریق هر آنچه در عرصه سیاسی و حقوق بشر و... می گذرد به گوش مردم برسد چون مردم حق دارند بدانند چه خبر است. وظیفه ژورنالیست هاست که پل ارتباطی بین اهل سیاست و مردم باشند و آنها را به مردم پاسخگو کنند. همان طورچهارچشمی مواظب این کنشگران و فعالیت هایشان باشند و هر خبری را که به مردم مربوط می شود را به مردم گزارش کنند. کنشگرانی که رسانه ها را از فعالیت هایشان بی خبر می گذارند و یا آنها را به سمینارها و کنفرانس هایی از جنس سمینارها در لندن و پاریس راه نمی دهند و به سمینار پالمه هم راه نمی دهند تا پشت درهای بسته درباره ما مردم و آینده کشورمان مخفیانه جلسه داشته باشند، غیر شفاف و غیر دمکرات عمل کرده اند و باید جلویشان ایستاد. ژورنالیست هایی هم که این گونه اعمال را می بینند و می فهمند که این گونه عملکردهای غیرشفاف و غیردمکراتیک است و در مقابلش سکوت می کنند هم کار ژورنالیستی خود را انجام نداده اند. اگر ما لیبرال دمکراسی و حقوق بشر را برای ایران آینده می خواهیم تا این دور استبداد را یک بار برای همیشه پاره کنیم، باید به هر دو اینها ایراد بگیریم که چرا لیبرال دمکراتیک عمل نمی کنند! من نمی دانم شما در ایران هستید یا در اروپای غربی و امریکای شمالی؟ اگر در ایران هستید و این چیزهای ابتدائی که در لیبرال دمکراسی های غربی رایج هستند را نمی دانید، عذرتان خواسته است ولی اگر در غرب زندگی می کنید و نمی دانید، اصلا عذرتان خواسته نیست. شما هیچ عذر و بهانه ای برای ندانستن این حق و حقوق و وظائف و رسوم و فرهنگ سیاسی غربی که هر روز اجرا می شود را ندارید. هیچی هم از تاریخ 33 و 34 سال اخیر نیاموخته اید که پشت همین درهای بسته در غرب بود و همین بی اعتنائی و بی خردی اهل سیاست و اهل مطبوعات ما بود که یکی خمینی را از آب نمک بیرون آورد و دیگری فرشته جلوه اش داد و به خورد ما دادند. یک بار اشتباه کردن را می توان به حساب تجربه گذاشت ولی دو بار همان اشتباه را مرتکب شدن را باید به حساب حماقت محض گذاشت. طرز برخورد من با هر کسی مطابق با طرز برخوردی خواهد بود که نسبت به من نشان می داده می شود. عوض، گله ندارد!

92

11 بهمن

نام: حق

موضوع: در رابطه با نظر 83

عباس ورزیلی گرامی، شیرین عبادی گفت که در ایران تحصن شود تا موسوی و کروبی آزاد شوند و نه من. همو گفت که در مقابل سفارتخانه ها برای آزادی آن دو عزیزش تظاهرات شود و نه من. من فقط انتقادم را به این دو راهکاری که او نشان داده دادم و بس. در مورد لابی ها و لابیگرها، با شما کاملا موافقم. این را اضافه کنم که خوشبختانه در مورد نایاک اطلاع رسانی ها خیلی عالی و در آگاه کردن مردم بسیار موثر بوده اند. وقتی این کار را دیگران از من بهتر کرده و می کنند و من ایرادی در کارشان نمی بینم، از آنها حمایت می کنم و می گذارم کارشان را بکنند. در مورد توده ای و دنبالچه هایشان که اینها هم به نوعی لابیگر رژیم هستند، شما و دیگران در اینجا خیلی خوب و بهتر از من اطلاع رسانی کرده و می کنید و من نیازی ندارم به جز حمایت و واگذار کردن این عرصه به دستان شما. البته با شما در مورد مجاهدین خلق تفاوت هایی دارم ولی در کل با شماها موافقم. در رابطه با لابی ها و لابیگرها نباید شیرین عبادی که خود یک لابی رژیم است و در میان آپوزیسیون هم فراوان هستند، هیچ نگفت. باید همه لابیگران را شناخت و دسته بندی کرد و شناساند. من سر و کارم با اینهاست که چوب لای چرخ ملت ایران می گذارند. شیرین عبادی خودش در این سه سال چه گُلی به سر ما زده است که حالا به شاهزاده ایراد می گیرد و چوب لای چرخ او می کند! این آدم بیشتر غصه زندانیان ابوغریب و گوانتانامو را می خورد تا زندانیان سیاسی ما را! چند سال پیش با رئیس جمهور وقت فرانسه دو ساعت وقت داشت. به جای آنکه در مورد نقض فاحش حقوق بشر در ایران حرف بزند، فقط در مورد زندانیان ابوغریب و گوانتانامو شکایت کرد! در میان کسانی که در سمینار پالمه شرکت می کنند، لابیگران دیگری هستند که باید دنبال شوند. من به دنبال آنها هستم و در این راه امیدوارم یارانی پیدا شوند تا این کار را بهتر از من انجام دهند تا من از آنها حمایت کنم همان طور که در بالا گفتم و همان طور که از شاهزاده حمایت می کنم به خاطر شکایت اش علیه خامنه ای جنایتکار. برای من جمهوری خواه هیچ فرقی نمی کند که چه کسی حرف درست می زند و کار درست را انجام می دهد یا بتواند مرا قانع کند که حرف و کارش درست است، حمایت شان می کنم به ویژه که در راه پیشبرد و حفظ  منافع ایران باشد. در مورد لابی، من فکر می کنم که ما به یک لابی ای نیازمندیم که اتحاد و همبستگی ایرانیان را بر محور منشور جهانی حقوق بشر برای ایران را نمایندگی کند. یعنی به وسیله این منشور به دمکراسی پارلمانی برسیم و یک قانون اساسی نوین بر اساس کلیه مفاد این منشور داشته باشیم که لازم الاجرا باشند. یعنی به مردم نشان دهیم که از این طریق می توان به همان امنیت، آزادی و رفاهی برسیم که در کشورهای اروپای غربی و امریکای شمالی رسیده اند تا دیگر به خاطر نبود امنیت، آزادی و رفاه در ایران، مثل امروز 5 میلیون فراری از ایران به این کشورها نداشته باشیم. این لابی و این اتحاد حول محور منشور جهانی حقوق بشر ... که من می خواهم درست همان چیزی است که چپ های سنتی فسیل شده برای ایران نمی خواهند و همان چیزی است که فدرالیست های تجزیه طلب و فدرالیست های نقابدار برای ایران اصلا نمی خواهند. با سپاس.

91

11 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: وقت نشناسی و بی  تفاوتی ایرانی

یکی از علل عقب ماندگی ما ایرانی ها در امور اجتماعی و اقتصادی نسبت به کشورهای پیشرفته و مدرن، وقت نشناسی و سهل انگاری ما است. به تصور من بیش از نیمی از ایرانیان درون و برون مرز بر حسب عادت و روال زندگی روزمره، اهمیت خاصی به رعایت وقت دقیق و یا حضور به موقع سرموعد مقرر اداری و یا امور خصوصی نداده و در بهانه جویی و توجیه دلایل مبنی بر تاخیر یا عدم حضور در محل قرار یا موعد از پیش تعیین شده تبحر و مهارت بسیاری دارند. این مطلب را من همین طوری سرسری و ناآگاهانه بیان نکرده بلکه به لحاظ تجربه شخصی در رابطه با مشغله ام ذکر می کنم. من با بسیاری از ایرانیان در تماس کاری سر و کار دارم. کمتر موردی را می شناسم که در آن هم میهنان ایرانی سر وقت در دفتر کارم یا درادارات و نهادهای دولتی حاضر شوند - یا به مراتب دیرتر از موعد مقرر می آیند یا اصلا نمی آیند.

و هروقت هم علت تاخیر یا نیامدن را جویا شوی، هزار و یک بهانه و دلیل به عنوان عذرموجه در چنته دارند. بدتر از همه این که غالب ایرانیان برون مرزی با وجود اقامت و زندگی سالیان ممتد در خارج از کشور و آشنایی کم و بیش کامل با نظم و مقررات کشورهای محل اقامت شان هنوز هم همان خوی و خصلت وقت نشناسی و بی اعتنایی به رعایت برخی اصول و شیوه زندگی را در خود حفظ کرده اند.
همه ما چه این جا و چه آن جا دائم از دمکراسی و آزادی و اقتصاد پویا در و برای آینده کشور سخن می گوییم ولی هیچ کس از خود نمی پرسد که آیا وقت شناسی و رعایت دقیق برنامه های کاری در اجتماع، یکی از ستون فقرات مهم اقتصاد پویا و پیشرفته جامعه نیست و نباید دور از مد نظر داشت و بدان عمل کنیم؟!
امیدوارم آنانی که وقت شناس اند با نظر من موافق بوده و آنهایی که نیستند یا فکر می کنند که نیستند، از این تذکر من دلگیر و خشمگین نشده و آن را به فال نیک گرفته و در باره آن کمی بیشتر تامل کنند!

90

11 بهمن

نام: نهرو لطیف

موضوع: نظر 89 و خودکشی پناهجویان

در این سالها بسیاری در پروسه پناهندگی خودکشی کرده اند . ای کاش مهاجران نوعی سازمان برای کمک به این افراد ایجاد می کردند. اتفاقا فرد در کوران حوا دث سرش گرم است و  خودکشی نمی کند . وقتی آمد جای سا کتی  نظیر اسکاندیناوی  احساس آرامش می کند و می رود صندوقچه روح را با ز می کند غافل از آنکه از ان درون صدها عقده حل نشده  طی تمام این سالها مانده و کپک زده اند . در جعبه را که باز کرد دیگر بسته شدنی نیست. در اروپا هم کسانی که بازجو بوده اند و هم شکنجه شده ها با این مکانیسم اسیر عفریت مرگ شده اند . نگاه ما ایرانیان به مساله خودکشی ناپخته است . اصولا برخورد ما با بهداشت روانی فرد نادرست است.ای کاش کیهان در این مورد یک ستون باز می کرد.

89

11 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: خودکشی پناهجوی ایرانی در آلمان

دوروز پیش خبر رسید که یک هموطن ۳۰ ساله ایرانی عضو سپاه پاسداران به نام محمد رهسپار که گویا هفت ماه قبل به خاطر مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی به آلمان پناهنده شده و در شهر وورتسبورگ در جنوب این کشور در یک اردوگاه پناهندگان خارجی اقامت جسته بود، به دلیل نارضایتی از وضعیت زندگی اش درآن مکان، نیمه شب با ملافه خود را به دار آویخت. امروز درگزارش بعدی از عدم هویت و علت مرگ این جوان ایرانی خبر داده شد.
این گونه اخبار ضد و نقیض به باور من سه نظریه را محتمل می سازد:

 ۱- این جوان به دلخواه خودش به منظور کسب آرامش روحی و یک زندگی با آینده بهتری، پیشاپیش به تنهایی خاک وطن را ترک کرده و به آلمان پناه آورده بود به این امید که به عنوان پناهنده سیاسی به رسمیت شناخته شده و راه و امکانات را برای آوردن همسر و فرزند خویش به این کشور هموار سازد که شوربختانه به منطقه ای از آلمان منتقل گردید که در آن برخوردهای سخت گیرانه و تبعیض آمیز مقامات مسئول دفاتر پناهندگی و مهاجرت نسبت به خارجی ها به ویژه اعراب و ایرانی ها زبانزد خاص و عام می باشند. ولی این امید از وی گرفته شد و احتمال اینکه به زودی به کشورش دیپورت داده شود وی را بی تردید با خطرات حیاتی و بازداشت و حتا اعدام مواجه می کرد؛ به همین جهت او چاره ای جز خودکشی برای خود نمی دید.
۲- او از جانب خود رژیم در پوشش "پناهجو" به آلمان اعزام گردید تا به عنوان "مأمور رژیم" در بین پناهجویان ایرانی رخنه حاصل کرده و اطلاعات مربوط به آنها را در اختیار رژیم قرار دهد ولی از آنجا که از بخت بد وی به این مکان منتقل شده و معلوم هم نیست که در مصاحبه حضوری و پرسش و پاسخ هایش چه مطالبی را در زمینه ارتباط با سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به زبان آورده است، این گمانه زنی وجود دارد که او خودش یا چیزی را به نحوی لو داده باشد به طوری که عرصه زندگی را برایش تنگ و غیرقابل تحمل کرده بود.
۳- رژیم با تهدید مبنی بر بازداشت و گروگان گرفتن همسر و فرزند و خانواده این جوان فراری وابسته به سپاه پاسداران، با وارد آوردن فشارهای پی در پی موجب اختلال وضعیت روحی و روانی وی گردیده که این امر با وضعیت اسفناک اقامت و سکونت درآن اردوگاه نابسامان و کثیف پیوند خورده به طوری که تنها راه خلاص از این دشواری و مخمصه را در خودکشی و ترک زندگی دیده باشد.
به هرحال شاید این جوان مایوس و سرخورده از زندگی،  تنها خود علت خودکشی اش را می دانست؟! روحش شاد و آرامش اش برقرار!

88

11 بهمن

نام: امیر

موضوع: وظیفه ژورنالیستی! و آلترناتیوسازی!

بعضی ها در اینجا ما را با تکرار این وظیفه ژورنالیستی کشتند! چه وظیفه ای؟ شما چرا می خواهید به زور وظیفه ای را که به عهده احزاب و گروههاست به گردن روزنامه ها و رسانه ها بیندازید؟ اینها دارند کار خودشان را انجام می دهند. بروید یقه احزاب و کسانی را که هی حرف می زنند بگیرید که تا کسی هم میرود یک کاری بکند بقیه علیه اش بسیج می شوند! همین سمینار پالمه. من نمی دانم قرار است چه کار بکنند. ولی مگر ممکن است این همه مدعی را در یک جا جمع کرد؟ همیشه یک کسانی هستند که ایراد می گیرند و غُر می زنند. اصلا من می گویم آلترناتیو هم بسازند! چه می شود؟! مگر همین آقای «حق» نمی گوید که تا حالا سمینار گذاشتند و به جایی نرسید؟! خب، این یکی هم نمی رسد! نگرانی شماها از چیه؟! بعد هم می گویید که گنج بخش فلان گفت! مگر یک نفر آدم معیار شماست؟ حالا اگر این گنج بخش می رفت و در آن شرکت می کرد، شما دلیل حرف و مخالفت تان را از دست نمی دادید؟! بابا، یک خورده این غُرزدن ها و ایراد گرفتن ها را کنار بگذارید. حالا اگر یک گروهی بخواهند چه می دانم یک چیزی تشکیل بدهند مگر با این حرف های شما آن را متوقف می کنند؟ آقای «حق» می گوید نیک آهنگ کوثر باعث شد که اینها مصاحبه بکنند و... معلوم است که وقتی جوّسازی می شود آنها هم باید بیایند جواب بدهند. من اصلا نه مخالف و نه موافق این سمینار هستم. آدم هایش را هم بعضی ها را می شناسم که همیشه همه جا هستند و بعضی ها را هم نمی شناسم. به نظر من حضور بعضی آدمها به بعضی از سمینارها واقعا لطمه می زند. ولی نمی آیم بگویم چرا سمینار می گذارید و به بنده نگفتید! خب، بگذارند! خود همین نیک آهنگ کوثر مگه همه کارهایش ردیف است؟!  همه چیزهایش شفاف است؟! بابا، نیست دیگه! چرا چوب لای چرخ همدیگر می گذارید؟ چرا همین انتقاد و خواست تان را که باید شفاف باشد مثل دشمن مطرح می کنید و نه دوست؟! عین همین ها را، به غیر از آن شعارهای مربوط به حقوق بشر و...، در روزنامه های جمهوری اسلامی و کیهان شریعتمداری هم می شود پیدا کرد. واقعا آدم نمی داند به کدام ساز این همه مدعی باید برقصد.

87

11 بهمن

نام: الاهه بقراط

موضوع: نظر 72، فرهاد، 8 بهمن

خواننده عزیز، کاربر مورد اشاره شما در بالاترین درست می گوید. ولی حرف من هم غلط نیست! تأکید من بر اینکه «رژیم اسلامی ایران تنها رژیم در جهان است که در طول حیاتش، خود اقدام به ترور، اعدام، حبس، حصر و حذف بنیانگذاران و بالاترین مقامات و مسئولان خود کرده است!» به سه واقعیت اشاره داشت که در انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر در روسیه  با وجود آنکه در آنها نیز تصفیه  های خونین صورت گرفت دیده نمی شود (گذشته از اینکه انقلابیون در هر دو بسیاری از اعضای خانواده ها و وابستگان سلطنتی، حتا کودکان را به قتل رساندند) :

یکی طولانی و دائمی بودن این تصفیه ها که از همان آغاز شروع شد (من به صادق قطب زاده به عنوان نمونه مشهور اشاره کردم) و شما تردید نداشته باشید تا زمانی که این رژیم هست، ادامه خواهد داشت. این ادعا درباره انقلاب فرانسه و روسیه صادق نیست.

دو، این تصفیه ها به طور فراگیر و در سطوح مختلف مقامات، از ترورهایی که به گردن دیگران انداختند تا حذف آشکار مانند مرگ مشکوک سید احمد خمینی و حصر آیت الله منتظری انجام شد که حالا پس از سی و سه سال به نخست وزیر سابق و رییس مجلس سابق و حتا تصفیه فرماندهان سپاه و غیره رسیده است. در حالی که انقلاب روسیه و فرانسه، خود را از مدافعان دلسوز خود محروم نساختند بلکه منتقدان و مخالفانی را از بین بردند که از نظر فکری و اعتقادی نیز در برابر قدرتی که حاکم شده بود، قرار می گرفتند.

سه، نکته ای که به نظر من بسیار مهم است اینکه، اینها همگی، از حذف کنندگان تا حذف شوندگان، همان هایی هستند که سی و سه سال پیش هم بودند! درست است که نسل دیگری مانند دار و دسته احمدی نژاد هم در دایره تنگ تر قدرت وارد شده، ولی اینها نیز در جوانی خود از یاران همین حکومت بودند و کسی از خارج در آنها وارد نشده است! همه هم فک و فامیل یکدیگرند! این نکته که در مورد آن دو انقلاب  نمی توان مدعی اش شد، به نظر من بسیار بسیار اهمیت دارد. این، یکی از نکات بسیار مهمی است که ساختار سیاسی و اقتصادی قدرت در ایران را به یک قدرت مافیایی بیشتر شبیه می کند. این خاصیت مافیایی نه در انقلاب فرانسه و نه در انقلاب روسیه شکل نگرفت، اگرچه امروز «مافیای سرخ» روسها از همان کسانی شکل گرفته که زمانی درون یا پیرامون قدرت شوروی فعال بودند و ایرانی ها باید حواس شان باشد که صاحبان قدرت اقتصادی در امروز ایران، فردا بنیانگذاران «مافیای سیاه» از نوع ایرانی نشوند!

86

10 بهمن

نام: حق

موضوع:

از گرداننده محترم بخش نظرات سپاسگزارم که ویدئو مصاحبه برخی از شرکت کنندگان در سمینار بنیاد پالمه در پای نظر پیشین ام گذاشتند. این مصاحبه دیروز انجام شد و فکر می کنم عملی واکنشی به نیک آهنگ کوثر مدیر سایت خودنویس بود که صدایش را درآورد وگرنه مثل جلسات لندن و پاریس و... تمام می شد و می رفت. من از او سپاسگزارم که کار ژورنالیستی خود را کرد و قدمی در پاسخگو کردن اهل سیاست از ما بهتران انجام داد. به مصاحبه گوش کردم و سئوالات زیادی تر از پیش در مورد این گونه سمینارها برایم پیش آمد. این آقایان سعی می کردند که نشان دهند که این گونه سمینارها هیچ ارتباطی با الترناتیو سازی و چلبی سازی و... ندارد و فقط درباره چگونگی برگزاری انتخابات آزاد در ایران است که پروسه ای دمکراتیک است و با خواسته جنبش سبز هماهنگی دارد.  اولا که اگر هدف این بود که امیر حسین گنج بخش نمی گفت که هدف این سمینار مشخص نشده و نیک آهنگ کوثر هم از غیرشفاف بودن آن چیزی نمی گفت. در ضمن چرا مردم نباید بدانند که چنین سمینارهایی که مربوط به ما و ایران می شود چه زمانی و در چه مکانی و با چه اهدافی انجام می شوند و شرکت کنندگان در آنها کیستند؟ در این مصاحبه از دمکراسی و شفافیت سخن می گویند ولی در موردش خبر رسانی نمی کنند و اجازه نمی دهند که روزنامه نگاران مستقل در آنجا حضور یافته و گزارش به ما بدهند! اگر این شفافیت و دمکراسی است به درد فقط خودشان می خورد و بس و کوثر درست می گوید که یک جای کارشان می لنگد! می گویند این سمینار چیز آن قدر مهمی نیست که کسی نگران شود. خب اگر نیست چرا پشت درهای بسته باید انجام گیرد؟ دلیلش را درخواست چند شرکت کننده اعلام می کنند که ترجیح می دهند که این چنین باشد تا بتوانند حرف هایشان را آزادانه بزنند! این چه حرف هایی است درباره انتخابات آزاد که این افراد می ترسند ما بدانیم مشکل شان با آن چیست؟ چه کسانی از انتخابات آزاد می ترسند بجز آنانی که چیزی برای از دست دادن دارند؟ حتا نمی خواهند نامشان را هم کسی بفهمد! عجب شفافیت و دمکراسی ای و انتخابات آزادی! نه، این سمینار مثل دوتای قبلی خیلی بو می دهد! اگر راست می گفتند، منشور جهانی حقوق بشر برای ایران را محوربرای همبستگی و اتحاد قرار می دادند که همه شعارهای جنبش سبز را از جمله انتخابات سالم را در بر می گیرد. انتخابات آزاد یکی از مفاد این منشور است و ما باید کل این منشور را بخواهیم تا به همان امنیت و آزادی و رفاهی برسیم که جهان غرب به آن رسیده است. انتخابات آزاد افغانی و عراقی به درد ما نمی خورد. این جماعت اول باید توضیح دهند که چرا  یک قانون اساسی نوین بر اساس کلیه مفاد منشور جهانی حقوق بشر نباید مایه همبستگی و اتحاد همه باشد که بیشترین خوشبختی را برای بیشترین مردم در هر کشوری می آورد! چرا فقط روی یکی از 30 ماده که انتخابات آزاد است تکیه می خواهند بکنند. یک کاسه ای زیر نیم کاسه ی این جماعت هست.

85

10 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: بنیاد پالمه و نظر 84

لیست شرکت کنندگان متنوع است . هم  افراد سالم و هم چنین از پادوهای کهنه کار رژیم  در ان دیده می شود.

مثلا خانم مرجانه ساتراپی با کارهای زیبای خود . اما ایشان فرد ساده لوحی است و افعی هایی نظیر نوشابه امیری و یا مسعود بهنود که یک ملیجک مکار رژیم است نظیر ساتراپی را درسته می بلعند . تشتت ما ایرنیان اتفاقی نیست بلکه رژیم تفرقه افکن های حرفه ای در این سال ها درست کرده است. کار سختی نیست . همان طور که مدد کار اجتماعی کارش ترمیم زخم ها است این تفرقه افکن های حرفه ای کارشان مهار نیروی اپوزیسیون است. اغلب آنان روزی مبارز بوده زندان هم رفته اند و از همان جا صید شده اند . هیچ سازمانی و حرکتی از آنان در امان نیست . اگر دقت کرده باشید تعدادی از افراد خانواده های مجاهدین بعد از سر زدن به قرارگاه اشرف دستگیر و اعدام شدند . و بعد با یورش دوم رژیم به اشرف که دهها نفر کشته شدند و رژیم فکر می کرد کار اشرف تمام است سه مامور زن اطلاعاتی رژیم از اشرف فرار کردند و بعد مصاحبه کردند . رهبری مجاهدین هم برای حفظ ابرو ماجرا را ماستمالی کرد . پس رژیمی که ماموران خود را پانزده سال داخل اشرف نگاه می دارد برای روز مبادا از کار کردن در محیط اروپایی عاجز نیست . یادتان هست خانم مرجانه ساتراپی پس از نشر کتاب خود دعوت شد با استفان اسپیلبرگ «پرسپولیس» را نظیر «شیندلر لیست» فیلم کند ولی قبول نکرد؟  او تحت نفوذ عواملی نظیر مسعود بهنود و نوشابه امیری دو دل شد وگرنه تصورش را بکنید اگر ان فیلم در ان سطح آمده بود در تمام جهان از بولیوی تا هنگ کنگ درست چند ماهی قبل از قیام سبزها  تاثیر ان معادل هزاران بیانیه  سازمان های سیاسی می بود.

84

10 بهمن

نام: حق

موضوع:

 به زودی به دعوت "بنیاد پالمه" در استکهلم سوئد جلسه/جلساتی برگزار خواهد شد که نام دعوت شدگانبه قرار زیر است:شهریار آهی، جواد اکبرین، کاظم اکبرین، کاظم علمداری، رضا علیجانی، نوشابه امیری، علی افشاری، جمشید اسدی، اکبر عطری، مریم معمارصادقی، مهران براتی، احمد باطبی، مسعود بهنود، پرویز دستمالچی، شاهین فاطمی، شهلا فرید، امیر‌حسین گنج بخش، سعید قاسمی‌نژاد، فریدون احمدی، رامین احمدی، فاطمه حقیت‌جو، عباس حکیم‌زاده، فواد پاشایی، احمد رفعت، نیما راشدان، ضیا صدرالاشرافی، مصطفی هجری، بیژن حکمت، پویا جهاندار، مهرانگیز کار، بهزاد کریمی، مرتضی کاظمیان، جواد خادم، محسین خاتمی، فریدون خاوند، منوچهر مقصودنیا، محسن مخملباف، حسن منصور، سراج میردامادی، عبداله مهتدی، مرجانه ساتراپی، شهلا عبقری، نسیم سرابندی، علیرضا نوری‌زاده، ماشااله سلیمی، خالد عزیزی، آرش بهمنی، محسن سازگارا، حسن شریعتمداری، محمد‌علی توفیقی، نیره توحیدی، مجتبی واحدی، مهرداد درویش پور، رامین پرهام، گیتی کاوه، پروین اردلان، فریبا موحبی، گلاله شر افکندی، مهشید پگاهی، ناهید حسینی، شهران طبری، شهلا شفیق، آرام حسامی، رضا حسین بر، هوشنگ اسدی.

برخی از دعوت شدگان گفته اند در این جلسه/جلسات شرکت نخواهند کرد چون اهداف و برنامه های آن غیر شفاف است و معلوم نیست برای آلترناتیو سازی است یا تشکیل دولت موقت در برون مرز یا یک دیالوگ ملی یا تنها یک سمینار ساده! امیرحسین گنج بخش نه تنها گفته است که وقت حضور در این جلسه را ندارد بلکه به دلیل غیرشفاف بودن آن هم حضور پیدا نخواهد کرد. برخی ها هم مثل حسن شریعتمداری جواب نمی دهند که در این جلسه شرکت خواهند کرد یا نه؟ قربون شفافیت و دمکراتیک بودن این یکی هوادارانش بروند که پاسخگویی در قاموس اش نیست که نیست!
باز خواص فراموش کرده اند که صرف نظر از رفتن و نرفتن هایشان به این گونه گردهمایی ها، از طریق رسانه ها اعلام کنند که چنین جلساتی در راه است و درباره چیست و اهداف و نتایج چه بوده و... چرا ما مردم باید از این دست اخبار برون مرزی بی خبر گذاشته شویم؟

امیدوارم نیک آهنگ کوثر، صاحب سایت خودنویس، در این کار ژورنالیستی خود که در شفاف سازی و پاسخگو کردن اهل سیاست آغاز کرده سرمشق همکارانش در برون مرز شود. عادت دادن اهل سیاست ایرانی به پاسخگویی و شفافیت، به نظر من، مهم ترین گام به سوی دمکراسی واقعی است. درود بر همه کسانی که در این راه گام می گذارند و تابوشکنی می کنند. پرسشی از آقای علیرضا نوریزاده دارم، آیا شما که یکی از دعوت شدگان هستید، در این جلسه حضور پیدا خواهید کرد؟ اگر بلی، در چه ظرفیتی، روزنامه نگار یا فعال سیاسی یا به عنوان رئیس مطالعات ایران و اعراب؟ اگر رفتید، آیا گزارش کامل آن را در اختیار مردم خواهید گذاشت و در کجا این گزارش را خواهید گذاشت تا ما آن را بخوانیم؟ با احترام.

کیهان آنلاین: برای اطلاعات بیشتر درباره این سمینار می توانید به این گفتگو مراجعه کنید که آقایان مهران براتی، حسن شریعتمداری، فریدون احمدی، شهریار آهی و محسن سازگارا در آن به پرسش هایی پاسخ می دهند:

http://www.youtube.com/watch?v=4cND_GG9MjI&feature=youtu.be

83

10 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: نظر 80، لابی و نه سفارت

آقای حق جلوی سفارت تظاهرات کردن بی حاصل است. اروپایی ها از تظاهرات ما تنها چیزی که درک می کنند این است که ما خشمگین هستیم و شاید وحشی . زیرا معمولا از دیوار سفارت بالا می رویم و تخریب می کنیم و این حتا برای رژیم ایجاد سمپاتی می کند. بعد هم تظاهرات ما همیشه گنگ است و نظیر ارگاسم زودرس  با سر و صدا شروع می شود و زود تمام می شود و طرف دیگر را در خماری باقی می گذارد.

ما به جای تظاهرات جلوی سفارت ها باید علیه لابی رژیم تظاهرا ت کنیم و علیه سیاست مماشات . کار سخت هم نه در روز تظاهرات بلکه در تدارکات ان است یعنی باید پوستر های  زیبا و گویا تهیه کنیم . دو سال پیش د رنروژ که تظاهرات بود چپ ها آمده بودند در شوک کامل که ولایت فقیه آنان که نزدیک ترین چیز به ولایت پرولتاریاست چرا بدون اجازه آنان در حال سقوط است. مجاهدین با حالت فرقه ای با  عکس های  پیامبران خود آمده بودند که هیچ روایتی از قیام و یا سیاست های مهلک رژیم نداشت و حزب کمونیست کارگری که به عنوان انجمن از شهرداری اسلو کمک مالی هم می گیرد با خست تمام چند پوستر کهنه میکروسکوپی آورده بود که نروژی ها چیزی از ان درک نمی کردند و فقط ما ایرانیان می توانستیم این علایم قبیله ای را کشف رمز کنیم. با صد دلار می شود چند پوستر گویا تهیه کرد . هزاران کارگاه نروژی چاپ وجود دارد و لازم نیست منت حزب و دسته ای ر اکشید . اگر هم بخواهیم یکدست شود کیهان زحمت بکشد آنلاین و یا درنسخه چاپی مسا بقه ای در این مورد را ه  اندازد. ما پوستر کیهان را می بریم می دهیم برایمان پلاکارد بزنند . سوژ ه ان باید در باره خط قرمزهای رژیم باشد نه جدل  فرهنگنامه ای در باره مفهوم آزادی. ادب از که آموختی از بی ادبان. نگاه کنید هر چه را حزب توده و راه کارگر سانسور می کنند و برای رژیم تخفیف می کنند ما آن را باید پلاکارد کنیم .
۱- بانک مرکزی ترور

۲- نسل کشی در عراق
۳- بمب اتمی
۴- لابی نیاک و نقش مخرب ان برای امنیت امریکا و ایرانیان .

82

10 بهمن

نام: حق

موضوع:

جمشاد گرامی، در پاسخ به سه خط آخر نظر 41 تان به من که لحن توهین آمیزش به وضوح دیده می شود، شاهزاده راهکارهایی نشان داده است که اگر به مصاحبه ها و نوشتارهایش رجوع کنید متوجه می شوید از جمله اینکه "... انتظار من نه تنها از خود شورای امنیت سازمان ملل دقیقا رسیدگی به همین وظیفه و مسئولیتی است که قطعا در این مورد دارند، بلکه تمام پشتیبانی های لازمی که از یک سو هم میهنان ما می توانند به عناوین مختلف انجام بدهند برای رسیدگی به این شکایت با فشارهای مختلف آوردن بر دولت ها، احزاب سیاسی، نهادهای به هرحال چه دولتی چه در بخش جوامع مدنی این کشورها و همینطور شهروندان جهان که در این مورد می توانند پشتیبانی خودشان را از این حق پایمال شده مردم ایران نشان بدهند و از دولت های خودشان بخواهند که در این مورد، این رسیدگی حتما انجام شود.  "

این همه راهکار هست برای مشارکت برای آنهایی که می خواهند مشارکت کنند. آنهایی که نمی خواهند مشارکت کنند، هیچ راهکاری را کسی به آنها نمی تواند نشان دهد که مورد قبول شان واقع شود و فقط دبه درمی آورند و آیه یأس می خوانند.
رسانه های ما هم در جلب آرای میلیون ها ایرانی برون مرزی می توانند خیلی کارها بکنند، اگر بخواهند! همه مدعیان روشنفکری که بیانیه های صدها نفری از خودی هایشان هی پس می دهند هم می توانند کمک کنند ولی جمهوری خواهی شان اجازه نمی دهد که از یک شاهزاده ای که از او و خاندانش منزجرند که با او همکاری کنند. نفرت شان از پهلوی ها خیلی بیشتر از عشقی است که ادعا می کنند برای ایران و ملت ایران دارند. از تکثرگرایی و وفاق و درک شان از دمکراسی حقوق بشری هم که اصلا نگو و نپرس! نور بر تاریکی پیروز خواهد شد و همه تاریک اندیشان ایرانی که باعث تداوم این همه جنایت شده اند روزی رسوا خواهند شد. اینها عوض بشو نیستند.

81

10 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: مریم رجوی و ژاندارک

در نظر ات ماه بهمن ماه این مطلب را نوشتم و کیهان فورا نظر مرا به چالش گرفت و شاید فکر کرد یک مجاهد خلق به سبک سربازان امام زمان قصد اخلال د راین صفحه و یا قصد تبلیغ رایگان دارد. من پاسخ کیهان را دادم که چرا شما برای خاتمی و هواداران او فضای مساعد ایجاد می کردید . پاسخ گرفتم آقا جان برو ان کیهان ها را بازخوانی کن تا دریابی ما از پروژه اصلاحات دفاع نمی کردیم اما از جنبش ان استقبال می کردیم. من برخی از شماره های ان زمان را در کتابخانه شهرمان گیر آوردم و باید بگویم مرز جنبش و پروژه مخدوش بود.
اما سوال من امروز رو به گذشته نیست بلکه رو به آینده است. کیهانی که در میان رژیمی سراسر از قاتلان طیف پیدا می کند و برخی را از برخی دیگر ملایم تر می داند  چگونه همین دید را در مورد مجاهدین  خلق پیاده نمی کند؟ مگر مجاهدین یک دست و یک رنگ هستند؟ آیا ما باید از نزدیک به دویست هزار ایرانی یک جا صرف نظر کنیم جانم؟
یادمان باشد کیهان ر ا یک بار نظایر مسعود بهنود به خمینی تحویل دادند . یعنی هواداران حزب توده . امرو ز هم در کیهان چپ های سابق هستند . از همه نسل های ان . ایا این مطلب سبب دید سفید سیاه نمی شود؟ برای من ارزش یک رسانه در توانایی تحلیل ان است.

کیهان آنلاین: معلوم نیست چرا برخی از خوانندگان خودشان می بُرند و می دوزند و بعد هم به تن ما می پوشانند! شما از یک فرد حرف زدید و نه از «دویست هزار ایرانی»! آن یک فرد از سیاست و سخنانش، تا کنون، بر نمی آید که «ملایم تر» از چیزی باشد و از آنجا که کلمه ژاندارک، غلط یا درست،  بلافاصله یک عمل قهرمانانه را در ذهن تداعی می کند، مقایسه شما اساسا بی مورد بود. با این همه نویسندگان کیهان در مقالات مختلف هم درباره اعضا و هواداران مجاهدین و هم درباره اردوگاه اشرف نوشته و در صورت لزوم باز هم خواهند نوشت. نه تنها در مورد مجاهدین، بلکه درباره هر گروهی باید تلاش کرد بخش خشک اندیش آنها منزوی شود و آنهایی که عاقل ترند تقویت شوند. ضمنا توجه داشته باشید که بخشی از مقاومت یا اعتراض درونی رژیم، حتا اگر به دلیل حفظ قدرت و جایگاه خودشان هم باشد، از درون همان «طیف» اصلاح طلب «پروژه اصلاحات» شکل گرفته است که کیهان تشخیص داد. تأثیر «جنبش اصلاحات» از درون مردم بر آن پروژه و پیشبرندگانش را نباید نادیده گرفت.

80

10 بهمن

نام: حق

موضوع:

با درود، در لینک زیر مصاحبه شیرین عبادی را می توانید بخوانید و هم گوش کنید.
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,15693984,00.html
شیرین عبادی گفت که راه دومی هم وجود دارد که در مورد سودان انجام گرفت. او گفت که اگر شورای امنیت به اتفاق آراء بپذیرد که شکایت علیه خامنه ای به دادگاه لاهه ارجاع شود، این کار شدنی است. این را شاهزاده می دانست و به همین دلیل بود که او چندی پیش گفت که این راه دوم را دارد می رود. پس این حرف تازه ای نبود که شیرین عبادی زده است! شیرین عبادی، همان طور گفت که "شهروندان عادی حق ندارند چنین درخواستی را مطرح کنند. بلکه کشورهای عضو شورا می ‏توانند چنین درخواستی را طرح کنند که در خصوص ایران، هیچ کشوری که عضو شورای امنیت باشد، تا به حال چنین درخواستی از شورای امنیت نکرده است." . اولا حق دادنی نیست بلکه گرفتنی است. در این یک مورد حرف و حدیث زیاد است ولی در کدام قانون در دنیای پیشرفته آمده است که یک شهروند عادی چنین حقی را ندارد. اگر ندارد حتما باید تنبیه هم بشود چون از حق و حقوق قانونی خود تجاوز کرده است و باید تنبیه شود. تنبیه شاهزاده طبق قانون چیست که شیرین عبادی می گوید که شاهزاده این حق را ندارد؟ این حق را چه کسی از او گرفته است؟ می گوید ما حق نداریم از یک جلاد شکایت کنیم. روی سخنم با شماست برنده جایزه نوبل صلح: پس  ما چه کار باید بکنیم، شما که کاری تا حالا نکرده اید! آیا می گویید ما باید دست روی دست بگذاریم و منتظر بنشینیم که یک کشور بیگانه دل سنگ اش به حال زارمان بسوزد، از منافع ملی اش صرف نظر کند و بده بستانش و باج گیری از رژیم را متوقف کند، و از خامنه ای به جرم جنایت علیه بشریت شکایت کند! راه حل شما برنده جایزه صلح نوبل که افتخار کرده و می کنید که اولین زن مسلمان هستید، و نه اولین زن ایرانی، که این جایزه را دریافت می کند، چیست؟! می گویید که مردم بروند دم در خانه موسوی و کروبی در ایران و همان جا بمانند تا این دو آزاد شوند. شما همسر و فرزندان و دوستان و فک و فامیل همگی تان در ایران هستند. چرا به عنوان پیشتاز انها نمی روند تا نتیجه اش را ببینید و ببینیم! می گویید برویم جلوی سفارت خانه های رژیم تان در سراسر دنیا. خب، سازماندهی کنید و فقط شعارش را ندهید! 11 ماه از حبس و حصر موسوی و کروبی گذشته و در همه این مدت چه سازماندهی ای در این رابطه که شعارش را می دهید انجام داده اید، هیچ! نوریزاد دیگر با چه زبانی به شما بگوید که از خامنه ای شکایت کنید، چرا نمی کنید؟ حال که شاهزاده این شکایت را کرده، کمک اش کنید، چرا چوب لای چرخ اش می گذارید! نفرت شما از او بیشتر از غم تان برای ملتی 75میلیونی است دیگه، و کاریش نمی تونید بکنید.کینه شتری یعنی این!

79

10 بهمن

نام: عباس ورزیلی

موضوع: شیرین عبادی، رضا پهلوی و علی خامنه ای

من ایرانی نوبل ندیده وقتی خانم عبادی جایزه نوبل گرفت تا امروز در هر محفلی در مقابل ایجا د شک به ایشان دفاعی کرده ام.

اما مصاحبه او در واقع نوعی دفاع از خامنه ای است. فراموش نکنیم زمان بسیار حساسی است . اوباما مرتبه به خامنه ای نامه می دهد . اگر برای بقیه جهان هم اثبات گردد او جنایتکارجنگی است آن وقت اوباما  باید نامه پرانی را قطع کند . عواقب ان برای رژیم مهلک است زیرا در شش سال گذشته این نامه نگاری ها امتیازی برای خامنه ای در مقابل جناح رفسنجانی بوده است . به رفسنجانی  دهن کجی می کرده که فقط تو بلد نیستی با مک فارلین و الیور نورث لاس بزنی من هم بلدم. از طرفی خانم عبادی حالا تصویرش ویترین لابی نیاک و دار و دسته تریتا پارسی را زینت می دهد بروید نگاه کنید . این لابی نامه ها را با پیک مخصوص می برد تهران و برعکس . در چنین شرایطی رضا پهلوی عالی است. آفرین بر تو پسر رضا شاه .
من در اسلو زندگی می کنم . حق این است برویم به این کمیته الاغ های نروژی که جایزه نوبل صلح را هر سال می دهند بگوییم جایزه عبادی و اوباما را پس گرفته و هر دو را بدهند به رضا پهلوی . از ان بهتر، بیایید با هم نیاک را ببریم زیر نورافکن رسانه ای . سوژه بسیار جالب است و خبرنگاران آمریکایی آنها را در رسانه ها مثله می کنند . به جای وقت تلف کردن در ستون نظرهای کیهان که فقط توسط فارسی زبانان خوانده می شود شبی دو خط به زبان کشوری که در ان مقیم هستید بنویسید  تا چند هفته دیگر که موج بعدی قیام در وطن بلند می شود اماده باشیم.

78

9 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: احمدی نژاد: کجا در آمریکا دمکراسی است/ آیا در آمریکا و اروپا فریادرسی است؟

 احمدی نژاد دروغگویی راستگو است! دروغگوی راستگو به کسی می گویند که واقعیت ها را وارونه جلوه می دهد یعنی آنچه را که به دیگران نسبت می دهد، درواقع به خودش مربوط می شود.
وقتی می گوید: كجا در آمريكا دموكراسي است، منظورش این است که در کجای ایران دمکراسی است. یا اینکه آیا در آمریکا و اروپا فریادرسی هست، تلویحا اشاره به ایران و برخی کشورهای منطقه دارد.
احمدی نژاد که در "اجلاس جهانی جوانان و بیداری اسلامی" سخن می گفت، در بخشی از سخنان خود گفت: ... كدام كانديداي مستقلي در آمريكا امكان راي آوردن دارد در شرايطي كه هر يك از اين دو حزب براي انتخابات ميلياردها دلار هزينه مي‌كند كدام آزادي و دموكراسي، در كجاي اروپا دموكراسي است، سوال مي‌كنم مردم اروپا براي اين‌كه بگويند از اين حاكمان خوششان نمي‌آيد و آن‌ها را قبول ندارند ديگر چه كار بايد كنند به كي بايد پناه ببرند. آيا در آمريكا و اروپا فريادرسي است. همه اين‌ها بازي‌هاي سياسي و فريب است اين‌ها چطور مي‌خواهند به ديگران دموكراسي و آزادي بدهند معلوم است كه يك فريب جديد است و ما همه بايد در منطقه هوشيار باشيم.
اگر با دقت متن این سخنان را بخوانیم ، از لابه لای جملات درمی یابیم که نیش سخنان را متوجه حکومت ولایت فقیه کرده و آنچه که در جمهوری اسلامی و نهاد های وابسته به بیت رهبری به ویژه دو قوای مقننه و قضایی تا کنون گذشته و می گذرد را در لفافه بیان کند. او آن قدر هم نادان و بی خبر از دنیا نیست که نداند دمکراسی و فریادرس در آمریکا و اروپا به اندازه کافی وجود دارد، و آنچه که وجود ندارد، در ایران اسلامی تحت حاکمیت زور و ستم رژیم بدخیم آن حکمفرماست.

77

9 بهمن

نام: جمشاد

موضوع: خانم عبادی چنین گفت!

در مصاحبه با رسانه همگانی آلمانی "دویچه وله" حقوقدان شیرین عبادی در رابطه با شکایت شاهزاده رضا پهلوی از علی خامنه ای به اتهام جنایت علیه بشریت که قرار است به شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت رسیدگی در دادگاه بین المللی لاهه ارائه شود، اظهار داشت که با توجه به عدم پایبندی جمهوری اسلامی به اساسنامه حقوقی دادگاه بین المللی لاهه (جمهوری اسلامی در مجاور برخی کشورها مانند آمریکا، هند و چندین کشور دیگر اساسنامه را امضا نکرده است) هیچ شهروند ایرانی حق طرح شکایت از رهبران و دولتمردان کشورش در دادگاه لاهه را ندارد. واین همان چیزی است که من در نظرات پیشین خود بارها بر آن تأکید داشته و خاطر نشان ساخته ام که چنین شکایتی بی نتیجه بوده و دادگاه لاهه آن را وارد نخواهد دانست تا چه برسد به این که حکمی هم درباره آن  صادر کند!
به همین جهت شاهزاده رضا پهلوی قصد دارد که در آینده نزدیک (بنا به گفته مشاور حقوقی و همکار ایشان در تدوین و تنظیم اسناد و مدارک مربوط به شکواییه مذکور، آقای محمد مصطفایی) پرونده تکمیلی را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه دهد زیرا به گفته آقای مصطفایی فقط اعضای شورای امنیت می توانند در این صورت پرونده شکایت را به دادگاه لاهه جهت رسیدگی و تصمیم نهایی ارجاع دهند.
خانم عبادی اما در عین حال از "ارزش سیاسی" اقدام رضا پهلوی سخن نگفت بلکه از "بیشتر جنبه تبلیغ سیاسی تا ارزش حقوقی داشتن" این شکایت نام برد. بنا براین به نظر این خانم طرح شکایت رضا پهلوی از علی خامنه ای نه تنها فاقد ارزش سیاسی است بلکه ایشان رضا پهلوی را با اقدام به چنین کاری متهم به تلاش برای مصاحبه های گوناگون رسانه ای و در نهایت مطرح کردن خویش در انظار و افکار عمومی جهان می کند؛ آنچه را که خود وی در هر فرصتی همیشه و همه جا به دنبالش بوده و هنوز هم هست!

76

9 بهمن

نام: مریم بانو

موضوع: ای کاش کنایه بودی! نظر 27 مریم بانو

نازنین کیهان آنلاین، و اما بعد که حکم شد آی مردم!! محبت کرده لینک نگذارید، کردار را راست کرده و به سایت خودنویس و سکولار نو اشارتی نرفت.

کیهان آنلاین: کاش همه مثل شما حرف گوش کن بودند! ولی شما حرف ما را بد برداشت کردید. مواردی وجود داشت که فقط لینک سایت های دیگر را در اینجا می گذاشتند و یا مطالبشان را کپی می کردند. ما گفتیم این کار را نکنید برای اینکه اینجا برای نظر شماست و نه مطالب و لینک سایت های دیگر. دیگر خود خواننده باید تشخیص بدهد وقتی نظر می دهد یا به مطلبی اشاره می کند، کجا لینک لازم است که آن را به عنوان منبع بگذارد و ممنون خواهیم شد که منبع اصلی باشد و نه سایت هایی که آنها را کپی کرده اند.

75

9 بهمن

نام: مهران

موضوع: خانم عبادی چنین نگفت

خانم عبادی در مصاحبه خود شرح می دهند که به لحاظ حقوقی ، کشیدن خامنه ای به دادگاه غیر ممکن است ، اما ایشان به باور من، از ارزش سیاسی شکایت  شاهزاده رضا به هیچ وجه نکاسته اند . این بسیار خوب است که توجه جامعه جهانی به جنایات رژیم اسلامی و در صدر آن خامنه ای جلب شود و این درست نکته ای است که شیرین عبادی به آن اشاره می کند . من تصور می کنم که ما بایستی از شک و تردید در مورد دیگران دست برداشته و کمی هم به دیگران اعتماد کنیم . خود شاهزاده مبلغ دموکراسی در آینده ایران است ، و این به معنی آن نیست که همه باید مثل هم بیاندیشیم . تکثر افکار و برخورد مسالمت آمیز اندیشه ها تنها راه رسیدن به آزادی و کرامت انسانی است.

کیهان آنلاین: نکته ای هم که باید به آن  توجه کرد این است که شاهزاده رضا پهلوی این شکایت را به شورای امنیت ارائه کرده و از اعضای آن خواسته است تا آنها آن را پیگیری کنند زیرا آنها هستند که از نظر حقوقی می توانند این شکایت را مطرح کنند.

74

9 بهمن

نام: مریم بانو

موضوع: آیا  علم بقراط اپوزیسیون ایرانی را معالجه می کند؟

دوتا محسن، یک علیرضا و یک شهریار و.....می خواهند در " کنفرانسی"  به نام » آیا روح اولاف پالمه اپوزیسیون ایرانی را متحد می‌کند؟« در هوای سرد استکهلم گرد هم آمده ، روح سوسیالیست معروف سوئد را احضار و نتایج کنفرانس لندن، پاریس و... را با ایشان بررسی  و درخواست اتحاد اپوزیسیون ایرانی را از آن روح بزرگوار بنمایند. دانسته نیست که عنوان کنفرانس چگونه کشف شده و هیچ هم دانسته  نیست روحی که توانایی نشانه دادن از قاتلین خود را ندارد، چگونه راهنمای اتحاد ایرانیان تواند بود؟  چنانچه کسان دیگری از این ایده سوء استفاده کرده و از ارواح معروف لیبرالیست، کمونیست، فاشیست و روح الله یاری خواسته و کنفراس پشت کنفرانس تشکیل دهند، تکلیف اپوزیسیون  یتیم ایرانی چه خواهد شد؟
پر روشن، چنانچه پدیده ای (مثلا پدیده اپوزیسیون) را نتوان به نحوی علمی وشناخت علل و ریشه های آن توضیح داد، معمولا آن را به مقاصد شیطان و ارواح و اجنّه نسبت می دهند. درست است که شیطان، روح و اجنّه ای در کار نیست، اما نگون بختی روشنفکران وطنی در آن است که گویا همچنان به طلسم روح واجنّه، گرفتارند!  آیا به راستی دوستان که خود را " هادی سیاسی" می دانند، راهنمای مردم هستند؟  برای اتحاد اپوزیسیون ایرانی از روح  اولاف پالمه مدد خواستن  چه تفاوتی با علی مدد گفتن ملایان و ازروح امام زمان درخواست نجات ایرانیان را کردن دارد؟
شود آیا که علم و خرد بقراط ذهن و روان شما ها و من را معالجه کند؟ ایشالا!!

روح باعلم است و با عقل است یار
روح را با تازی و ترکی چه کار؟!
مولوی
 کیهان آنلاین: مریم بانو جان، مطمئن هستید که عنوان کنفرانس همان است که شما نوشتید؟ ما فکر کردیم نویسنده ای آن را به کنایه چنین نامیده است.

73

9 بهمن

نام: مهران

موضوع: انقلاب داریم تا انقلاب

من قطعا قصد جسارت ، و به جای خانم بقراط عزیز جواب دادن را ندارم. فقط میرخواهم نظر خودم را با فرهاد عزیز در میان بگذارم . البته این درست است و اتفاق افتاده است که در انقلاب های گوناگون در جهان عده ای از انقلابیون به دست انقلابیون دیگر ترور شده اند. اما مساله این است که انقلاب ها دارای یک نقطه آغازین بوده ، مدتی در جریان می باشند و سپس در صورت پیروزی به پایان می رسند . رژیمی که بر آمده از انقلاب است دیگر رژیم ، سیستم ، دولت ، و یا حکومت انقلابی نامیده نمی شود. به طور مثال اتحاد شوروی سوسیالیستی که بعد از پیروزی  انقلاب اکتبر در سال ۱۹۱۷ تاسیس شد ، در سال ۱۹۹۱ نه به عنوان حکومت انقلابی ، بلکه به عنوان حکومت سوسیالیستی فرو پاشید. بیشترین قتل ها نه در زمان لنین که رهبر آن انقلاب بود ، بلکه در زمان استالین و بعد از مرگ لنین ، آن هم نه به صورت ترور ، بلکه به صورت محکومیت به اعدام در دادگاه های فرمایشی به وقوع پیوستند. اعتراف های محکومین به
اعدام ، که فرد محکوم ، قبل از شروع دادگاه و در زندان به لحاظ روانی و به تدریج  ، مرگ خود را به نفع مردم و پیشرفت برابری و سوسیالیسم می پذیرفت و کینه ای از پیشوای طبقه کارگر ، استالین به دل راه نمی داد ، از شاهکار های دوران استالین به حساب می آیند. البته ترور هم گه گاهی صورت می گرفت ، مثلا ترور رهبر حزب کمونیست شاخه لنینگراد که به غرب نسبت داده شد، یعنی آقای ´´کیروف ´´یکی از آنهاست. اما این گونه ترورها بسیار کم و به ندرت اتفاق می افتاد .
این تنها جمهوری اسلامی است که پس از سی و اندی سال هنوز در حال انقلاب می باشد و هنوز در دادگاه های انقلاب خود را نبسته و در آن ترور استمرار دارد. همه انقلاب ها در جهان با نیت نیک و بهبودی موقعیت سیاسی ، اجتماعی و معیشتی به وقوع می پیوندند. حال بعد چه می شود و چرا می شود از حوصله این مطلب کوتاه خارج است . این تنها انقلاب اسلامی است  که رهبران آن از تبهکاران بودند و ترورهای تبهکارانه خود را از به آتش کشیدن سینما ´´رکس ´´ در آبادان و قبل از آن شروع کرده و تا به امروز به طور مستمر ادامه می دهند . این تنها انقلابی است در طول تاریخ بشریت، که جهنم را به مردم نوید داد و بعد از تاسیس، به قول خود عمل کرد .
این تنها انقلابی است که تمام رهبران آن از مذهبیون تا چپی ها ، تا نهضت آزادی ، تا جبهه ملی ، همگی سودای حکومت کردن ، آن هم به شکل فردی را در سر می پروراندند و چون مدعی زیاد و کشور یکی بود ، آنکه قوی تر بود دیگران را خورد  و البته به چنین تبحری در این حذف کردن ها دست یافت که شاهد همه روزه آنیم . این تنها انقلابی بود که به پیروزی تروریست ها و جنایتکاران و دزدان ، اجامر و اوباش ختم شد.

72

8 بهمن

نام: فرهاد

موضوع: انقلاب فرزندان خود را می خورد!

در بالاترین خواندم که یک نفر در نقد این جمله خانم بقراط در همین مقاله اخیرشان «آزادی من یا آزادی دیگران؟!» که «رژیم اسلامی ایران تنها رژیم در جهان است که در طول حیاتش، خود اقدام به ترور، اعدام، حبس، حصر و حذف بنیانگذاران و بالاترین مقامات و مسئولان خود کرده است!» نوشته بود درست نیست و در انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر روسیه هم چنین اتفاقی افتاده است. چون فکر می کنم خانم بقراط از تاریخ این دو انقلاب بی اطلاع نبوده باشد، می خواستم بدانم چه توضیحی در این مورد و حرف آن کاربر بالاترین دارد؟ سپاسگزارم.

71

8 بهمن

نام: کاوه یزدانی

موضوع: گفتگو

کیهان آنلاین: جناب یزدانی، این صفحه برای گفتگوی شما با خوانندگان دیگر کیهان است. اگر حرفی با نویسندگان کیهان دارید، می توانید با ایمیل آنها که هم در نسخه چاپی و هم در صفحه اول کیهان آنلاین منتشر می شود، تماس بگیرید. اگر حرفی با خوانندگان کیهان دارید، در اینجا می توانید مطرح  کنید. دست از فحاشی و تهدید بردارید و با همتایان خود در این صفحه به گفتگو بپردازید و این واقعیت را بپذیرید که کسانی وجود دارند که 180 درجه با شما تفاوت فکری دارند. شما با این شیوه دشمنانه نمی توانید تأثیری در فکر و عقیده آنها بگذارید. وقتی با ما که یک رسانه هستیم، آن هم ظاهرا اختلاف 180 درجه ای با ما ندارید، این طور برخورد می کنید وای به حال دیگران. از شما خواهش می کنیم نظم و متانت این صفحه را بر هم نزنید و تلاش نکنید آن را به صفحات مشابهی تبدیل کنید که همه در آن در حال ناسزا گفتن به یکدیگرند چون مانند هم فکر نمی کنند! حتما سایت های بسیاری وجود دارند که مسائل مورد علاقه شما را دنبال می کنند. بارها این مسائل از جمله «فدرالیسم» و «سکولاریسم» نو یا کهنه در اینجا مطرح شده و خوانندگان، به هر دلیلی، واکنشی نشان ندادند. انتظار نداشته باشید کیهان و نویسندگانش کار و وظیفه اصلی خود را رها کنند و بیایند در  اینجا به گفتگو بپردازند. اینجا برای شما خوانندگان است که با یکدیگر به گفتگو بپردازید. اظهار نظر کیهان آنلاین هم عمدتا برای روشنگری است و اینکه برخی حرفها در هوا و بدون مخاطب باقی نماند و در عین حال کسانی که نظر می فرستند بدانند اینجا امکانی است که با زحمت و کار دیگران در اختیار آنها قرار می گیرد و توسط امدادهای غیبی هدایت نمی شود. برایش زحمت کشیده می شود، زحمت! تا قدر این زحمت را بدانند و بدانید. وگرنه می توان کانال را باز گذاشت تا همه نظرها مستقیم در اینجا منعکس شوند و بعد از یک روز انگار نه انگار که حرفی زده شده است. فکر می کنیم متوجه شده باشید که کیهان آنلاین تنها سایتی است که نظر خوانندگانش را آرشیو می کند. زیرا نظر شما برای ما مهم است اما نه فحاشی و تهمت و ادعاها و احکامی که یک تنه به قاضی رفته و صادر کرده اید. اینها را می توانید در سایت های دیگر منتشر کنید. اما «نظر»تان را برای ما بفرستید. این آخرین حرف ما در این زمینه با شماست. تهدیدها و فحاشی هایتان منتشر نخواهد شد. نظرهایتان منتشر خواهد شد.

70

8 بهمن

نام: شیرین طبیب زاده

موضوع: یادی از داریوش همایون

با سلام و با تشکر از انتشار مقالۀ دیگرم، فکر کردم یادی از داریوش همایون در سالروز ِ خاموشی اش بی مناسبت نباشد، اگر صلاح می دانید. با تشکر فراوان.
کیهان آنلاین: چرا اذیت می کنید؟ خیلی برایتان سخت است مقاله تان را به ایمیل دیگر بفرستید؟ اینجا برای نظر خوانندگان است و ما بارها خواهش کردیم آنچه را خوانندگان به صورت مقاله می نویسند به این نشانی بفرستند
postchikayhan@aol.com مقاله شما در بخش «نظر» منتشر خواهد شد.

69

8 بهمن

نام: لولا

موضوع: گلدن گلوب

  زمانی که می بینیم جایزۀ صلح نوبل ، که شاید بارها از این جایزه معتبرتر باشد ، چنان بازیچۀ سیاست شده که هم به اوباما می رسد و هم به مشاطه گر رژیم عبادی ، آن وقت است که باید کمی در این مورد تامل کنیم.

کیهان آنلاین: این نظر در میان نیما و محمد و هیلدا جا مانده بود.

68

8 بهمن

نام: نیما، محمد، هیلدا

موضوع: اصغر فرهادی و جایزه گلدن گلوب، جدایی نادر

 اين جايزه بازی ها جنبه سياسی دارد و همان طور که جايزه شيرين عبادی و جايزه اکبر گنجی و ديگران جنبه سياسی داشته است. گفته های آقای فرهادی کارگردان که موضوع را به صلح دوستی ايرانيان مربوط می کند معنی سياسی ويژه ای دارد که بايستی پرتقال فروش را پيدا کرد...

اصلا یک مسئله اساسی را که نبایستی از ان غافل بود، این است که چهره متعفن و  کریه جمهوری اسلامی مانند همه فیلم های دیگر رژیم که به جشنواره ها فرستاده می شوند، همواره پاک و بی الایش بوده، ولی در عوض همه مصائب و مشکلات برخاسته از درون خانواده هاست، شما در همین فیلم جدایی نادر از سیمین ببینید که چه تصویر زیبا و مثبتی از قاضی و دادگاه، نمایش داده می شود.

 هرروز به نوعی مردم را گول می زنند. من اين فيلم جدایی را ديده ام و بسيار فيلم بی مصرفی است و فيلم های بهتر از اين در رژيم اسلامی بازی شده است ولی هيچ کدام برنده نشده در اين فيلم چون دختر حاتمی در آن ايفای نقش می کند و زبان فرانسه را به خوبی مي داند از سوی فرانسوی ها تلاش شده است تا باج هایی گرفته و فيلم پنجم فرهادی را به ترتيبی به جشنواره تقسيم جايزه فرستاده اند.

جايزه از سوی مادونا که پيچيدگی های زندگی او زبانزد است و در هنگام معرفی مجری برنامه با تمسخر و با لحنی غير مودبانه اعلام کرد اين مورد را خانم مادونا که تا کنون «دوشيزه» مانده است! معرفی می کند و خانم مادونا در پاسخ گفت: اگر فکر می کنی هنوز ب..ارت دارم، می توانی و از عهده ات برمی آيد همين جا جلوی دوربين می توانی آن را امتحان کنی (نقل به مضمون) و سپس جايزه به اصغر فرهادی بدون اينکه دست بدهند داده شد. درحالي که پيش از آن آقای اصغر فرهادی با کارگردان فيلم ديگری که رقيب بود، با خانم آنجلينا جولی دست داده و از نزديک گفتگو کرده بودند.

کیهان آنلاین: بعد از این همه مدت نمی شود که چند نفر یک دفعه با هم به یاد گلدن گلوب بیفتند و پشت هم برای این صفحه ایمیل بفرستند! از آنجا که چند ایمیل را یک نفر فرستاده، ما همه را یک کاسه کردیم.

و اما درباره نادر و سیمین. معلوم است که به خانم مادونا گفته بودند دست اش را برای دست دادن دراز نکند. هیچ کس هم در سیاسی بودن این جایزه ها فکر نمی کنیم شکی داشته باشد. به ویژه اسکار که اساسا از سوی کشورها به آکادمی اسکار معرفی می شود و دولت احمدی نژاد از همان زمانی که گروهی از این آکادمی به ایران سفر کرد نقشه جوایز بزرگ را برای موزه اش کشیده بود. برای اطلاعات بیشتر هم می توانید به سایت سینمای آزاد مراجعه کنید.

67

8 بهمن

نام: کاوه یزدانی

موضوع:  آنکه نمی داند، نادان است، آنکه می داند اما انکار می کند، جنایتکار است (برتولت برشت)

کیهان آنلاین: آقای کاوه یزدانی، شما «بی پرده و پوست کنده» حرف نمی زنید بلکه در این نظرهای اخیرتان که ما آنها را به خاطر حفظ آبروی نام مستعارتان منتشر نمی کنیم، فحاشی می کنید! یقه ما را هم با فحاشی گرفته اید. اگر به غیر از آنچه تا کنون گفتید و پاسخ هم گرفتید و به غیر از فحاشی، حرف و نظری برای گفتن داشته باشید، این صفحه همچنان در اختیار شماست.

66

8 بهمن

نام: حق

موضوع:

خانم بقراط گرامی، سه مقاله اخیر شما را واقعا پسندیدم و می دانم که به حق مورد استقبال میهن پرستان ما و آزادی خواهان مترقی و پیشرو واقعی ما قرار گرفته است.
شیرین عبادی میگه که رضا پهلوی حق نداره از خامنه شکایت علیه بشریت بکنه! و این کارش را تبلیغاتی سیاسی و واسه گرفتن چندتا مصاحبه بوده! واسه خالی نبودن عریضه هم این امتیاز را با اکراه به شاهزاده داده که عده ای بیشتر می فهمن که خامنه ای در ایران جنایت علیه بشریت می کنه. من میخوام بدونم که آیا این اصلاحات چی قبلا هم در جایی اعلام کرده بود که خامنه ای در ایران جنایت علیه بشریت می کنه یا یهویی از دهنش در رفته؟!
لینک گفتگوی شیرین عبادی با دویچه وله:
 http://www.dw-world.de/dw/article/0,,15693984,00.html
شیرین عبادی، نزدیک ۳ سالست در برون مرز تشریف داشته است و من بدین وسیله از ایشان می خواهم که گزارشی از فعالیت های خود در این مدت به ملت ایران ارائه کنند تا مردم ببینند که فعالیت هایشان تا به حال به چه درد ما خورده است. همان طور توضیح دهند در ایجاد همبستگی ایرانیان برون مرز چه کرده اند؟ یا در مورد پناهندگان آواره ایرانی چه اقداماتی به عمل آورده اند و آیا با آنها در اردوگاه ها در تماس بوده اند یا نه؟ یا چه کارهایی برای رسیدگی به پرونده های پناهندگان کرده است؟
شیرین عبادی در مدتی که در برون مرز بوده است، من ندیده ام که ۵ میلیون ایرانی برون مرزی را مخاطب قرار داده باشد و یا با رسانه هایی مثل تلویزیون پارس و رادیو صدای ایران و کیهان لندن و... گفتگویی کرده باشد یا خواسته باشد که چنین کند. به نظر می رسد که او با ما قهر است ولی هر رسانه بیگانه ای که بخواهد با او گفتگو کند پا برهنه به سویش می دود و استفاده های سیاسی خودش را می کند و بعد کار شاهزاده را با درافشانی هایش تحقیر می کند و تبلیغات سیاسی می نامدش و...  اینم شد مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل که ما داریم!
شیرین عبادی آزادی را برای که می خواهد!
آیا شیرین عبادی تا حالا کاری برای ما مردم به ویژه در برون مرز کرده که من از او سپاسگزاری کنم؟! چه کارهایی کرده یا باید می کرده و نکرده؟! با سپاس فراوان از خانم الاهه بقراط گرامی.

65

8 بهمن

نام: کاوه یزدانی

موضوع: هیچ زندانی، رنج آورتر از آزادی در میان عده ای دروغگو نیست!

کیهان آنلاین: ما از انتشار این نظر شما معذوریم زیرا هم فکر می کنیم آن را اشتباهی به جای اینکه به سایت دیگری بفرستید برای ما فرستادید زیرا ربطی به مضامینی که در اینجا منتشر می شود ندارد (فدرالیسم غیرمتمرکز، سکولاریسم نو و...)، و هم اینکه مخاطبان خود را که گویا با آنها وارد «گفتگو» شده اید، «بی شرم»، «فرومایه»، «بی محتوا»، «نادان»، «مرغی که تخم گذاشته و قدقد می کند»، «سگی که پارس می کند»، «دغلباز»، «خائن» و... نامیده اید!


نظرهای قبلی را می توانید در
آرشیو بخوانید.



                                □□□ تکفروشی کیهان در فروشگاه های ایرانی

                                □□□ اشتراک کیهان: کیهان را مشترک شوید


Kayhan کیهان© kayhanlondon 2000-2010/12 U.K. London ■■■